عواقب اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک بحران ایران، پادشاهی را به سمتهای مختلفی منحرف میکند، اما واشنگتن میتواند کارهای زیادی برای کاهش فشارهای داخلی، جلوگیری از اصطکاک دوجانبه و رسیدگی به شکاف رو به رشد امان با اسرائیل انجام دهد.
اردن در طول جنگ به عنوان یک شریک استراتژیک ارزشمند برای ایالات متحده ثابت شده است و در این فرآیند خود را در معرض حملات گسترده ایرانی قرار داده است. با این حال، عواقب سیاسی و اقتصادی این آتشسوزی برای پادشاهی حتی چالشبرانگیزتر بوده است. در حالی که امان برخی اقدامات را برای کاهش این پیامدها انجام داده است، بحران در حال تسریع روند تضعیف روابط آن با اسرائیل است. پس از پایان جنگ، دیپلماسی مداوم و فشرده ایالات متحده برای تقویت روابط بین این دو شریک کلیدی صلح و محافظت از اردن در برابر تهدیدات باقیمانده ایرانی ضروری خواهد بود.
حمایت از ایالات متحده در زمان جنگ
در دوران سلطنت پادشاه عبدالله دوم، اردن به طور چشمگیری روابط استراتژیک خود را با واشنگتن تقویت کرده است. در لحظات بحرانی، او مسیر متفاوتی از پدرش را انتخاب کرده و همواره روابط با ایالات متحده را در اولویت قرار داده است. به عنوان مثال، در سال 1991، پادشاه حسین با عملیات طوفان صحرا مخالفت کرد و از پیوستن به مصر، عربستان سعودی، سوریه و دیگر اعضای ائتلاف چندملیتی بزرگ در کمپین آزادسازی کویت خودداری نمود. در مقابل، پادشاه عبدالله به نیروهای هوایی ایالات متحده که در تلاش نظامی بسیار جنجالی، یعنی حمله به عراق در سال 2003، شرکت داشتند، پایگاههایی ارائه داد. به تازگی، این پادشاهی نقش محوری در رهگیری موشکهای ایرانی که در مسیر خود به سمت اسرائیل از حریم هواییاش عبور میکردند، در درگیریهای بزرگ در سالهای 2024 و 2025 ایفا کرد.
اردن در طول جنگ کنونی حتی بیشتر به واشنگتن کمک کرده است. از آنجا که پایگاههای آمریکایی در کشورهای خلیج فارس به ایران نزدیکتر و آسیبپذیرتر در برابر حملات موشکی و پهپادی هستند، این پادشاهی به عنوان یک گره حیاتی در “استراتژی پایگاهگذاری غربی” ظاهر شده و امکان استقرار ایمنتر داراییهای آمریکایی را فراهم کرده است. توافق همکاری دفاعی در سال 2021 دسترسی نیروهای آمریکایی به دوازده تأسیسات در اردن، از جمله پنج پایگاه هوایی را فراهم کرد. در آستانه بحران ایران، پایگاه هوایی موفق السالتی به عنوان یک هاب لجستیکی کلیدی برای حمل و نقل هوایی C-17 ایالات متحده عمل کرد و تا فوریه، حدود شصت هواپیمای جنگی آمریکایی در آنجا مستقر بودند. ایالات متحده همچنین مجموعهای گسترده از سامانههای رهگیری ضد موشک را در این پادشاهی مستقر کرده است، از جمله موشکهای پاتریوت و سامانههای دفاع هوایی THAAD که به حفاظت از اردن و اسرائیل در برابر موشکهایی که توسط ایران و نیابتیهای عراقیاش شلیک میشوند، کمک میکند.
