چشمانداز گسترش هستهای جهانی به ویژگی تعیینکنندهای در درگیریهای کنونی خاورمیانه تبدیل شده است. در حالی که بسیاری از کشورها سعی در مدیریت گسترش هستهای جهانی دارند، تعداد کمی به وضعیت قدرت هستهای دست مییابند. تلاش برای گسترش هستهای جهانی به عنوان سپری در برابر مداخله خارجی و تغییر رژیم عمل میکند. در نهایت، گسترش هستهای جهانی همچنان به عنوان مطلوبترین بیمهنامه برای کشورهای آسیبپذیر باقی میماند.
گسترش هستهای جهانی واقعیتهای جدیدی را به وجود میآورد
در مورد سلاحهای هستهای، این یک مورد از “استفاده کن یا از دست بده” نیست، بلکه به نظر میرسد “داشته باش یا توانایی ساختن آنها را از دست بده.” اگرچه جنگ جاری که توسط ایالات متحده و اسرائیل آغاز شده است، همچنین به دنبال کاهش نفوذ ایران در سراسر خاورمیانه، از جمله در میان متحدانش است، اما نمیتوان از مرکزیت برنامه هستهای ایران به عنوان محرک جنگ چشمپوشی کرد. این تهدید به فروش جنگ به عموم و دولتهای احتمالی شکاک در کشورهای مختلف کمک کرده است.
نبردها بر سر برنامههای سلاحهای هستهای به طور تاریخی منحصر به ایران نیست. چنین درگیریای حتی در قرن بیست و یکم نیز استثنایی نیست. در واقع، تاریخ طولانی از کشورهایی که خارج از پنج قدرت هستهای بزرگ (ایالات متحده، روسیه، چین، بریتانیا و فرانسه) سعی در پیوستن به این باشگاه داشتهاند وجود دارد که با دیگر نهادهایی که به همان اندازه مصمم به جلوگیری از آنها بودهاند، مواجه شدهاند. کسانی که موفق به دستیابی به جایگاه خود در این جمع انحصاری شدهاند، به جز یک استثنای قابل توجه، هرگز سلاحهای خود را تسلیم نکردهاند و با حملهای وجودی از نوعی که ایران در حال حاضر تجربه میکند، مواجه نشدهاند.
اگر “گذشته مقدمهای است” پس آینده شاهد تلاش کشورهای بیشتری، به ویژه آنهایی که با رقبای منطقهای مواجه هستند، برای دستیابی به سلاحهای هستهای خود به عنوان بیمهنامهای در برابر حملهای تمامعیار از نوعی که ایران در حال حاضر تجربه میکند، خواهد بود. این معمولاً تفسیر متعارف است و چنین نقطه نظری اعتبار دارد، اما داشتن یک هدف معادل با دستیابی به آن نیست، همانطور که تاریخ بارها نشان داده است.
مطالعه موردی عراق در گسترش هستهای جهانی
مورد عراق درسهایی را تقویت میکند که ایران از ژوئن ۲۰۲۵ آموخته است. صدام حسین آرزوی به دست آوردن سلاح هستهای را داشت و تلاشهایی برای انجام این کار از دهه ۱۹۷۰ آغاز کرد. دیگران به این تلاشها توجه کردند. در واقع، در ژوئن ۱۹۸۱، نیروی هوایی اسرائیل یک راکتور هستهای در حال ساخت در عراق که توسط فرانسه تأمین شده بود را بمباران کرد. به طرز عجیبی، ایران سال قبل از آن به طور هوایی به همان محل حمله کرد، هرچند با اثرگذاری کمتر.
data-path-to-node=”12″>هدف صدام حسین برای دستیابی به سلاحهای هستهای در سال ۱۹۸۱ پایان نیافت، اما سطح جاهطلبی لازم برای موفقیت برآورده نشد و تلاشهایی برای متوقف کردن آنها، بهویژه از طریق تحریمها، صورت گرفت. بهطور کلی، رژیم او به گمانهزنیها در مورد میزان تلاشهایش در زمینه آنچه که به سلاحهای کشتار جمعی (WMDs) معروف است، بهویژه سلاحهای هستهای، شیمیایی و بیولوژیکی، دامن زد—یک بلوف بزرگ بهمنظور ترساندن رقبای منطقهایاش.
در عوض، تهدید صرف عراق برای دستیابی به چنین زرادخانهای به نفع منافع آمریکاییها بود. ابتدا، دولت جورج هربرت واکر بوش از کارت تهدید هستهای عراق برای تشویق حمایت از جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ استفاده کرد؛ سپس پسرش، جورج دابلیو بوش، و پیروانش از بغداد با سلاحهای کشتار جمعی هشدار دادند تا حمایت برای حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ را تقویت کنند که در نهایت رژیم صدام حسین را سرنگون کرد.

شکست لیبی و گسترش جهانی سلاحهای هستهای
لیبی نمونه دیگری از پیامدهایی است که بر رژیمهایی که در توسعه سلاحهای هستهای ناکام میمانند، وارد میشود. تحت رهبری طولانی معمر قذافی، این کشور از دهه ۱۹۷۰ برنامه هستهای را دنبال کرد و در پایان این دهه ۲,۰۰۰ تن اورانیوم از نیجر خریداری کرد. تنشهای فزاینده با ایالات متحده در دهه ۱۹۸۰ به بمباران لیبی توسط دولت ریگان در سال ۱۹۸۶ منجر شد.
در پشت صحنه، برنامه هستهای لیبی ادامه یافت: آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) گزارش داد که در ژوئیه ۱۹۹۵ دولت لیبی تصمیم به “احیای” برنامه خود با توسعه سانتریفیوژهای گازی گرفت که میتوانستند برای تولید انرژی هستهای بهمنظور مقاصد صلحآمیز یا ایجاد مواد برای سلاحها استفاده شوند.
