حملات موشکی مداوم ایران علیه فرودگاهها و زیرساختهای حیاتی، پایتختهای شورای همکاری خلیج فارس را به سمت یک تغییر در امنیت خلیج عمیق سوق میدهد، که از وابستگی کامل به مدلهای چتر دفاعی غربی فاصله میگیرد. در حالی که شهر کویت در حال مذاکره برای گسترش روابط دفاعی با اسلامآباد است، این تغییر گستردهتر در امنیت خلیج نشان میدهد که قدرتهای منطقهای به سمت نیروهای نظامی جنوب آسیا برای تأمین پشتیبانی عملیاتی و قابلیتهای بازدارنده چندلایه روی آوردهاند.
تغییر در امنیت خلیج عمیقتر میشود
در ۱۷ ژوئیه، کویت و پاکستان مذاکرات اولیهای را برای گسترش روابط دفاعی خود فراتر از توافق همکاری امضا شده در سال ۲۰۲۳ آغاز کردند. به گزارشها، این مذاکرات شامل پرسنل نظامی، جنگندهها، پهپادها، سیستمهای دفاع هوایی و احتمال تأمین تسلیحات میشود، هرچند که مذاکرات در مرحله اولیه قرار دارد و هیچیک از دولتها بهطور عمومی تأیید نکردهاند که توافق نهایی چه مواردی را شامل خواهد شد. این مذاکرات تنها چند هفته پس از تشدید دوباره جنگ ایران انجام میشود که بار دیگر آسیبپذیری کشورهای خلیج فارس را در برابر حملات موشکی و پهپادی مداوم به نمایش گذاشت. کویت یکی از کشورهایی بود که بیشترین تأثیر را متحمل شد.
در ۳ ژوئن، حملات ایرانی به فرودگاه بینالمللی کویت برخورد کرد، و پس از آن حملات بیشتری به تأسیسات نظامی مرتبط با ایالات متحده و یک تصفیهخانه آب انجام شد، که نشان میدهد زیرساختهای غیرنظامی چقدر سریع میتوانند بخشی از یک درگیری منطقهای شوند. اینکه آیا مذاکرات کنونی در نهایت به یک پیمان دفاعی رسمی یا گسترش محدودتر همکاری نظامی منجر خواهد شد، هنوز نامشخص است. با این حال، تلاش کویت برای برقراری ارتباط با اسلامآباد نشاندهنده تغییر گستردهتری در رویکرد دولتهای خلیج به امنیت منطقهای است. در کنار شراکتهای دیرینه با ایالات متحده و اروپا، کشورهای مختلف در خلیج بهطور فزایندهای در حال بررسی روابط نظامی نزدیکتر با شرکای جنوب آسیایی هستند که قادر به ارائه پشتیبانی عملیاتی، آموزش و قابلیتهای تخصصی در کنار تجهیزات دفاعی هستند.
مدلهای جدید تغییر در امنیت خلیج
در ژوئن ۲۰۲۳، کویت و پاکستان توافقنامه همکاری دفاعی را امضا کردند که شامل آموزشهای نظامی مشترک، تمرینات و تبادل بین نیروهای مسلح آنها میشود. در طول مذاکرات این ماه، هر دو دولت اکنون در حال بحث در مورد این هستند که آیا آن چارچوب میتواند گسترش یابد تا شامل پرسنل نظامی، جنگندهها، پهپادها، سیستمهای دفاع هوایی و احتمال تأمین تسلیحات شود.
مذاکرات همچنان در مرحله مقدماتی باقی مانده و هیچیک از طرفین بهطور علنی نشان ندادهاند که توافق آینده چه شکلی خواهد داشت. در تاریخ ۲۶ ژوئیه، کویت آن چارچوب ۲۰۲۳ را بهعنوان قانون داخلی به رسمیت شناخت و فرمانی را در روزنامه رسمی، کویت الیوم، منتشر کرد که آن را رسمی میکرد. این فرمان شامل آموزش، لجستیک، تبادل اطلاعات و تبادل پرسنل است – همان حوزههایی که توافق ۲۰۲۳ قبلاً به آنها پرداخته بود – و شامل بند دفاع متقابل نمیشود، که فاصله بین این اقدام اداری و توافق بسیار مهمتری که کویت اکنون با اسلامآباد در حال بحث درباره آن است را زیر سؤال میبرد.
