سکوت طولانیمدت اروپا در مورد شهرکسازیهای اسرائیل سرانجام با تغییرات سیاسی داخلی و کاهش سریع وضعیت دولت فلسطینی مواجه شده است. اتحادیه اروپا اکنون دارای اهرمهای اقتصادی و دیپلماتیک برای چالش با اسرائیل و شهرکهای آن است، اما زمان برای نجات یک راهحل دو دولتی قابل اجرا به سرعت در حال بسته شدن است و نیاز به اقدام فوری به جای اقدام مبتنی بر اجماع در مورد تدابیر تجاری که به طور مستقیم اقتصاد شهرکسازی را هدف قرار میدهد، دارد. در حالی که تقسیمات داخلی به طور تاریخی مانع اتحادیه اروپا بوده است، یک تغییر اساسی در سیاستهای مجارستان امکانات جدیدی را باز کرده است و بروکسل را مجبور به تصمیمگیری میکند که آیا رهبری کند یا توسط ائتلافی از کشورهای عضو که مصمم به چالش با اسرائیل و شهرکهای آن از طریق قانونگذاری ملی هستند، دور زده شود.
چالش با اسرائیل و شهرکهای آن اقدام فوری
اروپا ابزارهای سیاسی و اقتصادی لازم برای اقدام علیه گسترش شهرکسازیهای اسرائیل را در اختیار دارد. اما باید به سرعت از آنها استفاده کند، وگرنه احتمال ناپدید شدن یک دولت فلسطینی مستقل و قابل اجرا وجود دارد.
مسیر بلندمدت به سمت فشار بیشتر اروپا بر اسرائیل پیش میرود، حداقل تا زمانی که این کشور تحت حکومت فعلی راستگرای افراطی باشد. با این حال، سرعت این تغییر هنوز بسیار کندتر از تغییراتی است که اسرائیل در زمین برای مسدود کردن یک راهحل دو دولتی اعمال میکند. این یک مسابقه با زمان است—و اروپا هنوز در حال عقبماندن است.

فراتر از بوداپست
مقامات اتحادیه اروپا اغلب تقسیمات داخلی را به عنوان دلیل اصلی عدم اقدام اروپا ذکر میکنند. در این مورد حقیقتی وجود دارد. در سالهای اخیر، مجارستان خود را به عنوان مانع اصلی اتحادیه اروپا معرفی کرده و بارها بیانیههای عمومی، بحثهای داخلی و تدابیر تنبیهی علیه اسرائیل و پروژه شهرکسازی آن را مسدود کرده است. اگرچه اتحادیه اروپا دو دور تحریم علیه شهرکنشینان خشن در سال 2024 تصویب کرد، اما نخستوزیر وقت ویکتور اوربان، تصویب آنها را به تأخیر انداخت و به طور قابل توجهی تعداد اهداف تعیینشده را کاهش داد. او سپس بر روی تدابیر بیشتر حق وتو اعمال کرد.
انتخاب پیتر ماگیار به عنوان نخستوزیر منجر به رویکردی سازندهتر از سوی مجارستان شده است. حذف وتوی بوداپست راه را برای دور جدیدی از تحریمها، از جمله علیه آمانا، یک تأمینکننده و سازنده کلیدی شهرکهای اسرائیلی از اواخر دهه ۱۹۷۰، هموار کرد. اما مجارستان اوربان هرگز تنها نبوده است. چندین کشور دیگر عضو، اسرائیل را از فشارهای اروپایی محافظت میکنند و دیپلماسی اسرائیل بهطور فعال در تلاش است تا این اردوگاه مسدودکننده را تقویت کند.
جمهوری چک، به عنوان مثال، یکی از قابلاعتمادترین مدافعان اسرائیل است و تحریمها علیه وزیر امنیت ملی سختگیر اسرائیل، ایتامار بنگویر، را مسدود میکند. در اسلوونی، نخستوزیر محافظهکار یانز یانسا—که به نتانیاهو نزدیک است و حامی سرسخت جنبش شهرکنشینی اسرائیل است—سیاست کشور را بهطور رادیکالی به نفع اسرائیل تغییر داده است. یکی از اولین تصمیمات او پس از انتخاب مجدد، لغو تحریمهای تسلیحاتی کشورش و ممنوعیتهای سفر در سطح ملی علیه نتانیاهو و وزرای شهرکنشین مانند بنگویر بود. این تحریمها قبلاً توسط جانشین یانسا، رابرت گلوب، اعمال شده بود.
اما نادرست است که تنها کشورهای کوچکتر شرقی را مقصر بدانیم. حمایت بیوقفه آلمان از اسرائیل (که خود را Staatsräson توصیف میکند) فراتر از حفاظت از امنیت اسرائیل است و شامل حمایت از پروژه شهرکسازی و محافظت از مقامات اسرائیلی در برابر پاسخگویی به نقضهای حقوق بینالملل میشود. برلین بهتازگی با تحریمهای اتحادیه اروپا علیه بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائیل و فعال برجسته شهرکنشینی، مخالفت کرده است. اسموتریچ، بیش از هر مقام اسرائیلی دیگری، معمار گسترش سریع شهرکسازی و تکهتکه شدن سرزمین فلسطینی است.
