پیچیدگی دیپلماتیک اسلامآباد به آسیبپذیری نظامی مستقیم تبدیل شده است، زیرا حملات موشکی منطقهای، میانجیگر اصلی جنوب آسیا را به جنگی در حال گسترش میکشاند. درگیری پاکستان و ایران، رهبری نظامی را مجبور میکند که بین تضمینهای دفاعی با حامیان عرب و ثبات داخلی ناپایدار انتخاب کند. با تسریع حملات مرزی و بسته شدن گلوگاههای منطقهای، درگیری در حال گسترش پاکستان و ایران، رهبری پاکستانی را با حاشیه تقریباً صفر برای خطا مواجه میسازد.
گسترش سریع درگیری پاکستان و ایران
چهار هفته پیش، پاکستان به عنوان یکی از بزرگترین برندگان جنگ آمریکا و ایران به نظر میرسید.
رئیس ستاد ارتش آن، مارشال میدان آسم مونیرا، به مدت چند ماه بین واشنگتن، تهران و پایتختهای خلیج فارس در حال رفت و آمد بود. به عنوان بخشی از تلاشهایش، پاکستان میزبان اولین مذاکرات رو در روی آمریکا و ایران در سالهای اخیر بود و به میانجیگری یادداشت تفاهم اسلامآباد کمک کرد که معاون رئیسجمهور جی دی ونس در ژوئن امضا کرد و از مونیرا تشکر کرد و او را یکی از “افراد بسیار، بسیار مهم” در زندگیاش خواند.
اسلامآباد یک شرکت لابیگری در واشنگتن استخدام کرد تا آن حسن نیت را به همکاریهای دفاعی و سرمایهگذاری در معادن تبدیل کند و نخستوزیر پاکستان، شهباز شریف، از “خورشید پیشرفت و رفاه” برای اقتصاد به شدت تحت فشار پاکستان صحبت کرد، پس از اینکه یادداشت تفاهم بین آمریکا و ایران به پایان عملیاتهای نظامی عمده انجامید.
از آن زمان، سرنوشت پاکستان معکوس شده است. درگیریها بین واشنگتن و تهران از سر گرفته شده و اهداف دوگانه اسلامآباد برای اینکه میانجی مورد اعتماد ایران و ضامن امنیت کشورهای عرب خلیج فارس باشد، دوباره در تضاد قرار گرفته است.

خطر درگیری در حال افزایش پاکستان و ایران
رئیسجمهور دونالد ترامپ در اوایل ژوئیه اعلام کرد که این توافق “پایان یافته” است، پس از آن ایالات متحده به اهداف غیرنظامی و نظامی در ایران حمله کرد. ایران نیز در تاریخ 18 ژوئیه از طریق معاون وزیر خارجهاش، کاظم غریبآبادی، اعلام کرد که “تمام تعهدات” خود را تحت این چارچوب “تعلیق” میکند. از آن زمان، جنگ به طور دقیق به نوعی درگیری منطقهای چند جبههای گسترش یافته که پاکستان در بهار سعی در جلوگیری از آن داشت.
روشنترین نمای جدید برای پاکستان در عربستان سعودی است، جایی که ایران پایگاه هوایی سلطان را در الخرج هدف قرار داد — این نخستین حمله مستقیم به خاک سعودی از مارس به شمار میرود — تنها چند روز پس از آنکه حوثیها، همپیمان یمنی ایران، موشکهایی به سمت پادشاهی شلیک کردند و فرودگاه ابها در جنوب کشور را هدف قرار دادند. این تشدید تنش پس از آن رخ داد که نیروهای همپیمان سعودی به فرودگاه صنعا در یمن حمله کردند تا از فرود یک هواپیمای ایرانی جلوگیری کنند؛ وزارت خزانهداری ایالات متحده بدون ارائه شواهدی ادعا کرد که این هواپیما به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران مرتبط است. این حملات بهطور مؤثری حق وتوی فضای هوایی ریاض را بر پایتخت تحت کنترل حوثیها تحمیل کرد.
