تحرکات ژئوپولیتیکی به طور فزایندهای به عرصه ورزشی نفوذ میکنند و آسیبپذیریهای عمیق سیستماتیک در ساختارهای حکمرانی جهانی را نمایان میسازند. مداخله اخیر در مورد یک پنالتی در تورنمنت نشان میدهد که چگونه یکپارچگی نهادها غالباً در برابر فشار سیاسی خام تسلیم میشود. در حالی که نهادهای فوتبال تلاش میکنند تحت فشار بیطرفی را حفظ کنند، بازگشت کارت قرمز بالوگون یک پیشسابقه خطرناک را نمایان میسازد که در آن پروتکلهای established برای راحتی اجرایی نادیده گرفته میشوند. این بازگشت کارت قرمز بالوگون که بحثبرانگیز است، نارضایتی فزاینده جهانی نسبت به استثناییگرایی آمریکایی را نشان میدهد و نشان میدهد که قوانین نهادها در زمانی که منافع ملی در خطر است، به طور فزایندهای قابل انعطاف هستند.
بازگشت کارت قرمز بالوگون واکنش جهانی را برمیانگیزد
تصمیم دراماتیک فیفا برای لغو کارت قرمزی که به ستاره مهاجم تیم ملی مردان ایالات متحده (USMNT) فolarin Balogun داده شده بود، جهان را با این سوال مواجه کرده است که چه کسی قوانین را میسازد یا از بین میبرد و آیا این قوانین به طور مداوم برای همه، صرفنظر از وضعیت، اعمال میشود یا خیر.
این کارت قرمز در نیمه دوم مسابقه دور سی و دو برابر بوسنی و هرزگوین توسط داور برزیلی، رافائل کلاوس، در تاریخ ۱ ژوئیه صادر شد. بسیاری از هواداران، به ویژه هواداران تیم ایالات متحده، این پنالتی را به شدت ناعادلانه دانستند. برخی استدلال کردند که حداکثر مجازاتی که مهاجم باید به خاطر تخلفش که تنها توسط سیستم بازپخش ویدئویی فیفا به داور گزارش شده بود، دریافت میکرد، کارت زرد بود.

مداخله اجرایی به طور مستقیم شامل بازگشت کارت قرمز بالوگون میشود
رئیسجمهور دونالد ترامپ گفت که او پس از این واقعه با رئیس فیفا، جیانی اینفانتینو، تماس گرفته تا تصمیم کارت قرمز را “بررسی” کند. سپس نهاد فوتبال، تعلیق بالوگون را لغو کرد، حرکتی که رئیسجمهور ایالات متحده در حساب اجتماعی خود به نام Truth Social از آن استقبال کرد: “از فیفا بابت انجام کار درست و لغو یک بیعدالتی بزرگ متشکرم!”
در حالی که جنجال از این دست امری عادی است، اما این موضوع نه به اینجا مربوط میشود و نه به آنجا، زیرا واقعیت غیرقابل انکار این است که فیفا با تغییر یک تصمیم پس از وقوع آن، جنجالی بیمورد را دامن زده است. این تصمیم، بهطور تصادفی، تصمیمی است که فدراسیون فوتبال ایالات متحده حتی زحمت تجدیدنظر در آن را نیز به خود نداده است—بدون شک آگاه از این که هیچ پایه قانونی برای این کار ندارد. اما اکنون، با توجه به واکنشها، این اقدام به اعتبار هر دو ایالات متحده و فیفا آسیب غیرقابل جبرانی وارد کرده است، چه بالوگون در ترکیب برای مواجهه با بلژیک باشد و چه نباشد.
ریاکاری ژئوپلیتیکی و تغییر تصمیم کارت قرمز بالوگون
برای ایالات متحده، این موضوع به درک بیشتر این تصور کمک میکند که، بهویژه تحت مدیریت کنونی، کشور به آهنگ خود میرقصد. اکنون این کشور تنها زمانی به قوانین (چه در ورزشهای بینالمللی و چه در سیاستهای بینالمللی) پایبند است که برایش راحت باشد، و زمانی که فشار به اوج میرسد، میتوان به ایالات متحده اعتماد کرد که قوانین را به نفع منافع خود تغییر دهد. منتقدان ترامپ ممکن است بهحق، این را بهعنوان مدرکی دیگر ذکر کنند که رهبر دنیای آزاد به طور مداوم به نقض قوانین تمایل دارد، بهدلیل این که او دارای غریزهای استبدادی است که هیچ محدودیتی را نمیشناسد.
با این حال، ماجرای بالوگون تنها آخرین فصل در داستان طولانیتر ایالات متحده است. بلافاصله پس از حمله روسیه به اوکراین در فوریه 2022، کارشناسان سیاست خارجی به پرسش قوانین و ایجاد هنجارها در نظام بینالمللی پرداختند.
