تحرکات دیپلماتیک ۴۸ ساعت گذشته، توهم این که فشار خارجی به تنهایی میتواند یک توافق پایدار در این منطقه ساحلی ایجاد کند را از بین برد. تعامل جارد کوشنر با رهبر حماس، خلیل الحیه، در قاهره و سپس جلسه طولانیاش با نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، با همان مانع غیرقابلحرکت مواجه شد: حماس از تبدیل پذیرش بیانی به یک نقشه راه به خلع سلاح قابل تأیید خودداری میکند.
بیانیه مشترک هشت دولت مسلماننشین که رد اسرائیل از طرح رئیسجمهور دونالد ترامپ را محکوم میکند، بیشتر نشان میدهد که عدم انعطاف حماس اکنون دیپلماسی منطقهای را تحریف میکند. به جای منزوی کردن حماس، انتقادات هماهنگ از اسرائیل مسئولیت را از گروه مسلحی که همچنان کنترل غزه را در دست دارد و هرگونه انتقال قدرت را مسدود میکند، دور میکند.
این منطقه ساحلی به عنوان یک متغیر حلنشده در معماری امنیتی خاورمیانه باقی مانده است، بهدلیل این که هیچ بازیگر خارجی هنوز مکانیزمی را تحمیل نکرده است که حماس را وادار به تسلیم سلاحهایش کند. تلاشهای واشنگتن برای پیوند زدن پرونده غزه به رویارویی گستردهترش با ایران نیز به حل این سوال بستگی دارد. تا زمانی که عدم انعطاف حماس به خلع سلاح قابل تأیید تبدیل نشود و نه به یک وعده مذاکرهشده، نقشه راه به یک سند دیپلماتیک بدون وزن عملی باقی خواهد ماند و هر ابتکار بعدی با همان بنبست ساختاری مواجه خواهد شد.
بنبست عدم انعطاف حماس ادامه دارد
فعالیتهای دیپلماتیک ۴۸ ساعت گذشته، محدودیتهای قدرت ایالات متحده، اسرائیل و دولتهای مسلمان را در برابر عدم انعطاف یک سازمان تروریستی اسلامی آشکار کرد. گفتوگوهای مستقیم جارد کوشنر با رئیس جدید حماس، خلیل الحیه، در قاهره، جلسه طولانیاش با نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، و بیانیه مشترک یکطرفه هشت کشور مسلماننشین که انتقاداتی به رد اسرائیل از نقشه راه رئیسجمهور دونالد ترامپ داشت، نشاندهنده این است که حماس هرگونه راهحل معنادار برای غزه را مسدود کرده است. این منطقه ساحلی بهعنوان یک متغیر مرکزی و حلنشده در معماری سیاسی منطقه باقی مانده است، عمدتاً به دلیل سرسختی سازمان تروریستی اسلامی و امتناع از خلع سلاح.
دو واقعیت از این فعالیت به وجود میآید: حماس همچنان به عنوان مانع اصلی ساختاری برای یک توافق پایدار عمل میکند و پرونده غزه اکنون به طور عملی به رویارویی گستردهتر ایالات متحده با ایران مرتبط است.

کوشنر بر حماس در مورد تسلیحات فشار میآورد
کوشنر، به همراه نیکولای ملادنو، مدیر کل هیئت صلح و تونی بلر، نخستوزیر سابق بریتانیا، با یک هیئت حماس در قاهره ملاقات کرد تا در مورد ترجمه نقشه راه ۱۵ مادهای هیئت صلح به اقدامهای مشخص و قابل تأیید بحث کند—از جمله انتقال مسئولیتهای حکومتی به کمیته ملی تکنوکرات برای اداره غزه (NCAG) و استقرار یک نیروی تثبیت بینالمللی (ISF). کوشنر از این ملاقات برای فشار به حماس در مورد اقدامهای ملموس در زمینه خلع سلاح استفاده کرد. بر اساس تجربهاش با حماس، اسرائیل به این گروه اعتماد ندارد که به تعهدات اعلام شدهاش عمل کند. اسرائیل تا زمانی که خلع سلاح انجام نشود و یک طرف سوم قابل اعتماد آن را تأیید نکند، عقبنشینی نخواهد کرد.