بدون شک، تهران مدتها پیش از جنگ به طور علنی نسبت به امان خصمانه بود. علاوه بر دریافت تهدیدات نظامی صریح در طول سالها، اردن چندین طرح تروریستی داخلی مرتبط با ایران را خنثی کرده است، در حالی که شبهنظامیان نیابتی تهران در سوریه بارها تلاش کردهاند تا سلاح و مواد مخدر را به داخل و از طریق این پادشاهی قاچاق کنند. در طول جنگ کنونی، بیش از 200 پهپاد و موشک به اهداف آمریکایی و محلی در داخل اردن شلیک شده است؛ مقامات همچنین یک حمله سایبری ایرانی علیه ذخایر استراتژیک گندم دولت را در اوایل مارس متوقف کردند.
مانند رهبران قبلی آمریکایی، رئیسجمهور ترامپ اهمیت استراتژیک اردن را شناسایی میکند. امان یکی از معدود دولتهایی است که از کاهشهای شدید کمکهای خارجی در دوران او مصون مانده است. امسال، اردن 425 میلیون دلار کمک مالی نظامی خارجی، 845 میلیون دلار حمایت مستقیم بودجهای و نزدیک به 200 میلیون دلار کمک اضافی دریافت خواهد کرد. این معادل نزدیک به 8 درصد از کل بودجه سالانه 18.4 میلیارد دلاری این دولت است—بیش از سه برابر نسبت بودجه کل اسرائیل که توسط کمکهای نظامی ایالات متحده تأمین میشود.
تأثیر اقتصادی
در هر دو زمینه نسبی و واقعی، اقتصاد همیشگی ضعیف اردن قبل از جنگ به طور نسبتاً خوبی عمل میکرد. گزارشی از صندوق بینالمللی پول در دسامبر ۲۰۲۵ به سیاستها و اصلاحات اقتصادی «سالم» این پادشاهی اشاره کرد که به رشد مجدد، تورم پایین و ذخایر قوی کمک کرده است. در چهارمین فصل سال ۲۰۲۵، اردن نرخ رشد قابل توجه ۵.۱ درصدی را ثبت کرد که بالاترین میزان در حافظه تاریخی است، در حالی که تورم به پایینترین سطح خود در یک سال گذشته کاهش یافت.
اما جنگ این روند را معکوس کرده است. گردشگری، که تقریباً ۱۵ درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد، به پایینترین حد خود رسید و ۱۰۰ درصد از رزروها در ماه مارس لغو شد. اگرچه آمار رسمی تورم هنوز برای این دوره در دسترس نیست، گزارشهای محلی نشان میدهد که قیمتها به طور قابل توجهی بر روی کالاهای اساسی غذایی افزایش یافته است. برای کاهش فشار بر مصرفکنندگان، دولت به یارانه نان ادامه میدهد، اما هزینههای سوخت نیز افزایش یافته و مقامات را وادار کرده است که قیمت گاز را در این ماه ۱۱ درصد افزایش دهند. بزرگترین افزایش به نظر میرسد بر روی گاز طبیعی مایع باشد. قبل از جنگ، اردن ۸۵ درصد از گاز طبیعی خود را از اسرائیل وارد میکرد—منبعی که تقریباً ۷۰ درصد از تولید برق در این پادشاهی را تشکیل میدهد. اما این تأمین به دلیل درگیری مختل شد و آممان را وادار کرد تا با واردات LNG از طریق ترمینال گازرسانی عقبه، با هزینه اضافی ۱۲۰ میلیون دلار در ماه جبران کند.
علاوه بر این، نخستوزیر جعفر حسن در تاریخ ۶ آوریل یک برنامه ریاضتی اعلام کرد که استفاده از خودروهای دولتی را محدود کرد، بیشتر سفرهای رسمی به خارج را لغو کرد و استفاده از کولرها و واحدهای گرمایشی در تأسیسات دولتی را ممنوع کرد. آممان همچنین یک بسته محرک ۱ میلیارد دلاری برای حمایت از بخش گردشگری و افزایش نقدینگی بانکها صادر کرد، به همراه معافیت مالیاتی که به افراد و کسبوکارها اجازه میدهد پرداختها را در طول بحران به تعویق بیندازند.
