با وجود تحریمهای ایالات متحده که نزدیک به ۵۰ سال ادامه داشته، ایران در بسیاری از زمینهها پیشرفتهای چشمگیری داشته است.
سلطه آمریکا بر جهان به آرامی در حال کاهش است. در دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ، رفتار او با کشورهای مختلف به اعتبار آمریکا آسیب زد. او گاهی با شوخی گفت که کانادا ایالت ۵۱ام آمریکا است و این موضوع جنجالهایی را به وجود آورد. او همچنین تعرفههای ناعادلانهای بر بسیاری از کشورها وضع کرد که باعث مشکلات اقتصادی شد. او کشورهایی مانند هند و روسیه را با توهین به اقتصادهایشان که آنها را “مرده” خواند، تحقیر کرد و هزینههای ویزا را به شدت افزایش داد که موجب نگرانی مردم شد. در تاریخ ۳۱ ژوئیه، ترامپ بیانیهای تحریکآمیز صادر کرد و گفت: “من اهمیتی نمیدهم که هند با روسیه چه میکند. آنها میتوانند با اقتصادهای مردهشان پیش بروند؛ برای من مهم نیست.” در عین حال، او همچنین تهدید کرد که هند را به خاطر خرید نفت و تجهیزات نظامی از روسیه “مجازات” خواهد کرد. به گفته ترامپ، چین بزرگترین خریدار انرژی روسیه و هند دومین خریدار بزرگ است. از آنجا که ایالات متحده روسیه را تحت فشار قرار داده بود تا جنگ اوکراین را متوقف کند، ترامپ استدلال کرد که پولی که هند برای نفت پرداخت میکند به روسیه کمک میکند تا جنگ را ادامه دهد. جالب اینجاست که خود اوکراین بعداً روشن کرد که هیچ اعتراضی به روابط تجاری هند با روسیه ندارد.
در غزه، تحت حمایت آمریکا، اسرائیل در حال ارتکاب نسلکشی است و کشورهای سراسر جهان، سازمان ملل و دیوان بینالمللی همه علیه اسرائیل، بهویژه سیاستهای ضد مردمی نتانیاهو هستند. قطعنامههایی که سیاستهای اسرائیل را محکوم میکنند به طور مکرر تصویب میشوند، احکام جلبی علیه نتانیاهو صادر میشود، اما سرکوب اسرائیل ادامه دارد و نزدیکترین متحد آن، آمریکا، سکوت کرده است. جهان همچنین دید که چگونه اسرائیل به طور مکرر حملات هوایی به رهبری حماس در قطر، بزرگترین متحد آمریکا در خاورمیانه، انجام داد. نه تنها این، بلکه اسرائیل حتی از حملات آینده به قطر در صورت لزوم هشدار داده است. با این حال، آمریکا فقط نظارهگر این وقایع بود. به نظر میرسد که این همه نتیجه حمایتی است که آمریکا از اسرائیل و نتانیاهو میکند؛ حتی دو نخستوزیر پیشین اسرائیل، Ehud Barak و Ehud Olmert، گفتهاند که “نتانیاهو اسرائیل را به سمت انزوا در سطح بینالمللی هدایت میکند.”
ایران، به عنوان یک مخالف قوی ایالات متحده، در این زمینه اهمیت دارد. آمریکا از زمان انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ تحریمهای اقتصادی و دیپلماتیک را علیه ایران وضع کرده است. اولین تحریمهای عمده پس از بحران گروگانگیری سفارت آمریکا در تهران در سال ۱۹۷۹ به وجود آمد، زمانی که آمریکا واردات نفت ایران را ممنوع و داراییهای ایران را مسدود کرد. در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، ایالات متحده تحریمها را سختتر کرد و ایران را حامی تروریسم نامید و به دنبال سلاحهای هستهای متهم کرد. بعداً، در سال ۱۹۹۵، رئیسجمهور وقت ایالات متحده، بیل کلینتون، تقریباً تمام تجارت با ایران را ممنوع کرد. در دهه ۲۰۰۰، هم ایالات متحده و هم سازمان ملل تحریمهای جدیدی علیه ایران وضع کردند که عمدتاً به مؤسسات مالی، صادرات نفت و تجارت فناوری آن هدف قرار گرفت و دوباره به برنامه هستهای آن اشاره شد. پس از اینکه ایران با محدود کردن فعالیتهای هستهای خود موافقت کرد، توافق هستهای ۲۰۱۵ (برجام) منجر به لغو برخی تحریمها شد. با این حال، در سال ۲۰۱۸، رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، تحریمهای سختی را دوباره علیه ایران وضع کرد که بر صادرات نفت، سیستم بانکی و بخش کشتیرانی آن تمرکز داشت. دولت او همچنین تحریمهای جدیدی را در سال ۲۰۲۰ و پس از آن اضافه کرد که هدف آن مسدود کردن برنامههای هستهای، موشکی و تسلیحاتی ایران بود. حتی در سال ۲۰۲۵، تحریمها علیه افراد و شرکتهای درگیر در تجارت نفت و فعالیتهای هستهای ایران ادامه دارد.
