تعادل ژئوپولیتیکی بین مسکو و پکن همچنان به سمت عدم تقارن آشکار متمایل است و این امر موجب میشود که نشستهای دوجانبه اخیر بیشتر نمادین از ساختاری باشند. در حالی که کرملین در حال عبور از انزوا شدید غربی است، اهرم تجاری به طور کامل در اختیار پکن قرار دارد و آنچه زمانی به عنوان شراکت برابر تلقی میشد، به یک معامله وابستگی تبدیل شده است.
در حالی که حجم تجارت دوجانبه افزایش مییابد، فلج ساختاری پیرامون زیرساختهای انرژی استراتژیک محدودیتهای عمیق قدرت چانهزنی مسکو را نشان میدهد و ثابت میکند که بازگشت پوتین از چین باید بر هر ارزیابی جدی از این رابطه تسلط داشته باشد. بدون دستیابی به پیشرفت در خط لوله قدرت سیبری ۲، همراستایی استراتژیک به شدت نامتعادل باقی میماند و مسکو را وادار میکند تا واقعیت را بپذیرد که آینده اقتصادیاش تحت تأثیر منافع ملی چین قرار دارد نه همبستگی ضدغربی مشترک، واقعیتی که با هر بازگشت پوتین از چین بعدی تأکید میشود.
واقعیتهای بازگشت پوتین از چین
در جریان سفر هفته گذشته ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه به چین، در مجموع چهل و دو سند امضا شد. اما آنچه مسکو بیشتر به دنبال آن بود—توافقات در مورد ساخت خط لوله گاز قدرت سیبری ۲ و فروشهای تجاری از طریق آن—به وضوح غایب بود.
طرف چینی هیچ نظری در این مورد نداده است، در حالی که مقامات روسی اظهارات متناقضی داشتهاند. الکساندر نواک، معاون نخستوزیر که مسئول بخش انرژی است، ادعا کرد که پیشرفت قابل توجهی در مورد قدرت سیبری ۲ حاصل شده است، در حالی که سخنگوی پوتین، دیمیتری پسکوف، گفت که هنوز هیچ جدول زمانی روشنی برای اجرای پروژه توافق نشده است.
هر چه اسناد بیشتری در اجلاسهای بین ولادیمیر پوتین و همتای چینیاش شی جینپینگ امضا میشود، واضحتر میشود که هیچ پیشرفت قابل توجهی حاصل نشده است. این به این معنا نیست که روابط بین روسیه و چین در تمام زمینهها در حال گسترش نیست: تجارت بین این دو کشور در حال رشد است و مسکو به طور فزایندهای به پکن وابستهتر میشود.
چینیها به طور فزایندهای قادر به تعیین پروژههایی هستند که برایشان جالب است و کدام پروژهها نیستند، و بر اساس چه شرایطی چین در این پروژهها شرکت خواهد کرد. پروژه «قدرت سیبری ۲» نمونهای بارز از این موضوع است. اگر کسی در مسکو فکر میکرد که جنگ رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، علیه ایران و محاصره تنگه هرمز موقعیت روسیه را در مذاکرات با چین تقویت کرده است، نتیجه سفر پوتین باید این توهمات را از بین ببرد.
تجارت بین روسیه و چین نیازی به توافقات سطح بالا برای ادامه رشد ندارد، زیرا این دو کشور اقتصادهای مکملی دارند (فرمول به منابع طبیعی روسیه در ازای ماشینآلات چینی کاهش مییابد). تحریمهای غربی راه را برای شرکتهای چینی به بازار روسیه هموار کرده و صادرکنندگان مواد خام روسی را مجبور کرده است که بر چین تمرکز کنند و با تخفیفها موافقت کنند.
حجم تجارت دوجانبه برای دو سال متوالی از ۲۰۰ میلیارد دلار فراتر رفته و ممکن است امسال رکورد جدیدی ثبت شود. از ژانویه تا آوریل، این حجم ۱۹.۷ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته و به ۸۵.۲ میلیارد دلار رسیده است. نه تنها صادرات روسیه (با افزایش ۱۷ درصدی به ۴۷.۴ میلیارد دلار) به دلیل افزایش قیمت نفت افزایش یافته است؛ بلکه واردات نیز ۲۳.۱ درصد به ۳۷.۸ میلیارد دلار رشد کرده است.
با توجه به اینکه، همانطور که حتی پوتین اعتراف کرده است، اقتصاد روسیه در سهماهه اول سال با مشکلاتی مواجه بوده، منطقیترین توضیح برای این افزایش واردات، افزایش تولیدات نظامی است. با در نظر گرفتن اینکه تقریباً ۴۰ درصد از بودجه دولتی روسیه در حال حاضر به امنیت و دفاع اختصاص دارد، خرید قطعات و ماشینآلات از چین در این زمینه قرار میگیرد.