عمل متعادل سیاسی
در آستانه جنگ، اردن با دو دینامیک سیاسی مهم در داخل کشور مواجه بود. اول، پس از ممنوعیت اخوان المسلمین در آوریل ۲۰۲۵، مقامات اقداماتی را برای تضعیف جبهه عمل اسلامی، حزب قانونی ثبتشده اخوان المسلمین، آغاز کردند. چند روز قبل از جنگ، دولت اقداماتی را برای وادار کردن جبهه عمل اسلامی به رعایت دقیق قانون احزاب سیاسی آغاز کرد که در این فرآیند، آن را بازسازی و تضعیف کرد.
دوم، پارلمان در حال بررسی اصلاحات قابل توجهی در قانون تأمین اجتماعی به عنوان بخشی از یک فرآیند مدرنیزاسیون اقتصادی در حال انجام بود. اگرچه این تغییرات به شدت برای سلامت مالی کلی پادشاهی ضروری هستند، اما به دلیل بارهای اضافی که بر روی عمومی که در حال حاضر با مشکلاتی مواجه است، تحمیل خواهند کرد، محبوبیت ندارند.
جنگ بر هر دو دینامیک تأثیر میگذارد. جبهه عمل اسلامی با احساس قدرت از بحران منطقهای، به برجستهسازی سیاستهای نامحبوب دولت مانند میزبانی از نیروهای آمریکایی، رهگیری آتش موشکها و پهپادهای ایرانی که به سمت اسرائیل هدفگیری میشوند، و بهطور کلی حفظ پیمان صلح با اسرائیل پرداخته است. در نمایشی از قدرت که یادآور روزهای اولیه جنگ غزه است، احزاب مخالف در تاریخ ۱۰ آوریل یک تظاهرات بزرگ در مرکز امان سازماندهی کردند. در نتیجه، مقامات اردنی خود را در موضع تدافعی یافتهاند، بخشی به دلیل این که بسیاری از آنها از زبان مشابهی در برابر اسرائیل استفاده میکنند.
جبهه عمل اسلامی همچنین رهبری مخالفت با قانون تأمین اجتماعی را بر عهده داشت، که امان به تازگی آن را در پی واکنشهای پارلمانی و عدم قطعیتهای اقتصادی جدید ناشی از جنگ پس گرفت. این نه تنها یک عقبنشینی برای اصلاحات بود، بلکه یک شکست سیاسی دردناک برای دولت نیز به شمار میرفت.
تأثیر مختلط بر روابط خارجی
اوایل جنگ، امان به شدت به تجاوز ایران علیه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس اعتراض کرد، در حالی که پادشاه عبدالله به پایتختهای مختلف شورای همکاری خلیج فارس سفر کرد. افکار عمومی و مقامات خلیج فارس نسبت به مواضع جنگی که سایر کشورهای عربی اتخاذ میکنند، بسیار حساس هستند و به واکنش اردن توجه کردهاند. بر خلاف سال ۱۹۹۱، زمانی که این پادشاهی پس از آزادی کویت به طور سیاسی و مالی منزوی شد، امان این بار در موقعیت مناسبی قرار دارد تا روابط خود را با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس عمیقتر کند.
برعکس، جنگ در حال تشدید تنشهای سیاسی اردن با اسرائیل است، هرچند که به هر دو طرف یادآوری میکند که ارزش امنیتی این رابطه چیست. این واقعیت که همکاری نظامی شدید آنها نتوانسته است تنشهای سیاسی را کاهش دهد، به عمق بنبست دوجانبه اشاره دارد که به تدریج به دلیل ترکیبی از سیاستهای اسرائیلی در غزه، کرانه باختری و قدس، به همراه بلاغت و ابتکارات دیپلماتیک اردن علیه اسرائیل بدتر شده است. به طرز قابل توجهی، برای همسایگانی که منافع امنیتی آنها به شدت به هم پیوسته است، تقریباً هیچ گونه تعامل سیاسی وجود ندارد.
