مهلت سیام سپتامبر برای خروج ائتلاف، شکافی را بین خواستههای رسمی بغداد و واقعیتهایی که اصلاح نیروهای بسیج مردمی عراق را محدود میکند، نمایان کرده است. نخستوزیر علی الزیدی وعده داده است که تسلیحات را تحت کنترل دولت قرار دهد و از گروهها بخواهد که زرادخانههای خود را تحویل دهند و در چارچوب قانونی اصلاحشده به نیروهای بسیج مردمی ملحق شوند. چندین گروه از جمله سرایا السلام، عصائب اهل الحق و کتائب امام علی به این درخواست پاسخ مثبت دادند، اما گروههای اصلی مقاومت اسلامی—کتائب حزبالله، حرکات حزبالله النجباء و کتائب سید الشهداء—امتناع کردند و شرط خلع سلاح را خروج کامل ایالات متحده و کنترل فدرال بر فضای هوایی قرار دادند. محاسبات آنها پس از فروپاشی یادداشت تفاهم اسلامآباد و از سرگیری خصومتها تغییر کرد.
اصلاح نیروهای بسیج مردمی عراق در حالی نمیتواند موفق شود که تهران محور مقاومت را جزئی از دفاع ملی خود بداند و گروهها ادغام سیاسی را به منزله تنزل موقعیت خود ببینند. مرز مبهم بین گروههای مقاومت و بسیج مردمی به عنوان یک نهاد دولتی، خطر اصلی را به وجود میآورد. حملات ایالات متحده و عربستان سعودی به کشته شدن اعضای بسیج مردمی و هدف قرار دادن سایتهای لجستیکی منجر شده است، در حالی که تحریمها یک شرکت وابسته به بسیج مردمی را هدف قرار دادهاند و نشان میدهند که چگونه این همپوشانی، نهادهای دولتی عراق را در معرض حمله قرار میدهد. به جای پیگیری خلع سلاحی که بغداد نمیتواند به آن دست یابد، دولت باید اصلاحات قانونی را در اولویت قرار دهد که قدرت نخستوزیر را تقویت کند، حسابرسی را اعمال کند و بسیج مردمی را از بازیگران مسلح خودمختار جدا کند. این رویکرد، مسیر واقعبینانهای را به سوی اصلاح نیروهای بسیج مردمی عراق ارائه میدهد که فراتر از هر مهلت واحدی پایدار باشد.
اصلاح نیروهای بسیج مردمی عراق با آزمون واقعی مواجه است
مهلت نزدیک سیام سپتامبر برای خروج نیروهای ائتلاف تحت رهبری ایالات متحده از عراق، عدم قطعیت قابل توجهی را در مورد نحوه واکنش ایالات متحده در صورت عدم تسلیم سلاحهای گروههای مقاومت عراقی به همراه دارد. دولت جدید عراق پیشتر تأکید کرده بود که همه گروههای مسلح که خارج از کنترل دولت فعالیت میکنند، باید تا سیام سپتامبر به ساختارهای رسمی ملحق شوند. اما موضع بغداد در هفتههای اخیر تغییر کرده است. اکنون بر این نکته تأکید دارد که این تاریخ آغاز تلاشهای هماهنگ برای پایان دادن به فرآیند غیرنظامیسازی خواهد بود.
زمانی که نخستوزیر جدید عراق، علی الزیدی، در ماه مه امسال سوگند یاد کرد، وعده داد که به دنبال آنچه به طور معمول به عنوان “قرار دادن تسلیحات تحت کنترل دولت” شناخته میشود، باشد. هدف این است که اطمینان حاصل شود که دولت تنها مرجع تصمیمگیری در امور جنگ و صلح است و از همه بازیگران مسلح در کشور میخواهد که تحت زنجیره فرماندهی نظامی در بغداد قرار گیرند.
مکانیسمی که توسط دولت زیدی ترسیم شده، از گروهها میخواهد که زرادخانههای مستقل خود را به نیروهای بسیج مردمی (PMF) تحویل دهند، در چارچوب لایحهای قانونی که چارچوب نهادی PMF را بازنگری خواهد کرد. پرسنل وابسته به این گروهها در میان تشکیلات PMF توزیع خواهند شد تا تیپهای فردی دیگر نتوانند بهطور مؤثر بهعنوان گسترشدهندگان گروههای خاص عمل کنند.
