تغییرات اخیر در چشمانداز جهانی نفت، نیاز به ارزیابی مجدد کامل استراتژی ثبات بازار اوپک پلاس را به وجود آورده است. تحلیلگران پیشنهاد میکنند که حفظ یک استراتژی مؤثر برای ثبات بازار اوپک پلاس نیازمند تعادل بین سهمیههای تولید اعضای باقیمانده و افزایش تولید تولیدکنندگان غیرهمپیمان است.
توسعه یک استراتژی مقاوم برای ثبات بازار اوپک پلاس
در تاریخ 1 مه، امارات متحده عربی تقریباً 60 سال به عنوان یک عضو اصلی سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) و یک دهه به عنوان یک بازیگر کلیدی در گروه بزرگتر اوپک+ به فعالیت خود پایان داد و به شایعات طولانیمدت درباره آیندهاش در این اتحاد تولیدکنندگان پایان داد.
با خروج ابوظبی به عنوان سومین تولیدکننده بزرگ در اوپک پلاس، نیاز به یک کالیبراسیون بلندمدت استراتژی گروه احساس میشود. اوپک+ ممکن است گزینههای مختلفی را برای این منظور دنبال کند، که میتواند شامل گسترش عضویت خود، جستجوی فعالتر برای افزایش تولید در میان کشورهای عضو موجود که پتانسیل این کار را دارند، یا ترکیبی از این دو باشد. در حالی که چالشهای هر یک از این استراتژیها بسیار بزرگ است، مرگنامه اوپک+ پیش از این به طور زودهنگام نوشته شده است. پیچیدگیهای اجتنابناپذیری که از دست دادن یک عضو بزرگ به وجود میآید نباید به عنوان نشانهای از افول قریبالوقوع گروه تلقی شود.
تحولات در حال تغییر در اتحادهای انرژی جهانی
نگرانیهای امارات متحده عربی نسبت به این گروه از سال 2021 به خوبی مشخص بود. ریشه نارضایتی ابوظبی در این بود که سهمیه تولید آن، که تعیین میکند هر عضو در یک ماه مشخص چقدر نفت تولید میکند، به طور مداوم از ظرفیت در حال رشد شرکت ملی نفت ابوظبی (ADNOC) عقب مانده بود. در زمان خروج امارات از گروه، ADNOC اعلام کرد که حداکثر ظرفیت تولید پایدار آن 4.85 میلیون بشکه در روز (bpd) است.
با وجود افزایشهای تدریجی از سال 2021، سهمیه موقتی امارات در ماه مه که کمی کمتر از 3.5 میلیون بشکه در روز بود، همچنان فاصلهای حداقل 1.35 میلیون بشکه در روز کمتر از آنچه که واقعاً میتوانست تولید کند، باقی میگذاشت. به طور متوسط، نرخ بهرهبرداری ظرفیت امارات در سال 2025 تنها 66% بود، در حالی که همتایان منطقهای آن، عربستان سعودی و کویت به ترتیب 77% و 84% میانگین داشتند.
نرخ استفاده امارات کاهش یافته است زیرا ظرفیت آن سریعتر از تولیدش رشد کرده است؛ در سال 2021، نرخ متوسط استفاده آن 73% بود. بنابراین، خروج امارات تنها به دلیل ناتوانی در تولید به میزان دلخواهش نبود، بلکه به این دلیل بود که مجبور بود سهم بیشتری از ظرفیت موجود خود را نسبت به هر عضو دیگر اوپک+ بلااستفاده نگه دارد.
در تاریخ 3 مه، تنها دو روز پس از خروج رسمی امارات، هفت عضو باقیمانده اوپک و اوپک+ که در دور جدیدی از کاهش داوطلبانه تولید شرکت میکردند، برای بحث در مورد دینامیکهای بازار ملاقات کردند.
این هفت کشور، شامل عربستان سعودی، روسیه، عراق، کویت، قزاقستان، الجزایر و عمان، بیشترین توانایی را برای افزایش یا کاهش تولید به منظور حمایت از تلاشهای گروه برای متعادل کردن عرضه نفت خام با تقاضا دارند.