جنگ همچنین ممکن است برخی نشانههای اخیر از تنشهای سیاسی در روابط عمیق امان با ایالات متحده را تشدید کند. حامیان سنتی این پادشاهی در واشنگتن نگران اقداماتی هستند که اردن در طول جنگ غزه انجام داده است، از جمله گرایش به بلاغت تند ضد اسرائیلی و میزبانی از شخصیتهای جنجالی مانند تاکر کارلسون و فرانچسکا آلبانزه که به شدت به خاطر حملات ضد یهودی خود مورد انتقاد قرار گرفتهاند. در عین حال، امان به طور فزایندهای نگران سیاستهای دولت ترامپ در مسائل کلیدی فلسطینی است، به ویژه تمایل آن برای تحمل خشونتهای شهرکنشینان اسرائیلی در کرانه باختری و اقدامات تحریکآمیز برخی از شخصیتهای سیاسی اسرائیلی در کوه معبد/الحرام الشریف—یک مکان مقدس که نقش نظارتی ویژه اردن در آن در توافقنامه صلح ۱۹۹۴ گنجانده شده است. بنابراین، در حالی که رابطه ایالات متحده و اردن همچنان قوی باقی مانده است، عدم رسیدگی به این مسائل میتواند به تنشهای دوجانبه آینده منجر شود و اهداف صلح بلندمدت عرب-اسرائیل واشنگتن را مختل کند.
توصیههای سیاستی
برای کمک به یکی از معتبرترین متحدان منطقهای خود در عبور از بحران کنونی، واشنگتن باید اقداماتی انجام دهد که خسارات ناشی از جنگ را که اردن متحمل شده کاهش دهد و همچنین برای چالشهای اقتصادی، امنیتی و دیپلماتیک که پس از بحران به وجود خواهد آمد، برنامهریزی کند:
از نظر اقتصادی، ایالات متحده در حال حاضر حمایتهای دو جانبه سخاوتمندانهای به امان ارائه میدهد. با این حال، پادشاهی از گنجاندن در ترتیبات اقتصادی منطقهای پس از جنگ بهرهمند خواهد شد، از جمله برنامههای بالقوه برای تنوع بخشیدن به مسیرهای حمل و نقل.
علاوه بر تقویت همکاریهای نظامی دو جانبه علیه تهدیدات جاری ایران، ایالات متحده باید اطمینان حاصل کند که مقامات ضدتروریسم در هر دو کشور در حالت آمادهباش هستند و اطلاعاتی درباره هرگونه حرکتی که تهران یا نمایندگان آن ممکن است برای حمایت از خرابکاری یا خشونت علیه پادشاهی انجام دهند، به اشتراک بگذارند. به عنوان بخشی از این تلاش، هرگونه اقدام ایالات متحده در مورد میليشیاهای عراقی باید امنیت اردن را در نظر بگیرد.
روابط رو به وخامت امان با اسرائیل بزرگترین چالش نگرانکننده است. اگرچه دو دولت راهی برای تضمین آرامش در مکانهای حساس قدس در هر رمضان از زمان حملات ۷ اکتبر پیدا کردهاند—که دستاورد کوچکی نیست—اما روابط به حدی deteriorated شده است که یک حادثه غیرمنتظره میتواند معاهده صلح را به خطر بیندازد. واشنگتن باید به کاهش این تنش کمک کند. فراتر از تلاشهای همیشگی برای دور نگهداشتن هر دو طرف از اقدامات و اظهارات تحریکآمیز، مداخله ایالات متحده به ویژه در جلوگیری از لبهرویی در مورد تجدید توافق آب دو جانبهشان بسیار مفید خواهد بود. حل این مسئله که به تأخیر افتاده است، به زودی برای حفظ جریان آب در پادشاهی در طول تابستان—که اولویت بالایی برای امان است—حیاتی است.