دو هفته پس از بهدستگرفتن قدرت توسط زیدی، گروه مسلح مقتدی صدر، سرایا السلام، که بخشی از آنچه بهعنوان محور مقاومت شناخته میشود نیست، اعلام کرد که منحل خواهد شد و بهطور کامل در PMF ادغام خواهد شد، که این امر به زیدی شتاب مورد نیاز را بخشید. قیس الخزعلی از عصائب اهل الحق و شبل زیدی از کتائب امام علی بهسرعت از این اقدام پیروی کردند و قصد خود را برای پیروی از فرآیند ادغام اعلام کردند.
در همین حال، سایر گروههای مسلح پیشرو در زیر چتر مقاومت اسلامی در عراق که هماهنگی میکنند و حملات را تحت یک پرچم مشترک ادعا میکنند، یعنی کتائب حزبالله، حرکات حزبالله النجباء و کتائب سید الشهداء، از اتخاذ تصمیم خودداری کردند در حالی که مذاکرات با دولت ادامه داشت. سپس، در اواخر ژوئن، سخنگوی دولت اعلام کرد که ۳۰ سپتامبر مهلت نهایی برای گروههای باقیمانده برای پیروی خواهد بود.

پس از ۳۰ سپتامبر چه اتفاقی میافتد
اما بهطور حیاتی، مهلت دولت پس از آن اعلام شد که ایالات متحده و ایران به یادداشت تفاهم اسلامآباد توافق کرده بودند، زمانی که بهنظر میرسید درگیری آنها در مسیر کاهش تنش قرار دارد. اما با فروپاشی آتشبس و ازسرگیری خصومتها در اوایل ژوئیه، گروههای مقاومت پیشرو در عراق اکنون انگیزه کمی برای پیروی از مهلت ۳۰ سپتامبر دارند.
چرا گروهها از خلع سلاح خودداری میکنند
درک آنچه که این گروهها را تحریک میکند و اینکه چگونه میتوان آنها را به ایستادگی ترغیب کرد، نیاز به فراتر رفتن از کاریکاتور کردن آنها بهعنوان صرفاً نمایندگان ایرانی دارد. یکی از لنزهایی که میتوان از طریق آن آنها را درک کرد، بهعنوان بازیگران سیاسی عراقی است که قدرت قابل توجهی دارند و دیدگاه ایدئولوژیکی خود را دارند، از جمله دیدگاهی درباره هویت دولتی در عراق که آنها در تلاشند شکل دهند و در بسیاری از موارد منافع اقتصادی قابل توجهی از خود دارند.
<p
یک دیدگاه دیگر این است که آنها را به عنوان بخشی از معماری امنیت ملی ایران و بخشی از محور مقاومت وسیعتر ببینیم که نوعی دفاع پیشرو برای جمهوری اسلامی فراهم میکند. اما این دو دیدگاه به هیچ وجه متضاد نیستند. گروهها میتوانند منافع سیاسی و تجاری داخلی خود را دنبال کنند در حالی که نقش خود در دفاع ملی ایران را به عنوان یک ضرورت استراتژیک در نظر بگیرند.
برای افرادی مانند شبل زیدی از کتائب امام علی، معامله بین واگذاری مقاومت مسلحانه در ازای نقش سیاسی برجستهتر منطقی به نظر میرسد. تصمیم زیدی برای همکاری به او یک کرسی در چارچوب هماهنگی، گروه umbrella از جناحهای سیاسی شیعه پیشرو که دولت را پشتیبانی میکنند، تأمین کرده است. زیدی پیش از انتخابات ملی سال گذشته، ائتلاف سیاسی خود را راهاندازی کرد و در پارلمان نه کرسی به دست آورد. او اکنون به طور هفتگی در کنار رهبران احزاب سنگینوزن شیعه عراق نشسته و در تصمیمات سیاسی مهم شرکت میکند.