این جلسه منجر به توافق شرکتکنندگان بر روی طرحی برای افزودن 188,000 بشکه در روز به عرضه جدید از ماه ژوئن شد، که در حال حاضر نمادین خواهد بود — همانطور که طرح بعدی آنها برای افزودن 206,000 بشکه در روز، که در جلسه قبلی خود در تاریخ 5 آوریل اعلام کردند، نیز نمادین خواهد بود. سه کشور خلیج فارس که قرار است بیشترین عرضه جدید را ارائه دهند — عربستان سعودی، عراق و کویت — هنوز نمیتوانند این کار را انجام دهند، زیرا بسته شدن تنگه هرمز صادرات آنها را غیرممکن میسازد. روسیه، دیگر تأمینکننده بزرگ اوپک+، با بحران خود در بخش نفت دست و پنجه نرم میکند.
یک عقبنشینی، اما نه کاملاً بدون سابقه
بسته شدن مداوم تنگه، بزرگترین چالش فوری گروه است. این وضعیت از نظر ماهیت بیسابقه است، بر خلاف خروج یک عضو. اوپک در طول تاریخ خود اعضایی را به دست آورده و از دست داده است، از جمله قبل و بعد از اعلامیه همکاری (DoC) در سال 2016 که اوپک+ را ایجاد کرد. سنگ بنای این توافق، که چارچوبی برای همکاری با گروهی از تولیدکنندگان بزرگ نفت غیر اوپکی ایجاد کرد، ورود روسیه به اتحاد تولیدکنندگان بود. اضافه شدن آن به این معنا بود که دو تا از سه تولیدکننده بزرگ نفت جهان — ایالات متحده، عربستان سعودی و روسیه — اکنون در این گروه بودند، که توانایی آن برای تنظیم عرضه نفت به منظور حمایت از یک استراتژی بازار جمعی را تقویت کرد.
ناوبری در استراتژی ثبات بازار اوپک پلاس
در طول تاریخ ده ساله خود، اوپک+ به مجموعهای از رویدادها که تأثیرات آنها بر بازار نفت دشوار بود پیشبینی شود، سازگار شده است، از جمله رونق شیل ایالات متحده، پاندمی COVID-19 و تهاجم تمامعیار روسیه به اوکراین. سوالی که گروه اکنون با آن مواجه است این است که چگونه به تکامل خود ادامه دهد تا با شرایط در حال تغییر سازگار شود، با خروج امارات که جدیدترین چالش را نمایندگی میکند.
data-path-to-node=”36″>البته، در این مورد، بخشی از چالش این است که خروج امارات متحده عربی نه تنها میزان تولید نفتی را که اوپک+ کنترل میکند کاهش میدهد، بلکه به طور همزمان میزان تولید نفت رقیب خارج از تولید اوپک+ را افزایش میدهد. میزان نفت تولید شده توسط اعضای غیر اوپک+ یک نقطه داده حیاتی است که این گروه به دقت آن را زیر نظر دارد زمانی که عوامل وسیعتری که بر تصمیمگیریهای آن تأثیر میگذارد را در نظر میگیرد.
قبل از هفته گذشته، منابع جدید تولید نفتی که اوپک+ انتظار داشت با آنها مواجه شود عمدتاً توسط تولیدکنندگان “نوظهور” در مکانهایی مانند گویان و نامیبیا نمایندگی میشدند، علاوه بر تولیدکنندگان با سابقهتر که چشمانداز رشد قوی دارند، مانند ایالات متحده و برزیل. هیچیک از این کشورها به سهمیههای تولید به همان شیوهای که اعضای اوپک+ عمل میکنند، پایبند نیستند، اما مجموعهای از عوامل دیگر governs میکند که آنها در هر سال خاص چقدر بیشتر (یا کمتر) میتوانند تولید کنند.
خوشبختانه برای اوپک+، مسیر رشد عرضه امارات متحده عربی در کوتاهمدت نسبتاً واضح است، با توجه به اینکه ابوظبی به طور گستردهای انتظار میرود که به هدف رشد ظرفیت خود به میزان 5 میلیون بشکه در روز برای سال 2027 دست یابد. در حالی که این به این معنا نیست که امارات به طور خودکار تولید را به حداکثر ظرفیت خود افزایش خواهد داد، اما حداقل به راهنمایی پیشبینیها در مورد رشد غیر اوپک+ در سال آینده کمک میکند. آنچه کمتر مشخص است این است که آیا امارات ممکن است به هدف ظرفیت آینده 6 میلیون بشکه در روز در آینده نزدیک عمل کند یا خیر، هرچند این احتمالاً قبل از سال 2030 اتفاق نخواهد افتاد.
