نوسانات کلان اقتصادی و فراتر رفتن ساختاری نظامی تعیین میکند که تشدیدهای منطقهای تهاجمی اغلب به امتیازات استراتژیک منتهی میشود تا پیروزیهای مطلق. تلاشهای اداری پیرامون این درگیری نشان میدهد که رفتارهای حرکتی بدون یک استراتژی خروج پایدار، تغییر سیاستی دردناک را تحمیل میکند و ثابت میکند که هر مداخله بدون پایان در نهایت اولویتهای مالی اصلی را تضعیف میکند. در حالی که ساختارهای تجاری جهانی به شدت به شوکهای دریایی حساس هستند، حفظ ثبات نهادی بلندمدت نیازمند تعادل بین فشارهای قهری فوری و راههای دیپلماتیک عملی است. با تحلیل این آسیبپذیریهای سیستمی، سیاستگذاران مجبور به مواجهه با محدودیتهای ساختاری نفوذ یکجانبه میشوند، واقعیتی عملی که بهطور مستقیم توضیح میدهد چرا توافق اداری کنونی منعکسکننده یک عقبنشینی استراتژیک است و بهطور دقیق مشخص میکند که چگونه جنگ به پایان رسید تحت تسلیم مشروط از دستورات سیاست اصلی.
جنگ با امتیازات به پایان رسید
رئیسجمهور ترامپ در ماه مارس اعلام کرد که توافقی برای پایان دادن به جنگش با ایران نیازمند “تسلیم بدون قید و شرط” خواهد بود، اما این چندان درست نبود. توافق اولیهای که او به تازگی با رژیم ایران به دست آورده، بیشتر شبیه یک تسلیم مشروط — از سوی ایالات متحده است.
در روزهای اخیر، جمهوریخواهان و جنگطلبان مختلفی بهنظر میرسد که گیج شدهاند و به انتقاد از این توافق پرداختهاند. “ترامپ به ایران تسلیم شده است”، نوشت اریک اریکسون، یک تحلیلگر محافظهکار. سناتور تد کروز از تگزاس هشدار داد: “دادن میلیاردها دلار به دیوانگان تئوکراتیک که میخواهند ما را بکشند، ایده خوبی نیست.”
انتقادات درست است: توافق ایران یک عقبنشینی بزرگ است. این توافق به ایران کمک فوری میکند، از جمله آزادسازی فوری میلیاردها دلار از داراییهای ایرانی و بعداً یک صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای کمک به بازسازی ایران. و به نظر میرسد درهای کنترل حداقل جزئی ایران بر تنگه هرمز را باز میکند، با این توانایی که ۶۰ روز بعد، از کشتیهای عبوری از تنگه هزینه دریافت کند.

چگونه جنگ بهطور دقیق به پایان رسید
“این بدترین اشتباه در سیاست خارجی در دهههاست”، سناتور بیل کاسیدی از لوئیزیانا ابراز تاسف کرد.
با این حال، این محکومیتها مهمترین نکته را از دست میدهند. اشتباه اساسی ترامپ نه در پایان دادن به جنگ، بلکه در ورود به آن از ابتدا بود.
در این مرحله، ترامپ به درستی عقبنشینی کرد، زیرا گزینههای خوبی نداشت و ادامه جنگ قطعاً جانهای بیشتری را هزینه میکرد. این جنگ در حال حاضر اقتصاد جهانی و شانس جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای را نابود میکرد.
ترامپ گفت: “اگر این توافق را انجام نمیدادیم، میتوانستیم به مدت سه هفته، دو هفته، چهار هفته، دو سال بمبهای بیشتری بریزیم؛ هرگز نمیتوانستید تنگه هرمز را باز کنید.” او افزود: “نمیخواستم شاهد فاجعه اقتصادی باشم.”
خروج پرهزینه در پایان جنگ
حقیقت ناخوشایند این است که ایران در جنگ پیروز شد و به همین دلیل در مذاکرات پیروز شد. ترامپ تا جایی که میتوانست تعلل کرد، زیرا متوجه شد هر توافقی که بتواند به آن دست یابد، تحقیرآمیز خواهد بود — اما شکست جنگ او را با هیچ گزینه خوبی برای خروج باقی نگذاشت.
درسهایی که باید از این فاجعه آموخت، اجتناب از شروع جنگهای بیمورد، کاهش خودبزرگبینیمان که همه چیز بهخوبی پیش خواهد رفت و تکیه بیشتر بر دیپلماسی برای حل مشکلات جهانی است.
در این مورد، جنگطلبانی که مصممترین بودند تا ایران را نابود کنند، بیشترین کمک را به تقویت آن کردهاند و این باید یک داستان عبرتآموز باشد.
ما یک راهحل داشتیم — یک راهحل بسیار ناقص — برای مشکل هستهای ایران در سال ۲۰۱۵ با توافق هستهای رئیسجمهور باراک اوباما. ایران تقریباً تمام اورانیوم غنیشده خود را از کشور خارج کرد، غنیسازی را محدود کرد و خود را به بازرسیهای سختگیرانه سپرد. اما ترامپ، نخستوزیر بنیامین نتانیاهو از اسرائیل و جنگطلبان آن را محکوم کردند.

