تهران با شلیک دهها پهپاد و موشک بهطور مستقیم به تأسیسات نظامی در داخل اردن، جبههای خطرناک را گشوده است و بر این باور است که آزار و اذیت میتواند شکافی بین واشنگتن و امان ایجاد کند. این گام تهاجمی اردن بهدنبال بهرهبرداری از آسیبپذیریهای دیپلماتیک درک شده است، اما بهطور بنیادی منافع آمریکا در منطقه را بهدرستی نمیفهمد. بهجای شکستن اتحاد، گام اردن در حال تسریع کمکهای نظامی و ادغام تجاری ایالات متحده است و یک کمپین فشار را به اشتباهی خودزنی تبدیل میکند.
گام اردن تنشهای منطقهای را نمایان میسازد
“به مردم محترم و سربازان شجاع اردن، از همکاری صادقانه و اطلاعات دقیق شما که هدفگیری دقیق توسط مبارزان اسلام و تخریب 20 انبار نیروهای ارتش کودککش ایالات متحده در منطقه الازرق را ممکن ساخت، سپاسگزاریم که منجر به کشته شدن دهها نیروی تروریستی آمریکایی شد.”
اینگونه بود که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) تصمیم گرفت به مردم اردن در روز یکشنبه خطاب کند. این پیامی فوقالعاده است، زیرا ایران معمولاً بهطور مستقیم به عموم مردم اردن، چه رسد به اعضای ارتش اردن، خطاب نمیکند—انتخاب این کار نشاندهنده نیت است، نه فقط بلاغت.
این همچنین یک توسعه بزرگ و خطرناک است. از زمان از سرگیری جنگ ایران در 7 ژوئیه، ایران حملات خود را علیه اردن بیشتر از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تشدید کرده است، در حالی که بهطور قابل توجهی از حملات مستقیم به اسرائیل خودداری کرده است. این عدم تقارن تصادفی نیست. این امر یک محاسبه عملیاتی و سیاسی عمدی را منعکس میکند: اردن بهعنوان یک نقطه فشار در استراتژی منطقهای ایران انتخاب شده است.
ایران حملات خود را بر پایگاه هوایی موفق السالتی (MSAB) متمرکز کرده است که بزرگترین حضور نظامی ایالات متحده در اردن را در خود جای داده است. با این حال، همچنین به برج 22، پایگاه هوایی شاهزاده حسن، پایگاه هوایی ملک فیصل و یک فرودگاه غیرنظامی، فرودگاه بینالمللی ملک حسین در عقبه نیز حمله کرده است. از 9 ژوئیه، ایران 70 موشک و 25 پهپاد به سمت خاک اردن شلیک کرده است و گزارشها حاکی از کشته شدن سه نفر از نیروهای آمریکایی است. این حملات تلاش عمدی ایران برای ایجاد فشار مستمر بر هر تأسیسات اردنی که نیروهای آمریکایی از آنجا فعالیت میکنند را نشان میدهد، نه فقط MSAB.

گام اردن حملات را تشدید میکند
تهران تلاش میکند تا اردن را به عنوان همدست اسرائیل و ایالات متحده به تصویر بکشد، بازیگری فرعی که در استراتژی منطقهای غربی گنجانده شده است. بیانیه سپاه پاسداران این چارچوب را با اشاره به “پایگاههای آمریکایی” در اردن تقویت میکند. این توصیف نادرست و از نظر استراتژیک مهم است که باید به چالش کشیده شود.
بر اساس توافق همکاری دفاعی ۲۰۲۱ بین واشنگتن و امان، نیروهای آمریکایی به تأسیسات نظامی اردن که مورد توافق قرار گرفتهاند، برای آموزش، عملیات، لجستیک و مأموریتهای انسانی دسترسی دارند. این توافق مجوز پیشموقعیتگذاری تجهیزات را صادر میکند و حفاظتهای قانونی برای پرسنل آمریکایی فراهم میآورد، اما پایگاههای حاکمیتی آمریکایی را تأسیس نمیکند. این تأسیسات اردنی هستند. وزیر امور خارجه اردن، ایمن الصفدی، این تمایز را روشن کرده است، اما پیامرسانی ایران به عمد آن را مبهم میکند.
با این حال، واقعیت عملی همچنان باقی است: ایران به طور مستقیم به اردن حمله میکند. از نظر فنی، سیاسی و استراتژیک، این یک تشدید به شمار میآید. این موضوع اردن را در دستهای متمایز از کشورهایی قرار میدهد که تنها به طور غیرمستقیم تحت تأثیر شبکه منطقهای نیابتی ایران قرار دارند.
