تغییر شکل کرانه باختری به مرحلهای از تهاجم وارد شده است که از سال 1967 بیسابقه بوده و نه به دلیل محاسبات انتخاباتی، بلکه به واسطه سیاستی سیستماتیک طراحی شده برای تحمیل حاکمیت اسرائیل به عنوان یک واقعیت موجود. از دسامبر 2022، دولت اسرائیل به دنبال یک استراتژی یکپارچه است که شامل گسترش سریع شهرکها، بازسازی اداری و فرسایش عمدی چارچوب اسلو میباشد. اعداد حیرتآور هستند: بیش از 750,000 شهرکنشین اکنون در 147 شهرک زندگی میکنند، با 54 شهرک جدید که تنها در سال 2025 تأیید شدهاند—بالاترین رقم سالانه از زمان آغاز اشغال. حدود 86 پایگاه جدید تأسیس شده است، بهطور میانگین یک تا دو پایگاه در هر هفته. تصرف زمینها در یک سال به بیش از 300,000 دونم رسید.
اما تحول عمیقتر در خود حاکمیت نهفته است. قدرتهایی که زمانی در اختیار اداره مدنی نظامی بود، به نهادهای تحت رهبری شهرکنشینان تحت سرپرستی وزیر دارایی، بتسلل اسموتریچ، منتقل شده است. شوراهای منطقهای شهرکها اکنون به عنوان شرکایی در اجرای سیاستهای دولتی عمل میکنند. تغییر شکل کرانه باختری بنابراین به طور همزمان در سطوح جغرافیایی، جمعیتی و اداری عمل میکند. هدف، اعلام رسمی الحاق نیست بلکه چیزی پنهانتر: تکهتکه کردن دائمی سرزمین فلسطینی به نواحی ایزوله در حالی که شهرکنشینان از حقوق کامل برخوردارند و فلسطینیها به ساکنان مدیریتشده بدون حاکمیت یا افق سیاسی کاهش مییابند.
تسریع تغییر شکل کرانه باختری تحت راست افراطی
در هفتههای اخیر، کرانه باختری شاهد افزایش چشمگیر خشونت از سوی شهرکنشینان و تشدید عملیات نظامی توسط نیروهای اشغالگر اسرائیلی بوده است. در حالی که برخی تلاش کردهاند این تشدید را به محاسبات انتخاباتی مرتبط کنند، با توجه به انتخابات legislatives اسرائیل که برای اکتبر برنامهریزی شده است، واقعیت این است که این امر بازتاب یک سیاست سیستماتیک اسرائیلی است که فراتر از رقابت انتخاباتی میرود. از زمان تشکیل آن در دسامبر 2022، دولت اسرائیل – که تحت تسلط احزاب افراطی مذهبی و ملیگرای افراطی است – به دنبال تغییر واقعیتهای موجود در کرانه باختری بوده است. این فرآیند پس از آنکه اسرائیل جنگ نسلکشی خود را علیه نوار غزه پس از حوادث اکتبر 2023 آغاز کرد، به سرعت تسریع شد.
این سیاست شامل گسترش پروژههای اسکان، تشدید محدودیتها بر حرکت فلسطینیها و خفه کردن اقتصاد فلسطینی است. این موضوع در تسریع تخریب خانههای فلسطینی، جابجایی جوامع بدوی، تلاشها برای خالی کردن اردوگاههای پناهندگان و افزایش بیسابقه خشونت و حملات مهاجران به روستاهای فلسطینی، با حمایت ارتش اسرائیل، تجلی مییابد. در نهایت، این استراتژی در حال تغییر واقعیت جغرافیایی، جمعیتی و اداری کرانه باختری است و “حاکمیت” اسرائیل را به عنوان یک واقعیت غیرقابل انکار تحمیل میکند.
