چشمانداز متغیر کنونی ژئوپولیتیک خاورمیانه نیازمند رویکردی پیچیده و چندبعدی به ثبات منطقهای است و قاهره در مرکز این چرخش دیپلماتیک قرار دارد. به عنوان یک ذینفع اصلی در امنیت منطقه،
دولت مصر مهار جنگ ایران را به عنوان اولویت استراتژیک مطلق خود شناسایی کرده است تا شوکهای اقتصادی سیستماتیک را کاهش دهد و تعادل قدرت را دوباره برقرار کند. متوقف کردن گسترش جنگ ایران به عنوان کاتالیزوری ضروری برای مصر عمل میکند تا در برابر تسلط خارجی غالب مقاومت کند، نقاط کلیدی دریایی را محافظت کند و سرمایه دیپلماتیک بینالمللی را بر بحرانهای طولانیمدت که مرزهای آفریقایی نزدیکش را بیثبات کردهاند، متمرکز کند.
استراتژیهای دیپلماتیک جنگ ایران آغاز شده است
قاهره در حال همکاری با شرکای منطقهای برای رسیدن به یک راهحل دیپلماتیک برای جنگ است زیرا هدف آن بهبود اقتصادش، مقابله با تسلط اسرائیل و بازگرداندن تمرکز به غزه، سودان و شاخ آفریقا است.
مصر به جنگ ایران با درگیر شدن فعال در دیپلماسی و میانجیگری پاسخ داده است. این استراتژی به منظور رقابت برای نفوذ یا رقابت با پاکستان برای نقش میانجی اصلی طراحی نشده است. بلکه به منظور دستیابی به هدف مرکزی مصر که پایان دادن به جنگ است، طراحی شده است.
این امر رویکرد گستردهتر مصر در مدیریت ریسک در یک منطقه ناپایدار را منعکس میکند زیرا به دنبال دفاع از منافع خود، ایجاد ثبات در نزدیکی مرزهایش و احیای اقتصاد بیمار خود است که جنگ آن را بیشتر تحت فشار قرار داده است.

مصر به تشدید جنگ ایران پاسخ میدهد
مصر حملات قبلی اسرائیل به ایران در ژوئن 2025 را محکوم کرد و reportedly برای کاهش تنش قبل از حمله آمریکا-اسرائیل به ایران در اواخر فوریه 2026 فشار آورد. با این حال، قاهره به طور عمومی این حملات آمریکا-اسرائیل را محکوم نکرد که عمق دخالت آمریکا را در این بار منعکس میکند.
از آن زمان، قاهره حملات ایران به کشورهای خلیج فارس را محکوم کرده است. این کشور جنگندههای رافال و سیستمهای دفاع هوایی را به امارات متحده عربی و سایر کشورهای خلیج فارس مستقر کرده است.
رئیسجمهور عبدالفتاح السیسی از زمان آغاز جنگ دو بار به خلیج فارس سفر کرده است. او به طور عمومی از رئیسجمهور دونالد ترامپ خواسته است که در مارس جنگ را متوقف کند.
مصر همچنین بخشی از یک گروه غیررسمی چهارگانه جدید در منطقه به همراه پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی تشکیل داده است. این چهار کشور نگرانیهایی در مورد دستور کار منطقهای که توسط اسرائیل و شرکایش، از جمله امارات متحده عربی، پیش میرود، دارند و از این میترسند که سقوط رژیم ایران تعادل منطقهای را به نفع اسرائیل تغییر دهد.
از اواسط مارس، اعضای این چهارگانه در چندین نشست دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ شرکت کردهاند. در کنار این نشستها، وزیر امور خارجه مصر، بدر عبدالعاطی، یک حمله دیپلماتیک را رهبری کرده و بهطور نزدیک با اعضای چهارگانه، کشورهای خلیج فارس، ایالات متحده و قدرتهای اروپایی هماهنگی کرده است.
