واشنگتن و ریاض در یک تقاطع تعیینکننده سیاست خارجی قرار دارند که در آن سیاستهای معاملاتی با استراتژی بلندمدت انرژی تلاقی میکند. در حالی که شرایط ناگهانی کاخ سفید که به شرایط عدم گسترش مربوط میشود، دیپلماتها را نگران کرده است، توافق هستهای آمریکا و عربستان بهطور بنیادی قابلاجرا باقی مانده است زیرا هر دو پایتخت انگیزههای استراتژیک و تجاری غالبی را به اشتراک میگذارند. توافقنامههای اجرایی هنوز میتوانند توافق هستهای آمریکا و عربستان را نجات دهند اگر نظارت دوجانبه جای سر و صدای سیاسی داخلی قرار گیرد.
قابلیت توافق هستهای آمریکا و عربستان
یکی از دستهای سنجیدهتر دولت ترامپ در امنیت ملی و سیاست خارجی، نماینده آمریکا در سازمان ملل، مایکل والتز، هفته گذشته به سرعت در مقابل دوربینها برای خاموش کردن یک آتش دیپلماتیک به جلو فرستاده شد. در مصاحبههای زنده با برنامههای Face the Nation و Meet the Press، از او درباره شرط دقیقه نودی که رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، به تازگی بر توافق هستهای جدید امضا شده با عربستان تحمیل کرده بود، سوال شد. در حالی که جوهر هنوز خشک نشده بود، ترامپ گفته بود که این توافق تنها در صورتی اعمال میشود که عربستان روابط خود را با اسرائیل با پیوستن به توافقات ابراهیم عادیسازی کند.
در شبکههای اجتماعی، رئیس والتز نوشت: “توافق هستهای غیرنظامی (هیچ غنیسازی مادهای نخواهد بود!) که بین وزارت انرژی ایالات متحده و عربستان در حال انجام است، که تنها به استفاده غیرنظامی مربوط میشود مانند مواردی که ایران و امارات متحده عربی (و دیگران) قبلاً دارند، تأیید خواهد شد، اما کاملاً مشروط به پیوستن عربستان به توافقات ابراهیم بسیار محترم و موفق است.” این موضوع به نظر میرسید که عربستان را غافلگیر کرده است، هرچند که هیچ اظهار نظری عمومی وجود نداشت.
در مصاحبههایش، والتز از این توافق حمایت کرد، اما شرایط ترامپ را تکرار کرد: اینکه عربستان ابتدا باید روابط خود را با اسرائیل عادیسازی کند تا از مزایای یک شراکت “چند دههای، چند میلیارد دلاری” بهرهمند شود. با این حال، این شرط پس از امضای توافق توسط کریس رایت، وزیر انرژی ایالات متحده و عبدالعزیز بن سلمان، وزیر انرژی عربستان در ۲۲ ژوئیه تعیین شد. ای کاش میتوانستم مگس دیواری در کاخهای ریاض باشم وقتی که این خبر منتشر شد.
سناتور دموکرات کریس ون هالن گفت که ترامپ با عربستان سعودی در حال بازی «طعمه و تغییر» است، اما والتز تأکید کرد که هیچ تقلبی در کار نیست و مذاکرات هستهای سالهاست که در حال انجام است، که از دوران ریاستجمهوری اول ترامپ آغاز شده و در دوران جانشین او، جو بایدن، ادامه یافته است و در حالی که اصول توافق فعلی اکنون در حال اجراست، اجرای آن همیشه به عادیسازی بستگی داشته است.

به عنوان بخشی از برنامه تحول خود برای خاورمیانه، دولت بایدن یک توافق کلان به ریاض پیشنهاد داد: در ازای یک پذیرش رسمی از اسرائیل، واشنگتن یک پیمان دفاعی شبیه ناتو با سعودیها امضا کرده و به آنها در ساخت یک صنعت انرژی هستهای غیرنظامی کمک میکند. این توافق هرگز به نتیجه نرسید زیرا اسرائیل ایجاد یک دولت مستقل فلسطینی را که پیششرط سعودیها برای عادیسازی بود، رد کرد.