پاکستان سال گذشته توافقنامه دفاع متقابل با ریاض امضا کرد. این کشور پس از حملات قبلی ایران به زیرساختهای انرژی سعودی، جنگندهها و هزاران سرباز به پادشاهی اعزام کرد. بهتازگی، اسلامآباد بهطور مستقیم به تهران اطلاع داده است که حملات به عربستان سعودی بهعنوان حملات به خود پاکستان تلقی خواهد شد. بیانیه خود شریف در پی این حملات، حملات حوثیها به عربستان سعودی را نقض حاکمیت این پادشاهی خواند که پاکستان آن را “به شدت محکوم میکند” و “حمایت قاطع” خود را از امنیت ریاض اعلام کرد.
لحن این بیانیه قابل توجه است، زیرا پارلمان پاکستان بهطور صریح بیش از یک دهه پیش از درگیر شدن در یمن خودداری کرده بود. در آوریل 2015، در مواجهه با درخواست تقریباً مشابه سعودی برای پیوستن به ائتلاف تحت رهبری عربستان علیه حوثیها، مجلس ملی پاکستان بهطور یکپارچه رأی به “حفظ بیطرفی” داد. محاسبات اسلامآباد تغییر نکرده است. اگر چیزی باشد، رویدادهای اخیر تمایل پاکستان را برای میانجیگری در یک صلح پایدار تیزتر کرده است.
ناوبری در منازعه پاکستان و ایران
پاکستان دارای دومین جمعیت بزرگ شیعه در جهان پس از ایران است و قتل رهبر عالی ایران، علی خامنهای، در فوریه، ناآرامیهای مرگباری را در کراچی و اسلامآباد به راه انداخت؛ خود منیر مجبور شد برای آرام کردن موجی از مراسم و بیعتها با رهبر عالی جدید در محلههای شیعه مداخله کند.
بهطور قابل توجهی، منیر و نخستوزیر شهباز شریف در مراسم تشییع خامنهای در ژوئیه شرکت کردند و شریف پس از آن نوشت “خرد، رهبری و تأثیر عمیق رهبر عالی فقید بر ایران و منطقه وسیعتر برای نسلها به یاد خواهد ماند” — نمایشی از خط باریکی که رهبری پاکستان باید بر آن حرکت کند، که بدون شک با توجه به مخاطب داخلی به همان اندازه که به مخاطب ایرانی توجه شده است، بیان شده است.
این خط باریک زمانی غیرممکن میشود که یک پیمان دفاعی، که بهدنبال درگیریهای سعودی-حوثی یا حملات بیشتر ایران به عربستان سعودی به وجود میآید، از پاکستان بخواهد که دقیقاً همان کاری را انجام دهد که پارلمان آن بهصراحت یک دهه پیش از انجام آن خودداری کرد: اتخاذ یک جانب نظامی در برابر محور حوثی-ایران، و این کار را در زمانی انجام دهد که سیاستهای داخلی شیعه آن به شدت قابل اشتعال است.
کویت اکنون بهطور گزارش شدهای درخواست همان نوع تعهدی را دارد که عربستان سعودی قبلاً بهدست آورده است. رویترز هفته گذشته گزارش داد که اسلامآباد در مراحل اولیه مذاکرات با کویت — که در روزهای اخیر حملات مکرر ایران به زیرساختهای خود را تحمل کرده است — بر سر یک توافق دفاعی گسترشیافته که شامل “هزاران نیروی پاکستانی در زمین، جنگندهها، پهپادها، یک سیستم دفاع هوایی و سایر تأسیسات مرتبط با دفاع” میباشد، بهگفته یک مقام ناشناس دولت پاکستان در این گزارش، در حال گفتگو است.

تعارض پاکستان-ایران بازارها را تحریف میکند
یک مقام امنیتی ناشناس دیگر پاکستان گفت که کشور “در این مرحله نمیتواند استقرار نیروهای جنگی را در نظر بگیرد.” این تردید نشان میدهد که انباشت چندین تعهد دفاعی در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس که در تیررس ایران هستند، عمل متوازن اسلامآباد را بسیار دشوارتر میکند. هر پیمان جدید فضای ادعای بیطرفی را در زمانی که تهران درخواست میکند، تنگتر میکند.
در طول این جنگ، پاکستان دریافت که چه اتفاقی میافتد زمانی که شرکای خلیج فارس به توانایی آن برای تعادل بین تهران و کشورهای عربی خلیج فارس شک دارند. امارات متحده عربی در آوریل یک وام ۳.۵ میلیارد دلاری را بازپسگیری کرد و بهطور خاموش هزاران کارگر شیعه پاکستانی را دیپورت کرد. این اقدام بهعنوان تلافی برای تمایل محسوس اسلامآباد به سمت تهران در طول میانجیگری بهطور گستردهای تفسیر شد. عربستان سعودی با ۳ میلیارد دلار برای پر کردن این شکاف وارد عمل شد، اما درس واضح بود: بیطرفی پاکستان هیچکس را بهطور کامل راضی نمیکند و هزینه ناامید کردن هر یک از حامیان خلیجی به میلیاردها دلار اندازهگیری میشود.
