بلوکاد ایرانی ترانس آتلانتیک نقطه عطفی حیاتی برای معماری امنیت غرب در سال ۲۰۲۶ را نمایان میسازد. با پیوستن به بلوکاد ایرانی ترانس آتلانتیک، قدرتهای اروپایی میتوانند امتیازات نظامی حیاتی برای دفاع از اوکراین را تأمین کنند. بلوکاد ایرانی ترانس آتلانتیک به عنوان پلی دیپلماتیک در دورهای با تنشهای بالا عمل میکند. در نهایت، بلوکاد ایرانی ترانس آتلانتیک امنیت دریایی را با ثبات قارهای همسو میسازد.
بلوکاد ایرانی ترانس آتلانتیک و واقعیتهای قدرتمند
هفتاد سال پیش، فرانسه و بریتانیا ایالات متحده را در خاورمیانه به سخره گرفتند و نتایج فاجعهباری به بار آوردند. امروز، پاریس و لندن، به همراه برلین و دیگر پایتختهای ناتو، در حال تکرار این اشتباه هستند—با عواقب بسیار شدیدتر از بحران سوئز در سال ۱۹۵۶.
تحقیر و حتی مانعتراشی در برابر ایالات متحده در جنگ با ایران، اروپا را وادار به قربانی کردن منافع فوری و بلندمدت خود—در خاورمیانه و در قاره—برای عمل نمایشی “ایستادگی” در برابر رئیسجمهور دونالد ترامپ کرده است.
شادنفرودی بر سر وضعیت رئیسجمهور ترامپ در تنگه هرمز، اروپا را نسبت به راه پیش رو کور کرده است: یک توافق ترانس آتلانتیک درباره ایران و اوکراین. به جای حملات خودزنی به رئیسجمهور انتقامجو ایالات متحده، رهبران اروپایی باید از این لحظه نادر نیاز آمریکا بهرهبرداری کنند و نفوذ واشنگتن را در تهران تقویت کرده و در عوض، تحویلهای ملموس و تغییر دهنده جنگ برای کییف دریافت کنند.
منطق استراتژیک بلوکاد ایرانی ترانس آتلانتیک
مغز این توافق به سادگی و در عین حال تحولآفرینی آن است: با حمایت گسترده در سرتاسر قاره، کشورهایی که قادر و مایل به پیوستن به ائتلاف دریایی برنامهریزی شده اروپایی هستند، به بلوکاد ایالات متحده در بنادر ایران ملحق خواهند شد. با پذیرش درخواستهای مکرر دولت برای اینکه اروپا در تلاش برای باز کردن تنگه هرمز “پیش قدم” شود، E-3—فرانسه، آلمان و بریتانیا—یک امتیاز ارزشمند آمریکایی را استخراج خواهند کرد: موشکهای کروز تام هاوک برای اوکراین.
این توافق همچنین لغو فاجعهبار استقرار موشکهای دوربرد ایالات متحده در آلمان را که به خاطر اظهارات “تحقیرآمیز” صدراعظم فریدریش مرز درباره جنگ ایران به وجود آمده بود، معکوس خواهد کرد.
با روابط ترانس آتلانتیک در سقوط آزاد، اقدامات تنبیهی بیشتر در افق و تنها دو ماه مانده به اجلاس ناتو در آنکارا، اکنون زمان ارائه یک پیشنهاد جسورانه و متقابلاً سودمند برای مهار بحران است. اشتیاق واشنگتن برای شرکای در تنگه، اهرم نادری برای اروپا ایجاد میکند.
به همین ترتیب، با حمایت از ایالات متحده در یک لحظه حساس در تقابل دریایی—تنها اعلام مشارکت اروپایی هزینهها و پیچیدگیهای جدیدی را برای ایران به همراه خواهد داشت، زیرا رژیم از آغاز حملات مجدد آمریکاییها خودداری میکند.
توانمندیهای دریایی در بلوکاد ایرانی ترانس آتلانتیک
با ناوچهها، ناوشکنها، مینروبها، هواپیماها، و پهپادهای زیرآبی و هوایی، نیروی دریایی اروپا پوشش محاصره را بهبود میبخشد و تعداد کشتیهای مرتبط با ایران که از آن عبور میکنند را کاهش میدهد. مشارکت اروپا تلاش برای مینزدایی در تنگه هرمز را پیش میبرد، به حمل و نقل تجاری و بازارهای جهانی اطمینان میدهد و در نهایت به دستیابی به پروتکلی توافقی برای عبور کشتیها منجر میشود—همه این اهداف در مأموریت دریایی چندملیتی پیشنهادی فرانسه و بریتانیا گنجانده شده است. در بازتاب استراتژی “چشم در برابر چشم” رژیم، هیچ یک از کشورهای اروپایی در عملیاتهای کینتیک علیه ایران شرکت نخواهند کرد—مگر اینکه از سوی تهران مورد حمله قرار گیرند.
