نفوذ خاورمیانه همچنان ارز اصلی در اجلاس پرخطر ۲۰۲۶ پکن میان رئیسجمهور ترامپ و شی جینپینگ است. با تغییر نفوذ خاورمیانه در میان جنگ ایران و شوکهای انرژی، هر دو رهبر به دنبال مسیری قاطع برای دستیابی به ثبات هستند. این نشست تعیین میکند که آیا نفوذ خاورمیانه میتواند آتشبس تجاری را تأمین کند در حالی که منطقه را مدیریت میکند.
نفوذ خاورمیانه اجلاس پکن را تعریف میکند
فیل در اتاق: حمایت چین از ایران
گرنت راملی
با برگزاری اجلاس این هفته در پکن، رئیسجمهور ترامپ خود را در موقعیت ناخوشایندی مییابد که به دنبال کمک رئیسجمهور شی جینپینگ در خاورمیانه است. چین بهطور قابلتوجهی کشوری است که بیشترین نفوذ را بر ایران دارد و مقامات آمریکایی بارها از آن خواستهاند که در طول جنگ کنونی از این نفوذ استفاده کند. با این حال، واکنش پکن تا کنون محتاطانه بوده است—مداخله قابلتوجه آن بهطور گزارششده فشار به تهران برای پذیرش شرایط آتشبس آوریل بوده است. این نشان میدهد که رهبران چینی به دنبال دریافت امتیازات متقابل از ایالات متحده هستند.
پکن حمایت خود از تهران در زمان جنگ را به دو روش اصلی نشان داده است: ادامه خرید نفت ایران و ارائه انواع کمکهای پنهانی به تلاشهای نظامی رژیم. علاوه بر رویه دیرینه خود در ارسال قطعات دو منظوره برای برنامههای موشکی و پهپادی تهران، پکن تأمین تصاویر هوایی را در طول درگیری تسهیل کرده است که به نیروهای ایرانی کمک میکند تا اطلاعات خود را درباره اهداف آمریکایی و متحدان بهبود بخشند.
برای مثال، ایران از تحلیل و دادههای ردیابی منتشر شده توسط شرکتهای اطلاعات جغرافیایی چینی (مانند MizarVision) استفاده کرده و حتی بهطور گزارششده ماهواره اطلاعاتی با وضوح بالا TEE-01B چین را اجاره کرده است. واشنگتن اقداماتی علیه هر دو خط حمایت انجام داده است، از جمله جلوگیری از کشتیهایی که نفت ایران را حمل میکنند و تحریم MizarVision و سایر شرکتها.
data-path-to-node=”5″>در همین حال، ترامپ با آتشبس در شرایط ناپایدار به پکن میرسد. اگر خصومتها از سر گرفته شوند، مقابله یکجانبه با حمایت چین از تهران، پیشنهادی پرهزینه خواهد بود. نیروهای آمریکایی مورد نیاز برای محاصره بنادر ایران و سایر عملیاتهای احتمالی ممکن است برای ادامه مداخلات دریایی تحت فشار قرار گیرند و چین نشان داده است که به طور فزایندهای مایل است تا تحریمهای آمریکا را دور بزند. بنابراین، ترامپ ممکن است از شی جینپینگ بخواهد که در صورت فروپاشی آتشبس، برخی جنبههای حمایت از تهران را متوقف کند. سوال این است که آیا شی سعی خواهد کرد ترامپ را از از سرگیری عملیاتهای نظامی منصرف کند یا صرفاً درخواست یک امتیاز از آمریکا در جبههای دیگر در عوض خواهد کرد.
تحریمهای تجاری آزمون نفوذ چین در خاورمیانه
تحمل آخرین درگیری در یک جنگ تجاری دهساله
هنری توگندهات
نشست این هفته بلافاصله پس از آن آغاز میشود که ایالات متحده جدیترین تحریمهای مرتبط با ایران علیه پکن را اعلام کرد، که یکی از بزرگترین پالایشگاههای چین و چهل شرکت کشتیرانی مرتبط را هدف قرار داده است. این تحریمها به این واقعیت میپردازند که پکن هنوز نفوذ زیادی بر تهران دارد به دلیل وضعیت خود به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران. با این حال، هیچ تضمینی وجود ندارد که این فشار اقتصادی آمریکا بر چین به فشار بر ایران تبدیل شود.
