علی الزیدی نخستوزیری را به ارث میبرد که بر تأخیر، نه حل و فصل، بنا شده است. آزمون مرکزی—اینکه آیا او میتواند سوزن آمریکا-ایران را به درستی مدیریت کند—تعیین خواهد کرد که آیا دولت او میتواند سال اول خود را پشت سر بگذارد یا خیر، زیرا تقاضاهای متضاد در مورد خلع سلاح شبهنظامیان عملاً هیچ زمینه میانهای باقی نمیگذارد. برای مدیریت سوزن آمریکا-ایران، الزیدی باید خواستههای حداکثری واشنگتن در مورد خلع سلاح را با فشار تهران برای نهادینه کردن همان شبهنظامیان که آمریکا میخواهد آنها را حذف کند، آشتی دهد.
آزمون اول سوزن آمریکا-ایران: شبهنظامیان
سؤال در مورد اینکه چه باید کرد با شبهنظامیان مورد حمایت ایران در عراق، تهدیدی برای دولت جدید نخستوزیر علی الزیدی است قبل از اینکه فرصتی برای تثبیت خود پیدا کند.
الزیدی در تاریخ 14 مه، شش ماه پس از انتخابات پارلمانی کشور، موفق شد یک کابینه جزئی را از طریق پارلمان به تصویب برساند، که در آن 14 نفر از 23 وزیر تأیید شدند و وزارتخانههای باقیمانده تحت سرپرستی سرپرستان تا زمان تأیید یک نامزد از سوی پارلمان فعالیت میکنند. بهطور رسمی، چالش بعدی نخستوزیر جدید پر کردن نه صندلی خالی وزارتی است که او و حامیانش امیدوارند تا اواسط ژوئن به آن دست یابند.
با این حال، الزیدی با یک مشکل فوریتر مواجه است که زمینه موفقیت دولت او و در نهایت ثبات سیاسی عراق را تعیین خواهد کرد. شبهنظامیان عراقی مورد حمایت ایران و مقامات آمریکایی، عراقی و ایرانی فشار میآورند که دولت جدید ابتدا به مسئله خلع سلاح شبهنظامیان رسیدگی کند. و متأسفانه برای نخستوزیر جدید، طرفهای ذینفع به دنبال نتایج بسیار متفاوتی هستند.

مدیریت سوزن آمریکا-ایران
پس از ماهها چانهزنی سیاسی، چارچوب هماهنگی، بلوک پارلمانی شیعه غالب که به شدت با تهران همسو است، الزیدی، یک تاجر بدون تجربه سیاسی، را در تاریخ 27 آوریل برای این سمت نامزد کرد. او به سرعت برکات تهران و واشنگتن را دریافت کرد، اما حمایت مداوم از دو پایتخت ممکن است به چگونگی مدیریت منافع متضاد آنها بستگی داشته باشد.
<p
فقط با تشکیل یک دولت، او مانع بزرگی را که برخی آن را غیرقابل عبور میدانستند، برطرف کرد. با این حال، زیدی این کار را با حل مسائل عمده انجام نداد؛ بلکه او و حامیانش چندین اختلاف غیرقابل اجتناب بین بازیگران داخلی و خارجی—بهویژه سوال مربوط به شبهنظامیان—را به تعویق انداختند.
تهران، واشنگتن و سوزن آمریکا-ایران
اولین مانعی که زیدی از آن عبور کرد، ممنوعیت آمریکاییها بر عضویت در کابینه برای وابستگان به شش شبهنظامی مورد حمایت ایران بود که ایالات متحده آنها را سازمانهای تروریستی خارجی (FTOs) نامیده است. این گروهها دارای بازوهای سیاسی هستند که جزئی از چارچوب هماهنگی هستند و به دنبال کسب موقعیتهای سیاسی قدرتمند در عراق هستند.
با خالی گذاشتن نه وزارتخانه—از جمله چند وزارتخانه مورد نظر شبهنظامیان—زیدی این مشکل را برای روز دیگری باقی گذاشت. عصائب اهل الحق (AAH)، یک شبهنظامی بزرگ، عضو چارچوب هماهنگی و یک FTO، در انتظار تأیید ایران است تا تصمیم بگیرد که آیا در دولت شرکت خواهد کرد تا زمانی که مسئله خلع سلاح شبهنظامیان حل شود. اگر AAH به این موضع پایبند بماند، احتمالاً دولت بعدی عراق تا زمانی که راه حلی برای سوال شبهنظامیان پیدا نشود، کامل نخواهد شد.

سوزن آمریکا-ایران در بغداد تیزتر میشود
ایالات متحده از زمان ورود دونالد ترامپ به ریاستجمهوری در ژانویه 2025 بر این موضوع تأکید کرده است که شبهنظامیان مورد حمایت ایران باید “کاملاً خلع سلاح، منحل و بیقدرت شوند”. از آن زمان، شبهنظامیان در طول درگیری اخیر ایالات متحده با ایران، صدها حمله انجام دادهاند، از جمله حملات مکرر به سفارت ایالات متحده در بغداد، که تنها موضع واشنگتن را در برابر آنها سختتر کرده است.