گسترش اسکان به بالاترین سطح خود رسیده است
گزارشی از دفتر نماینده اتحادیه اروپا در کرانه باختری و نوار غزه، که در ۶ ژوئیه ۲۰۲۶ منتشر شد، افزایش بیسابقهای در فعالیتهای اسکان اسرائیلی در سال ۲۰۲۵ را نشان داد. این تغییر در سیاست اسکان از گسترش تدریجی به بازسازی بنیادی واقعیتهای جغرافیایی و جمعیتی کرانه باختری را منعکس میکند. این گزارش نشان میدهد که تعداد مهاجران اسرائیلی در این سرزمین از ۷۵۰,۰۰۰ نفر (۱۵ درصد از کل جمعیت کرانه باختری) فراتر رفته و در ۱۴۷ اسکان توزیع شده است، به همراه تعداد فزایندهای از پایگاههای اسکان.
در طول سال ۲۰۲۵، دولت اسرائیل تأسیس ۵۴ اسکان جدید در کرانه باختری (به جز قدس شرقی) را تأیید کرد – بالاترین رقم ثبت شده در یک سال از سال ۱۹۶۷. تحولات بعدی تأیید میکند که این روند ادامه دارد؛ در ۱۴ ژوئیه، دولت قراردادی به ارزش ۸.۵ میلیارد شِکل (۲.۳ میلیارد دلار آمریکا) برای ساخت ۱۲,۰۰۰ واحد مسکونی جدید در اسکانها امضا کرد. علاوه بر این، حدود ۸۶ پایگاه جدید اسکان در سال ۲۰۲۵ تأسیس شد – با میانگین یک تا دو پایگاه در هر هفته – در حالی که بین سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵، برنامههایی برای ساخت ۴۰,۰۶۴ واحد مسکونی تعیین شد که انتظار میرود ۱۶۰,۰۰۰ تا ۲۰۰,۰۰۰ مهاجر اضافی را در خود جای دهد.

استعمار دامپروری زمین فلسطینیها را تصرف میکند
این روند به بازسازی جغرافیای جمعیتی کرانه باختری و توزیع مجدد کنترل بر زمین در آنجا گسترش یافته است. مهاجران از مدلی از استعمار دامپروری استفاده کردهاند که شامل تأسیس مزارع اسکان برای تصرف کنترل بر زمینهای فلسطینی است. آنها به طور مؤثر کنترل بیش از ۱.۰۷ میلیون دونم (یک دونم برابر با ۱,۰۰۰ متر مربع است) را به دست گرفتهاند – که تقریباً ۱۸ درصد از کل مساحت کرانه باختری را شامل میشود، از جمله حدود ۳۰۰,۰۰۰ دونم اضافی از زمین که تنها در سال ۲۰۲۵ تصرف کردند.
علاوه بر این، بین سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۵، اسرائیل حدود ۲۵,۹۵۹ دونم را به عنوان “زمین دولتی” اعلام کرد – مساحتی که تقریباً معادل نیمی از تمام زمینهای تصرف شده و تعیین شده به عنوان املاک دولتی از زمان امضای توافقنامههای اسلو در سال ۱۹۹۳ است. این گسترش همزمان با ساخت ۲۲۳ کیلومتر جادههای جدید مستعمراتی و همچنین پیشرفت پروژه “E1” از طریق تأیید ساخت ۳,۴۰۱ واحد مسکونی و تخصیص سه میلیارد شیکل (۹۰۰ میلیون دلار) برای زیرساختها بود – به همراه ۳۳۵ میلیون شیکل (۱۰۰ میلیون دلار) برای ساخت آنچه که به اصطلاح “جاده حاکمیت” نامیده میشود، که فلسطینیها را از حدود سه درصد از کرانه باختری جدا میکند و در عین حال پیوندهای جغرافیایی بین مستعمرات را تقویت میکند.