پس از ملاقاتش با حماس، کوشنر از نتانیاهو خواست تا به پیشبرد طرح آتشبس غزه که مورد حمایت ترامپ است، ادامه دهد و در طول ملاقات بیش از چهار ساعت، از او خواست که “مانعتراشی نکند.” در آستانه انتخابات اسرائیل در ۲۷ اکتبر، که ممکن است میراث سیاسی نتانیاهو را تعریف کند، او مواضع بهویژه سختگیرانهای اتخاذ کرده است تا تصویر خود را به عنوان “آقای امنیت” تقویت کند.
وزیران اسرائیل را مقصر میدانند، نه حماس
در جبهه چندجانبه، وزرای خارجه ترکیه، مصر، اندونزی، اردن، پاکستان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی رد نقشه راه توسط اسرائیل را به عنوان “یک رد مستقیم” از طرح جامع ترامپ، که با قطعنامه ۲۸۰۳ شورای امنیت سازمان ملل تأیید شده است، توصیف کردند. آنها ارزیابی کردند که اسرائیل اکنون مسئول موانع در تلاشهای صلح است. این بیانیه خواستار اجرای کامل و فوری برای رسیدگی به وضعیت انسانی، بازسازی غزه و دستیابی به امنیت و ثبات شد.
بیانیه وزیران منطقهای نشاندهنده ناامیدی واقعی در میان شرکای ایالات متحده است، اما همچنین نشاندهنده منافع نهادی آنها در قالببندی اسرائیل—به جای حماس—به عنوان طرف سرسخت است. این تنها چشماندازهای صلح را تضعیف میکند و به این نهاد تروریستی اجازه میدهد که از مسئولیت خود شانه خالی کند.
آیا حماس میتواند از خلع سلاح واقعی فرار کند؟
در آغوشگیری بیانیهای حماس از نقشه راه، نیاز به بررسی دقیق دارد. حماس ادعا کرد که “پذیرفته” است که به نقشه راه پایبند باشد در حالی که اسرائیل را به عدم اجرای تعهدات آتشبس و تشدید عملیات نظامی متهم کرد. این کاملاً مطابق با الگوی قدیمی حماس است: صحبت از پایبندی به میانجیها در حالی که اطمینان حاصل میشود که اجرای واقعی هرگز اتفاق نمیافتد.
خواست اسرائیل برای عقبنشینی قبل از خلع سلاح کامل، دیپلماسی نیست—این خواستهای برای شکست استراتژیک دولت یهودی است. موضع کنونی اسرائیل این است که حماس باید به طور کامل خلع سلاح شود قبل از اینکه هر گونه عقبنشینی اسرائیلی انجام شود. این حداقل شرط برای اطمینان از این است که غزه دوباره به عنوان یک پایگاه پرتاب تروریستی بازسازی نشود.
هر توافق آتشبس قبلی با حماس برای تسلیح مجدد و بازسازی تونلها مورد سوءاستفاده قرار گرفته است. یک “تعهد به خلع سلاح” که به کوشنر در قاهره داده شده، بدون تأیید واقعی و زمان واقعی از سوی NCAG، ISF و ناظران بینالمللی با اختیارات اجرایی، بیارزش است—که هیچکدام از اینها را حماس در عمل نپذیرفته است.

انتخابات بازی معطل کردن حماس را تغذیه میکند
تقویم انتخاباتی اکتبر-نوامبر به این بنبست فوریت قابل توجهی میبخشد. انتخابات کنست اسرائیل برای ۲۷ اکتبر برنامهریزی شده است—اولین انتخابات از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ ایران در ۲۰۲۶—در لحظهای از قطببندی فوقالعاده و بررسی بینالمللی. همچنین، تشکیلات خودگردان فلسطینی قرار است در نوامبر، اولین انتخابات قانونی خود را در ۲۰ سال اخیر برگزار کند.
حزب لیکود نتانیاهو به بیانیه مشترک قدرتهای منطقهای با متهم کردن کشورهای عربی به تلاش برای “سرنگونی” نتانیاهو پاسخ داد تا چالشگران میانهرو گادی آیزنکوت و نفتالی بنت، و رهبر چپگرا یائر گولان “همه چیزهایی را که میخواهند به آنها بدهند.” این بخشی از نمایش انتخاباتی است، اما همچنین واقعیت ساختاری را منعکس میکند: یک دولت پس از نتانیاهو ممکن است نقشه راهی را بپذیرد که اسکلت سیاسی حماس را حفظ کند در حالی که آن را با بهبود بینالمللی اسرائیل مبادله کند.
