آزادسازی زودهنگام ذخایر سرمایه، به یک رقیب در حال تزلزل یک خط نجات حیاتی ارائه میدهد و بهطور مستقیم سالها از نفوذ استراتژیک را تضعیف میکند. کاهش تهدیدات منطقهای نیازمند مهار اقتصادی مطلق است، اما توافق در حال انجام بهطور بنیادی رابطه بین کمکهای مالی و رفتار ژئوپولیتیکی را به اشتباه محاسبه میکند. با از بین بردن زودهنگام تحریمهای ساختاری که باعث رعایت دیپلماتیک تهران شد، سیاستگذاران در معرض خطر تأمین مالی مجدد شبکههای نامتقارن نیابتی در سراسر خاورمیانه قرار میگیرند. احیای نقدینگی مالی رقیب از طریق این توافق ایران، یک خط نجات مالی عظیم به عملیات رژیم تروریستی میدهد و بهطور مؤثر نفوذ اقتصادی دائمی را با وعدههای دیپلماتیک زودگذر و غیرقابل اجرا مبادله میکند.
توافق ایران خط نجاتی ارائه میدهد
توافقنامه بین ایالات متحده و ایران، به رژیم تروریستی یک پیروزی میدهد که هرگز نمیتوانست آن را در میدان نبرد بهدست آورد.
آرامش مالی.
آنچه که بسیار نگرانکننده است این است که رژیم ایرانی هرگز به اندازه اکنون در ۴۷ سال وجودش ضعیف نبوده است.
حملات آمریکایی و اسرائیلی به شدت برنامههای هستهای و موشکی بالستیک ایران را تضعیف کرده و نیروی نظامی ایران را به شدت آسیبدیده است.
یک محاصره دریایی، بنادر آن را مختل کرد، در حالی که تنگه هرمز به روی فروش نفت ایران بسته شد و نیروی دریایی ایالات متحده و خطوط لولههای سعودی و اماراتی به آرامی میلیونها بشکه در روز را منتقل کردند و قیمت نفت را از رسیدن به سطوح بحرانی بازداشتند.
واحد پول ملی، ریال، به سقوط آزاد رفت و تورم به سه رقم رسید و خسارات عظیمی به زیرساخت اقتصادی کشور که نیروی نظامی آن را تأمین میکرد، وارد شد.
تهران به میز مذاکره نیامد بلکه از ناامیدی خود برای بقا به آنجا رفت.

استفاده استراتژیک از توافق ایران
توافقنامه حاصل، بهنظر میرسد بقا آن را تضمین کرده و منابعی برای بازسازی به آن میدهد.
این توافق شامل یک معافیت ۶۰ روزه است که به ایران اجازه میدهد بلافاصله صادرات نفت را از سر بگیرد و پس از آن، در صورت رسیدن به یک توافق بلندمدت درباره برنامه هستهایاش، تسهیلات بیشتری ارائه میشود.
معاون رئیسجمهور جی دی ونس وعده داد که “تخفیفهای قابل توجهی در تحریمها” ارائه خواهد شد و راهی برای بازگرداندن ایران به “اقتصاد جهانی” فراهم خواهد کرد.
او تأکید کرد که “هیچ دلار از پول آمریکایی به ایران نخواهد رفت.”
او درست میگوید. اما این موضوع نیز در حاشیه است.
خطر هرگز این نبود که پول آمریکایی به تهران سرازیر شود.
ریسک این است که پولی که بهحق متعلق به مردم ایران است — دهها میلیارد دلار درآمد نفتی که در حال حاضر در خارج محبوس شده و میلیاردها دلار دیگر که به زودی در فروشهای جدید آزاد خواهد شد — به افراطیون جهادی منتقل شود که کشور و منطقه را به گروگان گرفتهاند.
این تمایز همه چیز است.

جریانهای سرمایه خارج از توافق ایران
قبل از یادداشت تفاهم، ایران تقریباً 90 درصد نفت خود را به پالایشگاههای “چایپوت” چینی — خریداران کوچک و کمپول که با تخفیفهای زیاد فعالیت میکنند — میفروخت.
نفت جابجا میشود. اما پول عمدتاً جابجا نمیشود.
به دلیل تحریمهای مالی ثانویه، درآمدهای ایران در حسابهای بانکی چینی انباشته میشود — بر اساس برآوردهای مختلف در حال حاضر بین 20 تا 50 میلیارد دلار — که تهران نمیتواند بهراحتی به کشور بازگرداند یا خرج کند.