در اواسط مارس، سرویس اطلاعات عمومی مصر reportedly تماسهای پنهانی را با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران آغاز کرده و یک آتشبس پنجروزه را به عنوان یک اقدام اعتمادساز برای آتشبس پیشنهاد داده است. طبق گزارشها، این مذاکرات به پذیرش رویکرد دیپلماتیکتر از سوی رئیسجمهور ترامپ کمک کرده است که در نهایت منجر به توافق آتشبس میانجیگری شده توسط پاکستان گردید.
اولویتهای استراتژیک هدفگذاری شده برای جنگ ایران
تلاشهای مصر برای پایان دادن به جنگ بخشی از یک استراتژی مدیریت ریسک بلندمدت برای حفظ امنیت و منافع اقتصادی خود در میان نوسانات منطقهای است. به این منظور، چهار هدف اصلی دارد.
اول، قاهره میخواهد ایمنی و آزادی ناوبری در تنگه باب المندب و دریای سرخ را حفظ کند و از ایجاد هژمونی هر قدرت واحدی در شاخ آفریقا جلوگیری کند و حوثیهای یمنی را به دوری از درگیری تشویق کند.
دوم، مصر به دنبال متعادل کردن جاهطلبیهای اسرائیل برای دستیابی به تسلط در منطقه است.

سوم، مصر میخواهد توجه دولت ترامپ به دیگر درگیریهایی که قاهره آنها را تهدیدات جدیتری میداند، بازگردانده شود. این درگیریها شامل آتشبس متزلزل در غزه، جنگ جاری در سودان و اختلاف مصر با اتیوپی بر سر سد بزرگ اتیوپی است.
در نهایت، مصر میخواهد از ایالات متحده و کشورهای خلیج فارس تعهد مستمر به سرمایهگذاری و حمایت از اقتصاد خود را ببیند، که یکی از آسیبپذیرترینها در برابر افزایش قیمتهای انرژی و فرار سرمایهگذاران بدهی خارجی بوده است. از زمان آغاز جنگ، قیمت سوخت تا ۳۰ درصد افزایش یافته است، در حالی که ارزش پوند مصری کاهش یافته است.
data-path-to-node=”19″>پایان جنگ ممکن است به این اهداف شتاب بیشتری ببخشد. با این حال، کاهش تنش به تنهایی نه تهدیدات بلندمدت نزدیک به مرزهای مصر را از بین خواهد برد و نه بر تسلط منطقهای اسرائیل تأثیر میگذارد. درگیری مصر با اتیوپی بر سر آبهای نیل نیز به قوت خود باقی خواهد ماند.
جنگ ایران، تسریع کننده میانجیگری منطقهای
حتی پیش از جنگ ایران، مصر نقشهای کلیدی در میانجیگری در درگیریهای منطقهای ایفا کرده است، از جنگ در غزه تا شکافهای داخلی میان کشورهای خلیج فارس. میانجیگری یک انتخاب سیاست ایمن بوده که منعکسکننده احتیاط ذاتی قاهره و تلاشهای آن برای افزایش اهمیت دیپلماتیک و بازگرداندن شهرت خود به عنوان دژ ثبات است.
در داخل کشور، میانجیگری همچنین به پر کردن شکاف بین دیدگاههای متضاد درون نهادها کمک میکند که آیا باید رویکردی فعال در منطقه اتخاذ کرد یا به بیعملی استراتژیک ادامه داد.
در کنار دیپلماسی، مصر اخیراً تمایل فزایندهای به بهکارگیری نیروهای نظامی خود نشان داده است. به عنوان مثال، مصر در فوریه امسال نیروهایی را در موگادیشو مستقر کرد، در زمینه مقابله با جاهطلبیهای اتیوپی و اسرائیل در شاخ آفریقا. استقرار نیروهای آن در خلیج فارس همچنین نشاندهنده همراستایی آن با شرکای خلیجی است.
ناوبری در پیچیدگیها فراتر از جنگ ایران
این سیاست خارجی بدون چالش نیست. چشمانداز مصر برای نظم منطقهای پس از جنگ بر اساس فرمولهای قدیمی امنیت ملی پانعربی بنا شده است که لزوماً حمایت گستردهای در سراسر منطقه ندارد.