ادغام تولیدکنندگان جدید جهانی نفت
سؤال برای اوپک+ این است که چگونه تصمیم میگیرد استراتژی خود را به این مجموعه جدید از متغیرها تطبیق دهد. محتملترین پاسخ شامل تقویت میزان ظرفیت تولید تحت سهمیهها است، با توجه به ضربه واضحی که این رقم از خروج امارات متحمل شده است. در حال حاضر، دو مسیر واضح وجود دارد که گروه میتواند برای دستیابی به این هدف دنبال کند، هرچند هیچیک از آنها یک راهحل سریع نیست.
اعضای جدید
اولین راهی که اوپک+ ممکن است دنبال کند، گسترش صفوف خود با افزودن اعضای جدید، چه به گروه اصلی اوپک و چه به اوپک+ است. با این حال، به طور فوری مشخص نیست که پروفایل یک عضو جدید اوپک+ در سال 2026 چگونه خواهد بود. تولیدکنندگان رو به رشدی مانند گویان یا نامیبیا، که هر دو به شدت به سرمایهگذاریهای شرکتهای نفتی بینالمللی (IOC) برای افزایش تولید خود وابسته هستند، بعید است که از توافق بر سر محدودیتهای تولید بهرهمند شوند.
data-path-to-node=”41″>هر دو کشور به عنوان تازهواردان به باشگاه غیررسمی تولیدکنندگان نفت، با توجه به مسیر آینده پیشبینیهای تقاضای نفت، به شمار میروند. آنها مشتاقند که منابع نسبتاً تازهیافته خود را در حالی که پاداشهای این کار هنوز بالا است، به بهرهبرداری برسانند و به احتمال زیاد استراتژیای برای نگهداشتن تولید خود در سطح “پایین برای مدت طولانی” به منظور کمک به تولیدکنندگان بالغ اوپک+ برای مقابله با نوسانات قیمت اتخاذ نخواهند کرد. علاوه بر این، وابستگی آنها به سرمایهگذاری بینالمللی عامل کلیدی در اینجا است، زیرا محدودیتهای تولید بهعنوان مانعی برای سرمایهگذاری بیشتر بهطور گستردهای دیده میشود.
با این حال، ممکن است برخی از تولیدکنندگان بالغ غیر اوپک+ نگران کاهش مزایای غیرقابل انکار باشند که تلاشهای گروه برای تعادل بازار در زمانهای نوسان به ارمغان آورده است.
مکزیک، که حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز تولید میکند، به سهمیهها متعهد نیست اما به عنوان امضاکنندهی DoC، سطح بالاتری از همکاری با اوپک+ نسبت به اکثر کشورها را حفظ میکند و بهطور نظری میتواند یکی از این نامزدها باشد. شاید برخی از این تولیدکنندگان همکاری بیشتر با اوپک+ را در بلندمدت مفید ببینند، حتی اگر به معنای محدودیتهای تولید در کوتاهمدت باشد. نقطه ضعف اوپک+ این است که هرگونه تلاش برای جبران سهم بازار از دست رفته به دلیل خروج امارات متحده عربی، شامل جذب چندین عضو جدید خواهد بود، زیرا هیچ نامزد احتمالی با ظرفیت مشابه ابوظبی وجود ندارد.

افزایش ظرفیت در میان کشورهای عضو موجود
یک رویکرد جایگزین، یا شاید مکمل، میتواند برای گروه این باشد که رشد ظرفیت نفت خام را در میان اعضای موجود افزایش دهد. تعدادی از آنها بهطور فعال در حال پیگیری افزایش ظرفیت هستند؛ و تا زمانی که جنگ کنونی ایران آغاز شد، نشانههای مثبتی وجود داشت که این اهداف میتوانند محقق شوند. عراق، لیبی، کویت و ونزوئلا همگی اعضای اصلی و قدیمی اوپک هستند که به دنبال افزایش تولید هستند. بغداد قبل از انتخابات اکتبر ۲۰۲۵، قراردادهای بزرگی با شرکتهای بینالمللی نفتی (IOC) برای گسترش حضور آنها در بخش بالادستی خود امضا کرد.
