گروههای رقیب یک توافقنامه تاریخی سهجانبه را امضا کردند که هدف آن تثبیت بزرگترین تولیدکننده نفت شمال آفریقا است، اما منتقدان استدلال میکنند که این توافق منافع خانوادگی ریشهدار را بر توافق واقعی ملی ترجیح میدهد. در حالی که واشنگتن از توافق تقسیم قدرت برای باز کردن بازارهای انرژی حمایت میکند، دستیابی به وحدت واقعی لیبی بدون گنجاندن گسترده مدنی دشوار است. در نهایت، ثبات کل منطقه به این بستگی دارد که آیا این طرح از بالا به پایین میتواند وحدت پایدار لیبی را به ارمغان آورد یا اینکه صرفاً چرخه دیگری از درگیریهای داخلی اجتنابناپذیر را به تأخیر میاندازد.
نقشهراه وحدت لیبی برای انتخابات
در تاریخ ۱۸ ژوئن ۲۰۲۶، سه نهاد اصلی سیاسی لیبی یک توافقنامه سهجانبه تقسیم قدرت را امضا کردند که نقشهراهی برای انتخابات ریاستجمهوری و پارلمانی قبل از ۱۷ فوریه ۲۰۲۷ تعیین میکند، این نخستین توافقنامه از نوع خود در پانزده سال اخیر است.
این توافقنامه بهطور مستقیم بر اساس بودجه یکپارچه دولتی ۳۰ میلیارد دلاری در آوریل ۲۰۲۶ بنا شده است، که نخستین بودجه در بیش از یک دهه اخیر است و با کمک ایالات متحده برای نشان دادن امکان حکمرانی اقتصادی مشترک میانجیگری شده است.
واشنگتن اعلام کرد که این توافقنامه شتاب گرفته است. مسعد بولس، مشاور ارشد ترامپ در امور عربی و آفریقایی و فردی که از یک نشست مخفی در رم در سپتامبر ۲۰۲۵ این روند را هدایت کرده است، گفت که این طرح “بهگونهای طراحی شده است که شامل همه ذینفعان، مناطق و شهرها باشد”.
اما لیبیاییها در میدان کمتر مطمئن هستند.
دکتر عوض مبرک، مشاور منابع انسانی و توسعه نهادی، استدلال اقتصادی برای وحدت را به گونهای بیان میکند که دشوار است با آن مخالفت کرد. لیبی بزرگترین ذخایر نفتی اثباتشده در آفریقا را دارد و تقسیم آن هزینههای ویرانگری به همراه داشته است. او به روزنامه نیو عرب میگوید: “یکپارچهسازی شرکت ملی نفت و محافظت از آن در برابر مداخلات گروههای رقیب میتواند تولید را به بیش از ۱.۵ میلیون بشکه در روز برساند و درآمدهای دولتی را بین ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش دهد.”
او میگوید: “یک سیاست پولی واحد تحت بانک مرکزی لیبی میتواند بازار نرخ ارز موازی را از بین ببرد و قدرت خرید شهروندان را بهطور تخمینی ۳۵ درصد افزایش دهد. بودجههای موازی و هزینهکردهای غیرهماهنگ میلیاردها دلار را هدر داده است.”
او میگوید که یک دولت یکپارچه میتواند هزینههای اداری غیرموجه را تا ۴۰ درصد کاهش دهد و آن صرفهجوییها را به سمت بازسازی هدایت کند.
بازیابی اقتصادی از طریق مسیر وحدت لیبی
عبدالله عزالدین، تحلیلگر سیاسی نزدیک به دولت وحدت ملی (GNU) در طرابلس، استدلال اقتصادی را به صریحترین شکل ممکن مطرح میکند. او به روزنامه العرب الجديد میگوید: “یکپارچهسازی دو دولت، هزینههای موازی را پایان میدهد و اقتصاد بهبود خواهد یافت.”
“شهروندان در زندگی روزمره خود بهبود اقتصادی را احساس خواهند کرد. نظارت بازخواهد گشت، کنترلهای هزینهای عمل خواهند کرد، زیرا مشکل واقعی همیشه خود تقسیم بوده است. یکپارچگی واقعی قدرت اجرایی، اولین گام در مسیر به سوی یک دولت موفق است.”
این توافقنامه نقشهراهی برای انتخابات ریاستجمهوری و پارلمانی تعیین میکند، اما در واقع یک توافق تقسیم قدرت بین خانوادههای حفتر و دبیبه است. [Getty]
نزدیکی او به دولت وحدت ملی به این معنی است که دلایل واضحی برای حمایت از ابتکار بولوس دارد. اما تشخیص او از بیماری حتی توسط کسانی که به درمان شک دارند، مورد مناقشه نیست. محمد الفطیری، تحلیلگر سیاسی، مسئله حاکمیت را بهطور صریحتری مطرح میکند. او میگوید: “لیبی به منطقهای تبدیل شده است که هر شهر یک دولت را کنترل میکند، به این معنی که فاقد حاکمیت است.”
