مدتها در حال انتظار.” اینگونه یکی از مقامات ارشد امارات متحده عربی امروز اعلام خروج این کشور از کارتل نفت اوپک در تاریخ ۱ مه را برای من توصیف کرد. این اقدام موضوعی است که برای چندین سال در پشت درهای بسته، هم در داخل امارات و هم بین مقامات اماراتی و آمریکایی مورد بحث قرار گرفته است. از دیدگاه ابوظبی، منافع ملی این کشور از هم جدا شده و احتمالاً به طور فزایندهای با منافع سایر اعضای اوپک و گروه وسیعتر اوپک+ که بهویژه شامل روسیه میشود، در تضاد است.
از منظر اقتصادی، با توجه به اندازه صندوقهای ثروت ملی امارات، وضعیت مالی این کشور در سالهای اخیر بیشتر به رشد اقتصادی جهانی وابسته بوده تا به قیمت جهانی نفت. بنابراین، در حالی که در گذشته برخی از اعضای دیگر اوپک ممکن است قیمتهای بالاتر نفت را ترجیح داده باشند، امارات بیشتر نگران خطرات مربوط به موتورهای اقتصادی خارجی است که بازده سرمایهگذاری آن را هدایت میکنند. علاوه بر این، استقلال سیاستی بیشتر این کشور خارج از کارتل به امارات اجازه میدهد تا از سقفهای تولید اوپک فراتر رود. این میتواند مزایای دومی برای روابط آن با شرکای مهمی مانند چین فراهم کند، حتی با ریسک کاهش قیمتهای جهانی در حاشیه. با توجه به نیازهای اقتصادی نزدیکمدت امارات، چشمانداز حداکثر کردن درآمدهای انرژی خود به وضوح جذاب است.
و با نگاهی به بلندمدت، امارات میخواهد ذخایر خود را قبل از اوج تقاضای نفت و آغاز یک کاهش نسلی به پول تبدیل کند. در گذشته، برخی در امارات ممکن است از خروج از اوپک احتیاط کرده باشند زیرا به یاد دارند که عربستان سعودی در آوریل ۲۰۲۰ چه کرد، زمانی که روسیه از کاهش تولید خودداری کرد. در پاسخ، ریاض تولید خود را افزایش داد که منجر به سقوط قیمتهای جهانی شد و شرطبندی کرد که عربستان سعودی میتواند ضربه مالی را بیشتر از روسیه تحمل کند. در نهایت، قیمتهای نفت به طور موقت به زیر صفر سقوط کرد و مسکو مجبور شد به خط بیفتد. اما امروز، با توجه به چالشهای اقتصادی عربستان، ابوظبی احتمالاً ارزیابی میکند که واکنش ریاض نمیتواند به این اندازه دراماتیک باشد.
از منظر ژئوپولیتیکی، این اعلامیه در زمینه رقابت فزاینده بین امارات متحده عربی و عربستان سعودی مطرح میشود. تفاوتهای بین این دو کشور که با وجود سرمایهگذاریهای کلانی که هر یک در دیگری انجام میدهد، در طول زمان افزایش یافته، در اواخر دسامبر به طور علنی بروز کرد، زمانی که نیروی هوایی عربستان به نیروهای شورای انتقالی جنوبی (STC) در یمن که با اماراتیها همکاری دارند، حمله کرد. نیروهای سعودی یک حمله STC را معکوس کردند، نیروهای اماراتی را مجبور به عقبنشینی کردند و در نهایت شورای انتقالی جنوبی را به طور کامل شکست دادند. این موضوع باعث بروز یک مشاجره بسیار علنی شد که به سیاستهای متفاوت در مورد سودان گسترش یافت و بر رسانههای اجتماعی منطقه تسلط یافت. این رقابت به سرعت به موضوعی شخصی تبدیل شد که به راحتی فراموش نمیشد. در واقع، در دو ماه بلافاصله قبل از آغاز جنگ با ایران، این رقابت مهمترین مسئلهای بود که بر ژئوپولیتیک منطقه خلیج فارس تأثیر میگذاشت. اگر بعداً متوجه شویم که ابوظبی در این دوره تصمیم نهایی برای خروج از اوپک را به طور داخلی اتخاذ کرده است، تعجبآور نخواهد بود. و اگر امارات متوجه شود که از استقلال بیشتری که به دست آورده لذت میبرد، ممکن است در آینده دوباره در مورد باقی ماندن در دیگر گروههای چندجانبه مانند اتحادیه عرب یا حتی شورای همکاری خلیج فارس تجدید نظر کند.
از منظر امنیتی، جنگ با ایران همه چیز را برای اماراتیها تغییر داده است. ایران بیشتر از هر کشور دیگری، از جمله اسرائیل، به امارات هدف قرار داده و رهبران امارات به طور فزایندهای در انتقاد از پاسخ “ضعیف” شرکای خلیجی خود صریح بودهاند. این واقعیت که ایران، به عنوان یک کشور عضو اوپک، تصمیم به مسدود کردن محمولههای نفتی از طریق تنگه هرمز گرفته و خواستار یک مکانیزم جدید برای اخاذی درآمد از حملکنندگان است، توضیح میدهد که چرا سیاستگذاران در امارات دیگر علاقهای به باقی ماندن در این کارتل ندارند—بهویژه اگر امارات تصمیم به مسدود کردن داراییهای ایرانی در کشور بگیرد.