این مذاکرات پس از ماهها فشار نظامی مداوم بر کویت در تاریخ معاصر این کشور انجام میشود. تا تاریخ ۱۶ ژوئیه، این کشور ۱,۴۱۴ حمله ایرانی را از زمان آغاز درگیریها ثبت کرده بود – ۱,۰۰۲ پهپاد، ۳۸۷ موشک بالستیک و ۲۵ موشک کروز – که آن را به دومین کشور هدفگیری شده در شورای همکاری خلیج فارس پس از امارات متحده عربی تبدیل کرده است.
در تاریخ ۳ ژوئن، موشکها و پهپادهای ایرانی به فرودگاه بینالمللی کویت حمله کردند و ترمینال ۱ را آسیب دیدند، یک نفر را کشتند و بیش از ۶۰ نفر دیگر را زخمی کردند. حملات بعدی به تأسیسات نظامی ایالات متحده هدف قرار گرفتند، در حالی که حملات به یک تأسیسات آب شیرینکن و بهتازگی یک ایستگاه برق نشان داد که چگونه درگیری به سرعت از اهداف نظامی به زیرساختهای ضروری برای عملکرد روزانه کشور گسترش یافته است. واکنش کویت فراتر از تعمیر خسارات بوده است.
در تاریخ ۸ ژوئن، وزارت امور خارجه ایالات متحده فروش احتمالی ۱.۹۸ میلیارد دلاری سیستمهای ضد پهپاد را تأیید کرد، از جمله پهپادهای Roadrunner-M و Anvil از شرکت Anduril، سیستمهای جنگ الکترونیک، برجهای نظارتی و نرمافزار فرماندهی و کنترل. این کشور همچنین به پیشرفت در خرید سیستم دفاع هوایی NASAMS که توسط نروژ توسعه یافته است، ادامه میدهد و شرکتهای Kongsberg و Raytheon تنها چند روز پیش قراردادی به ارزش حدود ۴۰۰ میلیون دلار برای تأمین اجزای اضافی تحت برنامه فروش نظامی خارجی ایالات متحده امضا کردند.
کویت یکی از کشورهایی بود که بهطور مستقیم تحت تأثیر تشدید تنشها در هفتههای اخیر قرار گرفت. [Getty]
شتاب در تغییر امنیت خلیج فارس
در تاریخ ۲۸ ژوئن، کویت همچنین توافقنامه همکاری دفاعی که مدتها در انتظار اجرایی شدن بود را با اوکراین بهاجرا درآورد و راه را برای آموزش نظامی گستردهتر، همکاری در صنعت دفاع و تولید مشترک ممکن هموار کرد. اگرچه این توافقنامه در سال ۲۰۱۸ امضا شده بود، اما بهدلیل جستجوی کویت برای درسهای عملی از تجربه اوکراین در مقابله با حملات مداوم موشکی و پهپادی، بهاجرا درآمد. این بازنگری محدود به تأمین تجهیزات نبوده است.
مقامات کویتی همچنین بررسی کردهاند که چگونه نیروهای مسلح کشور میتوانند در طول یک کمپین طولانیمدت موشکی و پهپادی به عملیات ادامه دهند، در حالی که به نظر میرسد این درگیری تمایل کویت را برای استفاده از نیروی نظامی تغییر داده است. گزارشها حاکی از آن است که جنگندههای کویتی در اوایل ژوئیه به بحرین در حملات علیه اهداف نظامی ایران پیوستهاند که در صورت تأیید، این اقدام به عنوان اولین واکنش نظامی مستقیم کویت علیه ایران محسوب میشود. در این زمینه، مذاکرات کویت با اسلامآباد کمتر به عنوان یک ابتکار جداگانه و بیشتر به عنوان آخرین گام در تلاش گستردهتر برای تقویت توانایی کشور در برابر یک کمپین طولانیمدت موشکی و پهپادی به نظر میرسد.
عربستان سعودی قبلاً واضحترین نشانهها را از چگونگی تحول نقش نظامی پاکستان در خلیج فارس ارائه داده است. در سپتامبر 2025، ریاض و اسلامآباد توافقنامه دفاع متقابل استراتژیک را امضا کردند که روابط امنیتی را که برای دههها بر آموزش نظامی، مأموریتهای مشاورهای و حفاظت از تأسیسات کلیدی استوار بود، گسترش داد.