او استدلال میکند که یک چارچوب قانونی یکپارچه، تنها راه برای برگزاری انتخابات ملی است که یک مقام قانونی و دائمی تولید کند و نه یک توافق موقتی دیگر که به تکرار همان چرخه منجر شود.
بودجه یکپارچه، مقامات رقیب در شرق و غرب را وادار به انجام آنچه بولوس آن را مصالحه در منافع ملی نامید، کرد. تمرینات نظامی Flintlock 2026 در سرت، که بهطور مشترک با AFRICOM برگزار شد، برای اولین بار نیروهای هر دو طرف را تحت یک ساختار فرماندهی واحد قرار داد. اینها بیاهمیت نیستند. اما خود ساختار توافقنامه مشکل است.
مکانیسمهای طرح بولوس، که در ماههای اخیر بهطور جزئی فاش شدهاند، بر یک جلسه مخفی در رم در سپتامبر 2025 متمرکز است که در آن صدام حفتر، پسر و معاون فرمانده خلیفه حفتر، و ابراهیم دبیبه، برادرزاده و مشاور نخستوزیر دولت وحدت ملی عبدالحمید دبیبه، برای اولین بار رو در رو نشستهاند و بولوس میانجیگری کرده است.
پیشنهادی که بهدست آمد، ایجاد یک شورای ریاستجمهوری جدید به ریاست صدام حفتر با اختیارات اجرایی، بهعلاوه یک دولت یکپارچه به رهبری دبیبه بود، با فرماندهی نظامی تقسیم شده بین خانوادهها بر اساس خطوط جغرافیایی.
با میانجیگری در توافقی برای تقسیم قدرت میان منافع ریشهدار، این ابتکار، اگر به وقوع بپیوندد، مشکلات عمیقتر لیبی را حل نخواهد کرد. تحلیلگر لیبی، عبدالسلام الراجحی، گفته است که این تلاش «به توافق نزدیکتر از یک ابتکار» است که حول افراد خاص طراحی شده و نه نهادها، توسط فردی که تجربه دیپلماتیک گستردهای ندارد و به دنبال یک پیروزی سریع ژئوپولیتیکی است.
عموم مردم لیبی، سازمانهای جامعه مدنی که ۱۵ سال است خواستار برگزاری انتخابات هستند، قبایل فزان، شبهنظامیانی که هر دولتی به همکاری آنها نیاز دارد، زنان و جوانانی که اکثریت جمعیت را تشکیل میدهند، هیچکدام در میز مذاکره در رم حضور نداشتند.
سفaa باها الدین، فعال جامعه مدنی و سفیر آگاهی انتخاباتی از مرج در شرق لیبی، سوالی را مطرح میکند که این توافق به وضوح به آن پاسخ نداده است: وحدت برای مشارکت سیاسی زنان چه معنایی دارد؟
«این تقسیم، یک ناهنجاری اداری خنثی نبوده است؛ بلکه به طور ساختاری به زنان بهویژه آسیب رسانده است. افسران پلیس و کارکنان امنیتی زن در دوره تقسیم با خطر مضاعفی مواجه بودهاند: مشروعیت ردهها و تصمیمات آنها در حوزههای قضایی مختلف مورد چالش قرار گرفته است»، او به The New Arab میگوید.
«کارمندان زن در آموزش و بهداشت تقریباً غیرممکن است که بین شرق و غرب و جنوب جابجا شوند زیرا وزارتخانهها تصمیمات یکدیگر را به رسمیت نمیشناسند»، او اضافه میکند.
«هزاران قرارداد موقت یا غیرواقعی که زنان قربانیان اصلی آن بودند، تحت سیستم بودجه موازی گسترش یافت و زنان را خارج از حمایتهای قانونی که شامل مرخصی زایمان، حقوق بازنشستگی و امنیت شغلی میشود، قرار داد.» باها الدین استدلال میکند که یک دولت متحد میتواند این وضعیت را بهطور ساختاری تغییر دهد: یک وزارت کشور واحد میتواند یک استراتژی ملی برای امنیت حساس به جنسیت ایجاد کند، افسران پلیس زن را در زمینه مکانیزمهای یکپارچه برای مقابله با جرایم سایبری و خشونت خانگی آموزش دهد و تصمیمات کابینهای در مورد سیاستهای ضد خشونت و توانمندسازی اقتصادی زنان صادر کند که برای تمام شهرداریها الزامآور باشد و نه محدود به قلمرو یک اداره.
اما بدون تعهد رسمی به نمایندگی زنان در نهادهای انتقالی و فرآیند انتخاباتی که پس از آن دنبال میشود، وحدت همان طردی را تکرار خواهد کرد که هر انتقال قبلی لیبی را مشخص کرده است.
“توافقی که بین دو خانواده انجام شده، فشارهای اجتماعی، اطلاعات نادرست و موانع ساختاری را که هنوز مانع ثبتنام، نامزدی یا رأیگیری بسیاری از زنان لیبیایی میشود، از بین نمیبرد,” او میگوید. توافقات نخبگان و نفت لیبی هانین بوشوشه، عضو فرآیند گفتگوی ساختاری تحت حمایت سازمان ملل در زمینه آشتی و حقوق بشر، این تنش را بهخوبی بیان میکند.
