دینامیکهای در حال تغییر درگیریهای مدرن نیازمند بازسازی عمیق چارچوبهای دفاع جهانی غرب است، جایی که برتری تاکتیکی فوری باید بهطور سیستماتیک با استقامت صنعتی بلندمدت جفت شود.
با گذر نقاط بحران جهانی به جنگهای فرسایشی طولانیمدت، حفظ برتری عملیاتی نیازمند گسترش بیسابقه ظرفیتهای زنجیره تأمین و زیرساختهای لجستیکی است.
انتقال موفق به واقعیتهای ماراتن آینده ارتش آمریکا ایجاب میکند که برنامهریزان دفاعی فرضیات مربوط به پیروزیهای سریع و قاطع را کنار بگذارند و به جای آن بر تابآوری عمیق در میدان جنگ تمرکز کنند.
برای اینکه شبکههای امنیتی همچنان قابل دوام بمانند، یک بازنگری جامع باید خطوط تولید تسلیحات را بهروز کند تا بتواند تنشهای ساختاری که در ماراتن آینده ارتش آمریکا به تصویر کشیده شده است را تحمل کند.
چشمانداز عملیاتی ماراتن آینده ارتش آمریکا
زمانی که رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، جنگ خود را علیه ایران آغاز کرد، وعده داد که این درگیری سریع و آسان خواهد بود. ترامپ به روزنامه نیویورک تایمز در تاریخ ۱ مارس، یک روز پس از آغاز بمبارانها، گفت: “چهار تا پنج هفته.” “این کار دشواری نخواهد بود.” او این اظهارات را در مراسمی در روز بعد تکرار کرد: “ما در حال حاضر بهطور قابل توجهی جلوتر از پیشبینیهای زمانی خود هستیم.” یک هفته بعد، او به خبرنگاران گفت که جنگ “بسیار زود” به پایان خواهد رسید. او اعلام کرد که اسرائیل و ایالات متحده “هر نیرویی را در ایران از بین بردهاند.”
این درگیری، البته، پیشبینیها را به چالش کشید. این جنگ بیش از یک ماه به طول انجامید قبل از اینکه واشنگتن به این نتیجه برسد که نمیتواند به راحتی تهران را به تسلیم وادارد. سپس دو طرف یک آتشبس شکننده برقرار کردند. و با وجود توقف رسمی در درگیری، تهران و واشنگتن همچنان به یکدیگر و به شرکای یکدیگر حمله میکنند. هر دو طرف بارها تهدید کردهاند که درگیری کامل را از سر خواهند گرفت.
این روند حقیقت دشواری را برجسته کرده است: جنگهای مدرن به ندرت سریع هستند. در عوض، آنها معمولاً طولانی هستند و به ندرت بهطور قاطع به پایان میرسند. آنها ذخایر مهمات را تخلیه میکنند و اراده شرکتکنندگان را آزمایش میکنند. به عنوان مثال، ایالات متحده اکنون در حال کمبود انواع موشکهای حیاتی است. حمایت عمومی از جنگ، که هرگز بالا نبود، کاهش یافته است.
سال گذشته همچنین نشان داد که ارتش آمریکا توانایی بالایی در انجام عملیاتهای پیچیده و هدفمند دارد. اما جنگ ایران نشان میدهد که ارتش ایالات متحده باید برای ماراتنها آماده باشد، نه فقط دوهای سرعت. این ارتش باید تسلیحات و مهمات جمعآوری کند و از فناوریهای پیشرفته بهطور بهتری برای تولید سلاحهای پیچیدهتر و دفاع در برابر آنها استفاده کند. همچنین نیاز دارد که پایگاهها و تأسیسات خود در خارج از کشور و بهویژه سرزمین اصلی آمریکا را تقویت کند تا در برابر حملات پهپادها و موشکهای دشمن مقاومت کند. در نهایت، باید همکاری نزدیکتری با متحدان خود داشته باشد تا با چالشهایی که با واشنگتن مشترک هستند، مقابله کند. در غیر این صورت، ایالات متحده در دنیای روزافزون خطرناک، در معرض خطر کشیده شدن بیش از حد خواهد بود.