در این شرایط، یک قرارداد بزرگ جدید برای فروش ۵۰ میلیارد متر مکعب گاز در سال به چین از طریق خط لوله قدرت سیبری ۲ میتواند یک مزیت باشد، هرچند که ساخت این خط لوله چهار تا پنج سال دیگر به طول خواهد انجامید. اما هیچ قراردادی به ثمر نرسید. داستان خط لوله قدرت سیبری ۲ بیش از بیست سال است که ادامه دارد: اولین یادداشت تفاهم در مورد این پروژه در سال ۲۰۰۶ امضا شد. در سالهای میان این دو، چین ترمینالهای LNG و نیروگاههای جدید هستهای و برق آبی، همچنین جنگلهای کامل توربینهای بادی و مزارع گستردهای از پنلهای خورشیدی را راهاندازی کرده است.

زیرساختهای متوقف شده خط لوله و بازگشت پوتین از چین
با این حال، در میان محاصره تنگه هرمز، به نظر میرسد که یک مسیر زمینی دیگر برای تأمین گاز ارزان روسی باید بسیار خوشایند باشد، بهویژه با توجه به افزایش مصرف انرژی چین به دلیل رونق هوش مصنوعی. حضور الکسی میلار، مدیرعامل گازپروم، در پکن قطعاً نشان میدهد که کرملین امیدوار بود توافقی امضا شود.
اما برای پکن، هیچ یک از دلایل حمایت از این توافق به نظر قانعکننده نبوده است، بهویژه برای امضای یک قرارداد سی ساله. به هر حال، در حال حاضر خط لوله قدرت سیبری ۱ و یک خط لوله گاز جدید در شرق دور وجود دارد و چین تا کنون با سرمایهگذاریهای بلندمدت خود در انرژیهای تجدیدپذیر، زغالسنگ پاک و تنوع در تأمین انرژی، بهخوبی از بحران انرژی جهانی عبور کرده است. در واقع، پکن آنقدر موفق بوده که حتی به ذخایر وسیع نفت خود نیز دست نزده است.
data-path-to-node=”14″>بنابراین، برای جلب نظر شی، نیاز به شرایط بسیار مطلوبی است—مانند قیمتهای بازار داخلی روسیه و یک الزام حداقلی برای پرداخت یا عدم پرداخت—تا بتوان او را متقاعد کرد. اما گازپروم و روسیه آماده پذیرش چنین شرایطی نیستند، با وجود وضعیت وخیم خود.
در نتیجه، این پروژه کلان همچنان در یک بُعد زودگذر وجود دارد، که به این معناست که خطر بسته شدن پنجره فرصت برای روسیه وجود دارد اگر تولید برق چین به حدی سبز شود که منابع جدید گاز دیگر برای پکن جذاب نباشند.
بازگشت پوتین از چین و تغییرات فرهنگی
با این حال، با وجود تمام تشریفات و مراسم مربوط به چهل و دو توافقنامهای که در جریان سفر پوتین امضا شد، نباید به طور کامل نادیده گرفته شوند. همانطور که اکنون مرسوم است، بیشتر آنها توافقنامههای همکاری بودند: یا بین دانشگاهها (چهارده) یا رسانههای حامی دولت (یازده). این همکاری رو به رشد بین نهادهای عمومی، گسترش واقعی شبکه تماسهای علمی، آموزشی و مردمی بین روسیه و چین را نشان میدهد، حتی در حالی که ارتباطات انسانی چند صد ساله روسیه با اروپا به طور فزایندهای قطع میشود.
فرصتهای روسها برای تحصیل در غرب، کار در تیمهای تحقیقاتی مشترک، شرکت در کنسرتها و نمایشگاهها در آنجا، یا حتی صرفاً سفر به آنجا برای تفریح به طور چشمگیری کاهش یافته است. تحریمهای جدید، به طور قابل توجهی دریافت ویزای شنگن و ویزاهای ملی را برای اتباع روسیه دشوارتر کرده است. پروازهای مستقیم بین روسیه و اروپا از زمان حمله تمامعیار روسیه به اوکراین متوقف شده است و تعداد فزایندهای از کشورهای اتحادیه اروپا در حال قطع ارتباط با روسها در داخل روسیه هستند، به دلیل ترس از نفوذ عوامل اطلاعاتی روسی و تحت فشار از سوی کییف و سیاستمداران و فعالان حامی اوکراین.
data-path-to-node=”19″>در همین حال، حتی قبل از حمله تمامعیار روسیه به اوکراین، پکن در تلاش بود تا تحصیل در چین را در میان روسها محبوبتر کند، دانشمندان روسی را به ویژه در زمینههای حساس مرتبط با فناوری نظامی جذب کند و فرهنگ چینی را ترویج دهد. در آن زمان، این تلاشها غالباً بهعنوان فعالیتهای بیاثر و صرفاً برای پر کردن فرمها به نظر میرسید، اما پس از آغاز جنگ و بسته شدن فضای انسانی غرب به روی روسیه، همکاری با چین به منطقیترین و راحتترین راه ارتباط روسیه با دنیای خارج تبدیل شده است.