مسئله دیگر جنجالی در توافق، که مخالفان سیاسی ترامپ به سرعت از آن بهرهبرداری کردند، این بود که درها را برای سعودیها برای غنیسازی اورانیوم در خاک خود باز گذاشت. این موضوع در جامعه جهانی عدم اشاعه یک «نه بزرگ» است. والتز آن را یک سوءتفاهم نامید و گفت که سعودیها «راکتورهای هستهای غیرنظامی را از ایالات متحده خریداری خواهند کرد با بازرسیهای کامل و هیچ غنیسازیای در خاک سعودی انجام نخواهد شد». با این حال، در توافقنامه بندی وجود دارد که stipulates که سعودیها میتوانند با اجازه واشنگتن، پس از دو سال غنیسازی کنند، بنابراین دموکراتها به درستی زنگ خطر یک مسابقه تسلیحاتی هستهای در خاورمیانه را به صدا درآوردند.
چگونه توافق هستهای ایالات متحده و عربستان تغییر میکند
این وضعیت توافق هستهای ایالات متحده و عربستان سعودی را در کجا قرار میدهد؟ کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، گفت که توافق «لغو» است اگر سعودیها از پیوستن به توافق ابراهیم خودداری کنند، اما با توجه به رفتارهای غیرقابل پیشبینی رئیساش، او به طور کامل در را نبست و گفت که ترامپ «همیشه آخرین معاملهگر است».
ایالات متحده از یک توافق هستهای غیرنظامی با عربستان سعودی منافع زیادی کسب خواهد کرد، از جمله گسترش صادرات فناوری هستهای آمریکایی؛ ایجاد مشاغل با درآمد بالا در ایالات متحده و رشد اقتصادی بلندمدت؛ تقویت موضع امنیت انرژی و ملی آمریکا؛ تقویت استانداردهای جهانی عدم گسترش؛ و تعمیق شراکت استراتژیک ایالات متحده و عربستان. علاوه بر این، این توافق میتواند دسترسی روسیه و چین به بازار بزرگ انرژی عربستان را محدود کند.
به دور از سر و صدا، دو عامل اصلی وجود دارد که میتواند این توافق را به تأخیر بیندازد یا از بین ببرد: نگرانیهای مربوط به گسترش هستهای و شرط عادیسازی با اسرائیل. هر یک نیاز به بررسی خاص خود دارد.
[caption id="attachment_32432" align="alignleft" width="1900"]
وزیر انرژی عربستان، شاهزاده عبدالعزیز بن سلمان، در جلسه 69 کنفرانس عمومی آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) در مقر این آژانس در وین، اتریش، در تاریخ 15 سپتامبر 2025 صحبت میکند.
عدم گسترش
عربستان سعودی کشوری غنی از نفت است، اما رهبری سعودی میخواهد زیرساختهای تولید انرژی خود را فراتر از سوختهای فسیلی گسترش دهد. انرژی هستهای میتواند عرضه نفت را آزاد کند، صادرات را افزایش دهد و هزینهها را کاهش دهد. همچنین میتواند به تأمین انرژی مراکز داده عظیمی که سعودیها در حال ساخت آنها هستند، کمک کند. انرژی هستهای غیرنظامی حاکمیتی یک خواسته جدید سعودی نیست. در ژانویه 2019، وزیر انرژی عبدالعزیز بن سلمان گفت که کشور قصد دارد “به چرخه کامل برود، از تولید اورانیوم، تا غنیسازی اورانیوم، استفاده از اورانیوم و حتی به دست آوردن فناوریها”. در ژانویه 2023، او از برنامههایی برای استفاده از منابع سعودی برای غنیسازی اورانیوم صحبت کرد.
با توجه به ماهیت دوگانه انرژی هستهای، بسیاری در واشنگتن (بهویژه از جامعه عدم گسترش) نگرانیهایی درباره توانایی نهایی عربستان سعودی برای توسعه سلاح هستهای ابراز کردهاند. با پیشبینی چنین نگرانیهایی، وزیر امور خارجه رایت گفت: “مطمئن باشید، این توافقات بالاترین استانداردهای ایمنی هستهای و عدم گسترش را رعایت میکنند و بر بهترین فناوری و دانشمندان هستهای جهان، که در اینجا در ایالات متحده طراحی شدهاند، تکیه دارند.”