عدم تقارنها هدفگیری واقعیتهای ماراتن آینده ارتش آمریکا
اندازه مهم است ایالات متحده دارای پیشرفتهترین ارتش جهان است. این واقعیتی است که سال گذشته درگیری آن را آشکار کرده است. به عنوان مثال، به حمله شبانه آن به کاراکاس در اوایل ژانویه که رئیسجمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو و همسرش را به اسارت گرفت، توجه کنید. این یک اقدام بسیار چالشبرانگیز بود که نیاز به نفوذ نیروهای عملیات ویژه به داخل پایتخت ونزوئلا در حالی که عنصر غافلگیری حفظ میشد، داشت. این عملیات به راحتی میتوانست به اشتباه برود. اما نیروهای ویژه آمریکا به سرعت دفاع هوایی ونزوئلا را سرکوب کردند و قبل از اینکه در کمتر از سه ساعت وارد و خارج شوند، عمل کردند.
ایالات متحده هیچ سربازی را از دست نداد. به همین ترتیب، حمله غافلگیرانه در ژوئن ۲۰۲۵ به برنامه هستهای ایران نمایش قابل توجهی از قدرت هوایی آمریکا بود، زیرا بمبافکنهای پنهانکار B-2 آمریکا از نیمه جهان عبور کردند و از طریق دفاعهای هوایی پیشرفته ایران به زیرساختهای هستهای این کشور بدون هشدار حمله کردند. و حملاتی که در ابتدای عملیاتهای امسال رهبری ایران را هدف قرار داد، نیاز به هماهنگی قابل توجهی بین اطلاعات آمریکایی و قدرت هوایی متحدان (در این مورد، اسرائیل) داشت.
اما این عملیاتها همگی اهداف مشخصی داشتند. ایالات متحده سعی نکرد کل رژیم مادورو را سرنگون کند، بلکه تنها خود مادورو را هدف قرار داد و زمانی که در ژوئن گذشته به ایران حمله کرد، هدفش وادار کردن تهران به کنار گذاشتن کل برنامه هستهایاش نبود.
این بار، هدف واقعاً همین است و نتیجه آن جنگی بزرگتر است که ایالات متحده در تلاش برای پیروزی در آن بوده است. به شدت ناامیدی واشنگتن، جمهوری اسلامی نشان داده است که قادر به ادامه یک درگیری طولانی است، حتی در حالی که مقامات ارشد کشته میشوند، که بخشی از آن به خاطر زرادخانه بزرگ موشکها و پهپادهایش و هوشمندیاش در بهکارگیری آنهاست. در گذشته، انبوه و دقت بهطور انحصاری در اختیار ایالات متحده و کشورهای دیگر با نیروهای نظامی پیشرفته بود.
اما به لطف ظهور وسایل نقلیه بدون سرنشین ارزان، کشورهای ضعیفتر و حتی بازیگران غیر دولتی (از جمله برخی گروههای نیابتی ایرانی) اکنون میتوانند تعداد زیادی سلاح هوایی تولید و بهطور موفقیتآمیز استفاده کنند. به عنوان مثال، ایران پهپادهای شاهد را برای اشباع سیستمهای دفاع هوایی آمریکا و هدف قرار دادن پایگاههای ایالات متحده در خاورمیانه ارسال کرده است—قابلیتی که از صدام حسین، دیکتاتور عراقی، در سالهای 1991 و 2003 دور ماند. ایران حتی توانسته است اهداف خاصی را در آن پایگاهها هدف قرار دهد، مانند رادارهای دفاع هوایی. ایران، روسیه و دیگر دشمنان آمریکایی اکنون این سلاحها را به تعداد بیشتری تولید میکنند.
ایالات متحده شروع به سازگاری با این واقعیت جدید کرده است. هر شاخه از نیروهای نظامی در حال برنامهریزی برای بهکارگیری تعداد زیادی از سیستمهای بدون سرنشین است. آنها همچنین در حال توسعه روشهای جدید جنگی هستند که مناسب جهانی است که در آن دشمنان خود دارای بسیاری از این سیستمها هستند. اما واشنگتن به طور مزمن در حفاظت از تأسیسات نظامی خود دچار مشکل بوده است. ارتش آمریکا بهویژه به داراییهای بزرگ و ثابت، مانند بنادر، فرودگاهها و سایتهای صنعتی و اقتصادی وابسته است و واشنگتن هنوز بهطور مناسب در دفاع از آنها سرمایهگذاری نکرده است. به عنوان مثال، این کشور نسبتاً هزینه کمی برای پناهگاههایی که میتوانند هواپیماهای نظامی را در زمین محافظت کنند، صرف کرده است. در نتیجه، ایالات متحده در جنگ با ایران چندین تانکر و هواپیمای فرماندهی و کنترل گرانقیمت را از دست داده است.
