موضع استراتژیک واشنگتن نیازمند وضوح مطلق است، اما لحن کنونی خطر تضعیف ساختار بازدارندگی بنیادین خاورمیانه را با برخوردی دوگانه نسبت به شراکتهای حیاتی به همراه دارد. کاهش این پیوندهای عمیق ژئوپلیتیکی ثبات منطقهای را به خطر میاندازد و به وضوح نشان میدهد که دیدگاهی که جی دی ونس اشتباه میکند نیازمند بررسی دقیق از سوی برنامهریزان دفاعی جهانی است. برخورد با آسیبپذیریهای وجودی به عنوان نقاط گفتوگوی داخلی، ضعف را به دشمنان نشان میدهد و بیشتر ثابت میکند که جی دی ونس در برخورد با اتحادهای دیپلماتیک تاریخی به عنوان توافقات معاملاتی اشتباه میکند.
تحلیل اشتباه جی دی ونس
معاون رئیسجمهور جی دی ونس در مورد اسرائیل اشتباه میکند. او در این که اسرائیل یک متحد مانند سایرین است، اشتباه میکند. او در برخورد با نگرانیهای معتبرترین شریک خاورمیانهای آمریکا به عنوان یک مزاحمت سیاسی اشتباه میکند. و اگر او باور دارد که «آمریکا اول» نیازمند بیصبری عمومی نسبت به اسرائیل و خلیج فارس در حالی که به ایران صبر دیپلماتیک میدهد، اشتباه میکند.
این شیوهای نیست که یک قدرت بزرگ دوستانش را آرام کند. این شیوهای نیست که آمریکا بازدارندگی را حفظ کند. و این شیوهای نیست که معاون رئیسجمهور ایالات متحده باید صحبت کند وقتی که امنیت اسرائیل، امارات متحده عربی، بحرین و کویت در خطر است.
کلمات معاون رئیسجمهور وزن فوقالعادهای دارند. من این را به عنوان دوستی برای آمریکا، دوستی برای اسرائیل و مؤمنی به صلح میگویم. ایالات متحده حق دارد که از جنگهای بیپایان خودداری کند. مردم آمریکا حق دارند که از رهبران خود خواستار احتیاط، دوراندیشی و انضباط باشند. اما احتیاط به معنای بیتوجهی نیست. دوراندیشی به معنای سرزنش عمومی متحدان نیست.
و «آمریکا اول» نمیتواند به معنای «متحدان آخر» باشد. آقای معاون رئیسجمهور، شما یک پادکستر نیستید که برای تشویق رقابت کنید. شما یک مفسر نیستید که در برابر میکروفنها و دوربینها به رقابت بپردازید. شما معاون رئیسجمهور ایالات متحده هستید. کلمات شما به سادگی در سر و صدای یک چرخه رسانهای ناپدید نمیشوند. آنها از طریق سفارتها، اتاقهای جنگ، خدمات اطلاعاتی، دربارهای سلطنتی، پارلمانها، بازارها و ستادهای نظامی سفر میکنند. آنها متحدان را آرام میکنند یا آنها را نگران میسازند. آنها دشمنان را بازدارند یا آنها را تشویق میکنند.
وقتی معاون رئیسجمهور ایالات متحده در مورد اسرائیل، ایران و آینده خاورمیانه صحبت میکند، او تنها به یک مخاطب سیاسی داخلی صحبت نمیکند. او به مردمی که امنیتشان در خطر است، به کشورهایی که برای صلح ریسک کردهاند و به متحدانی که اعتماد خود را به رهبری آمریکایی گذاشتهاند، صحبت میکند.
در یک منطقه خطرناک، سخنان واشنگتن تنها نظرات نیستند. آنها به سیگنالهای استراتژیک تبدیل میشوند.