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، افزود که این کشور “با هیچ کشوری در جهان توافقی نخواهد داشت که منجر به خطر گسترش تسلیحات شود”. با این حال، این اطمینانها کافی نیستند. اقدامات عملی وجود دارد که دولت میتواند با عربستان سعودی برای کاهش نگرانیهای مشروع در مورد گسترش تسلیحات انجام دهد.

تأیید توافق هستهای ایالات متحده و عربستان سعودی
اولین اقدام این است که تمام جزئیات توافق به طور کامل منتشر شود. دومین اقدام این است که بر امضای پروتکل اضافی پیمان منع گسترش تسلیحات هستهای توسط عربستان سعودی با آژانس بینالمللی انرژی اتمی تأکید شود، که به بازرسان بینالمللی اجازه میدهد به طور ناگهانی وارد شوند و بررسی کنند که آیا اورانیوم غنیشده برای مقاصد نظامی استفاده نمیشود (ریاض عضو NPT است اما به پروتکل اضافی امضا نکرده است). واشنگتن نباید یک رویه از تأیید دوجانبه ایجاد کند. چین و روسیه نیز میتوانند همین کار را انجام دهند و بدین ترتیب رژیم جهانی منع گسترش تسلیحات را تضعیف کنند.
مسئله به خود غنیسازی مربوط نمیشود (چیزی که به نظر میرسد ترامپ آن را درک نمیکند اگر پست او را بخوانید) بلکه به سطوح غنیسازی مربوط است. اگر سطوح بسیار پایین باشند (زیر ۵٪)، خطر نظامی شدن وجود ندارد، اما این سطوح باید تأیید شوند و بهترین راه برای انجام این کار، بازرسی بینالمللی بدون قید و شرط و مؤثر است.
البته، خطر تسلیحاتی شدن میتواند با محروم کردن عربستان از توانایی غنیسازی به طور کلی و فشار به آنها برای امضای توافقنامه بخش ۱۲۳ (مشابه توافق با امارات متحده عربی، که به عنوان “استاندارد طلایی” نیز شناخته میشود) از بین برود، اما عربستان سعودی نمیخواهد چنین توافقی را به دلایل اقتصادی و اعتبار امضا کند. علاوه بر این، اگر به ایرانیها اجازه داده شود که به سطوح پایین محلی غنیسازی کنند، مقامات سعودی استدلال میکنند، چرا آنها نمیتوانند همین کار را انجام دهند؟
ریسکهای توافق هستهای ایالات متحده و عربستان سعودی
نرمالسازی
دومین نقطه چالشبرانگیز بالقوه، پیششرط ترامپ است که ریاض باید دولت اسرائیل را به رسمیت بشناسد و روابط دیپلماتیک کامل با آن برقرار کند. از نظر ظاهری، این موضوع به نظر میرسد که میتواند مانع بزرگی باشد، اما دلایلی وجود دارد که نشان میدهد ممکن است اینگونه نباشد.
[caption id="attachment_32434" align="alignleft" width="1900"]
وزیر امور خارجه عربستان، شاهزاده فیصل بن فرحان (وسط) در جلسه ائتلاف جهانی برای راهحل دو دولت، در وزارت امور خارجه ایتالیا در رم در تاریخ ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶ شرکت میکند.
در اینجا، درک این نکته کمک میکند که ترامپ به دنبال کسب یک پیروزی بزرگ در خاورمیانه است، که به وضوح نه از جنگ او با ایران و نه از جنگ اسرائیل در لبنان ناشی میشود. ترامپ به راحتی میتواند نظر خود را در مورد عربستان تغییر دهد و قبلاً نیز این کار را کرده است. زمانی که ولیعهد عربستان، محمد بن سلمان، در ژانویه به واشنگتن آمد، ترامپ یک توافق امنیتی آمریکا-عربستان را امضا کرد که به شدت شبیه یک پیمان دفاعی بود، هرچند که توسط کنگره تصویب نشد.