از یک سو، متوقف کردن خرید نفت، تغییر قابل توجهی در روابط چین با ایران خواهد بود—تغییری که جمهوری اسلامی و سایر دولتها میتوانند آن را به عنوان خیانت به یک شریک و تسلیم شدن به منافع آمریکا در زمانی که پکن میخواهد خود را به عنوان یک قدرت قوی و قابل اعتماد معرفی کند، درک کنند. چین همچنین ممکن است نتیجهگیری کند که خشمگین کردن تهران در بلندمدت هزینهبرتر خواهد بود، زیرا به نظر میرسد رژیم احتمالاً بر جریانهای آینده کشتیرانی از طریق خلیج فارس کنترل خواهد داشت—منبع تقریباً ۵۰ درصد از واردات نفت چین و مقصد بسیاری از صادرات آن.
به طور کلیتر، شی بعید است که آخرین اقدام تحریمی آمریکا را تنها به ایران مرتبط بداند، زیرا محدودیتهای جدید قرار است بر تأمین انرژی داخلی در زمانی که چین تحت فشار اقتصادی شدید است، تأثیر بگذارد. از دیدگاه پکن، این اقدامات تلاشی فرصتطلبانه از سوی آمریکا برای ادامه جنگ تجاری تلافیجویانهای است که ده سال پیش آغاز شد.
محدودیتهای قانونی تأثیر بر نفوذ آمریکا در خاورمیانه دارد
بدون شک، موضع مذاکره دولت ترامپ با تصمیم فوریه دیوان عالی کشور مبنی بر ممنوعیت استفاده از قانون قدرتهای اقتصادی اضطراری بینالمللی برای تعرفهها تضعیف شد. و رئیسجمهور ترامپ ممکن است نشست را از مارس به مه به تعویق انداخته باشد در حالی که به دنبال نقطهای دیگر برای نفوذ بود. آخر هفته گذشته، او حملات خود به این حکم را از سر گرفت و پیشنهاد کرد که این موضوع هنوز در صدر ذهن اوست در حالی که به آغاز نشست میپردازد. بهویژه، او میخواهد از مذاکره درباره تعرفههای استراتژیک با ارزش بیشتر مرتبط با نیمههادیها، اجزای انرژی خورشیدی، تولیدکنندگان باتری و مواد اولیه اجتناب کند.
چین با آنچه که به اصطلاح “قوانین مسدودکننده” نامیده میشود، پاسخ داده است که اساساً شرکتهای خود را از رعایت تحریمهای جدید ایالات متحده منع میکند. این اولین باری است که چین از این قوانین استفاده میکند و درگیری قانونی و دیپلماتیک ناشی از آن به عنوان یک آزمون مهم برای چین و سایر کشورها که به دنبال حفاظت از خود در برابر فشار اقتصادی آینده ایالات متحده هستند، عمل خواهد کرد. با این حال، پکن در نهایت میخواهد به روابط تجاری که قبل از دولت اول ترامپ داشت، بازگردد، بنابراین ممکن است این نشست را به عنوان فرصتی برای تعیین یک پایه در روابط ببیند که از آن بتواند منافع اقتصادی خود را بازسازی کند.
The Gulf Remains Key to U.S.-China Tech Competition
Elizabeth Dent
اگرچه جنگ ایران انتظار میرود به طور برجستهای در دستور کار نشست قرار گیرد با توجه به تأثیر بیثباتکننده آن بر بازارهای جهانی و جریانهای انرژی، مسئله عمیقتر در دست بررسی آینده همراستایی تکنولوژیکی و اقتصادی خاورمیانه است. اگر سفر ترامپ همکاریهای فناوری ایالات متحده و چین را گسترش دهد در حالی که از حساسترین فناوریها و منافع تجاری آمریکایی محافظت کند، در درازمدت به نفع کشورهای عرب خلیج فارس خواهد بود.
Gulf alignment shifts under Middle East leverage
برای سالها، کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی میلیاردها دلار سرمایهگذاری کردهاند تا اقتصادهای خود را از نفت متنوع کنند و خود را به عنوان مراکزی برای هوش مصنوعی، تولید فناوری و نوآوری انرژی معرفی کنند. واشنگتن و پکن برای نفوذ بر این تحول رقابت میکنند که زیرساخت دیجیتال خاورمیانه، شراکتهای امنیتی، توافقهای اقتصادی و گرایشهای ژئوپلیتیکی آن را برای سالهای آینده شکل خواهد داد.