در مقالهای اخیر در روزنامه جروزالم پست، نوشتم که اسرائیل باید از خود دفاع کند بدون اینکه آمریکا را از دست بدهد. من هر کلمه را به معنای واقعی آن بیان کردم. اسرائیل حق و وظیفه دارد که از مردم خود دفاع کند. اما اسرائیل همچنین باید از حمایت سیاسی، اخلاقی، استراتژیک و عاطفی آمریکا که مدتهاست در امنیت ملیاش مرکزی بوده، محافظت کند. پیوند با ایالات متحده یک اتحاد فنی نیست. این یک سرمایه زنده است. باید مورد احترام قرار گیرد، حفظ شود و تقویت گردد.

چرا جیدی ونس اشتباه میکند
آمریکا و اسرائیل امروز متحدان جداییناپذیری هستند، من نیمه دیگر آن حقیقت را میگویم: آمریکا باید رهبری کند بدون اینکه اعتماد متحدانش را از دست بدهد.
اسرائیل یک شریک موقتی، یک راحتی تاکتیکی، یا یک پرونده روی میز بوروکراتیک نیست. رابطه بین آمریکا و اسرائیل استراتژیک، دموکراتیک، فرهنگی، اخلاقی، علمی، نظامی و تاریخی است. این رابطه در داستان آمریکایی بافته شده است، همانطور که آمریکا در داستان اسرائیل بافته شده است.
جامعه یهودی آمریکایی بخشی از عظمت فرهنگی و مدنی آمریکا است. اسرائیل، برای نسلها، به عنوان یک متحد دموکراتیک در منطقهای که دموکراسی نادر است، خطر دائمی وجود دارد و هزینه اشتباه محاسباتی میتواند وجودی باشد، ایستاده است. صحبت از اسرائیل به عنوان صرفاً “یک متحد مانند دیگران” ممکن است یک مخاطب سیاسی خاص را خوشنود کند، اما عمق تاریخ، فداکاری، همکاریهای اطلاعاتی، ارزشهای مشترک و وابستگی استراتژیک که این رابطه را تعریف میکند، منعکس نمیکند.
ژئوپولیتیک منطقهای ثابت میکند که جیدی ونس اشتباه میکند
اسرائیل تنها نیست که با پیامدهای قدرت ایران مواجه است. کشورهای خط مقدم با ایران، تماشاگر تئاتر سیاسی داخلی واشنگتن نیستند. اسرائیل، امارات متحده عربی، بحرین و کویت ایران را به عنوان یک انتزاع تجربه نمیکنند. آنها این را از طریق موشکها، پهپادها، شبکههای نیابتی، هشدارهای دفاع هوایی، تهدیدات به مسیرهای دریایی و فشار دائمی رژیمی که بیثباتسازی را به عنوان یک روش دیپلماسی قرار داده، تجربه میکنند. این کشورها حق دارند که شنیده شوند. آنها حق دارند سوال بپرسند. آنها حق دارند قبل از اینکه از آنها خواسته شود با پیامدهای توافقی که بالای سرشان مذاکره شده، زندگی کنند، شفافیت بخواهند.
توافقات ابراهیم یک رویداد روابط عمومی نبودند. اینها یک عمل شجاعت استراتژیک بودند. کشورها صلح، مدرنیزاسیون، همزیستی و گشودگی را انتخاب کردند زیرا باور داشتند که رهبری آمریکا میتواند به ساخت یک نظم جدید منطقهای کمک کند. آنها به چشمانداز رئیسجمهور ترامپ و وعدهای که صلح امنیت و رفاه به ارمغان میآورد، نه عدم قطعیت و رهاشدگی، اعتماد کردند.
این ساختار صلح نمیتواند تنها بر پایه مراسمها پایدار بماند. اگر ایالات متحده میخواهد که شرکای منطقهای انتخاب میانهروی را به جای افراطگرایی، عادیسازی را به جای رد و مدرنیزاسیون را به جای تاریکی ایدئولوژیک انتخاب کنند، آنگاه واشنگتن باید نشان دهد که چنین انتخابهایی با احترام، مشاوره و حفاظت پاداش داده میشوند. هیچ کشوری برای صلح ریسک نخواهد کرد اگر باور داشته باشد که وقتی خطر به وجود میآید، آمریکا با دوستانش سختتر از دشمنانش صحبت خواهد کرد.

