این روزها دیوانگی شرورانه به وفور وجود دارد زیرا بمباران ایران توسط اسرائیل و ایالات متحده ادامه دارد. توجیه این جنگ پیشدستانه غیرقانونی که نه تنها فاقد مشروعیت است بلکه باید عاملان آن را به پای میز محاکمه دیوان بینالمللی بکشاند، به طور فزایندهای مبهم میشود. با توجه به اینکه رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، اکنون به برگزاری کنفرانسهای خبری در مورد این درگیری پرداخته است، سخنان دیوانهوار به طور فزایندهای به یک هنجار تبدیل شده است.
یک فرضیه رایج پشت این حملات، تسلط محکم و بیرحمانه اسرائیل بر رئیسجمهور ایالات متحده است. به همراه تأثیر قابل توجه آنچه جان میرسهایمر و استیون والت به آن “لابی اسرائیلی” میگویند، سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه به منافع اسرائیل اختصاص یافته است. و اسرائیل در این زمینه خود را به عنوان یک مستاجر به شدت آسیبزننده نشان داده است.
در حالی که توجیه اصلی هم فوقالعاده و هم دروغین است – یعنی، نابودی یک قابلیت هستهای که به هر حال به وضوح در ژوئن گذشته نابود شده بود – دیدگاه مبنی بر اینکه ایران قرار است به طور یکجانبه به اسرائیل، ایالات متحده، متحدانش یا همه موارد فوق حمله کند، به طرز شگفتانگیزی مضحک است.
مطالعه کنید: شورای رهبری موقت ایران برای بحث در مورد جانشین خامنهای و اقدامات نظامی تشکیل جلسه داد
در یک جلسه محرمانه با قانونگذاران جمهوریخواه و دموکرات در کنگره در تاریخ ۲ مارس، مقامات ارشد دولت موضعی را مطرح کردند که اسرائیل از قبل برنامهریزی کرده بود که به ایران حمله کند، با یا بدون حمایت ایالات متحده. در این جلسه، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، پیت هگست، وزیر دفاع به طور فزایندهای دیوانه، جان راتکلیف، رئیس سیا و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک حضور داشتند. قبل از این جلسه، روبیو دیدگاهی را مطرح کرد که “قرار بود یک اقدام اسرائیلی انجام شود. ما میدانستیم که این اقدام باعث حمله به نیروهای آمریکایی خواهد شد و میدانستیم که اگر پیشدستانه به آنها حمله نکنیم قبل از اینکه آن حملات را آغاز کنند، تلفات بالایی خواهیم داشت.” دیوانگی اسرائیل سنگینترین دمی بود که کمهوشترین سگ را به حرکت درآورد.
او سوال کرد که آیا باید جان آمریکاییها را در معرض خطر قرار داد وقتی که یک تهدید قریبالوقوع ادعایی متوجه یک متحد است. “اسرائیل یک متحد بزرگ آمریکا است. من به شدت از اسرائیل حمایت میکنم. اما من معتقدم در نهایت وقتی درباره قرار دادن سربازان آمریکایی در معرض خطر صحبت میکنیم و تلفات آمریکایی داریم و انتظار تلفات بیشتری هم داریم، باید شواهدی از یک تهدید قریبالوقوع به منافع آمریکایی وجود داشته باشد. من هنوز فکر نمیکنم که این استاندارد برآورده شده باشد.” اگر ایران واقعاً تهدید قریبالوقوعی برای ایالات متحده بوده است، “برنامهریزی بهتری” باید در نظر گرفته میشد.