در سفر رئیسجمهور ترامپ به خلیج فارس در ماه مه ۲۰۲۵، او از میلیاردها دلار قرارداد در زمینه فناوری، دفاع و مواد معدنی حیاتی با شرکای خلیجی خبر داد که همراستایی آنها با واشنگتن را عمیقتر میکند. در ماه مارس، سفیر امارات، یوسف العتیبه، تأیید کرد که نخستین محمولههای تراشههای پیشرفته هوش مصنوعی به عنوان بخشی از توافقی با انویدیا ارسال شده است که تعهد مستمر واشنگتن به پیشبرد این همکاری با کشورهای منتخب خلیج فارس را نشان میدهد. هیئت متمرکز بر فناوری که به اجلاس پکن در این هفته فرستاده شده، نشان میدهد که این مسائل همچنان اولویت استراتژیک ایالات متحده باقی خواهد ماند.
در عین حال، جنگ ایران نقاط ضعف روابط ایالات متحده و خلیج فارس را نمایان کرده است. رهبران خلیج فارس در مورد تصمیم به آغاز جنگ مشاورهای نداشتند و از ماه مارس، ایران هزاران موشک و پهپاد به سمت آنها شلیک کرده است که نگرانیهای آنها را درباره تحمل پیامدهای اقتصادی و امنیتی هرگونه درگیری منطقهای تقویت میکند. اختلال گسترده ناشی از جنگ همچنین منجر به این درک شده است که بحثها درباره روابط امنیتی آینده باید فراتر از اتحادهای نظامی گسترش یابد و شامل تابآوری زنجیرههای تأمین، زیرساختهای انرژی و زیرساختهای دیجیتال شود.
مراکز فناوری از نفوذ خاورمیانه بهرهبرداری میکنند
اگر به درستی با این چالشها برخورد شود، این مسائل فرصتهای جدیدی برای کشورهای خلیج فارس ایجاد خواهد کرد و نقش آنها را در شکلدهی به اکوسیستم جهانی هوش مصنوعی به طور فزایندهای برجسته میسازد. نفوذ آنها فراتر از تأمین مالی گسترش مییابد و دسترسی به منابع انرژی بزرگ برای زیرساختهای هوش مصنوعی، تأمین مالی و فضای وسیع برای مراکز داده و محیطهای مقرراتی جذاب برای شرکتهای فناوری جهانی را ارائه میدهد. آنها همچنین به دنبال ایجاد چارچوبهای حکمرانی هوش مصنوعی و استانداردهای زیرساخت دیجیتال هستند که به آنها نفوذ بیشتری میدهد در حالی که سایر دولتها سعی میکنند به این حوزهها برسند.
با توجه به این عوامل، واشنگتن بعید است که بر کشورهای خلیج فارس فشار بیاورد تا به طور کامل روابط خود را با چین قطع کنند، به ویژه اکنون که آنها به طور فزایندهای سیاستهای خارجی خود را بر اساس منافع ملی بیشتر از سایر ملاحظات بنا میکنند. بنابراین، اهمیت استراتژیک آنها در حال افزایش است زیرا به مراکز مورد اعتماد فناوری تبدیل میشوند در حالی که روابط اقتصادی خود را با ایالات متحده و چین حفظ میکنند.
فراتر از ایران: مسکو چگونه در اجلاس پکن بازی میکند
آنا بوشچفسکایا
اجلاس ترامپ-شی به نظر نمیرسد که برای مسکو عواقب منفی داشته باشد، زیرا روسیه، چین و ایران در تلاش برای کاهش نقش ایالات متحده در جهان همراستا هستند. شراکتهای روسیه با این کشورها احتمالاً صرفنظر از نتیجه اجلاس ادامه خواهد یافت، بنابراین مسکو به نظر میرسد که به فراتر از ایران نگاه میکند در حالی که سفر ترامپ را ارزیابی میکند.
مسکو از طریق نفوذ خاورمیانه به دنبال توافقات است
در تاریخ ۹ مه، ولادیمیر پوتین اعلام کرد که روسیه به یک توافق “جدی” در زمینه گاز طبیعی و نفت با چین نزدیک میشود. این بیانیه نه تنها به دلیل زمانبندی آن که درست قبل از اجلاس ترامپ بود، بلکه به این دلیل که ارتش ایالات متحده همچنان در حال مسدود کردن آبهایی است که چین بخش عمدهای از نفت خود را از آنجا تأمین میکند، حائز اهمیت بود.
پوتین ممکن است بر این باور باشد که پکن از تأمین مستقیم روسی از طریق خط لوله استقبال خواهد کرد. در سپتامبر گذشته، دو دولت توافقی برای ساخت خط لوله قدرت سیبری ۲ امضا کردند که گاز روسی را به طور مستقیم به چین منتقل خواهد کرد. این پروژه قصد دارد صادرات انرژی روسیه را از اروپا به آسیا منتقل کند، پس از تحریمهای گسترده و سایر محدودیتهایی که پس از حمله تمامعیار به اوکراین در سال ۲۰۲۲ اعمال شد. با این حال، شرایط کلیدی این توافق—از جمله قیمتگذاری و زمانبندی—هنوز منتظر تأیید مقامات چینی است که به احتمال زیاد ترجیح میدهند از وابستگی بیش از حد به انرژی روسیه اجتناب کنند تا رابطه به نفع مسکو تغییر نکند.
