یکپارچگی ساختاری زیرساخت هستهای ایران نقطهای بحرانی در امنیت بینالمللی و برنامهریزی دفاعی معاصر به شمار میرود. نظارت پیشرفته بر زیرساخت هستهای ایران تأیید میکند که عملیاتهای کینتیک به طور بنیادی پارامترهای بازدارندگی منطقهای و مهار هستهای را بازنویسی کرده است.
از آنجا که این زیرساخت هستهای ایران مواد حیاتی را در خود جای داده است، تأمین امنیت مناطق اطراف همچنان یک اولویت عملیاتی فوری برای ائتلافهای بینالمللی باقی میماند. در نهایت، نحوه مدیریت جامعه بینالمللی بر بقایای زیرساخت هستهای ایران، ثبات آینده معاهدات عدم اشاعه جهانی را تعیین خواهد کرد.
عواقب استراتژیک حمله به زیرساخت هستهای ایران
جنگ ایران ضربهای دیگر به رژیم هستهای جهانی که در حال فروپاشی است، وارد کرده است. تغییرات سریع و بیثباتکننده فناوری و ژئوپلیتیکی در سالهای اخیر به شدت نظم بینالمللی را تضعیف کرده و امواج شوکی را به وجود آورده که سیاستهای انرژی هستهای، امنیت و تسلیحات را بازتعریف میکند.
چالش هستهای ایران
جنگ ایران تکامل رژیم هستهای را برجسته میکند. این جنگ یک پیشسابقه برای برچیدن اجباری برنامه هستهای فعال یک کشور مستقل ایجاد کرده است. حملات نظامی به زیرساخت هستهای در تاریخ مهار اشاعه هستهای غیرمعمول است، هرچند که اسرائیل به طور پیشگیرانه به راکتورهای تحقیقاتی غیرعملی در عراق و سوریه حمله کرده است. ایالات متحده و اسرائیل حملات هوایی را آغاز کردند که بخش عمدهای از زیرساخت هستهای سخت و نرم ایران را incapacitated کرده و بر نابودی توان غنیسازی اورانیوم و قابلیت علمی آن تمرکز کردند.
رئیسجمهور دونالد ترامپ ادعا کرده است که توان غنیسازی اورانیوم “نابود شده” است و رئیس سازمان اطلاعات مرکزی (CIA)، جان رادکلیف، اعلام کرده که سایتهای هستهای “به شدت آسیب دیدهاند.” این امر منجر به از دست دادن کنترل بر مواد شکافپذیر ایران شده است. ایران ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با درجه تسلیحاتی تولید کرده که احتمالاً زیر تنهای آوار در مجتمع هستهای اصفهان دفن شده است. در حالی که وضعیت آن هنوز در ابهام است، به احتمال زیاد ایران کنترل این ماده را در دست ندارد.
یک پیشسابقه تاریخی برای کنترل نامشخص مواد با درجه تسلیحاتی در پی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی (USSR) وجود دارد. اما آن مشکل “نکهای شل” اولیه از طریق همکاری بین ایالات متحده، روسیه و کشورهای سابق شوروی برطرف شد.
data-path-to-node=”11″>چنین همکاریای در ایران بعید به نظر میرسد، اما فعالیت مشترک با هدفی مشترک شاید غیرممکن نباشد. ترامپ ادعا کرده است که ایران معتقد است تنها ایالات متحده یا چین میتوانند اورانیوم دفنشده را استخراج و خارج کنند. و در زمانهای مختلف، او بیان کرده است که ایران آماده است تا اجازه دهد این ماده از کشور خارج شود. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، بهنظر با توافق ایالات متحده، اعلام کرده است که جنگ تا زمانی که اورانیوم غنیشده “از ایران خارج نشده” و “مراکز غنیسازی… نابود نشده” به پایان نخواهد رسید.