اظهار نظر واضحتری از دلیل احمقانه بهطور ادعایی به مجری و تحلیلگر محافظهکار، تاکر کارلسون، توسط خود ترامپ منتقل شد و پیشنهاد کرد که اسرائیل او را به کوچکترین گوشهای رانده است. به گفته نیویورک تایمز، کارلسون در جلسات متعدد در دفتر بیضی تلاش کرده بود تا سه بار توضیح دهد که چرا ایالات متحده نباید با ایران وارد جنگ شود. دلایل عدم اقدام شامل خطرات برای پرسنل نظامی ایالات متحده، تأثیرات فزاینده جنگ بر قیمتهای انرژی و نگرانی درباره واکنش شرکای عرب واشنگتن بود. او نتیجهگیری کرد که تمایل نخستوزیر بنیامین نتانیاهو به حمله به ایران تنها دلیلی است که رئیسجمهور در حال بررسی تلاش نظامی است. کارلسون پیشنهاد کرد که اگر نخستوزیر اسرائیل در بلاغت خود محدود شود، عاقلانه خواهد بود.
“نقطه، هژمونی منطقهای است.” اسرائیل میخواست “کنترل خاورمیانه را به دست گیرد” و “هرج و مرج و بینظمی” را در خلیج ایجاد کند.
یک تحلیلگر راستگرا دیگر، مگان کلی، آنچه را که خط مرکزی، حتی خطی کانونی از MAGA بود، تکرار کرد: “هیچکس نباید برای یک کشور خارجی بمیرد.” چهار عضو خدماتی (در واقع شش نفر بودند) که جان خود را برای ایالات متحده فدای کردند “برای ایران یا برای اسرائیل مردند.” این جنگ به وضوح متعلق به اسرائیل بود و بر اساس تهدیدی خیالی بود. “آیا به نظر شما منطقی است که ایران در حال برنامهریزی برای حملات پیشدستانه علیه ما بود؟ واضح است که اینطور نیست.”
ترامپ به هر دو، کارلسون و کلی، بیاعتنا بود و به عادت رایج خود در میان خودشیفتگان که قبل از آینه زمزمه میکنند، افتاد: او به خود در شخص سوم اشاره کرد. “من فکر میکنم MAGA ترامپ است – نه آن دو دیگر.” این جنبش میخواست “ببیند کشور ما شکوفا و ایمن باشد و MAGA عاشق کاری است که من انجام میدهم.” کارلسون میتواند “هر چه میخواهد بگوید. این بر من تأثیری ندارد.”
با این حال، اسرائیل تأثیر داشت و دارد، اگرچه ترامپ، در آنچه که تنها میتوان بهعنوان مزخرفات بیاهمیت تلقی کرد، اکنون دیدگاه را ترویج میکند که اسرائیل ضربه دوم را وارد کرد و ایالات متحده پیشگام جسورانه بود. “ما در حال مذاکره با این دیوانگان بودیم و نظر من این بود که آنها قرار است اول حمله کنند”، او در یک جلسه دوجانبه با صدراعظم آلمان، فریدریش مرز، استدلال کرد. چون او “نمیخواست این اتفاق بیفتد”، ترامپ فکر کرد که “ممکن است دست اسرائیل را مجبور کرده باشد، اما اسرائیل آماده بود و ما هم آماده بودیم.”
Hegseth، در یک نمایش دیوانهوار و ناپایدار دیگر در برابر رسانهها، تمام تقصیر جنگ را به خود ایران نسبت داد. “ما این جنگ را شروع نکردیم، اما در دوران ریاستجمهوری ترامپ، آن را به پایان میرسانیم.” نه اینکه حقایق حتی اهمیتی داشته باشند. حقوق بینالملل وجود نداشت. “هیچ قوانین احمقانهای برای درگیری، هیچ باتلاقی برای ملتسازی، هیچ تمرینی برای ساخت دموکراسی، هیچ جنگی با رویکرد سیاسی درست.” (جنگهای سیاسی درست چه شکلی دارند؟) او نگرش جنگل را به درگیریها خلاصه میکند، یک تارزان نیمهسواد و دیوانه که نظراتش با ماشین دولتی آلمان نازی به خوبی همخوانی دارد، که به جهان نشان میدهد چگونه بهترین راه برای اجتناب از پروتکلهای بینالمللی و نقض قوانین جنگ در نام خیالهای عجیب و غریب و خودخواهیهای وحشتناک است.