محدودیتهای حرکتی زندگی فلسطینیها را تکهتکه میکند
این روند همچنین شامل محدودیتهایی بر حرکت فلسطینیها بود. تا پایان سال ۲۰۲۵، اسرائیل حدود ۹۲۵ ایست بازرسی تأسیس کرده بود، از جمله بیش از ۱۲۰ دروازه جدید و ۴۵۹ مانع فیزیکی، که دسترسی فلسطینیها به جادههای اصلی را مسدود یا محدود میکند و به طور مؤثر شهرها، روستاها و اردوگاههای پناهندگان فلسطینی را از یکدیگر ایزوله میکند. علاوه بر این، عملیاتهای نظامی اسرائیل در اردوگاههای پناهندگان در سراسر شمال کرانه باختری از ابتدای سال ۲۰۲۵ بیش از ۴۰,۰۰۰ پناهنده فلسطینی را به طور اجباری جابجا کرده است. ادامه این استراتژی، نیروهای اشغالگر اسرائیلی در تاریخ ۵ اوت اعلام کردند که یک “عملیات وسیع” را در اردوگاه پناهندگان قلندیا در شمال قدس آغاز میکنند و همان بهانههای امنیتی را که ارتش در عملیاتهای قبلی در اردوگاههای پناهندگان در شمال کرانه باختری استفاده کرده بود، تکرار کردند.

گروههای مستعمراتی قدرت دولت را به دست میآورند
اگرچه منطقه C، منطقهای که تحت توافقنامههای اسلو مشخص شده و تقریباً ۶۱ درصد از کرانه باختری را شامل میشود، از اکتبر ۲۰۲۳ شاهد گستردهترین کمپینهای تخریب، جابجایی و خالی کردن جوامع فلسطینی بوده است، این سیاست به تدریج به مناطق A و B نیز گسترش یافته است. این توسعه نشاندهنده فرسایش تقسیمات اداری است که توسط توافقنامههای اسلو ایجاد شده بود. در اواخر ژوئیه ۲۰۲۶، ارتش اشغالگر ۱۵ دستور نظامی صادر کرد که کنترل حدود ۱۹۹.۸ دونم از زمین در استان جنین (شمال کرانه باختری) را به تصرف درآورد.
بیشتر این زمین برای ساخت جادههای نظامی تعیین شده بود، اگرچه یک دستور به زمینهای واقع در منطقه A برای تأسیس یک پایگاه نظامی و یک جاده دسترسی هدف قرار گرفت. اسرائیل همچنین قدرتهای اجرایی، برنامهریزی و ساخت و ساز خود را در منطقه B گسترش داده و در سال 2024 هشت پایگاه جدید استقرار در آنجا تأسیس کرده است – که این اولین بار از زمان امضای توافقنامههای اسلو است – و تخریب ساختارهای فلسطینی را تحت بهانهای که در “منطقههای امنیتی” واقع شدهاند، تشدید کرده است.
دگرگونی کرانه باختری پایان مدل اسلو
تحول واقعیت در کرانه باختری به تلاشهای دولت کنونی اسرائیل برای بازسازی سیستم اداره استعماری که از دهه 1970 برقرار بوده، مرتبط است، با انتقال قدرتهای اداره مدنی ارتش اسرائیل به نهادهایی که توسط مستعمرهنشینان رهبری میشوند و با دخالت مستقیم جنبش مستعمرهنشینان در حکومت. در 23 فوریه 2023، وزیر دفاع پیشین اسرائیل، یوآو گالانت و وزیر دارایی، بتسلل اسموتریچ، توافقنامهای را امضا کردند که قدرتهای وسیعی را در امور مدنی در کرانه باختری به دومی منتقل میکرد و ایجاد یک “مدیریت استقرار” در داخل اداره مدنی را مقرر میکرد.
این قدرتها شامل تعیین اولویتهای هزینههای دولتی، تأیید طرحهای کلی و تعیین مرزهای اداری برای مستعمرات، همچنین تنظیم و نظارت بر برنامهریزی و ساخت و ساز فلسطینیها و اجرای دستورات تخریب بود.