JD Vance اشتباه میکند
آقای معاون رئیسجمهور: به ایران بیاعتماد باشید، نه به اسرائیل آقای معاون رئیسجمهور، در اینجا تناقضی وجود دارد که نمیتوان آن را نادیده گرفت. شما میگویید به هیچکس اعتماد ندارید. بسیار خوب. احتیاط در دیپلماسی ضعف نیست. اما چرا بدبینی شما نسبت به اسرائیل، معتبرترین متحد آمریکا در خاورمیانه، تندتر از رژیم ایران به نظر میرسد؟ چرا باید یک متحد دموکراتیک که در کنار منافع آمریکا جنگیده است، با شک و تردید عمومی مواجه شود، در حالی که یک دیکتاتوری که نیابتیها را مسلح میکند، موشک صادر میکند، امنیت خلیج را تهدید میکند و خواستار نابودی اسرائیل است، زمان، فرآیند، ابهام و صبر دیپلماتیک دریافت کند؟
شما نمیتوانید از متحدان خط مقدم بخواهید که به یک فرآیند اعتماد کنند اگر ابتدا به آنها بگویید که قضاوتشان اهمیتی ندارد.
شما نمیتوانید به اسرائیل بگویید آرام باشد در حالی که اسرائیل تحت تهدید وجودی زندگی میکند. شما نمیتوانید از امارات متحده عربی، بحرین و کویت بخواهید که سکوت کنند در حالی که میدانند قدرت ایران نه تنها در اتاقهای دیپلماتیک مذاکره میشود، بلکه از طریق پهپادها، شبهنظامیان، موشکها، خرابکاری و ارعاب به نمایش گذاشته میشود. و شما نمیتوانید امنیت ملل متحد را به مدیریت عاطفی یک اقلیت انتخاباتی در ایالات متحده کاهش دهید.
بازدارندگی مدرن زمانی آسیب میبیند که JD Vance اشتباه میکند
مردم آمریکا حق دارند از جنگ خسته شوند. آنها حق دارند که از رهبران آمریکایی بخواهند که ابتدا از منافع آمریکایی دفاع کنند. اما آمریکاییهای جدی باید این را نیز درک کنند: اتحادهای آمریکا خیریه نیستند. آنها ابزارهای قدرت آمریکایی هستند. امنیت اسرائیل بازدارندگی آمریکا را تقویت میکند. ثبات خلیج فارس از بازارهای انرژی جهانی و نفوذ استراتژیک آمریکا محافظت میکند. صلحی که توسط توافقات ابراهیم گشوده شده، یکی از امیدوارکنندهترین مسیرها به سوی مدرنیزاسیون و همزیستی در خاورمیانه باقی مانده است. تضعیف اعتماد به این مسیر آمریکا را قویتر نمیکند. این امر ایران را جسورتر، متحدان را نگرانتر و منطقه را خطرناکتر میکند.
آقای معاون رئیسجمهور، شما ممکن است با رهبران اسرائیل مخالف باشید. شما ممکن است از انتخابهای دیپلماتیک رئیسجمهور دفاع کنید. شما ممکن است بر این نکته تأکید کنید که آمریکا به جنگ دیگری در خاورمیانه کشیده نخواهد شد. همه اینها مشروع است.
اما متحدان را در ملأ عام تحقیر نکنید. ترسهای اسرائیل را به عنوان مزاحمت سیاسی تلقی نکنید. توافقات ابراهیم را به دستاورد دیروز تقلیل ندهید. با کشورهای خط مقدم به گونهای صحبت نکنید که گویی آنها تماشاگران مناظرههای داخلی واشنگتن هستند.
ایالات متحده زمانی بزرگترین است که با اعتماد به نفس رهبری کند، نه با کینه؛ با وضوح، نه با نمایش؛ با وفاداری به دوستانش و قاطعیت در برابر دشمنانش. متحدان آمریکا تماشاگر نیستند و معاونت ریاستجمهوری ایالات متحده یک پادکست نیست.