حماس به عمد در حال به پایان رساندن زمان است. این تقویم را به دقت درک میکند. برای انتخابات فلسطینی، exclusion حماس هم از نظر قانونی الزامی است و هم از نظر سیاسی پیامد دارد. قانون انتخابات رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی، محمود عباس، از همه نامزدها میخواهد که یک تعهدنامه را امضا کنند که برنامه “ملی” سازمان آزادیبخش فلسطین را بپذیرند، که حداقل به طور رسمی شامل شناسایی اسرائیل، راهحل دو دولتی و انصراف از تروریسم است.
در حالی که سازمان آزادیبخش فلسطین (PLO) مدتی است که روح این شرایط را نقض کرده است—بهویژه با برنامه “پرداخت به قاتلین” که به خانوادههای فلسطینیهای کشتهشده یا زندانیشده در حین انجام حملات تروریستی علیه اسرائیلیها کمک میکند—حماس بهطور قاطع به نابودی دولت اسرائیل متعهد است و نامزدهای آن بهطور کامل از امضای این تعهد خودداری کردهاند. هدف حماس بنابراین بیاعتبار کردن انتخابات فلسطینیهای نوامبر بهعنوان غیرقانونی، تحکیم کنترل خود بر غزه و خروج از روند دیپلماتیک بهعنوان یک بازیگر ضروری است.
جنگ ایران بحران غزه را تشدید میکند
بنبست غزه نمیتواند از جنگ حلنشده با ایران جدا شود. ترامپ تأکید کرده که اولویت اصلی او در این درگیری جلوگیری از دستیابی رژیم به سلاح هستهای است. حل بحران غزه برای دستیابی به این هدف حیاتی است. زخم غزه که بهبود نیافته، افکار عمومی عرب را ملتهب میکند، همکاری کشورهای خلیجفارس با واشنگتن را محدود میسازد و به تهران یک خط تبلیغاتی میدهد. عادیسازی روابط عربستان با اسرائیل—جایزه استراتژیکی که میتواند بهطور پایدار معماری امنیتی خاورمیانه را تغییر دهد—به پیشرفتهای قابل مشاهده در جبهه فلسطینی وابسته است.
محاسبات واشنگتن چندلایه است. یک توافق در غزه سرمایه دیپلماتیک ایالات متحده را آزاد میکند و اصلیترین استدلالی را که نمایندگان ایران برای جذب نیرو در منطقه استفاده میکنند، از بین میبرد. برای اسرائیل، اولویتها واضح است: تضمین مطلق خلع سلاح حماس قبل از هرگونه خروج؛ حفظ حریم امنیتی در داخل غزه تا زمان استقرار نیروهای دفاعی اسرائیل (ISF)؛ و حفظ آزادی عمل ارتش دفاعی اسرائیل (IDF) در برابر تهدیدات تروریستی. نه اسرائیل و نه ایالات متحده نمیتوانند یک توافق ظاهری را بپذیرند که ساختار فرماندهی حماس را تحت یک ظاهر غیرنظامی دستنخورده باقی بگذارد.

عدم تسلیم حماس نیاز به اجرای قاطع دارد
بیانیه مشترک هشت کشور اسلامی نباید دینامیک اصلی را پنهان کند: حماس دو دهه است که هنر ضروری بودن برای مذاکره را به کمال رسانده، اما به اندازه کافی پایدار است که از هر توافقی جان سالم به در ببرد و به کسب و کار خونین خود به ضرر عربهای فلسطینی ادامه دهد. نقشه راه شورای صلح جدیترین چارچوبی است که تاکنون جمعآوری شده است—اما موفقیت آن به اجرای آن بستگی دارد، نه به کلام حماس. دیدار کوشنر در قاهره ممکن است دیپلماسی لازم بوده باشد. اینکه آیا این دیدار مؤثر بود بهطور کامل به آنچه پس از خاموش شدن دوربینها اتفاق میافتد بستگی دارد.