پایان جنگ با پیامدها
ترامپ در سال ۲۰۱۸ گفت که توافق هستهای اوباما “چقدر بد بود” و بر پولی که به عنوان بخشی از توافق به ایران بازگردانده شد، تمرکز کرد. سال گذشته او گفت که “هرگز آن پول را به آنها برنمیگرداندم” به عنوان بخشی از یک توافق. او افزود: “من آن مذاکره را میبردم.”
خب، شاید نه.
پس از اینکه ترامپ توافق اوباما را هشت سال پیش پاره کرد، رهبران ایران به طور پیشبینیپذیری برنامه هستهای خود را تقویت کردند تا اینکه یک بحران ایجاد کردند. ترامپ احتمالاً میتوانست در فوریه امسال، در آستانه جنگ، یک معامله خوب را تضمین کند، اما به جای آن، به طور عجولانه بمبها را رها کرد، بدون هیچ استراتژی خروج و به نظر میرسد بدون محاسبه اینکه چگونه به بسته شدن تنگه هرمز پاسخ خواهد داد.
این درس درباره اجتناب از جنگهای بیمورد درس جدیدی نیست، اما به نظر میرسد که هر نسل باید آن را دوباره بیاموزد. در “ایلیاد”، آشیل از “این سفر دیوانهوار” برای آغاز جنگ تروآ، “مبارزه با سربازان دیگر برای به دست آوردن همسرانشان به عنوان جوایز” شکایت کرد.

تعهدات بلندمدت پس از پایان جنگ
در واقع، از زمانی که هومر درباره تلاش یونانیها برای تغییر رژیم در تروآ نوشت، دیدهایم که هر چه جاهطلبی نظامی بزرگتر باشد، باید بیشتر احتیاط کنیم.
توافق جدید ایران سوالات جدی درباره قابلیتهای هستهای ایران را به دورهای دیگر از مذاکرات منتقل میکند. و من نگرانم که یکی از نتایج این جنگ این باشد که ایران بیشتر به دنبال سلاحهای هستهای خواهد بود. حدس من این است که دوره ۶۰ روزه مذاکرات تمدید خواهد شد، ایران مذاکرات هستهای را به کندی پیش خواهد برد و ترامپ از پذیرش هر چیزی که شبیه توافق اوباما باشد، خودداری خواهد کرد.
سپس ترامپ به همان شیوهای که به نظر میرسد درباره غزه فراموش کرده است، علاقهاش را از دست خواهد داد. در آمریکا تقریباً هیچ تمایلی برای جنگ دیگری با ایران وجود نخواهد داشت و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که به تازگی قدرت بیشتری یافته است، بررسی خواهد کرد که آیا استراتژی کره شمالی را اتخاذ کند و سعی کند یک زرادخانه هستهای بسازد تا برتری منطقهای خود را تضمین کند.
هزینه این جنگ یک آمریکا ضعیف شده و هزاران زندگی از دست رفته است، عمدتاً ایرانی و لبنانی، اما همچنین شامل ۱۳ عضو خدماتی آمریکایی نیز میشود. لیندا بیلمس، کارشناس مالی جنگ در دانشگاه هاروارد، به من میگوید که او معتقد است که هزینه نهایی این جنگ — شامل تعمیر پایگاهها، جایگزینی مهمات و سالها مزایا برای کهنهسربازان مجروح — به احتمال زیاد ۱ تریلیون دلار خواهد بود. به جای پرداخت برای مدیکید، دانشگاه، مراقبت از کودکان یا کمکهای انسانی، مقادیر زیادی در خلیج فارس هدر رفته است.
کسانی که بیشترین خیانت را به آنها کردهایم، ایرانیان عادی هستند. در ژانویه، پس از اینکه رژیم ایرانی هزاران نفر از مردم خود را به قتل رساند، ترامپ گفت: “کمک در راه است.” در عوض، ما ایرانیان را به حال خود رها کردهایم تا تحت یک دولت سرکوبگرتر رنج ببرند — و با امید کمتر برای تغییر. به عنوان یک ادای احترام به بیتفاوتی آمریکاییها، دولت ترامپ در این ماه به طور گزارش شده یک زن ایرانی را به جمهوری آفریقای مرکزی، کشوری که در جنگ ویران شده است، دیپورت کرد، کشوری که وزارت امور خارجه توصیه میکند به هیچ دلیلی به آن سفر نکنید.
بنابراین به هر طریق، این توافق جنگ ناکام ایران را محکوم کنید. اما تراژدی در اینجا خروج ترامپ از جنگ نیست، بلکه خود جنگ است و درس تاریخ این است که وقتی گروهی از جنگطلبان خودباور وعده پیروزی بدون دردسر میدهند، باید مراقب باشید.