لیبی نیز شاهد فعالیتهای مشابهی بوده است؛ و با وجود جوایز نه چندان چشمگیر در دور مزایدههای اوایل امسال، اعلام کرده است که دور جدیدی در راه است. کویت در معکوس کردن سالها کاهش ظرفیت نفت خام پیشرفت کرده است و حتی پس از دههها بسته نگهداشتن بخش نفت خود به روی سرمایهگذاران خارجی، نشانههایی از باز شدن بیشتر به شرکتهای بینالمللی نفتی نشان داده است. پس از برکناری رئیسجمهور نیکولاس مادورو تنها سه روز پس از آغاز سال ۲۰۲۶، چشمانداز برای بخش نفت فرسوده ونزوئلا نیز پس از سالها کمسرمایهگذاری در حال بهبود بود.
data-path-to-node=”46″>بر اساس آمارهای ارائه شده توسط Energy Intelligence، چهار تولیدکننده ذکر شده در بالا در حال حاضر دارای ظرفیت تولیدی کمی بیش از 9.8 میلیون بشکه در روز هستند. بر اساس گزارشها در مورد اهداف رسمی، آنها میتوانند تا پایان دهه نزدیک به 2.7 میلیون بشکه در روز ظرفیت جدید اضافه کنند. در بلندمدت، این رقم میتواند تا سال 2035 دو برابر شود و نزدیک به 5.4 میلیون بشکه در روز اضافه کند که به طور کامل کاهش تولید امارات متحده عربی را جبران خواهد کرد.
با این حال، همه اینها به راحتی گفته میشود و انجام آن دشوار است. فرضیات فوق تمام رشدهای بالقوه را به عنوان اضافه شدن خالص عرضه در نظر میگیرند که به خسارات ناشی از عواملی مانند کاهش طبیعی تولید و کمبود سرمایهگذاری در بالادست توجه نمیکنند. به طور دقیقتر، جنگ ایران احتمالاً بر پیشنهادات سرمایهگذاری در بالادست عراق و کویت تأثیر خواهد گذاشت.
عوامل ریسک جدید، علاوه بر کمبود مسیرهای صادراتی عمده و موجود، آنها را برای سرمایهگذاران IOC سختتر خواهد کرد؛ کویت در ماه آوریل حتی یک بشکه نفت نیز صادر نکرد — که این اولین بار در بیش از 30 سال است. اگرچه لیبی منبع بزرگی از رشد بالقوه برای OPEC+ به شمار میرود و IOCها به طور کامل از چالشهای سیاسی و امنیتی داخلی آن دلسرد نشدهاند، اما همان عوامل ریسک سطحی — به ویژه خطر جنگ داخلی مجدد — که سالها سرمایهگذاری را متوقف کرده است، همچنان باقی خواهد ماند.
ارزیابی استراتژی ثبات بازار OPEC+
ونزوئلا نیز با چشمانداز نامشخصی مواجه است. به نظر میرسد که IOCها در ماههای اخیر به ایده سرمایهگذاری در آنجا گرایش پیدا کردهاند، که احتمالاً بخشی از آن به خطرات ناشی از جنگ در خاورمیانه برمیگردد که ونزوئلا را در مقایسه امنتر جلوه میدهد. با این حال، رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، خروج امارات متحده عربی از OPEC را یک توسعه مثبت خواند و هیچ تضمینی وجود ندارد که واشنگتن به کاراکاس فشار نیاورد تا در نهایت از این اقدام پیروی کند، که میتواند به معنای از دست دادن یک رشد عرضه امیدوارکننده دیگر برای گروه باشد. با این حال، هیچ نشانه قوی وجود ندارد که خروج قریبالوقوع ونزوئلا از OPEC محتمل باشد.
علاوه بر این، یک مانع کلیدی برای به واقعیت پیوستن رشد عرضه بالقوه در تمام این کشورهای عضو، همان عاملی است که در هسته تصمیم امارات متحده عربی برای خروج قرار داشت: سهمیههای تولید. کویت از میان کشورهای ذکر شده، بیشترین انطباق را داشته است، در حالی که عراق برای چندین سال مرتکب تخلف مداوم بوده است. حتی بیشتر از این
data-path-to-node=”50″>مشکل این است که لیبی و ونزوئلا از سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۱۹ به ترتیب از سهمیهها معاف بودهاند. این دو کشور بهطور قطع در برابر بازگشت سهمیهها مقاومت خواهند کرد زیرا در تلاشند تا رشد تولید را افزایش دهند، که این امر تلاشها برای بهدست آوردن سهم بیشتر بازار را پیچیده میکند که گروه میتواند برای افزایش یا کاهش تولید بهمنظور حمایت از استراتژی بازار خود بسیج کند. یک متغیر سوم میتواند به این دینامیک وارد شود اگر درگیریهای جاری در خلیج فارس به گونهای پایان یابد که منجر به کاهش تحریمها برای ایران شود، که از سال ۲۰۱۶ نیز از سهمیهها معاف بوده و تقریباً بهطور قطع در کوتاهمدت از پذیرش آن خودداری خواهد کرد.