این تشدید در خلأ ظهور نکرده است. اردن سالهاست که در تیررس ایران قرار دارد. تلاشهای ایران برای نفوذ و تأثیرگذاری بر محیط داخلی اردن مستند شده است، از جمله تلاشها برای شکلدهی به جنبشهای اعتراضی حامی حماس به عنوان بخشی از استراتژی گستردهتر برای ایجاد فشار از درون. چنین فعالیتهایی به منظور تضعیف ثبات داخلی طراحی شدهاند در حالی که روایتهایی را که با موضع منطقهای تهران همراستا هستند، تقویت میکنند.
فشار پشت نقشه اردن
همزمان با این کمپین نفوذ، قاچاق مواد مخدر نیز وجود دارد. تا سال ۲۰۲۲، مقامات اردنی سیل کفتگون از جنوب سوریه، که توسط گروههای تحت حمایت ایران در رژیم اسد تسهیل شده بود، را به عنوان یک “جنگ مواد مخدر” توصیف کردند که هدف آن بیثبات کردن پادشاهی از طریق آسیب اجتماعی و فشار مرزی است. اگرچه رژیم اسد رفته است، اما تجارت مواد مخدر ادامه دارد.
ایران همچنین میدان نبرد را فراتر از خود اردن گسترش میدهد. تهران به حوثیها دستور داده است که در شرایط خاص آماده بسته شدن باب المندب باشند، که نشاندهنده تمایل آن به تسلیح یک گلوگاه دریایی حیاتی دیگر است. در تاریخ ۲۲ ژوئیه، حوثیها به دو نفتکش سعودی در دریای سرخ شلیک کردند و تمایل تهران به تسلیح یک گلوگاه دریایی حیاتی دیگر را نشان داد. چنین حملاتی به طور حتم بر اردن تأثیر خواهد گذاشت—و ایران این را میداند. عقبه تنها شهر بندری پادشاهی است که حدود ۸۰ درصد از صادرات و ۶۵ درصد از واردات اردن را مدیریت میکند، و هرگونه اختلال در حمل و نقل دریای سرخ منبع مستقیم فشار اقتصادی بر امان خواهد بود.
این خطوط تلاش—ضربات نظامی، عملیات اطلاعاتی، قاچاق غیرقانونی، و اجبار اقتصادی و دریایی—به یک استراتژی منسجم اشاره دارد. ایران در تلاش است تا اردن را به عنوان یک شریک غیرقابل اعتماد در نظر واشنگتن بازسازی کند در حالی که به طور همزمان آن را از درون تضعیف میکند.
زمانبندی این اقدام تصادفی نیست. مرکزیت دیپلماتیک سنتی اردن، به ویژه در موضوع فلسطین، در سالهای اخیر در نظر آمریکاییها به طور نسبی کمرنگ شده است. بازیگران منطقهای دیگر، به ویژه قطر و امارات متحده عربی، نقشهای برجستهتری در میانجیگری بین اسرائیل و گروههای فلسطینی به عهده گرفتهاند. اردن به طور قابل توجهی از مذاکرات غزه که به آتشبس اکتبر 2025 منجر شد، غایب بود، که این توسعه موقعیت در حال تغییر آن را در سلسله مراتب دیپلماتیک نشان میدهد.
به نظر میرسد ایران از این آسیبپذیری ادراک شده بهرهبرداری میکند. با هدف قرار دادن اردن، تهران در حال آزمایش این است که آیا تعهد واشنگتن مشروط است یا پایدار. این یک تلاش برای بررسی تابآوری یک اتحاد دیرینه در لحظهای از بازتنظیم منطقهای است.

گام اردن عمق روابط ایالات متحده را افزایش میدهد
با این حال، شواهد نشان میدهد که این تلاش موفقیتآمیز نیست. اگر چیزی باشد، اثر معکوس تولید میکند. روابط ایالات متحده و اردن در حال تضعیف نیست؛ بلکه در هر دو جنبه مادی و استراتژیک در حال تعمیق است.
مشخصترین نشانه در فوریه به وقوع پیوست، زمانی که مجلس نمایندگان ایالات متحده قانون تخصیص بودجه دفاعی سال مالی 2026 را تصویب کرد. این قانون حداقل 1.65 میلیارد دلار برای اردن تخصیص داد، از جمله 845.1 میلیون دلار حمایت مستقیم بودجه و 425 میلیون دلار تأمین مالی نظامی خارجی. 400 میلیون دلار دیگر از برنامههای سرمایهگذاری امنیت ملی و 50 میلیون دلار بیشتر در FMF، مجموع کمکها را به بیش از 2 میلیارد دلار افزایش داد، که از حدود 1.45 میلیارد دلار در سالهای گذشته فراتر رفته است.