در سالهای اخیر، سازمانهای مستعمرهنشین ظهور کردهاند که همچنین در اجرای سیاستهای استقرار در میدان نقش دارند. از جمله این سازمانها، رگاوییم است که به نهادهای دولتی پروندهها و نقشههایی در مورد ساخت و ساز فلسطینیها ارائه میدهد؛ آمانا که پایگاههای استقرار و محلهها را تأسیس کرده و زیرساختهای آنها را توسعه میدهد؛ و آنچه که به عنوان “نگهبانان یهودا و سامره” شناخته میشود، گروههایی را برای حفاظت از مزارع مستعمرهنشینان سازماندهی میکند – به همراه سایر سازمانهایی که نقشهای مشابهی را ایفا میکنند. این روند با رشد سریع تخصیصهای دولتی به گروههای مستعمرهنشین و گسترش نقشهای آنها در اجرای پروژههای جادهای، اتصال پایگاهها به شبکههای آب و برق و نظارت بر ساخت محلههای جدید مستعمرهنشین تقویت شده است.

تعریف مجدد فلسطینیها به عنوان ساکنان مدیریتشده
این تغییر به شوراهای منطقهای اسکان نیز گسترش یافته است، که فراتر از نقش سنتی خود در مدیریت اسکان و ارائه خدمات به ساکنان، به شرکای اجرای پروژه اسکان تبدیل شدهاند. امروزه، شش شورای منطقهای – که در کرانه باختری شمالی، مرکزی و جنوبی توزیع شدهاند – بهطور علنی از گسترش اسکانها، جذب بیشتر مهاجران و تحمیل “حاکمیت” اسرائیل حمایت میکنند.
این شوراها نقش مستقیمی در تصرف زمین، تأمین پایگاهها و ایجاد واقعیتهای جدید در میدان ایفا میکنند. شیوههای چند تن از مقامات آنها، بهویژه در منطقه C، نشاندهنده یکپارچگی فزاینده بین مقامات دولتی و مهاجران است؛ این دو طرف در یک سیستم یکپارچه عمل میکنند که هدف آن بیخانمان کردن فلسطینیها و تحمیل کنترل اسرائیل بر اراضی آنهاست. علاوه بر این، گروههایی مانند جوانان تپه، فعالان “برچسب قیمت” و گروههای امنیتی مسلح بهعنوان بازوهای دولت و پروژه اسکان آن در میدان عمل میکنند و از تأمین مالی ارائهشده توسط شوراهای منطقهای و سازمانهای استعماری، حمایت نظامی و گسترش قدرتها و تسلیحات مهاجران بهرهمند میشوند.
تضعیف پروژه دولت فلسطینی
از زمان بهعهده گرفتن سمت، دولت بنیامین نتانیاهو مجموعهای از سیاستها را دنبال کرده است که هدف آنها دستیابی به مجموعهای از اهداف مرتبط با استعمار مهاجران است، که بهویژه شامل موارد زیر میشود:
اگرچه کمیته وزارتی اسرائیل در امور قانونگذاری – به درخواست نخستوزیر نتانیاهو – بحث درباره لایحهای که خواستار لغو توافقنامههای اسلو و پایان دادن به تعهدات قانونی ناشی از آنها بود را به تعویق انداخت، اما دولت او بهطور مؤثر در حال پیشبرد روند نابودی مدل اسلو از طریق تضعیف بنیادهای آن و تحمیل کنترل مستقیم اسرائیل بر کرانه باختری است.
در فوریه، کابینه امنیتی اسرائیل چندین تصمیم را برای گسترش صلاحیت اسرائیل در کرانه باختری اتخاذ کرد؛ این تصمیمات شامل انتشار ثبتهای زمین، اجازه خرید زمین بهطور مستقیم توسط اسرائیلیها و گسترش قدرتهای اجرایی در مناطق A و B بود. در ژوئن، دولت اختیار برنامهریزی و ساختوساز در شهر قدیمی الخلیل را از شهرداری آن به مؤسسات اسرائیلی منتقل کرد – حرکتی که اسموتریچ آن را “عملاً لغو پروتکل الخلیل” توصیف کرد، یکی از توافقات ناشی از توافقنامههای اسلو.