ایالات متحده همچنین نیاز دارد تا مفاهیم عملیاتی خود را بازنگری کند. در حال حاضر، کتاب بازی تهاجمی واشنگتن به شدت به برقراری برتری هوایی بر رقیب خود وابسته است. اگرچه جنگ با ایران یادآور زندهای از کشندگی قدرت هوایی مدرن بوده است، اما همچنین محدودیتهای قدرت هوایی را نشان داده است. با وجود آسیبهایی که بمبارانهای آمریکایی و اسرائیلی به بار آوردهاند، آنها نتوانستهاند رهبری ایران را تحت فشار قرار دهند. بار دیگر، موفقیت تهران در تولید تعداد زیادی مهمات ارزانتر به آن کمک کرده است تا در برابر حملات ایالات متحده دفاع کند و هواپیماهای آمریکایی—including یک A-10 Warthog و یک F-15 Eagle در آوریل—را سرنگون کند.
data-path-to-node=”13″>جنگ با ایران به نوعی از درگیری تبدیل شده است که ترامپ امیدوار بود از آن اجتناب کند: جنگی فرسایشی. به جای پیروزی در یک ضربه قاطع، ایالات متحده به تلاش برای خسته کردن ایران از طریق هدف قرار دادن انبارهای موشکها و پرتابگرهای موشکیاش کاهش یافته است. ایران نیز به نوبه خود تلاش کرده است تا ایالات متحده را با حمله به تأسیسات منطقهای و متحدان منطقهایاش خسته کند و با مسدود کردن تجارت از طریق تنگه هرمز، فشار بیشتری وارد کند.
در جنگهای فرسایشی، قدرت نظامی به اندازه ظرفیت اقتصادی و صنعتی اهمیت دارد که به استعداد نیز بستگی دارد. متغیر کنترلی فقط مهارت نیروها و فرماندهان نیست، بلکه تعداد مهمات و سرعت تولید آنها نیز اهمیت دارد.
و در اینجا، واشنگتن با مشکلاتی مواجه شده است. اگرچه وزارت دفاع آمار رسمی را منتشر نکرده است، اما واضح است که واشنگتن در مدت زمان کوتاهی تعداد زیادی از پهپادها و موشکها را مصرف کرده و زمان زیادی برای تجدید این ذخایر نیاز خواهد بود. به عنوان مثال، طبق برآورد مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، ایالات متحده تقریباً نیمی از ذخیره موشکهای دقیقزن و حداقل نیمی از سامانههای موشکی THAAD خود را استفاده کرده است.
تجدید هر دو به سطوح پیش از جنگ سالها زمان خواهد برد. و تولید مهمات لازم برای جنگ با یک دشمن توانمند و مسلحتر، مانند چین، حتی بیشتر طول خواهد کشید.

محدودیتهای تأمین صنعتی آینده نظامی آمریکا
مشکل مهمات واشنگتن نباید تعجبآور باشد. ناظران مدتهاست که هشدار دادهاند که ایالات متحده موشکها و بمبهای بسیار کمی به دست میآورد. در ماههای قبل از جنگ، دولت ترامپ در رفع این کمبود پیشرفتهایی داشته است؛ به عنوان مثال، مذاکره برای یک سری قراردادهای تأمین بلندمدت با تأمینکنندگان کلیدی مهمات که باید آنها را به افزایش تولید برای سالهای آینده تشویق کند. وزارت دفاع همچنین شرکتهای جدید را به ورود به صنعت مهمات تشویق میکند و سرمایهگذاری بیشتری در نوسازی تأسیسات تولید موجود انجام میدهد.
اما این اقدامات هنوز کافی نیست. درخواست بودجه سال مالی ۲۰۲۷ دولت به کنگره، به عنوان مثال، تنها بخشی از قراردادهای بلندمدت مهمات را که پنتاگون وعده داده است، تأمین خواهد کرد. در نتیجه، تأمینکنندگان هنوز سیگنالهای تقاضای بلندمدت مورد نظر خود را ندارند. و بخش زیادی از بودجه لازم برای گسترش و نوسازی تولید مهمات در حالت تعلیق باقی مانده است.
برای حل این مشکل، ایالات متحده باید با صرف هزینه بیشتر برای خرید مجموعه وسیعتری از مهمات و تضمین خریدها در طول سالها آغاز کند، یا با تخصیص مجدد بودجه درون بودجه دفاعی یا از طریق افزایش بیشتر آن. وزارت دفاع همچنین باید تولید مهمات خود را با سرمایهگذاری در تأسیسات تولید جدید که میتوانند به سرعت مقیاسپذیر شوند، گسترش دهد. واشنگتن همچنین باید سیستمهای تسلیحاتی نوآورانهای را در آغوش بگیرد که میتوانند به مدیریت ذخایر خود کمک کنند، مانند استفاده از پروژههای هدایتشونده با برد بلند که جایگزینهای مقرون به صرفهای برای برخی مهمات دقیق هستند.