در همین حال، تهران و شرکای رژیم ایران در عراق امیدوارند که با تقویت نیروهای بسیج مردمی (PMF)، که یک سازمان امنیتی رسمی عراقی است و عمدتاً از شبهنظامیان مورد حمایت ایران تشکیل شده است، شبهنظامیان را نهادینه و محافظت کنند، از جمله تمام شش FTO. PMF در سال 2014 برای مبارزه با داعش تشکیل شد و مبنای قانونی فعلی آن تنها یک قانون مجوز کوتاه از سال 2016 است.
شرکای ایران و دیگر حامیان PMF بارها تلاش کردند تا در سال 2025 قانونی قوی برای تثبیت این سازمان و تأمین مالی آن تصویب کنند، اما این تلاشها ناکام ماند. در شکل کنونی، مجوز ابتدایی PMF درهای تغییرات را برای یک نخستوزیر اصلاحطلب بدون تأیید پارلمانی باز میگذارد.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، “نگرانیهای جدی ایالات متحده” را در مورد آخرین نسخه قانون الحشد الشعبی در ژوئیه 2025، یک ماه قبل از اینکه از بررسی پارلمانی خارج شود، تکرار کرد. پیشنهاد متقابل گزارش شده واشنگتن برای الحشد الشعبی به جای آن، ادغام آن را به همراه سایر نهادهای امنیتی در یک وزارتخانه جدید که به نخستوزیر گزارش میدهد، پیشنهاد میکند.
در حالی که الحشد الشعبی در حال حاضر به طور نامی نیز به نخستوزیر گزارش میدهد، اما به طور مکرر عملیاتهایی را خارج از دستورات سیاسی عراق انجام میدهد، از جمله موج اخیر حملات علیه منافع و شرکای آمریکایی. در سال 2015، اکرم الکعبی، رهبر گروه تحت حمایت ایران، حرکات حزبالله النجباء (HHN)، حتی گفت که او رهبر عالیقدر ایران را “منبع رهبری” گروه میداند و اشاره کرد که الحشد الشعبی میتواند در صورت “تصمیم یک مقام دینی برای تغییر حکومت در عراق” به کودتا بپردازد.
اکرم الکعبی در پاسخ به گزارشها در اوایل ماه مه سال جاری درباره درخواستهای آمریکا برای خلع سلاح شبهنظامیان گفت: “با [سلاحهای خود]، عراق را از آلودگی داعش و دستنشاندگان آمریکایی آنها محافظت کردهایم. [این سلاحها] تا زمانی که نفس داریم تسلیم نخواهند شد و حتی اگر جانها فدای آن شوند، گرفته نخواهند شد.”
برخی از شبهنظامیان، مانند HHN، با ادغام در دولت مخالفت کردهاند. دیگران، مانند عصائب اهل الحق (AAH)، به چنین مسیری باز هستند زیرا نفوذ حاصل برای موفقیت اقتصادی و سیاسی که سلاحهای آنها را محافظت و مشروعیت میبخشد، حیاتی است. عضو چارچوب هماهنگی و وزیر بهداشت، عبد حسین الموسوی، گفت که برخی از گروهها در شرایط مناسب سلاحهای خود را به دولت خواهند سپرد.
گزارشها حاکی از آن است که رهبران شیعه در بغداد کمیتهای سهنفره برای رسیدگی به مسئله خلع سلاح در زمان انتخاب زیدی به عنوان نخستوزیر در پایان آوریل تشکیل دادهاند. این کمیته شامل زیدی، نخستوزیر پیشین محمد شیعه السودانی و هادی العامری، رئیس سازمان بدر، یک شبهنظامی بزرگ تحت حمایت ایران با بازوی سیاسی است که برای کاهش نگرانیها در میان سایر رهبران شبهنظامی گنجانده شده است.
در حالی که جزئیات پیشنهاد کمیته فاش نشده است، اطلاعات موجود نشان میدهد که این پیشنهاد الحشد الشعبی را تقویت میکند – نه حذف میکند. مقامات عراقی، بهویژه آنهایی که از شبهنظامیان هستند یا به آنها وابستهاند، احتمالاً در تلاش هستند تا تلاشهای گذشته را که به تزئین ظاهری منجر شد، تکرار کنند. آنها تغییرات ظاهری را پیشنهاد خواهند داد که به طور نامی شبهنظامیان را با نهادهای امنیتی رسمی عراق و دستورات آنها همراستا میکند بدون اینکه واقعاً ارتباط خود را با تهران قطع کنند.
چالش برای زیدی این خواهد بود که همه بازیگران را به یک صفحه بیاورد، از جمله شبهنظامیان مورد حمایت ایران و مقامات در بغداد، تهران و واشنگتن. تقریباً تمام احزاب درگیر بهطور اصولی به «کنترل دولتی بر سلاحها» توافق دارند. با این حال، هیچ اجماعی در مورد اینکه این در عمل چگونه خواهد بود وجود ندارد.