علاوه بر این، روسیه به عنوان یک شریک پایدار برای ایران ثابت شده است و این امر امنیت امارات را تهدید کرده و این سوال را در ابوظبی مطرح میکند که چرا امارات باید با اوپک+ به نفع مسکو همکاری کند. تخصص اوکراین در مقابله با پهپادها امروز برای امارات بسیار ارزشمند است و دو کشور به تازگی یک توافق دفاعی امضا کردهاند که نشاندهنده تغییر از تمایل قبلی امارات به سمت مسکو در آن جنگ است. در واقع، بسیاری از روسهایی که با زندگی در دبی از خدمت نظامی در اوکراین فرار کردهاند ممکن است دلیلی برای نگرانی در مورد خوشآمدگویی آینده خود داشته باشند، چه برسد به اولیگارشهای میلیاردر که به راحتی از امارات برای فرار از تحریمها استفاده کردهاند. شاید تصادفی نباشد که یکی از معدود کشتیهایی که به تازگی از تنگه هرمز عبور کرده، یک یات لوکس روسی با مالک تحریمشده بوده است.
به جلو نگاه کردن، تصور شرایطی که امارات متحده عربی را به بازگشت به کارتل ترغیب کند، دشوار است. قطر در سال ۲۰۱۹ به دلیل بحران دیپلماتیک بین این کشور و همسایگان شورای همکاری خلیج فارس خود، اوپک را ترک کرد و از این فرصت استفاده کرد تا به آرزوی دیرینهاش برای داشتن سیاستهای انرژی مستقلتر و تمرکز بر گاز طبیعی عمل کند. قابل توجه است که با وجود اینکه آن شکاف در نهایت حل شد و روابط دیپلماتیک احیا گردید، قطر به اوپک بازنگشته است. به طور کمتر قابل توجه، آنگولا در سال ۲۰۲۳ از کارتل خارج شد. اکوادور و اندونزی نیز اعضای غیرفعال هستند. اما امارات متحده عربی تولیدکننده نفت بسیار بزرگتری است و غیبت آن ممکن است در طول زمان، خطری برای پایداری بلندمدت کارتل ایجاد کند. هرگونه تضعیف قدرت کارتل در تعریف بازارهای جهانی نفت احتمالاً منجر به کاهش قیمتهای جهانی نفت خواهد شد که به طور کلی در منافع ایالات متحده است. اما این قیمتها احتمالاً در طول زمان نوسانات بیشتری خواهند داشت که در منافع ایالات متحده نیست.
با این حال، این احتمالاً پایان داستان نخواهد بود. تهران در حال حاضر امارات متحده عربی را به عنوان دشمن خود میبیند، اما مگر اینکه جنگ با ایران دوباره آغاز شود و به تخریب زیرساختهای انرژی و آب منجر گردد، رژیم ایرانی نمیتواند کار بیشتری برای آسیب رساندن به امارات فراتر از آنچه که قبلاً انجام داده است، انجام دهد. خروج امارات از اوپک باید زنگ خطری برای مسکو باشد که باید به درستی این اقدام را مغایر با منافع خود ببیند. در حالی که روسیه بعید است حمایت خود از ایران را محدود کند، انتظار میرود کرملین تلاشهای خود را برای جلب حسن نیت اماراتیها دوچندان کند. عربستان سعودی به طور طبیعی این اقدام را به عنوان یک تهدید مستقیم جدید برای اقتصاد خود در دورهای از فشار و موقعیت درک شدهاش به عنوان رهبر منطقه خلیج فارس خواهد دید. درست مانند اینکه ریاض تقریباً یک ماه طول کشید تا به حمله نظامی شورای انتقالی جنوب در یمن پاسخ دهد، رهبری سعودی احتمالاً زمان خواهد برد تا بهترین راه پاسخ را در نظر بگیرد. اما بر خلاف یمن، پاسخ به این تهدید احتمالاً اقتصادی خواهد بود نه نظامی.
در آینده نزدیک، دیپلماسی ایالات متحده باید تلاش کند تا از این اعلامیه اماراتی جلوگیری کند که چرخهای مضر از پاسخها و واکنشها بین امارات و عربستان سعودی را به راه بیندازد، هرچند که نفوذ ایالات متحده ممکن است محدود باشد. حداقل، واشنگتن باید تلاش کند تا “آسیبی نرساند” و اشتباه انجام شده در نوامبر گذشته را تکرار نکند، زمانی که تماس بین روسای جمهور ایالات متحده و امارات به طور گزارش شدهای به شعلهور شدن آخرین اختلاف سعودی-اماراتی کمک کرد.
به جلو نگاه کردن، تصمیم امارات احتمالاً روابط ایالات متحده و امارات را بیشتر تقویت خواهد کرد، که در حال حاضر به واسطه جنگ با ایران تقویت شده است. شاید به طور کنایهآمیز، در طول زمان، این اقدام احتمالاً روابط ایالات متحده و عربستان سعودی را نیز تقویت خواهد کرد، زیرا ریاض بار بیشتری برای تثبیت قیمتهای جهانی نفت خواهد داشت. همانطور که همیشه، کسانی که خواهان کاهش تمرکز ایالات متحده بر منطقه هستند، ناامید خواهند شد که منافع اقتصادی و امنیتی ایالات متحده در آنجا همچنان نیاز به توجه واشنگتن خواهد داشت.