ایالات متحده همچنین باید از انرژیهای پیشرفته—سوختهای محرک و کلاهکهای قویتر—استفاده کند تا سلاحهایی تولید کند که به دلیل قدرت انفجاری بیشتر، میتوانند مسافتهای بیشتری را طی کنند. (اگرچه ایالات متحده دههها پیش در فرمولاسیون انرژیهای پیشرفته پیشگام بود، اما امروز چین، نه ایالات متحده، است که از این نوآوری بهرهبرداری میکند.) این وعدهای است برای خوشآمدگویی به ورود بازیگران جدید به پایگاه صنعتی دفاعی ایالات متحده.
اختراعات جدید میتوانند به ویژه در صرفهجویی در مهمات دفاعی مفید باشند. ایالات متحده با کمبود جدی موشکهای رهگیر مواجه است و تولید بیشتر از آنها به درستی در تلاشهای وزارت دفاع برای افزایش تولید تسلیحات نقش مهمی داشته است. اما ایالات متحده به خوبی میتواند این تلاش را با رویکردهای نوآورانه، کارآمدتر و مؤثرتر ترکیب کند.
به عنوان مثال، سیستم گنبد آهنین اسرائیل به دفاع لایهای متکی است که شامل شلیکهای موشکهای رهگیر بسیار ارزانتر برای دفاع، حفاظت و نجات جانها میباشد. واشنگتن ممکن است رویکرد مشابهی را برای پایگاههای خود در خاورمیانه و سایر نقاط اتخاذ کند. ایالات متحده همچنین باید سرعت استقرار سلاحهای انرژی هدایتشده، مانند لیزرها و مایکروویوهای پرقدرت، را افزایش دهد که در مقابله با حملات پهپاد و موشکی وعدههای قابل توجهی نشان دادهاند.
مدیریت اتحاد استراتژیک تغییر مسیر ماراتن آینده نظامی ایالات متحده
فناوریهای نوظهور میتوانند به رفع برخی از کمبودهای قابلیتهای دیگر واشنگتن کمک کنند. به عنوان مثال، خوشههای ماهوارهای به زودی قادر خواهند بود اهداف متحرک را در هوا، بر روی زمین و در دریا شناسایی کنند و وابستگی ایالات متحده به تعداد کمی از هواپیماهای نظارتی که به طور فزایندهای آسیبپذیر هستند را کاهش دهند. این فناوری همچنین همکاری ارتش ایالات متحده با متحدان و دوستانش را آسانتر میکند. در نهایت، نوسازی زرادخانه هستهای ایالات متحده و احتمالاً به کارگیری نسل جدیدی از سلاحهای هستهای تئاتری میتواند به تقویت بازدارندگی آمریکایی کمک کند و حملات علیه ایالات متحده و متحدانش را دلسرد کند.
همهچیز، همهجا، همزمان واشنگتن تنها دولتی نیست که از عملکرد اخیر ارتش آمریکا درس میگیرد. مقامات در پکن، مسکو و پیونگیانگ نیز مشغول مطالعه عملیات آن هستند. (البته مقامات در تهران نیز همین کار را میکنند.) آنها ایالات متحده را به عنوان دشمن اصلی خود میبینند و مشتاقاند تا نقاط قوت و ضعف آن را شناسایی کنند.
آنها موارد زیادی برای پیگیری دارند. در مورد نقاط قوت، مقامات چینی، روسی و کره شمالی قطعاً به توانایی واشنگتن در به دام انداختن مادورو، نابود کردن بسیاری از سیستمهای هستهای تهران و کشتن رهبری ایران توجه کردهاند. آنها همچنین آگاهند که برخلاف پیشینیانش، ترامپ آماده است تا علیه ایران و ونزوئلا از نیروی نظامی استفاده کند. این حقایق به تقویت بازدارندگی کمک خواهد کرد. اگرچه ممکن است آنها از امنیتی که زرادخانههای هستهایشان فراهم میکند، آرامش یابند، اما رهبران چین، روسیه و کره شمالی تمایل دارند که در جنگی علیه ایالات متحده شرکت نکنند—به ویژه اگر این جنگ ممکن است به طور شخصی برای آنها خطرناک باشد یا جانشان را به خطر بیندازد.
