محاصرههای دریایی و استقرار ناوهای هواپیمابر در تنگه هرمز قدرت دریایی آمریکا را به نقطه شکست مطلق خود نزدیک میکند. تقاضاهای عملیاتی بیسابقه در آبهای خاورمیانه نقاط ضعف حیاتی را به وضوح نمایان کرده و فشار بیش از حد نیروی دریایی ایالات متحده را به تهدیدی فوری برای امنیت تجاری جهانی تبدیل کرده است. در حالی که ناوها رکوردهای طول مدت استقرار را بدون توقف در بندر میشکنند، رهبران پنتاگون با واقعیتی تلخ مواجه هستند: آمادگی مستمر برای نبرد بدون ذخایر کافی ناوگان، فشار بیش از حد نیروی دریایی ایالات متحده را به خطر وجودی برای دفاع ملی تبدیل میکند.
فشار بیش از حد نیروی دریایی ایالات متحده بر ناوگان
امروز بیش از 20 کشتی نیروی دریایی ایالات متحده در حال گشتزنی در آبهای خاورمیانه هستند. این ناوگان در حال اجرای محاصره دریایی بنادر ایران و ارائه اسکورت برای کشتیهای تجاری پس از ترک آتشبس پس از عملیات Epic Fury است. تمرکز عظیم قدرت دریایی، یکی از بزرگترینها در دو دهه اخیر، شامل داراییهای استراتژیک مانند دو گروه ضربت ناو هواپیمابر و گروه آمادهباش آمفبی USS Boxer است که مجموعاً بیش از دوازده ناوشکن موشکی هدایتشونده را شامل میشود. با این حال، عینکهای رنگی در حال ترک خوردن هستند.
در حالی که افزایش چشمگیر قدرت جنگی است، نیروی دریایی ایالات متحده برای حفظ وضعیت جنگی به مدت طولانی بدون عواقب جدی برای پرسنل و تجهیزات، هم اکنون و هم در آینده نزدیک، بسیار کوچک است. USS Abraham Lincoln به تازگی رکورد جدیدی را با بیش از 200 روز متوالی بدون یک توقف در بندر ثبت کرده است. این رکورد و این نقطه عطف طاقتفرسا “شاید یکی از آن چیزهایی باشد که خدمه دوست داشتند آن را ثبت نکنند.” ناو هواپیمابر در نوامبر 2025 از پایگاه دریایی سن دیگو خارج شد و از آن زمان بهطور مداوم در دریا بوده است، به جز یک توقف یک روزه در گوام در دسامبر.

مقابله با فشار بیش از حد نیروی دریایی ایالات متحده امروز
ناوگانهای کوچک سیستمها و خدمه کلیدی را تحت فشار قرار میدهند و هیچ حاشیهای برای گسترشهای غیرمنتظره عملیات وجود ندارد. افزایش طولانی مدت در خاورمیانه به دلیل عملیات Epic Fury به عملیاتی حتی طولانیتر برای نیروی دریایی ایالات متحده تبدیل شده است—با مأموریتهای ضد محاصره، اسکورت، حمله و مینزدایی که در تنگه هرمز در حال انجام است.
عملیاتهای عمده نظامی علیه ایران پس از یک وقفه کوتاه از سر گرفته شده است. علاوه بر این، عدم قطعیت جاری در تنگه هرمز نیروی دریایی آمریکا را در حال کار با سرعتی سرسامآور نگه داشته است. همین هفته، رئیسجمهور آمریکا این کشور را به عنوان “نگهبان” این آبراه حیاتی برای حمل و نقل جهانی اعلام کرد.