تلاش ایالات متحده یا اسرائیل برای خارج کردن اورانیوم در شرایط خصمانه خطرناک، پرهزینه و پیچیده است. و گزینه ارسال آن به روسیه (همانطور که تحت برنامه جامع اقدام مشترک انجام شد) در حالی که رئیسجمهور ولادیمیر پوتین به وزیر امور خارجه ایران وعده داده است که “هر کاری که به نفع شما باشد، انجام خواهد داد”، به احتمال زیاد برای ایالات متحده یا اسرائیل جذاب نخواهد بود. با این حال، ممکن است یک کشور سوم قابل قبول وجود داشته باشد که بتواند اورانیوم را در صورت خارج شدن از ایران نگهدارد.
در آینده قابل پیشبینی، ایالات متحده و اسرائیل ممکن است راضی باشند که اورانیوم زیر آوار باقی بماند. هر دو به نظر میرسد که معتقدند میتوانند از بازگشت برنامه غنیسازی اورانیوم ایران از طریق نظارت فعال و حملات نظامی اضافی جلوگیری کنند. در اشاره به اورانیوم دفنشده، ترامپ اظهار داشت: “ما در یک مقطعی به آن خواهیم رسید. ما آن را تحت نظر داریم… اگر کسی به آن مکان نزدیک شود، ما از آن مطلع خواهیم شد و آنها را منفجر خواهیم کرد.”
چالشهای گسترش در زیرساخت هستهای ایران
این رویکرد سؤالاتی را در مورد اینکه سیستم بینالمللی آینده چگونه به کشورهایی که به حاشیههای تعهدات هستهای صلحآمیز خود به عنوان اعضای پیمان عدم گسترش (NPT) نزدیک میشوند، پاسخ خواهد داد، مطرح کرده است. فشار قابل توجهی بر آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) برای حفظ تأسیسات هستهای موجود وجود دارد، اما با گسترش انرژی هستهای، تعداد سایتهای هستهای جدیدی که نیاز به نظارت دارند، افزایش خواهد یافت. مأموریت، ساختار و بودجه این آژانس ممکن است برای این کار کافی نباشد.
اگر نتواند کنترل و اطمینان لازم را ارائه دهد که برنامههای هستهای به تهدید تبدیل نخواهند شد، ائتلافهایی از کشورهای مایل و قدرتمند ممکن است بهطور مشترک اقدام کنند تا تخلفات هستهای را محدود کرده و از ایجاد کشورهای هستهای جدید خارج از چارچوب دیپلماتیک بینالمللی سنتی جلوگیری کنند.
تاریخ ایران در این زمینه آموزنده است. دیپلماسی محدود اما تهدید ناشی از برنامه هستهای ایران را پایان نداد. این امر پوششی برای خطرات غیرهستهای، از جمله انباشت موشکهای بالستیک و شبکههای تروریستی فراهم کرد. حملات نظامی بهطور قابل توجهی برنامه هستهای را کاهش داد.
با بازتنظیم پایههای خود، به نظر میرسد که ایالات متحده یا اسرائیل، پس از هزینهکردن بیش از ۲۵ میلیارد دلار برای از بین بردن تهدید هستهای ایران، راهحلی را که اجازه غنیسازی اورانیوم در ایران را بدهد، نخواهند پذیرفت.
تحولات انرژی در خاورمیانه و زیرساخت هستهای ایران
گسترش انرژی هستهای در خاورمیانه
تأثیرات جنگ ایران همچنین در خاورمیانهای که به طور فزایندهای به انرژی هستهای علاقهمند است، احساس میشود. امارات متحده عربی در حال حاضر سه راکتور کرهای را اداره میکند، مصر و ترکیه در حال ساخت راکتورهای روسی هستند و ایالات متحده و عربستان سعودی در مسیر همکاری در زمینه انرژی هستهای هستند که منجر به ساخت یک یا چند راکتور خواهد شد. سایر کشورها در این منطقه نیز به انرژی هستهای علاقهمند هستند.
توافق ایالات متحده و عربستان یک نشانه مهم برای چگونگی تکامل پارامترهای همکاری در زمینه انرژی هستهای غیرنظامی است. به دلیل محتوای جنجالی آن، این توافق ممکن است قربانی شود یا میتواند پیشزمینههای جدیدی برای نحوه تعامل ایالات متحده در تجارت بینالمللی ایجاد کند.
