تقاطع سیاست صادرات تسلیحات ایالات متحده و رقابتهای استراتژیک خاورمیانه وارد مرحلهای پرخطر شده است، با ظهور معامله F-35 عربستان سعودی به عنوان آزمون حیاتی برتری کیفی نظامی اسرائیل. وعده ارائه جنگندههای پنهانکار F-35A به ریاض، که در نوامبر 2025 به همراه یک توافق دفاع استراتژیک ارائه شد، همچنان متوقف مانده است، اما تأیید همزمان 80 موتور F110 جنرال الکتریک برای جنگنده بومی KAAN ترکیه، چشمانداز سیاسی را تغییر داده است.
تمایل واشنگتن به آزادسازی اجزاء برای یک عضو ناتو که برنامه نسل پنجم خود را دارد، یک پیشسابقه غیرقابل اجتناب ایجاد میکند، که توجیه تأخیر نامحدود در خرید ریاض را تضعیف میکند. استراتژیستهای اسرائیلی، که به مدت طولانی عادت به تنظیم انتقال تسلیحات از طریق جبرانهای متقابل داشتهاند، اکنون با چالشی دوگانه مواجه هستند که آرزوهای آنکارا و تأمینهای ریاض را در یک مذاکره سیاسی متصل میکند.
فشار ناشی از این وضعیت، محدودیتهای تنشزای چارچوب QME را نمایان میسازد، که پیش از این نیز به دلیل خرید Su-57 الجزایر و بلوغ برنامههای پنهانکار غیرآمریکایی تحت فشار بود. به جای یک باینری ساده از تأیید یا رد، الگوی در حال ظهور تصمیمگیرندگان را مجبور میکند تا زمانبندیهای تحویل، محدودیتهای نرمافزاری و بستههای جبران را در یک محاسبه پیچیده در نظر بگیرند، جایی که هویت خریدار—همپیمان ناتو در مقابل شریک خلیج فارس—درجه ریسک سیاسی را تعیین میکند. در این محیط، معامله F-35 عربستان سعودی دیگر یک سوال تأمین جداگانه نیست و به نقطه تعادل بعدی برتری هوایی منطقه تبدیل میشود.
فشار ترکیه برای F-35 آزمونی برای معامله F-35 عربستان سعودی
فشار مجدد ترکیه برای بازگشت به برنامه جنگنده مشترک F-35، از که در سال 2019 به دلیل خرید سیستمهای دفاع هوایی S-400 روسی از آن اخراج شد، به یکی از جنجالیترین پروندهها در سیاست تسلیحات ایالات متحده در خاورمیانه تبدیل شده است، و منافع واقعی آن به اندازهای در ریاض است که در آنکارا. اگر واشنگتن بازگشت ترکیه را تأیید کند، پیشسابقهای ایجاد خواهد کرد که عربستان سعودی به طور مستقیم به آن استناد خواهد کرد و ادامه تأخیر در پرونده F-35 خود را از نظر سیاسی سختتر خواهد کرد. ریاض در انتظار خرید F-35A است که در نوامبر 2025 به آن وعده داده شده بود.
نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، در مصاحبهای با CNN در تاریخ ۷ ژوئیه، بهطور علنی با هرگونه فروش ترکیه مخالفت کرد، که این نخستین بار است که اسرائیل بهطور عمومی با فروش احتمالی جنگندههای آمریکایی به یک عضو دیگر ناتو مخالفت میکند. در مورد این فروش، نتانیاهو اظهار داشت: “این تعادل قدرت در خاورمیانه را نابود خواهد کرد، زیرا ترکیه، به نظر من، آرزوهای تهاجمی دارد.”
چه آرزوهای ترکیه برای F-35 در نهایت احیا شود یا نه، یک تصمیم دوم و ملموستر قبلاً پیش رفته است. در تاریخ ۹ ژوئیه، کنگره اجازه داد که دوره بررسی بدون اعتراض به پایان برسد و صادرات ۸۰ موتور F110 جنرال الکتریک که برای تولید انبوه جنگنده KAAN صنایع هوافضای ترکیه (TAI) نیاز است، پاکسازی شد. این دو تصمیم بهطور مشترک نشاندهنده یک تغییر است که پیامدهای آن فراتر از آنکارا میرود و سوالاتی را درباره برتری کیفی نظامی اسرائیل (QME) و بهتبع آن، اینکه چقدر دیگر درخواست F-35 عربستان سعودی میتواند در حالت تعلیق باقی بماند، دوباره مطرح میکند.

