مسیر دیپلماتیک بین واشنگتن و تهران به طور قابل توجهی تنگ شده است و توافق هستهای تازه فاش شده با ریاض اکنون تهدیدی برای بستن کامل آن به شمار میرود. توافق هستهای سعودی یک استاندارد دوگانه آشکار را به یک تقابل از پیش ناپایدار وارد میکند.
واشنگتن بیش از سه دهه است که استدلال میکند غنیسازی اورانیوم در دستان ایران غیرقابل تحمل است، اما همان دولت اکنون به عربستان سعودی راهی برای غنیسازی ۲۰ درصدی تحت یک رژیم بازرسی بسیار ضعیف ارائه میدهد. این توافق پروتکل اضافی را رد میکند، همان حفاظتی که انتظار میرفت ایران تحت توافق هستهای ۲۰۱۵ به تصویب برساند. تهران تقریباً به طور قطع این را به عنوان دلیلی میبیند که سیاست هستهای آمریکا نه بر اساس اصول عدم اشاعه بلکه بر اساس همراستایی سیاسی هدایت میشود.
بنابراین، توافق هستهای سعودی اعتبار هرگونه درخواست آینده ایالات متحده مبنی بر اینکه ایران غنیسازی صفر را بپذیرد، تضعیف میکند. همچنین توافقی که ایران پیش از جنگ نشان داده بود تمایل به پذیرش آن را دارد، یعنی یک توافق مبتنی بر نیاز که غنیسازی را برای پنج تا هفت سال متوقف میکرد، از هم میپاشد. در غیاب یک توافق هستهای معتبر، یادداشت تفاهم نمیتواند دوباره احیا شود و بدون آن چارچوب، چشمانداز جنگ مجدد افزایش مییابد. توافق با ریاض ممکن است وفاداری عربستان را تأمین کند، اما پایان دادن به درگیری با ایران را بسیار دشوارتر میکند.
چگونه یادداشت تفاهم از هم پاشید
یک توافق نهایی بین ایالات متحده و ایران به طور فزایندهای از دسترس خارج میشود. از زمان فروپاشی یادداشت تفاهم در ژوئیه، چشمانداز احیای آن روز به روز بدتر شده است. در حالی که تهران به طور علنی خواستار بازگشت به یادداشت تفاهم است، موضع فعلی ترامپ این است که حتی اگر ایران تنگه هرمز را دوباره باز کند، او نه به توافق بازخواهد گشت و نه محاصره ایران را لغو خواهد کرد. و حتی در صورت غیرمحتمل اینکه او این کار را انجام دهد، یادداشت تفاهم نمیتواند به حالت اجرایی بازگردد تا زمانی که اسرائیل به بمباران لبنان ادامه دهد. ایران بعید است یادداشت تفاهمی را بدون لبنان بپذیرد: درخواست آن برای یک آتشبس منطقهای غیرقابل مذاکره است.