یک نگرانی کلیدی در مورد توافق عربستان به شرایط عدم گسترش مربوط میشود. عربستان سعودی بر دو خط قرمز تأکید کرده است—حفظ حق خود برای غنیسازی اورانیوم و عدم تمایل به پذیرش پروتکل اضافی به توافقنامه تضمینهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی. گزارشی در مورد عدم گسترش که دولت ترامپ در نوامبر گذشته به کنگره ارسال کرد و از توافق عربستان حمایت میکرد، بیان کرد که ایالات متحده به موضوع پروتکل اضافی با ایجاد یک “توافقنامه تضمینهای دوجانبه” برای تکمیل سیستم تضمینهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی رسیدگی خواهد کرد.
جزئیات آن توافق مشخص نشده است، اما گزارش آن را به عنوان متمرکز بر “حوزههای حساس همکاری هستهای بالقوه” شناسایی کرده است، از جمله غنیسازی اورانیوم، تبدیل، ساخت سوخت و بازفرآوری. این توافق همچنین ممکن است به عربستان سعودی اجازه دهد حق غنیسازی اورانیوم را حفظ کند، اگرچه چارچوب مربوط به آن فعالیت فاش نشده است.
این مفاد باعث واکنش منفی در کنگره شده است، به طوری که برخی از اعضا بر “استاندارد طلایی” برای این و توافقهای آینده همکاری هستهای تأکید میکنند. این استاندارد از یک کشور میخواهد که اگر میخواهد فناوری هستهای ایالات متحده را دریافت کند، از غنیسازی و بازفرآوری صرفنظر کند. اما این یک الزام تحت قانون انرژی اتمی ایالات متحده نیست که توافقهای هستهای دوجانبه ایالات متحده را تنظیم میکند و تنها در چند توافقنامه همکاری هستهای، از جمله توافق هستهای ایالات متحده و امارات متحده عربی، گنجانده شده است.
data-path-to-node=”25″>فراتر از عربستان سعودی، اجازه غنیسازی اورانیوم همچنین در حال مذاکره بین ایالات متحده و کره جنوبی است، همانطور که بررسی پردازش سوخت مصرفشده نیز در دستور کار قرار دارد. احتمال کاهش محدودیتها بر این اجزای همکاری هستهای ایالات متحده، سالها سیاستگذاری را که به دنبال محدود کردن گسترش فعالیتهای حساس هستهای بود، معکوس خواهد کرد.
اما واقعیتهای جدید امنیت انرژی جهانی و ژئوپلیتیکی در حال نفوذ به چارچوبهای هستهای قدیمی هستند. تعداد زیادی از راکتورهای پیشرفته وجود دارند که به سطوح بالاتری از غنیسازی نیاز دارند (هرچند نه به سطوح تسلیحاتی) و برای استفاده از پلوتونیوم به عنوان سوخت طراحی شدهاند.
این راکتورها دارای سطوح توان پایینتر و گزینههای استقرار انعطافپذیری هستند که برای اقتصادهای در حال توسعه با نیازهای انرژی رو به رشد و همچنین برای کشورهای هستهای مستقر جذاب است. در حالی که بعید است ایالات متحده به تعهد خود در جلوگیری از گسترش تسلیحات هستهای آسیب بزند، واقعیتهای جدید جهانی ممکن است منجر به شراکتها و سیاستهای خلاقانهای شود که مکمل شیوههای سنتی نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی باشد. این میتواند به آژانس اجازه دهد که مرتبط بماند اما همچنین گزینههای گسترشیافتهای را ارائه دهد که میتواند مقیاس فرصتهای فناوری جدید را در بر بگیرد.
رقابت بازار جهانی بر سر داراییهای زیرساخت هستهای ایران
چالشهای هستهای نوظهور
این تعادلها انتقادات تندی را به همراه خواهد داشت، اما ممکن است برای بازپسگیری سهم بازار هستهای بینالمللی و جلوگیری از رقبا صادرکننده هستهای خودکامه، مانند روسیه و چین، ضروری باشند. ایالات متحده دههها پیش رهبری خود را در صادرات هستهای از دست داد و بعید است که بتواند با استفاده از شیوههای قدیمی خود آن نقش را دوباره به دست آورد.
