جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران ترکیه را نیز تحت تأثیر قرار داده است. از آغاز این درگیری، دفاع هوایی ناتو سه موشک بالستیک شلیک شده از ایران به سمت فضای هوایی ترکیه را رهگیری کرده است، به گفته مقامات ترکیه. این شامل یک حادثه بود که انفجاری در نزدیکی پایگاه هوایی اینجرلیک ایجاد کرد. ترکیه از تهران خواسته است تا توضیحاتی ارائه دهد، در حالی که ایران هدف قرار دادن عمدی خاک ترکیه را رد کرده است. نتیجه این وضعیت، واقعیتی استراتژیک و حساس: یک متحد ناتو خود را در معرض عواقب مستقیم یک جنگ منطقهای یافته است که به شدت در تلاش است تا به آن وارد نشود.
پیامدها فراتر از ترکیه گسترش مییابد. این حوادث اعتبار ناتو را در شرایط مدرن آزمایش میکند، جایی که تهدیدات اغلب در ناحیه خاکستری بین مزاحمتهای زمان صلح و حمله مسلحانه تمامعیار قرار میگیرند. در چنین مواردی، ائتلاف با یک معضل استراتژیک واقعی مواجه است. باید به یک متحد آسیبپذیر اطمینان دهد و بازدارندگی را حفظ کند در حالی که از یک واکنش شتابزده که میتواند جنگ منطقهای را گسترش دهد و منجر به یک رویارویی بسیار خطرناکتر شود، اجتناب کند. وضعیت کنونی ترکیه نشان میدهد که آینده ناتو نه تنها به این بستگی دارد که آیا اعضای آن میتوانند در یک سناریوی بدترین حالت با هم بجنگند، بلکه به این بستگی دارد که آیا میتواند به طور معتبر به موارد خطرناک که به یک جنگ تمامعیار نمیانجامند، پاسخ دهد.
در نگاه اول، سؤال واضح این است که آیا این یک لحظه ماده 5 است. اما ماده 5 پیمان آتلانتیک شمالی هرگز برای عمل به عنوان یک ماشه مکانیکی طراحی نشده است. این پیمان بیان میکند که یک حمله مسلحانه علیه یک متحد به عنوان حملهای علیه همه تلقی خواهد شد، در حالی که همچنین به هر متحد اجازه میدهد “اقداماتی را که لازم میداند، انجام دهد.” توضیحات خود ناتو درباره دفاع جمعی و ماده 5 نیز همین نکته را بیان میکند: همبستگی قوی است، اما شکل کمک به محاسبات سیاسی و استراتژیک کشورهای عضو بستگی دارد و به طور خودکار فعال نمیشود. به همین دلیل رهبران ائتلاف توانستند پس از اولین حادثه ماده 5 را از دستور کار خارج کنند بدون اینکه بیتوجهی به امنیت ترکیه را پیشنهاد دهند.
این نباید به عنوان انفعال تفسیر شود. مقامات ترکیه به صراحت گفتند که دفاع هوایی ناتو موشکها را سرنگون کرده است، با رهگیریهایی که توسط داراییهای ائتلاف در دریای مدیترانه شرقی انجام شده است. آنکارا همچنین در تاریخ 10 مارس اعلام کرد که ائتلاف با استقرار یک سیستم پاتریوت ایالات متحده در نزدیکی سایت راداری کورهچیک در مالاتیا، که یک تأسیسات کلیدی ناتو برای ردیابی موشک و هشدار زودهنگام است، دفاع هوایی ترکیه را تقویت کرده است. این اقدامات نشان میدهد که ائتلاف در حال حاضر در حال انجام اقداماتی است که بازدارندگی مدرن به طور فزایندهای نیاز دارد: تقویت دفاعها، کاهش آسیبپذیری و کنترل تشدید قبل از اینکه از دست خارج شود.
با این حال، خودداری به تنهایی به طور کامل به سؤال اعتبار پاسخ نمیدهد. اعتبار ائتلاف امروز نمیتواند تنها بر اساس زبان پیمان یا اقدامات نظامی آرام استوار باشد. همچنین بستگی دارد به اینکه آیا متحدان آسیبپذیر و دشمنان بالقوه میتوانند ببینند که حملات تأثیرگذار بر خاک ناتو جدیت سیاسی قابل مشاهدهای را به همراه دارد. اگر حوادث مکرر در خاک متحدان به گونهای پاسخ داده شود که احساس شود خیلی ملایم، خیلی بداهه، یا خیلی خصوصی است، عدم قطعیت در مورد اینکه همبستگی در عمل چگونه به نظر میرسد، شروع به رشد میکند. ناتو نیازی به تشدید نظامی هر بار که یک موشک یا پهپاد به فضای هوایی متحدان وارد میشود، ندارد. با این حال، باید به وضوح نشان دهد که فشار بر خاک اعضا مورد توجه قرار میگیرد، مورد بحث قرار میگیرد و با اراده هماهنگ پاسخ داده میشود.