چرا مجوز موتور F110 مهم است
مجوز F110 ملموستر از دو تحول دیگر است. مدیرعامل TAI، محمد دمیر اوغلو، در نمایشگاه هوایی بینالمللی فارنبرو تأیید کرد که “ما مجوز صادرات” برای موتورهای مذکور را داریم و توضیح داد که ده واحد از این موتورهای قبلاً پروتوتایپهای KAAN را تأمین میکنند.
موتورهای ۸۰ تایید شده جدید برای تولید انبوه تأمین خواهند شد، مرحلهای که او گفت “حداقل دو و نیم سال دیگر” به طول خواهد انجامید. یک مقام شرکت به Breaking Defense گفت که انتظار میرود اولین محموله تا سال ۲۰۲۷ آماده شود. موتور F110 که همچنین موتور جنگندههای F-16 Fighting Falcon و F-15EX Eagle II است، تا زمانی که صنایع موتور ترکیه (TEI) موتور بومی TF35000 را که هدفگذاری شده برای اوایل دهه ۲۰۳۰ است، به کار گیرد، به تأمین KAAN ادامه خواهد داد. Turkey Today و Quwa هر دو گزارش دادند که این مجوز بهعنوان برداشتن یک مانع ژئوپلیتیکی دیرینه مرتبط با حذف ترکیه از برنامه F-35 در سال ۲۰۱۹ تلقی میشود.
سوال F-35 خود همچنان حل نشده و بار سیاسی بیشتری دارد. همانطور که Forbes مستند میکند، اسرائیل بارها با فروش جنگندههای آمریکایی در منطقه مخالفت کرده است، از جمله با خرید F-15C/D Eagle عربستان سعودی در اواخر دهه ۱۹۷۰، خریدهای بعدی F-15S و F-15SA، سفارش F-15QA قطر و F-16E/F Block 60 “Desert Falcon” امارات متحده عربی. با این حال، تل آویو عمدتاً از مخالفت عمومی با فروشهایی که بهطور مستقیم با موجودی عملیاتی خود مطابقت نداشتند، خودداری کرده است. مورد ترکیه این الگو را بهدلیل آنکه دقیقاً با ناوگان خود اسرائیل مطابقت دارد، شکسته است.
انتظار عربستان سعودی برای F-35 پیچیدهتر میشود
برای عربستان سعودی، پرونده ترکیه بهویژه به دلیل معنایی که میتواند برای جاهطلبیهای خود پادشاهی داشته باشد، اهمیت دارد. ریاض در نوامبر 2025، با امضای توافقنامه دفاع استراتژیک ایالات متحده و عربستان، سیگنال مثبتی در مورد خرید احتمالی F-35A دریافت کرد، به همراه تعیین آن به عنوان یک متحد عمده غیر ناتو و بسته دفاعی وسیعتری که بهگزارشها شامل نزدیک به 300 تانک M1A2 آبرامز میشود.
از آن زمان، حرکت متوقف شده است: هیچ عدد تأیید شدهای از هواپیماها، هیچ جدول زمانی برای تحویل و هیچ نشانهای از چگونگی برآورده کردن الزامات قانونی برای حفظ برتری کیفی نظامی اسرائیل وجود ندارد. برآوردهای کنونی هنوز تحویلهای F-35 عربستان را در اوایل دهه 2030 در زودترین زمان ممکن قرار میدهند. این هواپیما احتمالاً به استاندارد آخرین فناوری Refresh 3 (TR-3) پیکربندی خواهد شد، با محدودیتهایی در ادغام تسلیحات Block 4 و حالتهای جنگ الکترونیک.