دو دیدگاه درباره گروههای مسلح
در مقابل، جذابیت چنین نقشی برای گروههای ارشد مقاومت اسلامی در عراق، یعنی کتائب حزبالله و حرکات حزبالله النجباء، چندان جالب نیست. رهبران آنها خود را بالاتر از سیاست میبینند و به عنوان مدافعان قلمرو شیعه عمل میکنند. آنها میتوانند نقش بسیار مهمتری به عنوان رهبران مقاومت ایفا کنند تا اینکه صرفاً یکی از بسیاری از سیاستمداران باشند. علاوه بر این، کتائب حزبالله پیشتر در سیاست دخالت کرده و لیست انتخاباتی موازیای در سال 2021 به نام حرکت حقوق راهاندازی کرد که در دو دور آخر انتخابات پارلمانی در سالهای 2021 و 2025 عملکرد ضعیفی داشت و تنها شش کرسی در انتخابات نوامبر گذشته به دست آورد.
مهمتر از آن، عدم وجود انگیزه برای انتقال به سیاست حزبی با این واقعیت که درگیری میان ایالات متحده و ایران به هیچ وجه به پایان نرسیده، تشدید میشود. ایران همچنان محور مقاومت را به عنوان یک جزء اصلی از دفاع ملی خود میبیند و هیچ قصدی برای درخواست از اعضای خود برای انحلال ندارد. در واقع، گروههای پیشرو مقاومت عراق به وضوح مهلت 30 سپتامبر برای خلع سلاح را رد کرده و حضور مستمر خود را به عنوان ضرورتی برای دفاع از حاکمیت عراق مطرح کردهاند.
در بیانیهای که در تاریخ ۲۹ اوت منتشر شد، کتائب سیدالشهداء خلع سلاح را نه تنها به خروج کامل نیروهای آمریکایی از عراق، بلکه به کنترل کامل امنیت فدرال بر سرزمین عراق، از جمله حریم هوایی، مشروط کرد—که عملاً شرایطی را برای حفظ سلاحهای خود بهطور نامحدود ایجاد میکند. در این شرایط، نخستوزیر زیدی و حتی چارچوب هماهنگی ابزار چندانی برای ترغیب این گروهها به رعایت قوانین ندارند. در نهایت، تمایل آنها به خلع سلاح بیشتر به روند جنگی که در منطقه در حال وقوع است بستگی دارد تا به مشوقهای سیاسی که بغداد میتواند ارائه دهد.
مقامات سیاسی نتوانستند جذب کنند
به جای تلاش برای متقاعد کردن این گروهها با رویکرد هویج و چماق، دولت زیدی باید بر آنچه میتواند برای ایجاد مرزهای نهادی واضحتر بین آنها و حشد الشعبی انجام دهد، تمرکز کند. هدف باید محدود کردن توانایی گروههای مقاومت از بهرهبرداری از حضور خود در حشد الشعبی برای دریافت حقوق دولتی، سلاح و حفاظت نهادی در حالی که همچنان بهطور خودمختار خارج از زنجیره فرماندهی دولت عمل میکنند، باشد.
ضرورت انجام این کار با رویدادهای اخیر تأکید شده است. در ماه ژوئیه، حملات مشترک آمریکایی-سعودی در پاسخ به حملات به زیرساختهای نفتی سعودی، اهدافی مرتبط با سلاحها و لجستیکهای مرتبط با پایگاههای حشد الشعبی در سراسر عراق را هدف قرار داد. حداقل ۲۰ عضو حشد الشعبی کشته و ۳۲ نفر زخمی شدند. سال گذشته، ایالات متحده همچنین شرکت عمومی مهندسی را که یک شرکت دولتی تحت حشد الشعبی تأسیس شده بود، به دلیل ارتباطات ادعاییاش با کتائب حزبالله و نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحریم کرد.
از سال ۲۰۱۸، دولتهای عراقی متوالی، از جمله دولت عادل عبدالمهدی، اجازه دادهاند که تمایز بین گروههای مقاومت و حشد الشعبی بهطور فزایندهای مبهم شود. عواقب خطرناک این ادغام اکنون به وضوح نمایان شده است، زیرا حملات نظامی و تحریمهای هدفمند علیه گروههای مقاومت ممکن است به نهادهای دولتی عراق آسیب برساند. انجام اصلاحات بنیادین در حشد الشعبی در وهله اول به معنای ایزوله کردن دولت عراق از عواقب فعالیتهای انجام شده توسط گروههای مقاومت است که خارج از ساختار فرماندهی آن عمل میکنند.