در این زمینه، بهویژه در نیمکره غربی، توافق نظر وجود داشت که ایالات متحده و متحدانش باید در برابر نقض بیپروا تمامیت ارضی یک کشور همسایه توسط روسیه ایستادگی کنند. و با این حال، در عین حال، منتقدان زیادی وجود داشتند—اکثراً از کشورهای در حال توسعه، و شاید بهترین تجلی آن در سخنرانی سفیر وقت کنیا در سازمان ملل، مارتین کیمانی—که ایالات متحده و بسیاری از متحدان غربیاش را به ریاکاری متهم کردند.
همانطور که آن منتقدان با اشتیاق اشاره کردند، اگرچه دفاع از اوکراین برای جامعه بینالمللی مهم بود، نباید فراموش کرد که بیشتر کسانی که زبان حاکمیت را به کار میبردند، خودشان قانونشکنان مشهوری بودند که بهطور تاریخی دو مجموعه قوانین را در مورد دیپلماسی بینالمللی دنبال کردهاند.
تغییر تصمیم کارت قرمز بالوگون بحث ورزشیسازی را گسترش میدهد
تصمیم دولت ترامپ برای مداخله در مورد کارت قرمز بالوگون اکنون این بحث را بیشتر گسترش میدهد. این دیگر تنها یک لایه به درگیریهای جهانی و سیاستهای بینالمللی نیست. تماس ترامپ با اینفانتینو نمایانگر آلودگی بیگناهی، شادی و طرفداری است که این رقابت جهانی فوتبال را احاطه کرده است.
این تصمیم به نارضایتی بیشتر میان علاقهمندان به فوتبال در سراسر جهان دامن خواهد زد که پیش از این، به آنچه که به تدریج آمریکایی شدن این ورزش میدانند، اعتراض کردهاند؛ چه به شکل عناصر تجاری مانند نمایشهای نیمهوقت و استراحتهای اجباری برای هیدراسیون و چه به شکل گسترش تصاحبهای آمریکایی از باشگاههای بزرگ فوتبال اروپا. در حال حاضر، یازده باشگاه لیگ برتر انگلیس—از جمله قدرتهای سنتی مانند آرسنال، چلسی، لیورپول و منچستریونایتد—بهطور عمده تحت مالکیت یا کنترل افراد، خانوادهها یا گروههای سرمایهگذاری آمریکایی هستند.
آسیب به یکپارچگی نهادها بهواسطه عواقب لغو کارت قرمز بالوگون
فیفا نیز در این زمینه عملکرد خوبی نداشته است. برای مدتی، ردههای بالای آن با اتهامات فساد مواجه بودهاند. در سال ۲۰۱۵، وزارت دادگستری ایالات متحده بیش از دو دوجین مقام را به خاطر درخواست “بیش از ۱۵۰ میلیون دلار رشوه در ازای حقوق تلویزیونی، بازاریابی و میزبانی جام جهانی” متهم کرد. فیفا تلاش کرده است تا لغو کارت قرمز بالوگون را با استناد به ماده ۲۷ از کد انضباطی فیفا توجیه کند که ظاهراً “به یک نهاد قضایی اجازه میدهد که یک اقدام انضباطی را بهطور کامل یا جزئی معلق کند و بازیکن را در یک دوره آزمایشی قرار دهد.” نهاد حاکم بر فوتبال اروپا، یوفا، با این موضوع موافق نیست. “
یوفا گفت: “زمانی که اطمینان از قوانین دیگر توسط نگهبانان آن تضمین نمیشود، یکپارچگی بازی در خطر است و اعتبار یک رقابت تضعیف میشود.” کسانی که، شاید بهحق، فیفا را بیش از حد پذیرای نفوذ سیاسی میدانند—و رئیس فیفا را بیش از حد دوستانه با ترامپ—به احتمال زیاد قانع نخواهند شد.
در سالهای اخیر، ایالات متحده در میان متحدان خود اعتبار خود را از دست داده است که معتقدند این کشور نتوانسته است به وعدههای خود بهعنوان نمونهای از دموکراسی لیبرال عمل کند. ایده فشار رئیسجمهور ایالات متحده بر رئیس فیفا برای انجام کاری که همه میدانند نادرست است تا یک مزیت ناعادلانه بهدست آورد، بعید است که در زمانی که محبوبیت این کشور در صحنه جهانی کاهش یافته، دوستان جدیدی برای آن به ارمغان آورد.
آنچه ترامپ و اینفانتینو انجام دادهاند، درست نیست و دنیای ورزش به وضوح آن را زیر استانداردهای این ورزش میبیند. موعظه به دیگران درباره تقدس قوانین در حالی که بهطور آشکار آنها را نقض میکنند، اوج ریاکاری است. نه فوتبال—و نه سیاست—نمیتواند بر اساس یک قانون برای من و دیگری برای تو شکوفا شود.