با وجود ادعاهایی مبنی بر اینکه تهران به عضویت خود در گروه پس از خروج امارات متعهد خواهد ماند، مقامات ایرانی پیشتر اعلام کردهاند که تهران تا زمانی که صادراتش سهم بازار از دست رفته را بازیابی نکند، به پذیرش سهمیههای جدید فکر نخواهد کرد.
با این حال، در حالی که چنین مسیری پیچیده خواهد بود، غیرممکن نیست. اوپک+ در حال حاضر ارزیابیهای شخص ثالثی از ظرفیت تولید هر یک از اعضای خود انجام میدهد، فرآیندی که انتظار میرود امسال به پایان برسد و تخصیص سهمیه برای سال ۲۰۲۷ را اطلاعرسانی کند، به شرطی که جنگ این فرآیند را به تأخیر نیندازد.
آنچه گروه باید در آینده انجام دهد این است که اطمینان حاصل کند که سهمیهها بهطور متناسب با توانایی تولید اعضا افزایش یابد. در گذشته نگرانیهای مستند وجود داشت که حساسیتهای مربوط به این فرآیند میتواند انسجام گروه را آسیب بزند، اما اکنون از دست دادن یک عضو بزرگ ممکن است بیشتر بر دیدگاههای آینده تأثیر بگذارد.
تابآوری و تأثیر آینده تولیدکنندگان نفت
استراتژی وابسته به شرایط
کمتر از اعضای اوپک+ احتمال دارد که در برابر افزایش تولید نفت خود و همچنین سهم بازار گروه مخالفت کنند، اما این امر نیاز به حمایت سیاستی، سرمایهگذاری و زمان دارد که اغلب با یکدیگر در تضاد هستند. متقاعد کردن اعضای جدید برای پیوستن نیز چالشهای منحصر به فرد خود را به همراه خواهد داشت. برای سازگاری با شرایط جدید خود، اوپک+ ممکن است تصمیم بگیرد ترکیبی از دو گزینه فوق را دنبال کند یا شاید راهی کاملاً متفاوت برای حفظ تأثیر خود در بازارهای جهانی نفت پیدا کند.
سیاستمداران آمریکایی که به تأثیر گروه علاقهمند هستند نباید خروج امارات را به عنوان دلیلی برای کنار گذاشتن اوپک+ در بلندمدت در نظر بگیرند. جایی که سیاست آمریکا به دنبال ترویج یک محیط پایدار برای صادرکنندگان انرژی آمریکایی است، نباید بهطور فعال به کاهش تأثیر اوپک+ بپردازد. با این حال، همانطور که سایر تحلیلگران بهدرستی اشاره کردهاند، هرچند این سازمان ممکن است توسط بخش زیادی از عموم مردم آمریکا بهگونهای دیگر درک شود، تلاشهای آن برای تعادل بازارها بهطور غیرمستقیم به نفع تولیدکنندگان نفت آمریکایی در طول سالها بوده است.
تلاشها برای محدود کردن یا افزودن نفت عرضهشده به بازارها همانطور که اوپک+ انجام میدهد، چارچوبی نیست که بتواند نوسانات را بهطور کامل از بین ببرد، اما بهعنوان مجموعهای از موانع در برابر آنچه که احتمالاً یک چرخه دائمی “رونق و رکود” خواهد بود، عمل میکند. ثبات قیمت در این نوع محیط تقریباً غیرممکن خواهد بود که هم برای تولیدکنندگان نفت ایالات متحده و هم برای مصرفکنندگان و همچنین اقتصاد کلی زیانآور خواهد بود.
چالشهایی که اوپک+ در آینده با آنها مواجه است، واضح است، اما این خود دلیل کلیدی است که ناظران این گروه را به خطر میاندازند؛ پیامدهای تغییرات عمدهای که در گذشته با آنها مواجه بوده، هرگز واضح نبوده و با این حال توانسته است نفوذ خود را حفظ کند.