ایزوله کردن دولت از قدرت شبهنظامیان
در اوایل سپتامبر، چارچوب هماهنگی تأیید کرد که قصد دارد از یک لایحه دولتی برای اصلاح قانونی که پایهگذار قانونی حشد شعبی به عنوان یک نهاد امنیتی دولتی در سال ۲۰۱۶ بود، حمایت کند. سال گذشته، دولت محمد شیاع السودانی لایحهای اصلاحی برای حشد شعبی پیشنهاد داد که مجموعهای از اصلاحات ساختاری دقیق را شامل میشد، از جمله یک ساختار فرماندهی واضحتر، موقعیتهای جدید رهبری ارشد و سازماندهی مجدد ساختارهای اداری و عملیاتی حشد شعبی. این لایحه از یک قرائت اولیه در پارلمان عبور کرد و توسط کمیته مربوطه پارلمانی بررسی شد، اما در نهایت به دلیل فشارهای ایالات متحده در مورد برخی از مفاد آن متوقف شد.
اگر نسخهای مشابه از پیشنویس لایحه سال گذشته در پارلمان مورد بررسی قرار گیرد، میتواند وسیلهای مهم برای اصلاح حشد شعبی فراهم کند. این لایحه به طور بالقوه میتواند قدرت نخستوزیر را بر رهبری ارشد آن تقویت کند و به او این اختیار را بدهد که بهطور مستقیم پنج معاون رئیس ستاد را منصوب کند.
مفاد مهم دیگری نیاز به همکاری بیشتر با وزارتخانههای دفاع و کشور دارد و نظارت اداری و مالی قویتری را معرفی میکند، از جمله حسابرسی اجباری توسط سازمان حسابرسی فدرال عراق. بهطور کلی، این تدابیر میتوانند به کاهش نفوذ گروههای فردی کمک کنند، توازن قدرت را به سمت رهبری کمتر سیاسیشده تغییر دهند و با فساد گسترده درون نهاد مقابله کنند. بهطور بنیادیتر، این لایحه میتواند به تقویت تمایز بین حشد شعبی به عنوان یک نهاد امنیتی دولتی و گروههای مقاومت که بهطور فزایندهای از طریق ساختارهای آن عمل کردهاند، کمک کند.

اصلاح حشد شعبی عراقی باید در اولویت باشد
اصلاحات بیشتر در نسخه سال گذشته لایحه حشد شعبی همچنین میتواند آن را از نظر سیاسی قابل قبولتر کند و به برخی از نگرانیهایی که مانع از تصویب آن شد، رسیدگی کند. این میتواند شامل حذف مفادی باشد که پایهگذار قانونی شرکت عمومی مهندسی را تأسیس میکند.
زمانی که کمیته امنیت و دفاع پارلمانی در سال 2025 لایحه را بررسی کرد، همچنین به نیاز به تأسیس یک آکادمی جداگانه برای حشد شعبی که به فارغالتحصیلان مدرک لیسانس در علوم نظامی اعطا کند، questioned کرد و اشاره کرد که کالج نظامی عراق تحت وزارت دفاع در حال حاضر این وظیفه را انجام میدهد. به طور کلی، بررسی قانونی فرصتی را برای معرفی مقررات جدیدی فراهم میکند که توانایی حشد شعبی را برای اتخاذ مواضع سیاسی به طور مستقل از دولت محدود میکند و وضعیت آن را به عنوان یک نهاد امنیتی دولتی به جای یک بازیگر سیاسی خودمختار تقویت میکند.

در نهایت، توانایی دولت برای تحمیل اراده خود بر گروههای مقاومت عراق به نیروهایی محدود میشود که فراتر از دسترسی بغداد هستند. تا زمانی که تقابل ایالات متحده و ایران ادامه داشته باشد و تهران محور مقاومت را جزء جداییناپذیر امنیت خود بداند، تلاشها برای محدود کردن قدرتمندترین گروههای عراق بعید است موفق شود. بنابراین، استفاده بهتری از سرمایه سیاسی دولت این است که به مرزهای فزاینده مبهم بین این گروهها و حشد شعبی بپردازد.
دولت زیدی نمیتواند مسیر درگیری منطقهای را تعیین کند، اما میتواند بر میزان اجازه ورود گروههای مقاومت به نهادهای دولتی تأثیر بگذارد. به جای اولویت دادن به تلاشهای خود برای تحت کنترل درآوردن تسلیحات، بغداد باید بر روی آوردن حشد شعبی، به عنوان یک نهاد دولتی، به طور محکمتری تحت کنترل دولت تمرکز کند.