استقرار بعدی در مه 2026 شامل حدود 16 جنگنده چندمنظوره JF-17 Thunder – که بهطور مشترک توسط مجتمع هوافضای پاکستان و شرکت هواپیماسازی چنگدو چین تولید شدهاند – به همراه تقریباً 8,000 سرباز پاکستانی بود، علاوه بر تخمین 1,500 تا 2,000 پرسنل نظامی پاکستانی که قبلاً تحت توافقهای دفاعی قبلی در پادشاهی مستقر بودند. به گفته مقامات آشنا با این توافق، این پیمان در نهایت میتواند اجازه استقرار تا 80,000 سرباز پاکستانی را برای حمایت از امنیت مرزی عربستان در صورت نیاز فراهم کند.
تغییر امنیت خلیج فارس، اتحادها را شکل میدهد
حضور نظامی پاکستان در عربستان سعودی به دههها قبل از توافق 2025 برمیگردد. استقرارهای قبلی عمدتاً بر آموزش، مأموریتهای مشاورهای و حفاظت از تأسیسات استراتژیک متمرکز بود. توافقنامه دفاع متقابل استراتژیک بهطور قابل توجهی این چارچوب را گسترش داد و هواپیماهای جنگی، استقرارهای بزرگتر نیرو و ادغام عملیاتی نزدیکتر را به آن افزود، در حالی که ریاض در طول جنگ ایران، موضع امنیتی خود را تطبیق میداد. این توافق یک رابطه کاملاً جدید ایجاد نکرد؛ بلکه یک رابطهای که مدتها وجود داشته را رسمی و بهطور قابل توجهی گسترش داد. این شراکت نظامی از آن زمان به یک پیمان استراتژیک گستردهتر تبدیل شده است.
عربستان سعودی به مدت چندین دهه از نظر مالی از پاکستان حمایت کرده است، که اخیراً با اعطای یک وام جدید ۳ میلیارد دلاری و تمدید یک سپرده ۵ میلیارد دلاری موجود پس از آنکه اسلامآباد تحت فشار مالی جدیدی قرار گرفت، این حمایت را ادامه داده است. این اقدامات پس از افزایش عدم اطمینان نسبت به حمایت مالی امارات متحده عربی صورت گرفت، پس از آنکه ابوظبی خواستار بازپرداخت بخشی از وامهای معوقه خود به پاکستان شد به جای اینکه با تمدید طولانیمدتی که اسلامآباد در پی آن بود، موافقت کند. این واقعه همچنین نشان داد که شراکتهای خلیج فارس در حال تبدیل شدن به یکسان نیستند. در حالی که عربستان سعودی به سرعت برای تثبیت مالی پاکستان اقدام کرد، امارات رویکردی بیشتر معاملاتی را اتخاذ کرد که منعکسکننده اولویتهای استراتژیک متفاوتی است که در میان پایتختهای خلیج فارس در حال ظهور است.
ابوظبی به ادامه تعمیق روابط خود با پاکستان پرداخته است، اما همچنین همکاری خود را با هند در زمینههای تجارت، سرمایهگذاری و بهتازگی، فناوریهای دفاعی منتخب گسترش داده است. کشورهای خلیج فارس به دنبال رویکردهای یکسانی نسبت به جنوب آسیا نیستند: شراکتهای متمایزی در حال ظهور است که تحت تأثیر منافع استراتژیک خودشان شکل میگیرد. مذاکرات کویت با پاکستان هنوز به مراتب کمتر پیشرفته است. رویترز گزارش داد که مقامات پاکستانی با احتیاط به مذاکرات نزدیک شدهاند که منعکسکننده ماهیت مقدماتی گفتگوها و تمایل اسلامآباد به عدم درگیری عمیقتر در تنشهای منطقهای با ایران است.
با این حال، علاقه کویت نشان میدهد که عربستان سعودی ممکن است دیگر تنها کشور خلیج فارس نباشد که به دنبال یک رابطه امنیتی با پاکستان است که فراتر از دیپلماسی دفاعی و تبادلهای نظامی باشد.