نشانههای سیاسی این روند را تقویت کرده است. در اوایل ژوئن، گزارشهایی منتشر شد که ادعا میکرد ایالات متحده در حال همکاری با اسرائیل برای پایان دادن به سرپرستی سلطنت اردن بر مسجد الاقصی در قدس است. وزیر امور خارجه مارکو روبیو به سرعت این ادعا را رد کرد و به کمیته روابط خارجی سنا گفت که هرگز آن را نشنیده و برعکس تأکید کرد که “ما رابطه عالی با اردن داریم.” او همچنین گفت که سرپرستی هرگز در بحثهای سیاست ایالات متحده مورد مناقشه قرار نگرفته است. این رد سریع، شناخت واشنگتن را برجسته میکند.
روابط اقتصادی نیز در حال گسترش است. در تاریخ ۲۱ ژوئیه، ایالات متحده و اردن یک توافقنامه تجاری جدید متقابل امضا کردند که به ظاهر بر تعرفهها تمرکز دارد، اما در واقع یک شراکت استراتژیک گستردهتر را تقویت میکند. اردن تعرفه صفر درصدی بر صادرات ایالات متحده حفظ میکند، مالیات ویژه ۵۱ درصدی بر خودروهای جدید ساخت ایالات متحده را حذف میکند و موانع مجوز واردات کالاهای آمریکایی را برمیدارد. این توافق همچنین شامل مفاد مربوط به انتقال هواپیماها و موتورهای ساخته شده در ایالات متحده است. برای اردن، مزایا فراتر از قیمتگذاری مصرفکننده است. این توافق به منظور تحریک سرمایهگذاری، افزایش رقابتپذیری و حمایت از بخشهای صادراتمحور مانند تولید، پوشاک، شیمیایی و داروسازی طراحی شده است.

چرا طرح اردن شکست میخورد
مهمتر از همه، این موضوع اردن را در یک چارچوب استراتژیک بزرگتر قرار میدهد. ارزش این کشور نه در منابع طبیعی یا نیروی کار ارزان، بلکه در ثبات، جغرافیا و قابلیت اطمینان نهفته است. اردن به عنوان یک مرکز لجستیکی و زیرساختی عمل میکند که قادر به حمایت از توزیع منطقهای، خدمات هوایی و زنجیرههای تأمین استراتژیک است. در یک خاورمیانه به طور فزایندهای تکهتکه شده، این ویژگیها تصادفی نیستند؛ بلکه برای برنامهریزی ایالات متحده مرکزی هستند.
بنابراین، کمپین ایران بر پایه یک پیشفرض نادرست استوار است. این فرض میکند که کاهش perceived اردن در برجستگی دیپلماتیک به معنای کاهش ارزش استراتژیک آن است. برعکس، این موضوع صحیح است. با تغییر دینامیکهای منطقهای، ویژگیهایی که اردن ارائه میدهد—پیشبینیپذیری، همکاری و دسترسی جغرافیایی—بیشتر، نه کمتر، اهمیت پیدا میکنند.
حتی لحظات تنش نیز به طور بنیادی این مسیر را تغییر نمیدهند. پس از کشته شدن سه سرباز آمریکایی در اردن، رئیسجمهور دونالد ترامپ اظهار داشت: “آنها [ایران] چیزی را در اردن از دست دادند. اگر ما اپراتورهای دیگری داشتیم، این اتفاق نمیافتاد. میدانید، وقتی اجازه میدهید دیگران کار شما را انجام دهند، گاهی اوقات اینطور خوب پیش نمیرود.” در حالی که این بیانیه نشاندهنده ناامیدی است، اما نشاندهنده یک شکاف استراتژیک نیست. اگر چیزی باشد، چنین حوادثی تمایل به ایجاد هماهنگی بیشتر و ادغام عمیقتر بین نیروهای آمریکایی و اردنی دارند.

بزرگترین اشتباه استراتژیک ایران این است که باور دارد فشار بر اردن، اتحاد آن با واشنگتن را تضعیف خواهد کرد. در واقع، عکس این در حال وقوع است. هر موشکی که شلیک میشود، هر پهپادی که پرتاب میشود و هر اقدام فشاری تنها ضرورت اردن را برای استراتژی آمریکایی تقویت میکند. همکاری نظامی در حال گسترش است، حمایت سیاسی بدون قید و شرط است و ادغام اقتصادی در حال تسریع است. اردن دیگر تنها یک متحد نیست بلکه یک لنگر استراتژیک ضروری است. تهران ارزش اردن را درک میکند. آنچه که نمیتواند درک کند این است که هر حمله تنها آن ارزش را افزایش میدهد.