از اجماع به چالشی برای اسرائیل و تغییرات در شهرکها
با وخیمتر شدن اوضاع در میدان، کشورهای عضو خواستار اقدام بیشتر اتحادیه اروپا برای دفاع از راهحل دو دولتی و پاسخ به خشونتهای فزاینده علیه فلسطینیها در کرانه باختری هستند. در حالی که اتحادیه اروپا همچنان بر سر تحریمها علیه بنگویر و اسموتریچ در حال چانهزنی است، باید علیه سایر سازمانهایی که شهرکسازی را تأمین مالی و تسهیل میکنند، اقدام کند، مانند آترت کوهانیم، زیرمجموعه املاک صندوق ملی یهود و بخش شهرکسازی سازمان صهیونیستی جهانی.
با این حال، تمرکز اروپا بر افراطگرایی مهاجران، خطر این را دارد که تحولات در کرانه باختری را به عنوان مجموعهای از حوادث جداگانه یا به عنوان محصول ائتلاف راستگرای نتانیاهو تلقی کند، نه به عنوان یک پروژه دولتی با حمایت دو حزبی از دولتهای متوالی اسرائیل از زمان آغاز اشغال در سال 1967. اگر اتحادیه اروپا جدی است در مورد تأثیرگذاری بر توسعه در اسرائیل و سرزمینهای فلسطینی اشغالی، باید از نفوذ بسیار بیشتری که با دسترسی به بازار اروپا به دست میآید، استفاده کند.
در اینجا، تمرکز اتحادیه اروپا بر رأیگیری اجماعی، حواسپرتی است و به نوعی بهانهای برای عدم اقدام. در حالی که اجماع همچنان پیشنیاز تصمیمات سیاست خارجی است، اقدام معنادار میتواند در زمینههایی مانند تجارت از طریق رأیگیری اکثریت واجد شرایط (QMV) انجام شود. طبق این رویه، اقدامات تنها به حمایت 55٪ از کشورهای عضو که حداقل 65٪ از جمعیت اتحادیه اروپا را نمایندگی میکنند، نیاز دارند. بر خلاف تصمیمات سیاست خارجی، یک دولت نمیتواند اقدام را وتو کند، که اتحادیه اروپا میتواند از آن به نفع خود برای فشار بر اسرائیل استفاده کند.
هدف قرار دادن اقدامات تجاری اروپا
اولویت فوری اتحادیه اروپا باید پایان دادن به روابط تجاری و سرمایهگذاری با شهرکهای اسرائیلی باشد. چنین اقداماتی به طور مستقیم به چالش کشیدن قابلیت مالی و گسترش پروژه شهرکسازی خواهد بود، مطابق با نظر مشورتی دادگاه بینالمللی دادگستری در سال 2024. تعداد فزایندهای از کشورهای عضو، از جمله لهستان، دانمارک و هلند، از ممنوعیت کامل تجارت با شهرکهای اسرائیلی حمایت میکنند. به طور حیاتی، اتحادیه اروپا میتواند این را از طریق QMV به عنوان یک اقدام تجاری برای اطمینان از سازگاری با حقوق بینالملل اتخاذ کند و بسیاری از موانع سیاسی که پاسخ اتحادیه اروپا را فلج کردهاند، دور بزند.
با این حال، پایان دادن به ویرانی غزه توسط اسرائیل و اشغال چند دههای کرانه باختری نیز نیازمند رویکردی جامع به اسرائیل برای تغییر نگرشهای عمومی اسرائیلی است. این باید فراتر از محدود کردن تجارت شهرکسازی باشد و خود اسرائیل را هدف قرار دهد. اسپانیا و ایرلند اولین کشورهای عضو بودند که در فوریه 2024 خواستار تعلیق توافقنامه همکاری اتحادیه اروپا و اسرائیل شدند، در پاسخ به “نگرانیهای گسترده در مورد نقضهای ممکن [حقوق بشر بینالملل] و حقوق بشر بینالملل توسط اسرائیل” در غزه. در سپتامبر 2025، کمیسیون اروپا پیشنهاد تعلیق بخشهایی از مفاد تجاری توافقنامه را از طریق QMV ارائه داد.
در عمل، این اقدام تعرفههای ترجیحی برای کالاهایی که از مرزهای بینالمللی شناختهشده اسرائیل منشأ میگیرند را حذف کرده و یکی از نخستین هزینههای اقتصادی مستقیم را بر اسرائیل به خاطر نقض حقوق فلسطینیان تحمیل میکند. حمایت از چنین حرکتی با گسترش تخریب غزه و جمعیت آن افزایش یافته است، اما هنوز به اکثریت واجد شرایط اعضا دست نیافته است.