ضعفهایی که این درگیریها نمایان کردهاند شامل کمبود خطرناک مهمات در واشنگتن است. جنگ در ایران همچنین وابستگی ارتش ایالات متحده به متحدان و پایگاههای خارجی را روشن کرده است. از همه مهمتر، درک این موضوع که ایالات متحده حاضر است پس از یک کمپین نسبتاً کوتاه، برای دستیابی به اهداف جنگی خود به مراتب کمتر از آنچه اعلام کرده، راضی شود، سوالاتی را درباره تمرکز و عزم ایالات متحده مطرح کرده است.
مهمات بیشتر به رفع این چالشها کمک خواهد کرد، بخشی از آن با بهبود ظرفیت واشنگتن برای جنگهای طولانیتر. اما دولت ترامپ همچنین باید اطمینان حاصل کند که ارتش آمریکا به طور کلی به گونهای ساختار یافته است که بتواند در جنگهای طولانیتر و در عرصههای بیشتری شرکت کند.

رقبای اصلی ایالات متحده در سرتاسر جهان همکاری میکنند: چین سرمایهگذاریهای عمده اقتصادی و امنیتی در آفریقا و آمریکای جنوبی انجام داده است، اوکراینیها خود را در حال نبرد با سربازان کره شمالی یافتهاند که پهپادهای ایرانی دارند، و روسیه به تهران در هدفگیری نیروهای آمریکایی کمک کرده است. بنابراین واشنگتن نیاز دارد که حضور جهانی خود را حفظ کند. عملیاتهای آمریکایی در ایران و حمایت مداوم از اوکراین نشان میدهد که کاخ سفید به این واقعیت پی برده است که ایالات متحده یک قدرت جهانی با منافع جهانی است، با وجود بیانیههای گاه و بیگاه متضاد.
اما برای اینکه بهطور واقعی نقش خود را به عنوان یک قدرت جهانی بپذیرد، ایالات متحده نیاز دارد که همکاری بهتری با متحدان خود داشته باشد. ایران بهویژه به وضوح نشان داده است که آنها چقدر ضروری هستند. عملیاتهای آمریکایی در این کشور بدون کمک کشورهای عرب خلیج فارس، که میزبان چندین پایگاه آمریکایی هستند، و اسرائیل تقریباً غیرممکن خواهد بود. متحدان ناتو به واشنگتن کمک کردهاند با فراهم کردن پایگاه، دسترسی و حقوق پرواز برای نیروهای آمریکایی که در خاورمیانه فعالیت میکنند. بهویژه، اوکراین به ایالات متحده کمک میکند تا یاد بگیرد چگونه در برابر بمبارانهای پهپادی ایران دفاع کند.
با این حال، بیشتر متحدان ایالات متحده سالهاست که در نیروهای نظامی خود سرمایهگذاری کمتری کردهاند، با وجود درخواستهای متعدد از سوی روسایجمهور آمریکایی برای افزایش هزینههای نظامی. در سال و نیم گذشته، برخی از متحدان اجازه دادهاند که سیاستهای داخلی یا عدم علاقه به ترامپ بر منافع جمعی آنها در تضعیف رژیم ایرانی و اطمینان از جریان آزاد نفت از تنگه هرمز سایه بیفکند. آنها در عوض از کمک به ایالات متحده در کمپین خود خودداری کردهاند، حتی اگر این کار به نفع آنها باشد. در عوض، واشنگتن باید کار بهتری در رساندن تسلیحات خود به دست شرکای خود انجام دهد تا آنها بتوانند بهطور موفقیتآمیزی از خود دفاع کنند.
جنگ در ایران—به همراه دستگیری مادورو—آنچه را که ارتش ایالات متحده در حال حاضر میتواند و نمیتواند انجام دهد، و بنابراین باید چه اقداماتی انجام دهد، روشن کرده است. این نشان داده است که واشنگتن نیاز دارد تا متحدان خود را به انجام کارهای بیشتری ترغیب کند و خود نیز باید بیشتر عمل کند. این به این معنا نیست که ایالات متحده باید کمیت را بر کیفیت ترجیح دهد؛ هنوز هم سودآور خواهد بود که پیشرفتهترین ارتش در کره زمین باشد. اما در دوران درگیریهای طولانی، واشنگتن و متحدانش باید در تمام حوزهها و در تمام جبههها غالب باشند. آنها باید آماده باشند که همه چیز را در هر جا و بهطور همزمان به کار ببرند.