ترکی یک مورد آزمایشی بهویژه مهم است زیرا در جناح جنوبی ناتو قرار دارد، جایی که چالشهای ائتلاف اغلب متفاوت از چالشهای جناح شرقی به نظر میرسند. بخش عمدهای از بحثهای اخیر ناتو بهطور قابلفهمی بر جنگ روسیه علیه اوکراین و دفاع از اروپای شرقی متمرکز شده است. اما ناتو مدتهاست که بر این نکته تأکید کرده که تعهد آن به تهدیدات “از همه جهات” تحت رویکرد ۳۶۰ درجهای گسترش مییابد. اگر این زبان بخواهد وزن استراتژیک داشته باشد، ائتلاف باید نشان دهد که امنیت یک متحد جنوبی تحت فشار منطقهای بهعنوان بخشی از همان مشکل اعتبار جمعی در نظر گرفته میشود، حتی زمانی که منبع خطر متفاوت باشد.
رفتار خود ترکیه نیز شایسته توجه دقیق است. آنکارا به دنبال مشاورههای ماده ۴ نبوده و مقامات ترکیه نشان دادهاند که نمیخواهند بیشتر به جنگ ایران کشیده شوند. این احتیاط قابلفهم است. یک دولت میتواند یک حادثه را جدی ببیند در حالی که هنوز تصمیم میگیرد که یک فرآیند رسمی ائتلاف، گام بعدی عاقلانهای نیست. این دقیقاً همان چیزی است که مورد ترکیه را بهطور خاص افشا میکند. مدیریت مدرن ائتلاف نه تنها به آنچه ناتو مایل به انجام آن است، بلکه به آنچه یک متحد در معرض خطر میخواهد ناتو انجام دهد و چه زمانی بستگی دارد. در برخی مواقع، یک متحد ممکن است تقویت و هماهنگی آرام را به یک اعلامیه جمعی دراماتیک ترجیح دهد. با این حال، حتی اگر ترکیه از درخواستها یا مشاورههای مستقیم خودداری کند، ارائه این موارد توسط ناتو همچنان به اعتبار ائتلاف در آنکارا و در میان عموم مردم ترکیه سود میرساند.
در عین حال، احتیاط نباید یک درس بزرگتر نهادی را پنهان کند. ترکیه در گذشته در طول بحرانهای منطقهای به مکانیزمهای مشاوره ناتو روی آورده است، بهویژه در سال ۲۰۱۲، زمانی که خشونتهای ناشی از سوریه باعث شد ترکیه به دنبال مشاورههای ماده ۴ باشد و بعداً منجر به استقرار باتریهای پاتریوت ناتو برای کمک به حفاظت از سرزمین ترکیه شد. بنابراین، لحظه کنونی در یک الگوی وسیعتر قرار میگیرد: ترکیه بهطور دورهای به ناتو یادآوری میکند که جناح جنوبی میتواند با هشدار کمی به خط مقدم تبدیل شود و ناتو بهطور دورهای دوباره کشف میکند که اعتبار تنها یک سوال جناح شرقی نیست. تفاوت امروز این است که محیط بینالمللی اطراف حتی بیشتر قطبی شده است، که پاسخهای متناسب را دشوارتر و مهمتر میکند.
این همچنین بخشی از یک الگوی وسیعتر فشار بر مرزهای ائتلاف است. در سالهای اخیر، پهپادها و موشکهای روسی بهطور مکرر وارد یا تهدید به ورود به فضای هوایی ناتو شدهاند و خواستار پاسخ هماهنگتر شدهاند. فرماندهان ائتلاف استدلال کردهاند که پاسخهای قاطع به تجاوزات روسی به جلوگیری از نقضهای بیشتر کمک کرده است. الگو بهوضوح در حال شکلگیری است: ناتو بهطور فزایندهای نه تنها با سناریوهای تهاجمی، بلکه با اقداماتی محدود، مبهم و سیاسی پیچیده که آستانههای آن را بدون عبور از آنها بهوضوح آزمایش میکند، مورد آزمایش قرار میگیرد. تجربه ترکیه با موشکهای ایرانی اکنون در همان دسته آزمایش استرس ائتلاف قرار میگیرد.