یک پیشرفت F-35 ترکیه بهطور خودکار این موانع را حل نخواهد کرد، اما معادلات سیاسی را تغییر خواهد داد. اگر واشنگتن استدلال کاهش انحصار را برای یک عضو ناتو که برنامه بومی نسل پنجم خود را اجرا میکند، بپذیرد، توجیه تأخیر مداوم برای یک شریک خلیجفارس که قبلاً یک توافق دفاع استراتژیک و یک تعهد عمومی ریاستجمهوری را تأمین کرده، دشوارتر میشود.

تأیید موتور KAAN گزینههای عربستان را تقویت میکند
حذف مانع موتور، یک مسیر دوم و موازی را تقویت میکند: تعامل مستقیم عربستان با خود KAAN. مذاکرات بین ریاض و آنکارا قبلاً وارد آنچه که TAI بهعنوان “مراحل نهایی” تصمیمگیری توصیف کرده، شده بود، قبل از جنگ خلیجفارس در 2026. یک ماکت KAAN با نشانههای نیروی هوایی عربستان حتی در نمایشگاه دفاع جهانی در فوریه به نمایش درآمد. مقامات ترکیه مدلهای همکاری را از خریدی متواضع از حدود 20 هواپیما تا مشارکت صنعتی عمیقتر که نیاز به سفارشات 50 تا 100 واحد برای توجیه یک خط نهایی مونتاژ محلی دارد، مطابق با اهداف محلیسازی چشمانداز 2030 عربستان، ترسیم کردهاند.
مجوز F110 یک لایه عدم قطعیت زنجیره تأمین را از این محاسبه حداقل تا مرحله تولید سری KAAN حذف میکند. این اقدام اعتبار برنامه را به عنوان یک شریک صنعتی تقویت میکند و نه صرفاً یک شریک نمادین. به همراه از سرگیری موازی ترکیه در خط تولید هلیکوپتر Sikorsky T70 Black Hawk که به دلیل CAATSA متوقف شده بود، این موضوع همچنین نشان میدهد که تمایل واشنگتن برای آزادسازی اجزای پایگاه صنعتی دفاعی ترکیه محدود به یک پلتفرم خاص نیست.
معامله F-35 عربستان سعودی محاسبات QME را بازتعریف میکند
این تمایز در نحوه برخورد استراتژیستهای اسرائیلی با پروندههای عربستان و ترکیه مشهود است. در یادداشتی در آوریل 2026 برای بنیاد دفاع از دموکراسیها، ژنرال بازنشسته امیر اشل، فرمانده پیشین نیروی هوایی اسرائیل و سپس مدیر کل وزارت دفاع اسرائیل، هشدار داد که انتقال تقریباً 50 فروند F-35A به عربستان سعودی “بدون جبرانهای قوی به شدت بر QME اسرائیل آسیب خواهد زد.”
او به ارزش اثبات شده ناوگان F-35I اسرائیل در عملیات شیر در حال ظهور و عملیات شیر غران علیه ایران در سالهای 2025 و 2026 اشاره کرد. جبرانهای پیشنهادی او—نرمافزار و ارتقاء تسلیحاتی انحصاری F-35I که برای صادرات در دسترس نیست، تحویلهای اضافی F-35 به اسرائیل، و مشارکت اسرائیل به عنوان یک شریک در برنامه F-47 نسل ششم—بسته جبرانی را که اسرائیل احتمالاً به دنبال آن خواهد بود، صرف نظر از اینکه کدام کشور خلیج فارس یا متحد ناتو ابتدا اقدام کند، ترسیم میکند.
در مورد عربستان سعودی به طور خاص، کارشناسان اسرائیلی پس از اعلامیه نوامبر 2025، نوتی محتاط اما عمدتاً عملی را اتخاذ کردند. مشاور امنیت ملی پیشین یعقوب امیردور اذعان کرد که “در نهایت ما نگرانیهایی داریم زیرا واضح است که این هواپیما در دست یک کشور دیگر در خاورمیانه مشکلساز خواهد بود”، در حالی که افق تحویل پنج تا ده سالهای را پیشبینی کرد که به اسرائیل زمان میدهد تا فاصله فناوری را گسترش دهد.