در سطح فردی، دانشمندان روسی که میخواهند در پروژههای بینالمللی، بهویژه در علوم طبیعی، کار کنند، میتوانند با همکاران چینی خود همکاری کنند و حداقل شانس باقی ماندن در خط مقدم توسعه جهانی را داشته باشند. این موضوع برای دانشجویان دانشگاهها نیز صدق میکند: دانشگاههای روسی مدتهاست که از میان ۱۰۰ دانشگاه برتر در سه رتبهبندی جهانی (Times Higher Education، QS و دانشگاه جیائوتونگ شانگهای) غایب بودهاند، در حالی که بیش از ده دانشگاه چینی و هنگکنگی در این فهرست قرار دارند، از جمله دو دانشگاه در میان بیست دانشگاه برتر: دانشگاه تسینهوا و دانشگاه پکن.

دینامیکهای نخبگان منعکسکننده بازگشت پوتین از همراستایی با چین
سرانجام، پکن سفر به چین را آسانتر میکند. این سیاست تنها به روسیه معطوف نیست، بلکه نشاندهنده تمایل چین به ترویج علم و آموزش خود در بازار بینالمللی و همچنین جذب گردشگران خارجی است.
در آخرین سفر پوتین به پکن در سپتامبر ۲۰۲۵، شی بهطور غیرمنتظرهای اعلام کرد که به مدت یک سال، روسها میتوانند بدون ویزا به مدت حداکثر سی روز به چین سفر کنند. از آنجا که روسیه به اصل متقابل در مسائل ویزا پایبند است، کرملین نیز به همین شیوه پاسخ داد. یک رکورد دو میلیون روسی سال گذشته به چین سفر کردند—بیشتر آنها در چهار ماه آخر سال پس از اعلام معافیت ویزا—و رژیم بدون ویزا اکنون تا پایان ۲۰۲۷ تمدید شده است.
با توجه به اینکه روسها میتوانند از شهرهای بزرگ به طور مستقیم و با قیمت معقول به چین پرواز کنند، حتی کسانی که همیشه اروپا را ترجیح میدادند، شروع به بررسی چین کردهاند. دادههای قابل اعتمادی درباره تأثیر این سفرها وجود ندارد، اما یک نمونه کوچک از تجربیات شخصی و نظرات در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که بازدیدکنندگان از چین آن را کشوری امن و پیشرفته با زیرساختهای مدرن میبینند. این درک از چین به عنوان کشوری از آینده، منبعی برای مدرنیزاسیون و الگویی برای تقلید، احتمالاً با توجه به اینکه روسیه به سرعت در معیارهای کلیدی پیشرفت و جهانی شدن علم و آموزش عقبنشینی کرده است، افزایش خواهد یافت.
بسیاری از نمایندگان تحریمشده نخبگان روسیه مدتهاست به همین نتیجه رسیدهاند و برای فرزندان خود پرستارهای چینی استخدام کردهاند—دقیقاً همانطور که اشراف روسی در قرن نوزدهم پرستارهای فرانسوی استخدام میکردند. سخنگوی پوتین، پسکوف، در جریان سفر به چین در هفته گذشته گفت که دختر کوچکترش قبل از اینکه بتواند روسی صحبت کند، به لطف پرستار خود از استان هبی، میتوانست چینی صحبت کند. این واقعاً نشانهای از زمانه است: دختر بزرگتر پسکوف مدت طولانی در پاریس زندگی کرده است.
پسکوف تنها یک نمونه از اینکه چگونه dignitaries پوتین، که به دلیل تحریمها از ساردینیا و سن بارث محبوب خود جدا شدهاند، آینده را میبینند. به طور حیاتی، افرادی که آینده توسعه روسیه پس از پوتین را تعیین خواهند کرد، نسلهای مقامات نظامی و امنیتی در سنین سی تا پنجاه سال هستند، که بسیاری از آنها هرگز به اروپا نرفتهاند، در جنگ علیه اوکراین تجربه کسب کردهاند و به طور فزایندهای با همتایان چینی خود همکاری میکنند.