با تحریک پاریس، لندن و برلین، کشورهای دیگر به محاصره ملحق خواهند شد و اولویت فوری دولت در “عمل جمعی… برای نشان دادن اراده متحد و تحمیل هزینههای معنادار بر موانع ایران در عبور از تنگه را برآورده خواهند کرد.”
E-3 میتواند از کشورهای غیر شرکتکننده مانند اسپانیا بخواهد که تمامی محدودیتها بر عملیاتهای ایالات متحده را لغو کنند، و این امر بلوک غرب را بیشتر متحد کرده و انگیزههای واشنگتن را برای تأیید استقرار تامهاکها در اوکراین افزایش میدهد.
عواقب اقتصادی محاصره ترانس آتلانتیک ایران
تلاش مشترک ایالات متحده و اروپا ایران را منزوی میکند و در عین حال مشروعیت و جایگاه ایالات متحده را تقویت میکند، زیرا واشنگتن در تلاش است تا خود را از ماجراجوییهایش خارج کند. مشارکت فعال اروپا تلاشهای ایالات متحده را برای استفاده از نفوذش بر چین به منظور فشار بر ایران تقویت میکند، همانطور که پکن با آتشبس اولیه ۸ آوریل انجام داد.
وزیر امور خارجه چین، وانگ یی، در دیدار با وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، خواستار باز کردن تنگه هرمز شد، در حالی که روسایجمهور چین و ایالات متحده برای دیدار در پکن در هفته آینده آماده میشوند. برخلاف گزارشهای اولیه و خوشبینانه، محاصره در تنگه هرمز آسیب شدیدی به صنایع کلیدی چین وارد میکند و چشمانداز اقتصادی که از قبل ناپایدار بود را تشدید میکند.
به جای تمسخر تلاشهای ایالات متحده در مواجهه با ایران، رهبران اروپایی مانند صدراعظم آلمان، فریدریش مرز، باید به رأیدهندگان توضیح دهند که چرا اروپا باید به محاصرهای که توسط محافظ آمریکایی دیرینه قاره آغاز شده است، بپیوندد. او و همتایانش دلیلی قوی برای بیان دارند:
نخست، اجازه دادن به ایران برای خفه کردن و اخاذی از دسترسی به مهمترین آبراه انرژی جهان، تهدید دائمی برای امنیت اروپا است. هرچقدر هم که تصمیم واشنگتن برای آغاز جنگ کوتاهنگرانه باشد، محاصره تحت رهبری ایالات متحده بهترین وسیله موجود برای مقابله با کنترل ایران بر تنگه هرمز است.
دوم، مشارکت در محاصره بر اساس مبنای قانونی معقول است. در حالی که بسته شدن فاجعهبار تنگه توسط ایران به وضوح غیرقانونی است، طبق گفته دبیرکل سازمان دریانوردی بینالمللی، محاصره ایالات متحده از حمایت حقوق بینالملل برخوردار است. تأیید یک نهاد بینالمللی مانند سازمان ملل یا اتحادیه اروپا، همانطور که آلمان اصرار دارد، تحت حقوق بینالملل الزامی نیست.
سوم، با توجه به اینکه کاخ سفید برای “محاصره طولانیمدت” آماده میشود، تنها مسیر منطقی برای اروپا این است که شانسهای موفقیت آن را به حداکثر برساند. انتظار منفعلانه برای “پایان مذاکرهای خصومتها بین ایالات متحده و ایران” به عنوان شرطی برای استقرار مأموریت دریایی نامشخص اروپایی، وضعیت موجود را در دستان تهران باقی میگذارد. بهتر است اکنون اقدام شود و موقعیت مذاکرهای ایالات متحده تقویت گردد تا اینکه به ایالات متحده انتقاد شود.