اما در مورد ترکیه، یادداشت اشل فراتر از آنچه در مورد کشورهای خلیج فارس مطرح شده، میرود و بهصراحت تأکید میکند که هرگونه انتقال F-35 ترکیه باید در ارزیابیهای QME لحاظ شود، بهدلیل حضور نظامی آنکارا در سوریه، لیبی و شمال عراق، و همچنین موضع خصمانه آن نسبت به اسرائیل از زمان جنگ غزه. عدم تقارن موجود قابل توجه است: ترکیه، که یکی از بزرگترین ناوگانهای F-16 ناتو را در اختیار دارد، بهعنوان یک ریسک QME حادتر از عربستان سعودی تلقی میشود، با وجود اینکه پرونده F-35 ریاض از نظر سیاسی پیشرفتهتر است.
چه کسی در خاورمیانه پرواز مخفی دارد؟
شایان ذکر است که تعداد اپراتورهای جنگندههای نسل پنجم در خاورمیانه و شمال آفریقا بسیار محدود است. در حال حاضر تنها دو کشور در این منطقه دارای این نوع هواپیماها هستند: اسرائیل با F-35I Adir که بهطور گستردهای سفارشیسازی شده و الجزایر که در اوایل سال 2026 به اولین خریدار خارجی Sukhoi Su-57E روسیه تبدیل شد و اولین هواپیما از 14 فروند را تحت قراردادی به ارزش تقریبی 2 میلیارد دلار دریافت کرد.
اینکه خرید الجزایر در محافل سیاسی اسرائیل نگرانی چندانی ایجاد نکرده، آموزنده است و نشان میدهد که نگرانی اسرائیل در مورد گسترش نسل پنجم تنها به گسترش قابلیتها مربوط نمیشود، بلکه بهطور خاص به رسیدن F-35 به یک متحد آمریکایی در منطقه مربوط است. یک Su-57E که از مسکو تأمین شده و خارج از اکوسیستم فناوری آمریکایی است، همان عصب را تحت تأثیر قرار نمیدهد، هرچند فاصله الجزایر از محاسبات تهدید اسرائیل چقدر باشد.

آسمانی مذاکرهشده
هیچیک از این موارد به تغییر قریبالوقوع توازن هوایی منطقه اشاره نمیکند. تحویلهای F-35 ترکیه، اگر اصلاً تأیید شوند، سالها طول میکشد تا محقق شوند. پرونده F-35 عربستان سعودی نیز از نظر رویهای ناقص باقی مانده و KAAN همچنان برنامهای است که در حال آزمایش پرواز است و نه تحویلهای سری. آنچه تغییر کرده، زمین سیاسی زیر این مسیرهای موازی است.
مجوز F110 نشان میدهد که واشنگتن آماده است تا اجزای آرزوهای جنگنده بومی آنکارا را آزاد کند، حتی در حالی که سؤال F-35 همچنان باز است، و به پایتختهای خلیج فارس نشان میدهد که سیاست صادراتی ایالات متحده نسبت به ترکیه میتواند با تغییر اولویتهای استراتژیک تکامل یابد. برای عربستان سعودی، درس بیشتر به حفظ گزینهها در میان تأمینکنندگان و مسیرهای سیاسی بهطور همزمان مربوط میشود، چه آمریکایی، چه ترکی و چه غیره.
در حالی که واشنگتن در حال تنظیم میزان کاهش محدودیتها بر آنکارا است بدون اینکه واکنش کامل اسرائیل را برانگیزد، همچنین، چه عمدی باشد یا نه، شرایطی را که هر بازیگر منطقهای دیگر در نهایت بر اساس آن استدلال خواهد کرد، دوباره تنظیم میکند. برتری هوایی در خلیج فارس و خاورمیانه وسیعتر دیگر یک سلسلهمراتب ثابت نیست که به یک متحد آمریکایی وابسته باشد. این برتری به تدریج و به صورت موردی به تعادلی بیشتر مذاکرهشده تبدیل میشود که توسط تأمینکنندگان رقیب و توافقات سیاسی شکل میگیرد.