این توافق به عنوان یک معامله سریع نخبگان مورد انتقاد قرار گرفته که به نقاط ضعف نهادی ریشهدار نمیپردازد. [Getty]
معاملات نخبگان از وحدت لیبی دوری میکنند
هر ابتکاری که بهدنبال وحدت قدرت اجرایی باشد، او استدلال میکند، باید نه بر اساس کیفیت ترتیبات سیاسی بین نخبگان، بلکه بر اساس تأثیر مستقیم آن بر لیبیاییهای عادی ارزیابی شود. سالهای تقسیم بهعنوان تصمیمات تکراری، خدمات فروپاشیده، کاهش اعتماد به نهادهای دولتی، توسعه مختلشده و اتلاف سیستماتیک منابع عمومی تجربه شد.
“وحدت تنها در صورتی میتواند نمایانگر یک گام معنادار به جلو باشد که بخشی از یک مسیر جامع مبتنی بر مشروعیت، شفافیت و پاسخگویی باشد,” او به The New Arab میگوید.
“اگر این تنها به تغییر نامها یا توزیع مجدد پستها بدون پرداختن به علل ریشهای بحران محدود شود، این بحران را به شکلی دیگر بازتولید خواهد کرد.” این هشدار توسط منتقدان در سراسر طیف سیاسی تکرار میشود که استدلال میکنند هر ترتیبات سیاسی که خارج از سازوکارهای تأسیسشده سازمان ملل مذاکره شود، مشروعیت فرآیند تحت رهبری سازمان ملل را تضعیف کرده و به معاملات نخبگان به هزینه اجماع ملی گستردهتر تقویت میکند.
روسیه همچنان مشکوک است و ابتکار بولو را تلاشی برای دور زدن فرآیند برلین میبیند. الجزایر و تونس بهطور مداوم تأکید کردهاند که هر راهحلی باید متعلق به لیبیاییها و تحت رهبری آنها باشد.
عامل ناگفتهای که موجب علاقهمندی دوباره واشنگتن شده، نفت لیبی است. ترامپ نشان داده که درگیر شدن مستقیم محدودی با پرونده لیبی دارد. آنچه فرآیند را پیش میبرد، محاسبهای است که افزایش تولید به سه میلیون بشکه در روز تا سال 2030 به نفع شرکتهای انرژی آمریکایی، از جمله کوناکو فیلیپس و شِورون خواهد بود، که قبلاً در سال 2026 توافقهایی امضا کردهاند.
بولو دیپلمات حرفهای نیست. او یک تاجر لبنانی-آمریکایی است و لیبیاییها با شوخطبعی خاصی اشاره کردهاند که اصلیترین صلاحیت او بهنظر میرسد پدر شوهر تیفانی ترامپ بودن است.
وحدت لیبی به منابع وابسته است
نگرش ترامپ به لیبی عمدتاً تحت تأثیر وضعیت تولید نفت این کشور شکل گرفته است، محاسبهای که یادآور اظهارات قبلی او در زمان مداخله ناتو است، زمانی که او استدلال کرد که ایالات متحده حق دارد نیمی از درآمدهای نفتی لیبی را در ازای سرنگونی قذافی دریافت کند. آنچه که بعد از آن میآید توافق ۱۸ ژوئن است که مشخصترین گام لیبی به سوی وحدت در سالهای اخیر به شمار میرود. بودجه یکپارچه واقعی است. تمرینات نظامی انجام شده است. نقشه راه انتخابات روی کاغذ وجود دارد.
اینکه آیا هیچیک از این موارد پایدار خواهد بود بستگی به این دارد که آیا این توافق میتواند از یک توافق بین خانوادههای حفتر و دبیبه به چیزی تبدیل شود که لیبیاییهای خارج از این خانوادهها، زنان مارژ، قبایل فزان، و جامعه مدنی مصراته، آن را به عنوان خودشان بشناسند.
تاریخ لیبی از سال ۲۰۱۱ نشان میدهد که این سؤال هرگز به درستی پاسخ داده نشده است.
معاملات سریع نخبگان بدون پرداختن به ضعفهای بنیادی نهادها، الگوی گذشته ایالات متحده در غزه، لبنان و ایران را منعکس میکند، جایی که توافقات اولیه پس از اعلام موفقیت واشنگتن و عقبنشینی آن، فروپاشید.
مداخله خارجی وحدت لیبی را تعریف میکند
لیبی این را قبلاً دیده است. تفاوت این بار، اگر تفاوتی وجود داشته باشد، این است که خود لیبیاییها، از جمله زنان، فعالان و چهرههای جامعه مدنی که هرگز به رم دعوت نشده بودند، به وضوح میگویند که توافق بین خانوادهها، توافقی بین یک ملت نیست.

