روسیه از یک دستبند دائمی ایرانی بر روی مهمترین مسیر انرژی جهان به شدت بهرهمند خواهد شد.
اگر تنها به لحن او توجه شود، درخواستهای پیت هگست، وزیر دفاع، از رهبران اروپایی برای کمک به تأمین امنیت تنگه هرمز، حملات جزئی به نزدیکترین متحدان ایالات متحده به نظر میرسد. در واقع، درخواستهای او در یک جلسه توجیهی اخیر در پنتاگون برای اینکه اروپاییها “به یک قایق بروند”، بخشی از تلاش گستردهتری برای تقویت اتحاد غربی در برابر روسیه است.
مارک روت، دبیرکل ناتو، که ساعاتی پس از دیدار با رئیسجمهور دونالد ترامپ در کاخ سفید در اوایل این ماه در واشنگتن صحبت میکرد، اشاره کرد که متحدان اروپایی ممکن است واقعاً اقدام کنند و به مدل ائتلاف نوظهوری که به رهبری بریتانیا برای سازماندهی کمکها از کشتیهای مینروب و ناوشکنها تا فناوریهای نظارتی شکل گرفته، اشاره کرد.
این یک حرکت هوشمندانه از سوی اتحاد غربی است که نه تنها اهداف جنگی ایالات متحده در خاورمیانه را حمایت میکند و دسترسی اروپا به انرژی خلیج فارس را بازمیگرداند، بلکه ضربه قابل توجهی به مبارزه اروپا علیه روسیه، یکی از حامیان اصلی ایران، وارد میکند.
در حالی که ایران بهطور فیزیکی در صحنه اروپایی قرار ندارد، موقعیت آن در صحنه جهانی برای اروپا بسیار مهم است. اما زمانی که رئیسجمهور ترامپ برای اولین بار کنترل غربی بر تنگه را پیشنهاد کرد، اروپاییها با وحشت واکنش نشان دادند و رئیسجمهور را متهم کردند که آنها را به جنگی میکشاند که متعلق به آنها نیست. وزیر دفاع آلمان، بوریس پیستوریوس، در ماه مارس پرسید: “ترامپ چه انتظاری دارد که چند ناوشکن اروپایی در تنگه هرمز انجام دهند که نیروی دریایی قدرتمند ایالات متحده نمیتواند انجام دهد؟”
اکنون، با این حال، اعضای اتحاد غربی در حال همراستایی هستند. در حالی که برخی استدلال کردهاند که رئیسجمهور ترامپ مسئولیت دستیابی به اهداف جنگی ایالات متحده را بر دوش شرکایی میگذارد که در ابتدا در مورد جنگ مشورت نشده بودند، او در واقع اروپاییها را تشویق میکند تا برای خود در منطقه خود مزیتی کسب کنند. علاوه بر اینکه تنگه هرمز یک گلوگاه جهانی برای انرژی و منبع بیثباتی منطقهای است، همچنین یک میدان نبرد در جنگ اروپا علیه روسیه است. خود روسها این را به بهترین شکل بیان میکنند.
الکساندر دوگین، که بهطور عمده ایدئولوژی افراطی ضدغربی کرملین را ساخته است، آنچه را که اروپاییها در حال شروع به درک آن هستند، فاش کرد: “جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در واقع جنگی علیه روسیه است.” یکی از رسانههای وابسته به کرملین، پراودا، در نسخه ترکیزبان خود به مخاطبان گفت که درگیری در ایران “در عرض چند روز، همه چیزهایی را که صنعت آمریکایی در طول سالها تولید کرده بود، نابود کرده است.”
با اشاره به آسیبپذیری آمریکا، روسیه در تلاش است تا شرکای ائتلاف را متقاعد کند که قبل از دستیابی به هدف باقیمانده جنگ—کنترل غرب بر تنگه—عقبنشینی کنند. دوباره، روسها به وضوح بر این باورند که حضور اروپاییها در تنگه به منافع آنها آسیب خواهد زد. در شورای امنیت سازمان ملل، اعضای دائمی روسیه و چین به قطعنامهای از سوی اتحادیه اروپا که قصد داشت “تلاشها” را بین شرکای خلیج فارس و غرب برای تأمین ایمنی ناوبری از طریق تنگه بهطور دفاعی هماهنگ کند، وتو کردند.
این درست است که این جنگ قیمت نفت روسیه را افزایش داده و توجه ایالات متحده را از صحنه اروپایی دور کرده است، اما این دستاوردها موقتی هستند. تأمین امنیت تنگه یکی از قدرتمندترین ابزارهای بلندمدت مسکو را از بین میبرد. اگر غرب وضعیت موجودی را بپذیرد که ایران توانایی بدون مانع تهدید جریان نفت را حفظ کند، مسکو یک صندلی دائمی در کنترل مهمترین گلوگاه جهان به دست خواهد آورد و آماده است تا هر زمان که کرملین نیاز به اهرم فشار داشته باشد، تأمین انرژی اروپا را تحت فشار قرار دهد.
تنگه تنها ابزاری نیست که روسیه در جعبه ابزار خود در ایران دارد، اما عملیات خشم حماسی (Epic Fury) بهطور عمده دیگر ابزارها را نابود کرده است. ایالات متحده و اسرائیل به سرعت در حال از بین بردن شبکههای دور زدن تحریم و تأمین مالی غیرقانونی هستند که از طریق تهران فعالیت میکردند، همکاری تسلیحاتی روسیه و ایران را قطع کرده و کمپینهای فشار مشترکی را که مسکو و تهران برای جذب کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز به کار میبردند، از هم میپاشند. عملیاتهای ایالات متحده همچنین روسیه را از شرکای خود در سوریه، ونزوئلا و به زودی کوبا محروم کرده است.
ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، خود به این موضوع پی برده است، به همین دلیل است که او بهطور نزدیک با کشورهای خلیج فارس همکاری میکند تا تهدیدات پهپادی ایران را مقابله کند و اوکراین را بهعنوان یک شریک کلیدی در راستای ایجاد یک ائتلاف امنیتی ضدایرانی قرار دهد.
اکنون، اروپاییها میتوانند تلاشهای اوکراین و محور ضدروسی را با تأسیس کنترل بر تنگه و پذیرش سهم خود از بار جنگی که همیشه متعلق به آنها بوده است، تقویت کنند. بهطور عملی، این شامل عملیاتهای مینروبی، اسکورتهای دریایی برای نفتکشها و سرکوب تهدیدات موشکی ساحلی و قایقهای تندرو ایران خواهد بود. ناتو در حال حاضر داراییهای دریایی، زیرساختهای هماهنگی و حضور منطقهای لازم برای انجام این کار را بدون شروع از صفر دارد.
اروپاییها باید این لحظه را بهخاطر پتانسیل استراتژیک آن شناسایی کنند. کنترل غرب بر تنگه هرمز ضربهای ویرانگر به استراتژی و قدرت روسیه خواهد بود. ائتلاف غربی این فرصت را دارد که ضربه نهایی را به شبکه ناکام نیابتی روسیه وارد کند. اروپاییها باید این فرصت را غنیمت شمارند.