چهارم، مشارکت در محاصره میتواند به حفاظت از منافع اروپا در محدود کردن برنامه هستهای ایران کمک کند. در پاسخ به محاصره دریایی ایالات متحده، تهران در تلاش است تا پرونده هستهای را در ازای باز کردن تنگه هرمز کنار بگذارد. این نتیجه برای ایران پیروزی خواهد بود: تأیید کنترل آن بر تنگه (که هر پروتکل عبور توافقشدهای را تضعیف میکند) به همراه از دست دادن شدید نفوذ ایالات متحده بر برنامه هستهای ایران. تنها نتیجه تثبیتکننده شامل محدودیتهایی بر برنامه هستهای ایران و توافقی بر تنگه با تحریمهای بازگشتی است.
پنجم، محاصره در حال حاضر یک موفقیت تاکتیکی است؛ مشارکت اروپا میتواند به تأمین یک دستاورد استراتژیک کمک کند. با از دست دادن تا ۸۰ درصد از صادرات نفت خود، تهران به سرعت در حال تمام شدن ذخایر نفت تولیدی چاههایش است. محتاطانهترین ارزیابیها، با در نظر گرفتن رشد ظرفیت ذخیرهسازی ایران قبل از جنگ، هنوز هم یک تعطیلی اجتنابناپذیر و کوتاهمدت را پیشبینی میکنند. تعطیلی چاهها میتواند به میادین نفتی قدیمی و کمفشار آسیب برساند که حدود نیمی از میادین نفتی ایران را تشکیل میدهند.
صدای یک ساعت نفتی قابل شنیدن است. به جای آرامش داخلی، شکافهای شدیدی در درون نخبگان سیاسی باز شده است، با میانهروهایی که مصمم به رسیدن به توافق با ایالات متحده هستند. اعلامیههای افراطی از “وحدت پایدار… و وفاداری کامل به رهبر معظم” واقعیت تلخ قدرتطلبی را پنهان میکند.
یک “افزایش نگرانکننده” در اعدامها، پارانویا و بنیادهای ناپایدار رژیم را نشان میدهد. به جای اثر پیشبینیشده “جمع شدن حول پرچم”، کمپین بمباران ایالات متحده و اسرائیل باعث شده است که شهروندان ایرانی—از جمله کسانی که در حال فرار از کشور هستند—به ادامه آرزوی سقوط رژیم ادامه دهند.
مشارکت اروپا در محاصره این روندها را تشدید خواهد کرد و چشماندازهای میانجیگری پاکستانی و یک توافق تثبیتکننده در کوتاهمدت را افزایش میدهد.
ششم، تحقیر ایالات متحده در خلیج فارس، شراکت استراتژیک روسیه و ایران را تقویت خواهد کرد و در عین حال به علت بازنگری ضدغربی در سطح جهانی کمک خواهد کرد.
تهران از یک مشتری به شریک تمامعیار مسکو تبدیل شده است و از تهاجم آن در اوکراین حمایت میکند و در عین حال به کرملین “پروژههای قدرت غیرقابل جایگزین” در سراسر خاورمیانه ارائه میدهد. نشست با ترکیب گسترده و سطح بالای شخصیتهای ارشد روسی و ایرانی در سنپترزبورگ، در ۲۷ آوریل، “شراکت استراتژیک عمیقتری را نشان میدهد که بر مبنای اشتراکگذاری اطلاعات، ادغام نظامی-فنی و هماهنگی ژئوپولیتیکی بلندمدت متمرکز است.”
در برابر این تهدید ترکیبی و در حال رشد، اروپا همچنان بازیگری حاشیهای باقی مانده است و به شدت زیر وزن اقتصادی خود عمل میکند. “دیپلماسی pathetic” نامی است که مسکو به تلاشهای رئیسجمهور فرانسه، امانوئل ماکرون، برای آغاز دیپلماسی اروپایی با کرملین داده است.
تهران دلایل بیشتری برای احترام به اوکراین نسبت به E-3 یا اتحادیه اروپا دارد. کییف جنگزده است که بیشترین حمایت اروپایی را به کشورهای خلیج فارس که تحت حملات پهپادی ایران قرار دارند، ارائه داده است. در حالی که بروکسل از اقدامات اسرائیل در داخل، در لبنان و خلیج فارس ناراحت است، این دونالد ترامپ است که عملیاتهای اسرائیل را در غزه، لبنان و ایران محدود کرده است.