امسال، ایالات متحده تحریمهای سختی بر تجارت نفت ایران، صنعت پتروشیمی و تحقیقات هستهای این کشور اعمال کرده است. در ماه مه گذشته، در جریان مذاکرات هستهای، ایالات متحده دوباره تحریمهای جدیدی معرفی کرد. این تحریمها سه مقام ایرانی و یک شرکت را هدف قرار داد. به همین ترتیب، در ماه ژوئیه، ایالات متحده محدودیتهایی بر شبکه حمل و نقل نفت ایران و شبکه مالی حزبالله وضع کرد. علاوه بر این، ایالات متحده همچنین تحریمهایی بر شرکتهایی که نفت یا محصولات پتروشیمی از ایران خریداری میکنند، از جمله شش شرکت از هند، اعمال کرد. در واقع، از سال ۱۹۷۹، ایالات متحده به طور مداوم تحریمهایی را عمدتاً بر روی نفت، مالی و فعالیتهای هستهای ایران وضع کرده است. بسیاری از این تحریمها همچنین توسط سازمان ملل، اتحادیه اروپا—به ویژه بریتانیا، فرانسه و آلمان—و همچنین کشورهایی مانند کانادا حمایت میشوند.
اما با وجود تحریمهایی که تقریباً به مدت ۵۰ سال ادامه داشته، ایران در بسیاری از زمینهها پیشرفتهای چشمگیری داشته است. به گفته منابع، درآمد سرانه ایران حدود ۳,۹۰۰ تا ۴,۵۰۰ دلار آمریکا در سال است، در حالی که تولید ناخالص داخلی سرانه آن حدود ۲۰,۰۰۰ دلار برآورد میشود. طبق دادههای موجود تا سال ۲۰۲۳، نرخ سواد در ایران حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد است. این بدان معناست که بیشتر جمعیت آن قادر به خواندن و نوشتن هستند و در مناطق شهری، نرخ سواد حتی بالاتر است. در زمینه دفاع نیز، ایران با وجود محدودیتهای بینالمللی به طور عمده به خودکفایی رسیده است. نشانهای از این موضوع را میتوان در درگیری کوتاه اخیر ایران و اسرائیل مشاهده کرد. برای تقویت قابلیتهای نظامی خود، ایران بر توسعه فناوری و سلاحهای بومی تمرکز کرده است که آن را در چندین زمینه خودکفا کرده است. به ویژه، این کشور در زمینه پهپادها و UAV (هواپیماهای بدون سرنشین) پیشرفتهای قابل توجهی داشته است. اکنون، ایران همچنین در علم فضایی پیشرفتهای بزرگی کرده است. امروز این کشور تحریمشده به گروه منتخب تنها نه کشور در جهان پیوسته است که میتوانند به طور مستقل ماهواره بسازند و پرتاب کنند. میتوان گفت که آموزش، میهنپرستی واقعی، آزادی از فساد و روحیه ارزشگذاری به خداوند متعال به جای آمریکا، به ایران کمک کرده است تا به یک ملت قابل تحسین تبدیل شود. به معنای واقعی، امتناع ایران از پذیرش آمریکا به عنوان «پدرخوانده» و توانایی آن برای باقی ماندن خودکفا با وجود تحریمهای آمریکایی، قطعاً الهامبخش جهان است.