تا سال ۲۰۰۰، سازمانهای اطلاعاتی ایالات متحده گزارش دادند که تلاشهای لیبی برای تقویت برنامه تسلیحاتیاش منجر به خرید فناوری از طریق شبکه A.Q. خان از پاکستان شده است. A.Q. خان بهعنوان پدر برنامه سلاحهای هستهای پاکستان شناخته میشد و بعداً مشخص شد که فناوری را به کشورهای خارج از پاکستان نیز منتقل کرده است.
data-path-to-node=”18″>سپس حملات ۱۱ سپتامبر و افزایش هوشیاری ایالات متحده نسبت به تسلیحات کشتار جمعی که توسط دشمنانش به دست میآید، رخ داد. لیبی در این دسته قرار داشت، حتی در حالی که قذافی در نیمه دوم دهه ۱۹۹۰ سعی در بهبود روابط داشت. پیامدهای ۱۱ سپتامبر و واکنش قاطع آمریکا به دشمنانش، قذافی و دولتش را در وضعیت هشدار قرار داد. برای لغو تحریمها و کاهش فشار، طرابلس موافقت کرد که توسعه تسلیحات کشتار جمعی، از جمله سلاحهای هستهای را متوقف کند.
این کشور نخستین کشوری نبود که بهطور داوطلبانه توسعه سلاحهای هستهای را متوقف کرد. در دوران آپارتاید، آفریقای جنوبی برنامهای فعال داشت که تا سال ۱۹۸۲ یک بمب هستهای عملیاتی تولید کرده بود. در مجموع، شش سلاح تولید شد تا اینکه دولت رئیسجمهور اف.دبلیو. د کلرک تصمیم به نابودی بمبها در سال ۱۹۸۹ گرفت. آژانس بینالمللی انرژی اتمی در سال ۱۹۹۴ نابودی بمبهای هستهای را تأیید کرد.
لیبی—مانند آفریقای جنوبی—به وعدهاش برای پایان دادن به تلاشهای هستهای خود وفادار بود. و با این تصمیم، قذافی معتقد بود که این امر بقای نهایی رژیمش را تضمین خواهد کرد—اما داستان اینگونه به پایان نرسید. در عوض، یک شورش در کشور در فوریه ۲۰۱۱ آغاز شد و یک ماه بعد، ناتو با موشکها و نیروی هوایی برای حمایت از شورشیان وارد عمل شد. تا اکتبر همان سال، شورشیان قذافی را از یک کانال آب بیرون کشیدند و بهطور خشونتآمیزی او را مورد تجاوز قرار داده و اعدام کردند.
این تصویر که در تاریخ ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ گرفته شده و توسط خبرگزاری رسمی کره شمالی (KCNA) در ۲۹ دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شده، نشاندهنده یک تمرین پرتاب موشک کروز استراتژیک دوربرد در دریای غربی کره شمالی است.
کره شمالی و موفقیت گسترش هستهای جهانی
نمیتوان بهطور قطع دانست که آیا داشتن سلاحهای هستهای میتوانست قذافی و رژیمش را نجات دهد یا خیر. با این حال، برای برخی کشورها، این یک شرطبندی است که حاضر به پذیرش آن نیستند. در اینجا، کره شمالی بهعنوان مثال مرکزی از مزایای داشتن سلاح هستهای خدمت میکند. در توصیهای به جانشین ریاستجمهوریاش در سال ۲۰۱۷، باراک اوباما به دونالد ترامپ هشدار داد که کره شمالی دشوارترین مسئلهای است که فرمانده جدید باید با آن مواجه شود. کره شمالی با کمک شبکه آ.کی. خان، نخستین بمب هستهای خود را در سال ۲۰۰۶ منفجر کرد.
کشور نشان داده است که تمایلی به پایان دادن به برنامه هستهای خود ندارد، علیرغم تحریمها و فشارهای بینالمللی: ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، بهطور مشهور در سال ۲۰۱۷ گفت که رهبر کره شمالی، کیم جونگ اون، قبل از اینکه تسلیحات هستهای را رها کند، مردمش “علف خواهند خورد”. اکنون برآورد میشود که این کشور دهها کلاهک هستهای دارد و همچنان به توسعه ظرفیت موشکی برای حمل برخی از گنجینههای رادیواکتیو خود علیه دشمنانش ادامه میدهد.
در واقع، در ۱۴ مارس، در حالی که جنگ در خاورمیانه در حال شدت بود، ارتش کره شمالی چندین موشک را به سمت دریای ژاپن آزمایش کرد. این تصادفی نیست که در کتاب غیر داستانی پرفروش آنی جیکوبسن، جنگ هستهای: یک سناریو، جهان در یک درگیری هستهای که توسط یک موشک بالستیک قارهپیما با کلاهک هستهای از کره شمالی به سمت سرزمین اصلی ایالات متحده شلیک شده، نابود میشود.
آینده گسترش هستهای جهانی
به نظر میرسد درس تاریخی واضح باشد: پیروی از استراتژی کره شمالی برای اجتناب از سرنوشت ایران، عراق و لیبی. دستیابی به تسلیحات هستهای بهعنوان یک بیمهنامه در برابر تهاجم نظامی عمل میکند.
اما اگرچه این تفسیر اعتبار دارد، خواستن تسلیحات هستهای لزوماً به این معنا نیست که آنها به راحتی قابل دستیابی هستند. این مسیر طولانی و دشوار است و موانع زیادی برای غلبه بر آن وجود دارد. آینده بیشتر احتمالاً شامل ناامنی ایران به جای امنیت کره شمالی خواهد بود.