منطق ایجاب میکند که رهبرانی مانند ماکرون و مرز همکاران اروپایی خود را به سمت آمریکاییها بسیج کنند. اما رئیسجمهور فرانسه به خاطر حملات اخیر ایران به نفتکشهایی که در تلاش بودند از تنگه عبور کنند، هر دو طرف را سرزنش کرد. انتقادات مرز در مورد جنگ با ایران، خروج نیروهای آمریکایی از آلمان را تسریع کرده و “هدیهای بیقیمت به [رئیسجمهور روسیه] ولادیمیر پوتین” داده است و در عین حال اعتماد رژیم تهران را افزایش داده است.
اکنون، با درخواست آمریکا برای کمکهای دریایی، زمان آن فرا رسیده است که رهبران اروپایی بهطور فوری مسیر خود را تغییر دهند. یک توافق ترانس آتلانتیک متقابلاً سودمند—بهدست آوردن موشکهای کروز تام هاوک آمریکایی برای اوکراین در عوض—تمرکز را بر روی دشمنان مشترک بازمیگرداند.
در اوکراین، حتی چند ده تام هاوک میتواند جابجایی قابل توجهی از سیستمهای دفاع هوایی روسیه از خط مقدم به سمت حفاظت از اهداف جدیداً آسیبپذیر در عقب را مجبور کند. همراه با مهمات حمله با برد بلند (ERAM) آمریکا، تام هاوکها میتوانند به برد مؤثر ۴۵۰ کیلومتر (۲۸۰ مایل) دست یابند. پایگاههای بمبافکن که برای حملات به اوکراین استفاده میشوند، ستادهای نظامی و تأسیسات دفاعی-صنعتی همه در محدوده این برد قرار خواهند گرفت.
بر خلاف روایتهایی که میگویند روسیه به خاطر بسته شدن تنگه هرمز از قیمتهای بالای نفت بهرهمند است، کرملین با نارضایتی فزایندهای در مورد جنگ در اوکراین و اقتصادی که ممکن است فروپاشی کند، مواجه است. موشکهای کروز با برد بلند میتوانند به حملات اوکراین علیه زیرساختهای نفتی روسیه کمک کنند و فشار بر پوتین را تشدید کنند.
موشکهای تام هاوک برای اوکراین همچنین نقطه عطفی در روابط دولت با کییف خواهند بود. به جای فاصلهگیری فزاینده از واشنگتن، رئیسجمهور اوکراین ولادیمیر زلنسکی ممکن است دوباره به تلاشهای تحت رهبری آمریکا برای یک توافق صلح—که با نفوذ بیشتری از سوی غرب مذاکره شده است—بازگردد.
با مواجهه با بدترین شکست خود به عنوان رئیسجمهور—با چشماندازهای وحشتناک انتخابات میاندورهای—ترامپ معاملهای مبنی بر تبادل محاصره برای تام هاوکها را میتواند بپذیرد.
پنتاگون قبلاً انتقال تام هاوکها به اوکراین را در پاییز گذشته تأیید کرده بود؛ کاخ سفید قبل از اینکه ترامپ در نوامبر آن را رد کند، تحویل را در نظر گرفته بود. با گزارشهایی مبنی بر وجود ۳۰۰۰ تام هاوک در موجودی کاهشیافته، پنتاگون میتواند با تعداد مؤثری از این مهمات تغییر دهنده بازی کنار بیاید.
رئیسجمهور ترامپ دلیل اضافی برای تسلیم شدن دارد. او میداند که روسیه اطلاعاتی به ایران ارائه کرده است که برای هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی استفاده شده است.
معامله نهایی: محاصره ایرانی ترانس آتلانتیک
در مجموع، اروپا میتواند از همکاری با واشنگتن در ارائه یک پیشنهاد صادقانه برای پیوستن به محاصره بهرهمند شود و در عوض آسیب چندانی نبیند؛ اگر ترامپ این پیشنهاد را رد کند، انتقادات بیشتری از جمله از سوی جمهوریخواهان متوجه او خواهد شد به خاطر منزوی کردن ایالات متحده، حمایت از روسیه و رها کردن ایران.
در حالی که تفاوتهای شدید بین ایالات متحده و اروپا همچنان بر روابط سایه خواهد افکند، تقسیم خطرات در خلیج فارس میتواند بیاعتمادی را کاهش دهد. در واقع، پیشرفتهای آرام دولت با دانمارک و گرینلند نشان میدهد که واشنگتن میتواند از بلاغت ترامپ عبور کند.
علاوه بر این، با توجه به اینکه دولت ترامپ در ایران بیش از حد توان خود را درگیر کرده است، نهایتاً ارزش همکاری با متحدان در یک جهان پیچیده و خطرناک را درک خواهد کرد.