data-path-to-node=”25″>جنبه دیگری که باید به خاطر سپرد این است که ترامپ میخواهد وضعیت رو به افول صنعت هستهای آمریکا را بهبود بخشد. یک توافق با عربستان سعودی میتواند به همین هدف کمک کند. صادرات هستهای آمریکا اخیراً کاهش یافته است، زیرا شرکتهای دولتی از روسیه و چین بازار جهانی را در اختیار گرفتهاند. علاوه بر این، روابط ایالات متحده و اسرائیل در حال تغییر است، به طور ملایم. تنشها واضح و عمیقتر از سیاستهای روزمره هستند. ستوننویس هاآرتص، یوشوا لفلر، استدلال میکند که “ستونهای سیاسی، ایدئولوژیک و جامعهشناختی که به اصطلاح اتحاد ویژه بر اساس آنها در بیشتر نیمقرن گذشته استوار بود، شروع به فروپاشی کرده است”.
رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، در یک کنفرانس خبری پس از دیدار در باشگاه مار-آ-لاگو ترامپ در پام بیچ، فلوریدا، ایالات متحده، در تاریخ ۲۹ دسامبر ۲۰۲۵، انگشت خود را به سمت نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، اشاره میکند.
نظر عمومی آمریکاییها نشاندهنده نگرانی فزایندهای درباره تأثیر اسرائیل بر سیاستهای داخلی ایالات متحده است، بنابراین اگرچه ترامپ قصد ندارد اسرائیل را رها کند، اما او فاصله سیاسی کافی ایجاد کرده است تا بتواند یک توافق اقتصادی بزرگ با عربستان سعودی را دنبال کند که به طور قابل توجهی به اقتصاد ایالات متحده در درازمدت کمک خواهد کرد. انتخابات اسرائیل در ماه اکتبر برگزار میشود. اگر نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، و همپیمانان افراطیاش در برابر یک ائتلاف معتدلتر شکست بخورند، حقوق فلسطینیها ممکن است دوباره به دستور کار بازگردد و در نتیجه، شرط عربستان برای عادیسازی ممکن است به طور طبیعی از بین برود و راه را برای توافقهای جدی بین واشنگتن و ریاض هموار کند.
چرا توافق هستهای آمریکا و عربستان ادامه دارد
حق وتو کنگره
توافق هستهای آمریکا و عربستان که توسط قوه مجریه دولت ایالات متحده توافق شده است، اکنون به قوه مقننه برای بررسی منتقل خواهد شد. هر زمان که ترامپ این کار را انجام دهد، کنگره ۹۰ روز فرصت خواهد داشت تا گزارش دهد. دموکراتها احتمالاً با آن مخالفت خواهند کرد (با وجود اینکه به سختی در برابر پیشنهاد بایدن برای توافق مشابه واکنشی نشان دادند)، اما ترامپ میتواند از قدرتهای وتوی خود استفاده کند و آنها به اندازه کافی رأی برای لغو وتوی او نخواهند داشت.
مانند هر رئیسجمهور آمریکایی دیگر، ترامپ در سیاست خارجی آزادی عمل زیادی دارد، که جنبهای ذاتی از سیستم سیاسی ایالات متحده است که قدرتهای قابل توجهی به فرمانده کل قوا میدهد. از این نظر، کارولین لیویت حق دارد: ترامپ تصمیمگیرنده نهایی است. اما اول او باید ارزیابی کند که این مسئله عربستان چگونه بر موقعیت سیاسی او در آستانه انتخابات میاندورهای تأثیر میگذارد و چگونه منافع اقتصادی ایالات متحده را ترویج میکند در حالی که خطرات امنیت ملی را کاهش میدهد.
بسیاری از این خطرات و نگرانیها میتوانند از طریق شفافیت و دیپلماسی مورد بررسی قرار گیرند. ویکتوریا کاتس، که در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ در شورای امنیت ملی کار میکرد و به همکاری هستهای غیرنظامی ایالات متحده و عربستان سعودی پرداخته بود، به خوبی این موضوع را جمعبندی کرد و گفت: “تا زمانی که ما به وضعیت بسیار نزدیک باشیم و دید کافی به آن داشته باشیم، فکر میکنم این یک ریسک ارزشمند است.” به خوبی بیان شده است.