تحمیل حاکمیت بدون الحاق
تصمیمات اخیر دولت اسرائیل نشان میدهد که جلوگیری از تأسیس یک دولت فلسطینی یک هدف سیاسی اصلی و اعلام شده است – هدفی که از طریق قوانین، مقررات و کنترل بر اراضی به عمل درآمده است. در ژوئیه 2024، کنست برای اولین بار قطعنامهای را تصویب کرد که تأسیس یک دولت فلسطینی را رد میکند، با 68 رأی موافق و تنها 9 رأی مخالف.
در مه 2025، کابینه امنیتی تأسیس مجدد ثبت مالکیت اراضی در منطقه C را تأیید کرد و مدیریت این فرآیند را به نهادهای اسرائیلی واگذار کرد، که شامل ثبت اراضی، صدور مجوزهای فروش و نظارت بر رویههای ثبت است، در حالی که به تشکیلات خودگردان فلسطینی اجازه استفاده از این قدرتها داده نشد. در اوت 2025، اسموتریچ پروژه E1 را که از سال 2012 به دلیل فشارهای آمریکایی و اروپایی متوقف شده بود، دوباره فعال کرد. این پروژه شمال کرانه باختری را از جنوب از طریق یک بلوک بزرگ شهرکسازی در جنوب اورشلیم جدا میکند؛ دفتر اسموتریچ این اقدام را به عنوان هدفی برای “به خاک سپردن ایده یک دولت فلسطینی” توصیف کرد.
در دسامبر 2025، دولت قانون “جدایی” را اصلاح کرد و به شهرکنشینان اجازه داد به چهار شهرکی که اسرائیل در سال 2005 در شمال کرانه باختری تخلیه کرده بود، بازگردند، اقدامی که فعالیتهای شهرکسازی در شمال را گسترش میدهد، تکهتکه شدن جغرافیایی منطقه را عمیقتر میکند و امکان تأسیس یک دولت فلسطینی با پیوستگی جغرافیایی را تضعیف میکند.
پایان بازی: انکلاوهای فلسطینی بدون حقوق
راست افراطی اسرائیل فلسطینیان در کرانه باختری را صرفاً به عنوان ساکنان این منطقه میبیند که میتوانند امور روزمره خود را مدیریت کنند، نه به عنوان مردمی که حق سیاسی و آرزوهای ملی دارند. بر این اساس، این مدل را بر اساس تقسیم کرانه باختری به شش ناحیه شهری – الخلیل، بیت لحم، رامالله، اریحا، نابلس و جنین – پیشنهاد میکند، جایی که جمعیت بر اساس پیوندهای محلی و خانوادگی مدیریت میشود، در حالی که به لحاظ اقتصادی و اداری به اسرائیل مرتبط باقی میماند.
این دیدگاه با حمایت دولت کنونی اسرائیل از مدلهای حکمرانی جایگزین مبتنی بر ساختارهای خانوادگی، به جای نهادهای سیاسی فلسطینی همراستا است؛ این موضوع در فراخوان اسموتریچ برای لغو پروتکل الخلیل و احیای مفهوم “امارت الخلیل” که شخصیتهایی از قبایل محلی را به عنوان جایگزینی برای تشکیلات خودگردان فلسطینی معرفی میکند، مشهود بود. اسرائیل این مسیر را با تضعیف خود تشکیلات خودگردان فلسطینی تقویت کرده است، بهویژه با نگهداشتن درآمدهای مالیاتی (مالیات و عوارض جمعآوریشده توسط اسرائیل به نمایندگی از فلسطینیها)، تشدید بحران در مورد حقوق بخش عمومی و اعمال محدودیتهای فزاینده بر بخش بانکی فلسطینی.
از میان این اقدامات، تصویب قانونی توسط کنست در تاریخ 9 ژوئن که اجازه کسر مبالغ سالانه از درآمدهای مالیاتی را صادر میکند، قابل توجهترین بود – مبالغی که توسط کمیته وزارتی امور امنیت ملی بر اساس گزارشی از وزیر دارایی تعیین میشود – برای انتقال به خزانهداری دولت یا استفاده در پرداخت غرامت طبق دستورات اسرائیل.