دست ضعیف زیدی در سوزندوزی آمریکا و ایران
متأسفانه برای زیدی، او احتمالاً لوکس زمان را قبل از مواجهه با این مسئله نخواهد داشت. و در حالی که واشنگتن اطمینان خود را ابراز کرده که او مرد این کار است، کمبود تجربه سیاسی او مؤثر بودنش را در سوال قرار میدهد. اطلاعات کمی درباره زیدی وجود دارد به جز نقشهای برجستهاش در بخشهای تجاری عراق که قطعاً به انتخاب او کمک کرده است. دوره ریاست او بر بانک اسلامی الجنوب برای سرمایهگذاری و تأمین مالی بیشترین توجه را جلب کرده است.
در فوریه 2024، بانک مرکزی عراق (CBI) بانک الجنوب را از شرکت در حراج روزانه دلار ممنوع کرد، که روش اصلی دریافت دلارهای آمریکایی توسط مؤسسات مالی عراقی تا پایان حراج در اوایل 2025 بود. بانک الجنوب یکی از هشت بانک عراقی بود که به منظور «کاهش تقلب، پولشویی و سایر استفادههای غیرقانونی از ارز آمریکایی» ممنوع شد، بخشی از تمرکز طولانیمدت ایالات متحده بر جلوگیری از دسترسی ایران به دلارها. با این حال، ارتباطات ظاهری زیدی با مالیات غیرقانونی کافی نبود تا اعتراضات آمریکاییها به انتخاب او به عنوان نخستوزیر را برانگیزد—با وجود ادامه سیاست دولت ترامپ در مقابله با طرحهای تأمین مالی ایران از طریق عراق.
زیدی به عنوان یک راهحل سازش برای بنبست پنجماهه در تشکیل دولت ظاهر شد، در حالی که چارچوب هماهنگی در تلاش برای مدیریت درگیریهای داخلی و رقابت بین واشنگتن و تهران برای نفوذ بود. کمبود تجربه سیاسی یا پایگاه حمایتی مردمی نخستوزیر، تهران و چارچوب هماهنگی را راضی کرد، زیرا زیدی احتمالاً یک رهبر قابل انعطافتر خواهد بود. این بلوک به دنبال حفظ اختیارات تصمیمگیری و استفاده از نخستوزیر به عنوان مجری خود است.
به طور همزمان، پیشینه تجاری زیدی ممکن است برای رئیسجمهور ترامپ جذاب بوده باشد و واشنگتن قبلاً مجبور به همکاری با دیگر بازیگران “کمبدتر” در عراق بوده است، جایی که شیعیان همسو با تهران بلوک سیاسی غالب هستند. بنابراین، تاریخچه و ارتباطات نخستوزیر جدید احتمالاً برای ایالات متحده کمتر نگرانکننده است تا اگر رهبران عراقی شخصی را با ارتباطات مستقیم به میليشیاها و ایران منصوب کرده بودند.
با این حال، پیشینه و روابط زیدی، چه در داخل و چه در خارج از بغداد، مسیر روشنی برای رهبر جدید در موضوع پیچیده خلع سلاح میليشیاها نشان نمیدهد، که احتمالاً باقیمانده دوره او را تعریف خواهد کرد. اگر نخستوزیر جدید به نحوی بتواند در این موضوع تعادل برقرار کند، بعد از آن کار آسانی نخواهد بود. شرکای تهران در عراق برای از دست دادن سلاحها و نفوذ سیاسی راضی نخواهند شد و این احتمالاً بر انتخابهای او برای سمتهای باقیمانده کابینه تأثیر خواهد گذاشت.
زیدی باید پیامدهای تصمیمات سخت و همچنین تمایل آمریکا به مقابله با تأمین مالی غیرقانونی ایران در عراق را مدیریت کند و واشنگتن قطعاً عملکرد او را با دقت زیر نظر خواهد داشت، با توجه به تاریخچه الجنوب. به طور همزمان، عراق با یک بحران بودجهای قریبالوقوع مواجه است زیرا صادرات نفتی آن، که 90 درصد درآمد کشور را تشکیل میدهد، به دلیل بسته شدن تنگه هرمز کاهش یافته است. این تنها چالشهای بودجهای موجود ناشی از بخش عمومی بزرگ عراق را تشدید خواهد کرد.
گفتن اینکه زیدی کار دشواری پیش رو دارد، کمگویی است. شرکای ایران در عراق، به ویژه رهبری سیاسی آنها در چارچوب هماهنگی، نمیخواهند که رهبر مستقلی داشته باشند که به خواستههای واشنگتن تن دهد. در همین حال، ایالات متحده موضعی به نظر غیرقابل انعطاف در مورد نفوذ ایران و سرنوشت رهبران و میليشیاهای حمایتشده از تهران ابراز کرده است.
اگر زیدی نتواند تعادل مناسبی بین دو کشور برقرار کند، یا حمایت سیاسی داخلی حیاتی را از دست خواهد داد یا استقبال اولیه واشنگتن به سردی تبدیل خواهد شد. و در عصری که دولت ترامپ به طور فزایندهای مایل به استفاده از چوب به جای هویج است، ممکن است عواقب وخیمی برای عراق به همراه داشته باشد.