حفظ خود اقتصادی انگیزه اصلی پاکستان برای هدایت میانجیگری و پایان دادن به جنگی بوده است که اقتصادهای طلبکاران آن را فلج کرده و مسیرهای تجاری که شبکه برق خود را تأمین میکند، مسدود کرده است. پاکستان در برنامه بیست و پنجم خود با صندوق بینالمللی پول است؛ بیش از نیمی از درآمد مالیاتی آن به خدماتدهی به بدهیهایش اختصاص مییابد. این کشور بهسختی توانسته بود تورم خود را تثبیت کند که بسته شدن تنگه هرمز نرخها را دوباره به ارقام دو رقمی بازگرداند.
در ماه مارس، با اختلال در جریان انرژی از هرمز در مرحله اول جنگ، اسلامآباد دستور تعطیلی دو هفتهای مدارس را صادر کرد و یک هفته کاری چهار روزه را برای صرفهجویی در سوخت اعمال نمود — اقداماتی که اکنون دولت نشان داده است ممکن است نیاز به احیای آنها داشته باشد.

اجتناب از پیامدهای درگیری پاکستان و ایران
اختلال موازی در دریای سرخ، مانند محاصره عربستان سعودی که روز دوشنبه توسط حوثیها اعلام شد، میتواند امنیت انرژی پاکستان و به تبع آن، اقتصاد آن را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. در حالی که پاکستان اکثریت قریب به اتفاق سوخت خود را از خلیج فارس وارد میکند، بسته شدن یک گلوگاه حیاتی دیگر به طور همزمان ظرفیت تانکرهای جهانی و هزینههای بیمه را در همه جا تنگتر خواهد کرد و قیمتهای بازار نقطهای را که پاکستان در حال حاضر برای تأمین آنها با مشکل مواجه است، بالاتر خواهد برد.
این همچنین فشار بیشتری بر تعهدات دفاعی پاکستان به عربستان سعودی وارد خواهد کرد، با توجه به اینکه ریاض چنین بستهای را تحمل نخواهد کرد. در یک بیانیه اخیر، ریاض وعده داد که با “تهدیدات حوثیها علیه کشتیهای در حال عبور… به طور قاطع و سریع” برخورد خواهد کرد. برای عربستان سعودی، ریسکها بالاست: از زمانی که تنگه هرمز مسدود شده، عربستان به خط لوله شرق-غرب خود متکی بوده تا حدود ۵ میلیون بشکه نفت خام در روز را به بندر دریای سرخ یانبو منتقل کند — تنها راه صادراتی قابل قبول آن در حالی که هرمز تقریباً بسته است.
هیچ یک از این موارد به این معنا نیست که میانجیگری پاکستان اشتباه بوده است، یا اینکه سرمایه دیپلماتیک آن از بین رفته است. وزیر امور خارجه کویت هفته گذشته هنوز از پاکستان به خاطر “نقش سازنده و میانجیگرانهاش” تشکر کرد و اسلامآباد یکی از معدود کانالهایی است که واشنگتن و تهران در زمان مناسب مذاکرات را از سر خواهند گرفت. اما شرط خاصی که پاکستان گذاشته بود — اینکه پایان جنگ به آن اجازه میدهد تا از طریق تجارت و کمکهای مالی اعتبار کسب کند — هنوز به نتیجه نرسیده است.
در عوض، از سرگیری جنگ عربستان سعودی را دوباره در تیررس ایران قرار داده است. در عین حال، جبهه سعودی-حوثی دوباره باز شده، تنگه هرمز دوباره بسته شده و محاصره کشتیهای مرتبط با عربستان در دریای سرخ به طور رسمی اعلام شده است.
هر یک از این عوامل فشار زیادی بر پاکستان وارد میکند، که اکنون هر دلیلی برای دو برابر کردن تلاشهای دیپلماتیک خود دارد، تا مبادا به عنوان یک شرکتکننده درگیر شود.