روسیه بسته صادراتی بسیار جذابی ارائه میدهد، اما این یک تله بدهی سیاسی است. این بسته شامل تأمین مالی دولتی، برنامه بازپرداخت آسان، توانایی بهرهبرداری از راکتور در کشور و تمایل به پذیرش سوخت مصرفشده است. هنگامی که چین تا نیمه قرن به ساخت و ساز هستهای داخلی قابل توجه خود پایان دهد، ممکن است با قدرت به بازار صادرات وارد شود تا زنجیرههای تأمین صنعتی خود را فعال نگه دارد و اهداف ژئوپلیتیکی خود را حمایت کند. ابتکار کمربند و جاده آن قابل توجه است و پروژههای زیرساختی در بیش از ۱۵۰ کشور، از جمله بسیاری از اقتصادهای در حال توسعه که ممکن است به دنبال راکتورهای کوچک و متوسط باشند، دارد.
مهم است که کدام کشور در قرن حاضر بر صادرات فناوری هستهای تسلط داشته باشد. این برای نفوذ ژئوپلیتیکی اهمیت دارد زیرا یک رابطه انرژی ۱۰۰ ساله را برقرار میکند که تأثیرات سیاسی و اقتصادی زیادی دارد. و به تحکیم متحدان، حفظ حکمرانی هستهای قوی و بازسازی زنجیرههای تأمین ملی و مورد اعتماد کمک میکند.
آسیبپذیریهای تاکتیکی ایمنی زیرساخت هستهای ایران
علاوه بر رقابتهای بازار و گسترش تسلیحات هستهای، رژیم هستهای جدید باید آسیبپذیری راکتورهای هستهای غیرنظامی و نظامی در مناطق درگیری را مدیریت کند.
تابو علیه حملات به زیرساختهای هستهای غیرنظامی بهطور مکرر توسط روسیه شکسته شده است. با وجود اینکه آژانس بینالمللی انرژی اتمی قطعنامههایی را برای محکومیت این اقدامات تصویب کرده است، روسیه بهطور گستردهای زیرساختهای نیروگاه هستهای غیرنظامی اوکراین را هدف قرار داده است.
ایالات متحده و اسرائیل، با توجه به راهنماییهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی که حملات به نیروگاههای هستهای فعال را ممنوع میکند، راکتور هستهای بوشهر را در ژوئن ۲۰۲۵ و مارس ۲۰۲۶ از حملات معاف کردند. اما در محیط جغرافیایی و فناوری جدید، این نمونه از خودداری ممکن است کافی نباشد. این چالش نوظهور اکنون فراتر از راکتورهای سنتی گسترش یافته و شامل امنیت راکتورهای کوچک میشود که میتوانند به مناطق استقرار پیشرفته نظامی، مناطق امدادرسانی در بلایا منتقل شوند یا برای تأمین انرژی انواع تأسیسات غیرنظامی و نظامی استفاده شوند. ارتش ایالات متحده چندین برنامه برای حمایت از مفاهیم راکتور پیشرفته دارد که قرار است در سالهای آینده به نمایش گذاشته شوند. کشورهای دیگر ممکن است از الگوی ایالات متحده پیروی کنند.
زیرا بسیاری از این طراحیها به آب بهعنوان خنککننده وابسته نیستند، راکتورها میتوانند در مناطق دورافتاده و دور از سیستمهای امنیتی سنتی قرار گیرند. گروههای پهپاد شبکهای نگرانی خاصی برای همه راکتورهای هستهای هستند، اما راکتورهای دورافتاده بسیار آسیبپذیرند. این سلاحها علیه اهداف نظامی و اقتصادی در جنگهای اوکراین و ایران استفاده شدهاند و قابلیتهای آنها بهطور فزایندهای در حال افزایش است. این موضوع بعد جدیدی در محیط تهدید امنیت هستهای ایجاد میکند که هنوز پاسخ سیاست یا فناوری مناسبی برای آن وجود ندارد.