نتیجهگیری: مرحله جدیدی از استعمار استعماری
در ژوئیه 2025، کنست یک پیشنهاد غیرالزامآور را تصویب کرد که خواستار اعمال “حاکمیت” اسرائیل بر کل کرانه باختری و دره اردن بود. اگرچه این پیشنهاد ضمیمهسازی را رسمی نکرد، دولت اسرائیل بهطور عملی در حال اجرای آن است، از طریق اقداماتی که ترتیبات ایجادشده توسط توافقنامههای اسلو را از بین میبرد، امکان تشکیل یک دولت فلسطینی را تضعیف میکند، کنترل بر بیشتر اراضی را تحکیم میبخشد و فلسطینیها را به محلههای ایزولهای که فاقد حاکمیت یا حقوق سیاسی هستند، محدود میکند.
در این زمینه، تحمیل “حاکمیت” به سیستم آپارتایدی مرتبط است که فلسطینیها و مهاجران را تحت دو رژیم قانونی و قضائی متمایز قرار میدهد و به مهاجران حقوق و امتیازاتی میدهد که اسرائیل به فلسطینیها در همان سرزمین انکار میکند. به طور همزمان، اسرائیل از این سیستم برای بازتعریف جغرافیای فلسطینی، سرکوب فعالیتهای سیاسی و اقتصادی فلسطینیها و تضعیف ظرفیت فلسطینیها برای تابآوری و بقا در سرزمین خود استفاده میکند.

در میدان، این روند در جابجایی جوامع فلسطینی از منطقه C و جابجایی اجباری ساکنان از اردوگاههای پناهندگان در کرانه باختری شمالی به سمت مراکز شهری و حومههای آن، همراه با افزایش حملات مهاجران به روستاهای فلسطینی و تصرف اراضی آنها تجلی مییابد.
به طور جمعی، این سیاستها به تدریج جمعیت را از اردوگاهها و روستاها به سمت مراکز شهری سوق میدهد و آنها را به مناطق جغرافیایی باریکتری محدود میکند که در آن فرصتهای شغلی و وسایل معیشت در حال کاهش است. این شرایط محیطی را ایجاد میکند که مردم را دور میکند، توانایی آنها برای حمایت از خانوادههایشان را تضعیف میکند و در نهایت ممکن است آنها را مجبور کند که به دنبال زندگیای خارج از فلسطین باشند.
این روند به وضوح در طرح اسموتریچ برای تحمیل “حاکمیت” اسرائیل بر 82 درصد از کرانه باختری و محدود کردن فلسطینیها به باقیمانده – به طور خاص در مراکز شهری و محلههای جداگانه و ایزوله – که فاقد عناصر اساسی حاکمیت، پیوستگی جغرافیایی و استقلال سیاسی یا اقتصادی هستند، تجلی مییابد.
از زمان به قدرت رسیدن دولت کنونی اسرائیل، کرانه باختری وارد مرحله جدیدی از پروژه استعماری مهاجران شده است – بدترین وضعیت از زمان اشغال این سرزمین توسط اسرائیل در سال 1967. سرعت این پروژه پس از حوادث اکتبر 2023 افزایش یافت، که اسرائیل از آن به عنوان فرصتی برای بازتعریف واقعیت جغرافیایی، جمعیتی و اداری کرانه باختری به گونهای استفاده کرد که حاکمیت de facto اسرائیل را تحمیل کند، صرف نظر از اینکه آیا این الحاق را به طور رسمی اعلام کند یا خیر.
دولت نتانیاهو لحظه کنونی را فرصتی مناسب برای تحقق این پروژه میداند و از همراستایی سیاستهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، و دولت او با دستور کار جناح راست اسرائیل، ضعف مواضع اروپایی و عدم وجود نقش مؤثر عربها بهرهبرداری میکند. در عین حال، تشکیلات خودگردان فلسطینی نقش مؤثری در مقابله با پروژهای که وجود سیاسی آن را هدف قرار میدهد، ندارد و به تدریج وظایف آن را از بین میبرد و نقش آن را به مدیریت امور روزمره مدنی محدود میکند.