افشای فشار بیش از حد نیروی دریایی آمریکا
تنگه هرمز که هنوز به طور کامل باز نشده و نه کاملاً بسته است، مشکلات سیستماتیکی را به نمایش میگذارد که مدتهاست نیروی دریایی آمریکا را آزار میدهد. در حالی که ایالات متحده در تلاش است تا این تنگه را از حملات ایران تأمین کند، رئیس عملیات دریایی، دریادار دارل کادل، به تازگی به سنای آمریکا گفت که “ارائه خدمات اسکورت از طریق یک تنگه مورد منازعه… فراتر از ظرفیت نیروی دریایی برای انجام مؤثر آن خواهد بود.”
صراحت دریادار مورد استقبال قرار میگیرد اما احتمالاً برای سیاستگذاران واشنگتن خبر جدیدی است. این خدمت به نظر میرسد که همیشه همه چیز را به خوبی پیش میبرد تا بتواند، حداقل به طور موقت، ضعفهای ساختاری عمیق را پنهان کند.
فشار بیش از حد نیروی دریایی آمریکا نیاز به اصلاحات دارد
تأمین ایمنی مسیرهای دریایی یکی از مأموریتهای اصلی نیروی دریایی است. دههها سرمایهگذاری ناکافی و اولویتهای نامنظم در خرید، نیروی دریایی را شکننده، تحت فشار و عقبمانده کرده است—حتی نسبت به ایران، یک رقیب قابل توجه اما نه همتراز.
تولید قدرت نظامی در جلو نیاز به یک زنجیره پشتیبانی عظیم دارد. برای هر کشتی یا هواپیمایی که در محل است، یکی در حال حرکت به سمت خانه برای زمان بندر و تعمیرات است و یکی در حال آمادهسازی برای جایگزینی آن است. بیشتر کشتیها بارهایی مانند هواپیما، سلاح و رادارهای پیشرفته را حمل میکنند که نیاز به نگهداری منظم دارند. انواع مختلفی از همان کشتیها در عملیاتها برای ایجاد پشتیبانی و در مواقعی که تجهیزات در یکی از آنها به طور ناگزیر خراب میشود و به طور موقت از کار میافتد، نیاز است. ملوانان و تفنگداران دریایی به آموزش، زمان مدرسه و استراحت نیاز دارند تا استقرارهایی که اغلب تمدید میشوند را حفظ کنند.
نیروی دریایی آمریکا به اندازهای برای امنیت ملی و منافع اقتصادی ملی اهمیت دارد که نباید به این سرعت و عمق تحلیل برود. کنگره باید از این لحظه استفاده کند تا برای اصلاحات نهادی گستردهتر، سرمایهگذاریهای عظیم و پایدار، افزایش نیروی انسانی و تغییرات ساختاری و دکترین نیروی دریایی که به شدت نیاز دارد، فشار بیاورد.

زمانی که فشار بیش از حد نیروی دریایی آمریکا بدتر میشود
این اصلاحات بهویژه ضروری هستند زیرا بحران در تنگه هرمز چالشهایی را که نیروی دریایی دوباره با آنها مواجه خواهد شد، پیشبینی میکند. رهبران ایرانی آموختهاند که تهدید ترافیک دریایی از طریق نقاط کلیدی، اهرم مؤثری در برابر ایالات متحده و کشورهای عرب خلیج فارس است.
با بازسازی نیروی نظامی ایران، احتمالاً اولویت آن بر روی قابلیتهای انکار دریایی خواهد بود که میتواند به کشتیهای غیرنظامی تهدید کند، از جمله مینهای دریایی، موشکهای ساحلی و پهپادهای هوایی، سطحی و زیرسطحی.

تهران همچنین احتمالاً به دنبال تقویت توانایی حوثیها برای مختل کردن حمل و نقل دریایی در اطراف باب المندب خواهد بود و دامنه فشار خود را بیشتر گسترش خواهد داد. بهطور کلی، پهپادهای ارزان و آسان برای تولید به بازیگران در سراسر جهان این امکان را میدهند که با سهولت بیشتری به تجارت جهانی اختلال وارد کنند. جنگ اقتصادی و تسلیح نقاط کلیدی ویژگیهای جنگ مدرن هستند، نه اشکالات آن.
نیروی دریایی ایالات متحده باید برای پاسخگویی به نیازهای متعدد خود رشد کند، که پایهگذار اقتصاد بیش از ۳۰ تریلیون دلاری ما است و به حفظ سبک زندگی ما کمک میکند. عدم تطابق بین قدرت اقتصادی جهانی آمریکا و ناوگان در حال کاهش و پیر نیروی دریایی، مشکلاتی را برای تأمین امنیت و عملیات در آبهای مورد منازعه در خاورمیانه و فراتر از آن به وجود میآورد.