اقدامات تجاری چالشهایی برای اسرائیل و شهرکهای آن ایجاد میکند
با توجه به اندازه جمعیت و وزن سیاسی بازیگرانی مانند برلین—یا به طور منطقیتر، رم—جمعآوری چنین اکثریتی نیازمند جلب حمایت حداقل یکی از آنها است. تا به امروز، هر دو در برابر اقدامات جدیتر علیه اسرائیل مقاومت کردهاند. اما نظر عمومی در اروپا ممکن است محرک قوی برای تغییر باشد.
با کاهش شدید نگرشهای عمومی نسبت به اسرائیل، دولتها تحت نظارت فزایندهای قرار دارند. در ایتالیا، یک ایالت کلیدی، وزیر امور خارجه آنتونیو تاجانی به پارلمان ایتالیا گفت که دولت او “آماده است تا با شرکای اروپایی خود، اقداماتی در مورد محصولات از شهرکهای غیرقانونی را ارزیابی کند”. او افزود، “ما منتظر پیشنهادات کمیسیون اروپا هستیم”. نخستوزیر جورجیا ملونی تغییر دولت خود را در رابطه با تجارت شهرکها تأیید کرده است.
کمیسیون اروپا اکنون تحت فشار فزایندهای برای اقدام قرار دارد—اگر فقط برای حفظ ارتباط خود در این موضوع. با این حال، همچنان استدلال میکند که ممنوعیت کامل تجارت با شهرکها یک تحریم است، نه یک اقدام تجاری، و بنابراین یک تصمیم سیاست خارجی است که نیاز به اجماع دارد. این موضع با ارزیابی قانونی کشورهای عضو که خواهان ممنوعیت هستند و شورای اروپا در تضاد است.
در غیاب اقدام ملموس در سطح اتحادیه اروپا، کشورهای عضو به دنبال اقدامات ملی خواهند بود. به عنوان مثال، در سپتامبر 2025، اسپانیا به اولین کشور اروپایی تبدیل شد که تجارت با شهرکهای اسرائیلی را ممنوع کرد. بلژیک، ایرلند و هلند نیز اعلام کردهاند که قصد دارند به این اقدام بپیوندند. بلژیک همچنین صادرات و ترانزیت سلاح به اسرائیل را ممنوع کرده و خدمات کنسولی کلیدی را برای شهروندان خود که در شهرکهای اسرائیلی زندگی میکنند، معلق کرده است. به همراه استرالیا و کانادا، بریتانیا و نروژ نیز تحریمهای خود را بر تأمینکنندگان شهرکهای اسرائیلی اعمال کردهاند.
اما دولتهای ملی میتوانند در به چالش کشیدن حفظ و گسترش پروژه شهرکسازی اسرائیل فراتر بروند. حداقل، آنها باید از کسبوکارهایی که با شهرکها در ارتباط هستند، جلوگیری کنند، از جمله ممنوعیت شرکتها از شرکت در ساخت و ساز شهرکها و فروش املاک.
آنها همچنین میتوانند از انتقال وجوه به شهرکها از طریق خیریههای اروپایی جلوگیری کنند: به عنوان مثال، در بریتانیا، خیریهها به طور ادعایی بیش از ۲۸ میلیون پوند (۳۲ میلیون یورو) را در پنج سال گذشته به شهرکهای اسرائیلی منتقل کردهاند. بریتانیا، پس از بازپسگیری کنترل بر سیاست تجاری خود پس از برگزیت، باید از توانایی قانونی و سیاسی خود برای ممنوعیت تجارت با شهرکهای اسرائیلی استفاده کند.

چالش اسرائیل و شهرکهای آن فراتر از فلج توافقی
اروپا باید دست خود را بازی کند
اروپاییها به تنهایی نمیتوانند اسرائیلیها را به یک راهحل دو دولتی وادار کنند. اما میتوانند شروع به بازسازی ساختارهای انگیزشی کنند که حمایت اسرائیل از گسترش شهرکها و تسلط نظامی بر فلسطینیها را زیر بنا میگذارد و به اسرائیل نشان دهند که اقدامات آن عواقبی دارد.
فوریت چنین اقداماتی جدید نیست. در سال ۲۰۱۴، اتحادیه اروپا هشدار داد که گسترش شهرکها در مناطق استراتژیک مانند E1 و گیوات هماتوس، به همراه جابجایی برنامهریزی شده جوامع فلسطینی از جمله خان الاحمر، میتواند منجر به تحریمهای اروپایی شود. دوازده سال بعد، اسرائیل این خطوط قرمز را رد کرده است، اما عواقب وعده داده شده محقق نشده است.
اگر اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن جدی در یافتن راهی به سوی صلح اسرائیلی-فلسطینی هستند، باید از آنچه ممکن است آخرین فرصت برای اقدام باشد، استفاده کنند.