این موضوع در طول سفر ترامپ موضوع مهمی برای نظارت خواهد بود. همانطور که در بالا ذکر شد، چین “قوانین مسدودکننده” را درست قبل از اجلاس فعال کرد و از پالایشگاههای خود خواست تا به تحریمهای ایالات متحده در مورد خریدهای ادعایی نفت ایران پایبند نباشند، که نشان میدهد میتواند در برابر فشارهای آمریکایی مقاومت کند. با این حال، پوتین ممکن است محاسبه کرده باشد که پکن هنوز هم از خطوط تأمین انرژی جایگزین که توسط روسیه ارائه میشود، وسوسه خواهد شد.
اگر توافق خط لوله قدرت سیبری ۲ پیش برود، این امر نفوذ بلندمدت مسکو را در رویارویی با غرب تقویت خواهد کرد. به ویژه، یک مسیر تضمینی برای فروش نفت روسی خارج از اروپا به مسکو کمک خواهد کرد تا منابع لازم برای ادامه جنگ خود در اوکراین را تأمین کند.
اروپا به دقت نفوذ ترامپ در خاورمیانه را بررسی میکند
در حین برگزاری اجلاس، مقامات اروپایی در درجه اول به بررسی این موضوع خواهند پرداخت که هرگونه اعلامیه در مورد سیاست تجاری چگونه میتواند بر اقتصاد اتحادیه اروپا تأثیر بگذارد. آنها همچنین به دنبال هرگونه بینش هستند که به آنها کمک کند تا بهتر استراتژی دولت ترامپ را در درگیری با ایران درک کنند، از جمله پیامدهای آن برای رویکرد خودشان.
اروپاییها ارزیابی ایالات متحده از ایران به عنوان یک نیروی بیثباتکننده منطقهای را به دلیل عدم شفافیت برنامه هستهای آن، قابلیتهای رو به گسترش موشکی بالستیک و حمایت از گروههای نیابتی خشونتآمیز، به اشتراک میگذارند. بنابراین، آنها بدون شک از قطعنامه در حال انتظار شورای امنیت سازمان ملل در دفاع از آزادی ناوبری در تنگه هرمز حمایت خواهند کرد. با این حال، چین و روسیه پیشنویس قطعنامه فعلی که توسط بحرین حمایت میشود را یکطرفه میدانند و احتمالاً آن را وتو خواهند کرد.
data-path-to-node=”29″>علاوه بر این، مقامات آمریکایی باید درک کنند که برخی از مهمترین منافع اروپا و چین در بحران کنونی همسو است، با توجه به آسیبپذیری شدید آنها نسبت به پیامدهای عدم بازگشایی تنگه هرمز—پیامدهایی که حداقل در حال حاضر برای ایالات متحده محدودتر است. برای حفظ اقتصاد خود، پکن نیاز دارد که در میانمدت “عبور ایمن عادی” را احیا کند و ادامه محدودیتهای تنگه بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا را در وضعیت مشابهی قرار داده است.
به همین دلیل است که برخی از مقامات اروپایی خود را در حال حمایت از نتیجهای مییابند که چین به آن تمایل دارد: کاهش تنش واقعی که امکان بازگشایی تنگه را فراهم میآورد، همراه با رد هرگونه سیستم دائمی حق عبور. این موضوع پس از اظهارات آوریل رئیسجمهور ترامپ درباره یک پروژه مشترک “عوارض” با ایران، پیچیدهتر شد، بنابراین مقامات در حال بررسی این هستند که آیا از بحثهای این هفته هرگونه روشنی حاصل میشود یا خیر.
سفر ترامپ همچنین در میان تلاشهای مستمر اروپا برای عملیاتی کردن ابتکار خود برای بازگشایی تنگه در زمانی که شرایط “مجازتر” شود، انجام میشود. هماهنگی قوی بین این ابتکار و ساختار آزادی دریایی تحت رهبری ایالات متحده (که به حمایت از “پروژه آزادی” هدفگذاری شده است) برای اطمینان از اینکه این دو تلاش یکدیگر را تکمیل کنند، ضروری خواهد بود—بهویژه با توجه به اینکه چین به احتمال زیاد در هیچیک از این ابتکارها شرکت نخواهد کرد.