جنگ ایران باعث گسترش وسیعتری از شراکتهای امنیتی بین کشورهای خلیج فارس و جنوب آسیا شده است. [Getty]
مذاکرات کویت با پاکستان همزمان با گسترش وسیعتری از شراکتهای امنیتی خلیج فارس در سراسر جنوب آسیا است. دولتهای خلیج فارس به یک شریک منطقهای واحد تکیه نمیکنند: آنها به طور فزایندهای روابطی را پرورش میدهند که اهداف استراتژیک متفاوتی را خدمت میکند. ادغام نظامی طولانیمدت پاکستان با عربستان سعودی تجربه عملیاتی، پرسنل و ادغام نیرو را فراهم میکند. تعامل هند مسیر متفاوتی را دنبال کرده است که طی دههها بر اساس تجارت، انرژی، اتصال دریایی و یک جامعه بزرگ expatriate بنا شده و تنها به تازگی شروع به کسب بعد امنیتی صریحتری کرده است.
تأثیرات واقعی تغییر امنیت خلیج فارس
این تحول پس از جنگ ایران تسریع شد. در سفر خود به قطر، بحرین، کویت و عمان در ماه ژوئیه، وزیر امور خارجه هند، S. Jaishankar، امنیت منطقهای، ثبات دریایی و همکاری استراتژیک را در کنار ارکان سنتی سیاست خلیج هند قرار داد.
این سفر نشاندهنده تمایل فزاینده دهلی نو به تعامل با شرکای خلیج فارس در مسائل دفاع و امنیت در سطح سیاسی است، به جای محدود کردن رابطه به اقتصاد و دیپلماسی. نشانههای ملموسی آغاز به ظهور کردهاند. در ماه ژوئن، امارات متحده عربی مذاکرات مقدماتی را با هند در مورد احتمال خرید موشک کروز مافوق صوت براهموس و سیستم فرماندهی و کنترل یکپارچه دفاع هوایی آکاشتیر آغاز کرد.

اگرچه هر دو بحث در مرحله اولیه باقی ماندهاند، اما نشان میدهند که چگونه دولتهای خلیج فارس در حال ارزیابی قابلیتهای نظامی هند در زمینههایی هستند که اکنون تجربه عملیاتی، نوآوری سریع و همکاری صنعتی در کنار ملاحظات سنتی تأمین تجهیزات اهمیت دارند. امنیت دریایی نیز مسیر مشابهی را طی کرده است. در چند سال گذشته، هند و کشورهای خلیج فارس تمرینات دریایی، بازدیدهای بندری، تبادل اطلاعات و ابتکارات آگاهی از حوزه دریایی را در سراسر دریای عرب و اقیانوس هند غربی گسترش دادهاند. این فعالیتها پس از اختلالات مکرر در حمل و نقل تجاری در تنگه هرمز و دریای سرخ، اهمیت استراتژیک بیشتری پیدا کرده و نقش هند را به عنوان یک ذینفع امنیتی در سراسر اقیانوس هند وسیعتر تقویت کرده است، نه صرفاً به عنوان یک مشتری انرژی خلیج.
بنابراین، مقایسه با پاکستان یکی از مکمل بودن است، نه رقابت. پاکستان قابلیتهایی را ارائه میدهد که تعداد کمی از شرکای دیگر میتوانند به راحتی فراهم کنند: دههها ادغام نظامی با عربستان سعودی، پرسنل با تجربه که با محیطهای عملیاتی خلیج آشنا هستند و توانایی استقرار نیروها به سرعت در دوران بحران.
رابطه دفاعی هند با کشورهای خلیج فارس هنوز به طور قابل توجهی کمتر توسعه یافته است، اما بر پایه یک بنیاد استراتژیک بسیار وسیعتر است که اکنون به فناوری، امنیت دریایی و زمینههای انتخابی همکاری دفاعی گسترش یافته است. این دو رابطه شرکای غربی را جایگزین نمیکنند؛ بلکه دامنه گزینههای موجود برای دولتهای خلیج فارس را در جستجوی انعطافپذیری استراتژیک بیشتر گسترش میدهند. برای پایتختهای خلیج، اهمیت این تغییر فراتر از سیستمهای تسلیحاتی فردی یا توافقات دوجانبه است.
گفتوگوهای کویت با پاکستان به احتمال زیاد موردی منحصر به فرد نخواهد بود. در حالی که سایر کشورهای خلیج فارس نیز به بررسی ترتیبات مشابه با شرکای آسیای جنوبی میپردازند، تأمین تسلیحات، امنیت دریایی و روابط اقتصادی به طور فزایندهای دشوارتر است که به صورت جداگانه مورد بررسی قرار گیرند – و این امر دولتهای خلیج فارس را به ایجاد شبکههای همپوشان از شرکا واداشته است به جای تکیه بر یک شریک تنها.