رژیم از طریق شبکههای بانکی سایهای پرهزینه و غیرشفاف، تکههای درآمد را به دست میآورد.
با این حال، نمیتواند درآمدهای خود را به خانه بیاورد.
این درآمد محبوس، اهرم آمریکا است.
به جز یک محاصره دریایی، این تنها اهرم اقتصادی قدرتمند است که ایالات متحده بر این رژیم دارد. و این اهرم غیرقابل جایگزینی است.
توافق ایران اهرمهای حیاتی را باطل میکند
یک معافیت محدود برای نفتی که قبلاً در دریا بارگیری شده — نوعی که وزارت خزانهداری در مارس صادر کرد — ناچیز و کاملاً قابل بازگشت است. بشکهها سفر خود را کامل میکنند و هیچ تغییر ساختاری ایجاد نمیشود.
معاف کردن از تحریمهای بانکی و حمل و نقل یک پیشنهاد کاملاً متفاوت است.
نتیجه این خواهد بود که ایران به عنوان یک شرکتکننده در اقتصاد جهانی عادیسازی شود، از طریق از سرگیری تجارت، معاملات پولی و تبدیل شبکههای سایهای آن به زیرساختهای قانونی.
اگر دولت این دیوارهای حفاظتی را تخریب کند، به زودی متوجه خواهد شد که بازسازی آنها — که ناچاراً باید انجام دهد زمانی که مذاکرات هستهای به طور اجتنابناپذیری شکست بخورد — یک کار عظیم است.
اولویت اعلام شده تهران آزاد کردن ۲۴ میلیارد دلار از وجوه مسدود شده است، با ادعای بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار در مجموع.
تحویل ساختار مالی که این وجوه را مسدود نگه میدارد قبل از آغاز مذاکرات سخت، اقدام اعتمادسازی نیست.
این بهترین کارت شما را هدر میدهد.
معکوس کردن توافق شکستخورده ایران
رئیسجمهور ترامپ به خوبی توافق هستهای رئیسجمهور اوباما را که بیش از یک دهه پیش انجام شد به یاد دارد زیرا او در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد.
این توافق بهطور مشابه صادرات نفت ایران را عادی کرد، خط درآمد را دوباره باز کرد و به بودجه نظامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اجازه داد که در سال اول حدود ۹۰ درصد افزایش یابد.
این ثروت ناگهانی، حوثیهای شبهنظامی در یمن را به یک نیروی موشکی استراتژیک تبدیل کرد که تهدیدی برای کشتیرانی در دریای سرخ بود و تواناییهای مرگبار حزبالله و حماس را تأمین مالی کرد.
ترامپ چهار سال کامل از یک کمپین فشار حداکثری خستهکننده را صرف کرد تا فقط اثر معافیتهای تحریمی صادر شده توسط دولت اوباما را کاهش دهد — این نشاندهنده این است که بازسازی اهرم چقدر زمان میبرد زمانی که آن را واگذار کردهاید.
برای جلوگیری از سناریوی روز گراندهاگ، باید کمکها به صورت توالی و مشروط باشد و به عملکرد قابل تأیید ایران مرتبط باشد نه به نشانههای حسن نیت.
تهران در حال حاضر یادداشت تفاهم را به مردم خود به عنوان دلیلی بر این که حملات تنبیهی که امسال توسط ایالات متحده و اسرائیل انجام شد هیچ معنایی نداشت، میفروشد.
هر امتیاز پیشاپیش، آن روایت را تأیید میکند و تروریستهای سپاه پاسداران را تقویت میکند که اصرار دارند بستن آبراهها و صدور تهدیدها نتیجه میدهد.
با این حال، ترامپ هنوز قدرتمندترین اهرم غیرنظامی که تاکنون علیه این رژیم جمعآوری شده است را در اختیار دارد: ملاها نمیتوانند پولی را که نمیتوانند به کشور بازگردانند، خرج کنند.
بگذارید برای آن امتیاز کار کنند.
و اگر آنها از رسیدن به توافقی که امنیت ایالات متحده و متحدان منطقهای آن را تضمین کند، خودداری کنند — همانطور که ایدئولوژی انقلابی و نفرت آنها از ایالات متحده و اسرائیل ایجاب میکند که باید این کار را انجام دهند — آنگاه ماسک واقعاً خواهد افتاد.