توافق سعودی در واقع چه چیزی را اعطا میکند
اما حتی اگر این موانع حل شوند، تفاوتهای عمیق در مورد مسئله هستهای باقی خواهد ماند. و این تفاوتها اکنون بهطور چشمگیری بهدلیل توافق هستهای ترامپ با عربستان سعودی شدیدتر شده است. جزئیات این توافق بهتازگی منتشر شده است و کلسي داونپورت در انجمن کنترل تسلیحات یک سوالات متداول عالی در مورد جنبههای مهم آن منتشر کرده است.
نتیجه این است: ترامپ به عربستان سعودی دسترسی به همان فناوری غنیسازی اورانیوم را میدهد که ایالات متحده برای بیش از سه دهه تلاش کرده است به ایران ندهد، در حالی که رژیم بازرسی بسیار ضعیفتری را بر فعالیتهای هستهای عربستان تحمیل میکند. در واقع، واشنگتن به ریاض راهی به سوی بمب ارائه میدهد در حالی که بر این نکته تأکید میکند که ایران هیچگونه قابلیت غنیسازی ندارد—هدف معروف صفر غنیسازی.
رژیم بازرسی ضعیفتر شکل میگیرد
همانطور که ACA مینویسد،
“دولت ترامپ شرایط کلیدی عدم گسترش تسلیحات هستهای برای همکاری هستهای ایالات متحده را که از حمایت دوحزبی طولانیمدتی برخوردار است و بهعنوان بهترین شیوههای شناختهشده بینالمللی شناخته میشود، رد کرد.
بهطور بحرانی، این توافق از عربستان سعودی نمیخواهد که به توافقنامههای حفاظتی بیشتر مداخلهگر آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) که بهعنوان پروتکل اضافی شناخته میشود، پایبند باشد.”
بهعنوان یک نقطه مقایسه، ایران در سال 2016 تحت توافق هستهای اوباما بهطور داوطلبانه پروتکل اضافی (AP) را اجرا کرد و انتظار میرفت که پس از لغو رسمی تحریمها توسط کنگره ایالات متحده، آن را تصویب کند. اما این هرگز اتفاق نیفتاد، زیرا ترامپ در مه 2018 از توافق خارج شد.
توافق هستهای عربستان استاندارد دوگانه را آشکار میکند
علاوه بر این، توافق ترامپ با عربستان سعودی به این پادشاهی راهی برای توسعه برنامه غنیسازی اورانیوم تا 20 درصد میدهد. بار دیگر، مقایسه با ایران روشنکننده است. زمانی که ایران در سال 2010 غنیسازی خود را به 20 درصد افزایش داد تا سوختی برای راکتور تحقیقاتی تهران تولید کند—که بهطور کنایهآمیزی ایالات متحده آن را در اواخر دهه 1960 به ایران بهعنوان بخشی از برنامه اتمها برای صلح داده بود—واشنگتن به این اقدام بهعنوان شواهد بیشتری از ادعای تمایلات هستهای ایران اشاره کرد.
سخنگوی وزارت امور خارجه، فیلیپ کراولی، در تاریخ ۱۱ فوریه ۲۰۱۰ گفت که تصمیم ایران برای آغاز غنیسازی به ۲۰ درصد “تصور ما و جامعه بینالمللی را از این که نیتهای هستهای ایران چیزی جز صلحآمیز نیست، بیشتر تقویت میکند.” در شورای امنیت سازمان ملل، سفیر وقت، سوزان رایس، استدلال کرد که تصمیم ایران آن را “نزدیکتر به مواد با درجه تسلیحاتی” میکند، در حالی که او برای تحریمهای جدید سازمان ملل علیه تهران استدلال میکرد.
اکنون، ترامپ میخواهد کنگره توافقی با عربستان سعودی را تأیید کند که به این پادشاهی دسترسی به دقیقاً همان فناوری را میدهد—اما با بازرسیهای بسیار کمتر—در حالی که ایران را بمباران میکند تا از هرگونه غنیسازی جلوگیری کند.
استاندارد دوگانه به وضوح قابل مشاهده است: غنیسازی در دستان ایرانیها غیرقابل تحمل است، اما در دستان سعودیها قابل قبول است—در واقع، حتی ارزش دادن به ریاض را دارد.

امتیازات قبلی تهران لغو شدهاند
این موضوع بدون شک مسائل را با تهران پیچیدهتر خواهد کرد. آیا ایران هنوز با برخی از شرایطی که قبل از جنگ و در آستانه یادداشت تفاهم مورد بحث قرار گرفت، موافقت خواهد کرد؟
به گفته وزیر امور خارجه عمان، که توافقنامه پیشنویس را در فوریه ۲۰۲۶ میانجیگری کرد و ترامپ آن را به نفع جنگ رد کرد، ایران با یک توافق غنیسازی مبتنی بر نیاز موافقت کرده بود که در عمل، یک وقفه پنج تا هفت ساله در غنیسازی ایجاد میکرد—بسیار فراتر از دوره ریاستجمهوری ترامپ. در مذاکرات بعدی، ایران اشاره کرد که آماده است آن را برای سه تا پنج سال دیگر تمدید کند.
درک این نکته بسیار مهم است که اگر درگیریها در تنگه و لبنان حل و فصل شوند و فرصتی واقعی برای احیای یادداشت تفاهم به وجود آید، این توافقات با این حال از هم میپاشند مگر اینکه یک توافق هستهای در پایان دوره ۶۰ روزه یادداشت تفاهم به دست آید.

توافق هستهای سعودی مانع از پایان جنگ است
و دستیابی به آن توافق هستهای به دلیل تفاوت آشکار بین آنچه ایالات متحده از ایران میخواهد و آنچه به عربستان سعودی میدهد، به مراتب دشوارتر به نظر میرسد. و اگر در پایان یادداشت تفاهم توافق هستهای وجود نداشته باشد، احتمالاً جنگ دوباره شعلهور خواهد شد.بنابراین، توافق جنجالی ترامپ با عربستان ممکن است تنها به احتمال کمتری برای پایان جنگ با ایران منجر شده باشد.