به عنوان مثال، در ۸ مارس، وزیر امور خارجه عبدالعتی، درخواست رئیسجمهور سیسی در سال ۲۰۱۵ برای تأسیس یک نیروی نظامی مشترک عربی را احیا کرد. با این حال، نخبگان عرب در مورد اینکه آیا ایران یا اسرائیل دشمن اصلی آنهاست، دچار اختلاف هستند و موضع واحدی ندارند. این طرح همچنین با اختلاف نظر در مورد فرماندهی و ساختار نیرو و احتمال مخالفت ایالات متحده مواجه است.
به همین ترتیب، اگرچه گروه چهارگانه در حال افزایش، اسرائیل را به عنوان یک تهدید مشترک فوری درک میکنند، اما اختلافات داخلی قابل توجهی دارند. مصر ایدئولوژی اسلامی دولت ترکیه را به اشتراک نمیگذارد و به طور تاریخی با عربستان سعودی برای برتری عربی رقابت کرده است. عربستان سعودی به طور کامل به ترکیه اعتماد ندارد. در منطقه این تصور وجود دارد که پاکستان یک بازیگر خارجی است که تجربهای از دینامیکهای منطقه و دسترسی به شبکههای آن ندارد. بنابراین، این ائتلاف موقتی، معاملاتی و فاقد عمق استراتژیک است.
قاهره همچنین از تمایل خود برای راضی نگهداشتن همه به منظور تضمین حمایت مداوم از اقتصاد به شدت آسیبپذیر خود رنج میبرد. در حالی که این امر باعث شده قاهره روابط خوبی با بسیاری از بازیگران حفظ کند، همچنین به معنای توجه بیش از حد به منافع بسیاری از شرکا (و رقبای) خود است. این میتواند تصمیمگیری در مورد مسائل فوری امنیت ملی را کند کرده و ممکن است برای مقابله با نوسانات فزاینده و تغییرات سریع آینده در امنیت منطقهای مناسب نباشد.

مصر به همکاری خود با عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان ادامه خواهد داد تا برای یک توافق آتشبس جامع بین ایالات متحده و ایران تلاش کند، که احتمالاً گروه چهارگانه استدلال خواهد کرد که باید لبنان را نیز شامل شود.
قاهره همچنین انتظار میرود تلاشهای خود را برای جلب توجه رئیسجمهور ترامپ به حفظ و اجرای توافق آتشبس در غزه به عنوان یک موضوع جداگانه و اولویتدار تشدید کند. به همین ترتیب، به فشار برای پایان جنگ در سودان ادامه خواهد داد.
مصر، که یکی از بزرگترین ناوگانهای دریایی در منطقه را دارد، همچنین میتواند در بحثهای مربوط به مدیریت ناوبری آینده در تنگه هرمز با ایالات متحده، کشورهای خلیج فارس و قدرتهای اروپایی شرکت کند. به طور همزمان، احتمالاً تعامل دیپلماتیک خود را با ایران پس از جنگ تشدید خواهد کرد، زیرا هر دو طرف نظرات مشترکی در مورد حمایت از ارتش سودان و نگرانیها درباره گسترش نفوذ اسرائیل در شاخ آفریقا و خلیج عدن دارند.
قاهره احتمالاً از نزدیکی مجدد خود با امارات متحده عربی استفاده خواهد کرد تا سعی کند آن را از حمایت از نیروهای حمایت سریع در سودان (که امارات این موضوع را انکار میکند) و جاهطلبیهای منطقهای دولت اتیوپی منصرف کند. همچنین ممکن است پیشنهاد کند که رهبری تلاشهای کاهش تنش بین ابوظبی و تهران را بر عهده بگیرد.
استراتژی مصر باید در نهایت توسط تهدیداتی که به دنبال کاهش آنهاست تعریف شود، نه اینکه به دنبال اجرای جاهطلبیهای جسورانه باشد. با این تمرکز، شانس بهتری برای دستیابی به اهداف کوتاهمدت خود در یک منطقه ناپایدار خواهد داشت.