برای ناتو، چالش این است که از تولید یک شکاف اعتبار ناشی از این حوادث خاکستری جلوگیری کند. اگر هر حادثهای که زیر سطح یک حمله بزرگ است بهعنوان موضوعی بسیار جزئی برای یک پاسخ سیاسی جدی در نظر گرفته شود، دشمنان ممکن است نتیجهگیری کنند که فضای وسیعی برای فشار به اعضای ائتلاف وجود دارد بدون اینکه عواقب معناداری را بهدنبال داشته باشد. از سوی دیگر، اگر هر یک از این حوادث بهعنوان محرکی برای تشدید دراماتیک در نظر گرفته شود، بازدارندگی ممکن است به بیاحتیاطی تبدیل شود. آینده ائتلاف به جلوگیری از هر دو اشتباه بستگی دارد. آنچه نیاز است یک زمین میانه قویتر است، جایی که ناتو احتیاط استراتژیک را با همبستگی قابلمشاهده، مشاوره سریع و اقدام دفاعی عملی ترکیب کند.
به همین دلیل، اکنون ناتو به یک چارچوب واضحتر برای incursions نظامی که به جنگ آشکار نمیانجامند، نیاز دارد. پهپادها، پروازهای موشکی، حملات محدود، نقض حریم هوایی و اقدامات قهری مشابه دیگر به حاشیههای امنیت ناتو تعلق ندارند. آنها به بخشی از محیط استراتژیک روزمره آن تبدیل میشوند. بنابراین، ناتو باید رویههای صریحتری برای آنچه که در هنگام مواجهه با حملات مکرر زیر آستانه به سرزمینهای اعضا اتفاق میافتد، توسعه دهد. چنین چارچوبی جایگزین ماده 5 نخواهد شد و ناتو را به تشدید خودکار متعهد نخواهد کرد. بلکه به جای آن، منوی پاسخهای موجود در زیر آن آستانه را روشن خواهد کرد: مشاورههای فوری، بیانیههای عمومی همبستگی، استقرارهای دفاعی موقت، هماهنگی اطلاعاتی، تقویت دفاع هوایی و موشکی، و سیگنالدهی دیپلماتیک واضح به منبع حادثه. در محیط امنیتی امروز، اعتبار ایجاب میکند که هم متحدان و هم دشمنان درک کنند که ناتو برنامهای نه تنها برای جنگ تمامعیار، بلکه همچنین برای اشکال روزافزون تهاجم که زیر آن قرار دارند، دارد.
این بدان معناست که چندین گام باید اکنون مورد بررسی قرار گیرد. ناتو باید در استفاده سریع و انعطافپذیر از مکانیزمهای مشاورهای هنگام مواجهه مکرر با حوادث موشکی، پهپادی یا حریم هوایی در سرزمینهای متحدان، حتی زمانی که ماده 5 در حال بحث نیست، راحتتر شود. این ائتلاف باید تقویت دفاعی را بیشتر قابل مشاهده کند، به ویژه در جناح جنوبی، جایی که اطمینانبخشی اغلب آرامتر از جناح شرقی بوده است. همچنین باید سیگنالدهی عمومی را بهبود بخشد. حتی در مواردی که ناتو انتخاب به احتیاط میکند، باید ارتباط برقرار کند که حملات محدود به سرزمینهای متحدان نه تنها عادیسازی نمیشوند بلکه نادیده گرفته نمیشوند. این گامها ناتو را بیشتر تشدیدکننده نخواهند کرد. بلکه آن را معتبرتر خواهند کرد.
بنابراین، حوادث اخیر موشکی ترکیه چیزی مهم درباره آینده ناتو را آشکار میکند. اعتبار ناتو در این دوره چالشبرانگیز تنها بر اساس این که آیا میتواند ماده 5 را در دراماتیترین سناریو به کار گیرد، قضاوت نخواهد شد. بلکه همچنین بر اساس این که آیا میتواند با چالشهای مکرر، خطرناک و زیر آستانه بدون اینکه منفعل، تقسیمشده یا نامطمئن به نظر برسد، برخورد کند، قضاوت خواهد شد. از این نظر، حملات تأثیرگذار بر ترکیه تنها یک داستان امنیتی منطقهای نیستند. آنها هشداری هستند که آزمون بزرگ بعدی ناتو ممکن است نه از یک حمله غیرقابل انکار، بلکه از انباشت بحرانهای کوچکتر ناشی شود که ائتلاف را مجبور میکند نشان دهد که احتیاط و اعتبار هنوز میتوانند با هم پیش بروند.

