شکست دیپلماتیک ناگهانی میان واشنگتن و تهران منطقه را غافلگیر کرده است. در حالی که کشورهای عرب خلیج به طور رسمی از آتشبس موقت جدید برای جلوگیری از درگیری نظامی آشکار حمایت میکنند، نگرانیهای عمیقی در زیر سطح باقی مانده است. این توافق به تنشهای فوری پایان میدهد اما ثبات بلندمدت منطقه را به طور کامل بدون حفاظت میگذارد و کشورهای عرب خلیج را مجبور میکند تا برای ایران جسورتر آماده شوند.
خطرات پیش روی کشورهای عرب خلیج
کشورهای عرب خلیج به طور علنی از یادداشت تفاهم ایالات متحده و ایران برای جلوگیری از تنشهای بیشتر حمایت میکنند. با این حال، امتیازات مرتبط با ایالات متحده در این یادداشت تفاهم با نگرانیهای امنیتی متعددی برای منطقه همراه است.
در تاریخ ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ و رئیسجمهور ایران، مسعود پزشکپور، به صورت از راه دور یادداشت تفاهم اسلامآباد میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران، یا به اختصار یادداشت تفاهم ایالات متحده و ایران را امضا کردند. این توافق موقت به منظور رسمی کردن آتشبس میان ایران و ایالات متحده و احیای حمل و نقل از طریق تنگه هرمز طراحی شده است. همچنین یک دوره مذاکره ۶۰ روزه قابل تمدید برای توافق نهایی در مورد آینده برنامه هستهای ایران تعیین میکند. برای تشویق ایران به رعایت این توافق، ایالات متحده به مجموعهای از امتیازات اقتصادی و امنیتی متعهد شده است که در صورت رسیدن به توافق نهایی، به سیاست containment چند دههای آمریکا در قبال ایران پایان خواهد داد.
جنگ ایران کشورهای عرب خلیج را در موقعیت ناخوشایندی قرار داده است که باید دیپلماسی را تسهیل کنند و از توافقی معیوب حمایت کنند که نتوانسته است به نگرانیهای اصلی آنها رسیدگی کند و خطر تقویت دشمن خود، ایران، را به منظور جلوگیری از نتیجهای بدتر: بازگشت به درگیریها، به همراه دارد. با توجه به اینکه جهان مشتاق است تا عادیسازی را در تنگه هرمز برای جلوگیری از بحران جهانی انرژی و غذا برقرار کند، دامنه چالش توافق ایران و ایالات متحده، هرچند معیوب، محدود است.
حتی امارات متحده عربی، که در ابتدا رویکرد نظامی برای مقابله با تهدید ایران را ترجیح میداد، از آن زمان به همراه سایر کشورهای عرب خلیج به حمایت از توافق آتشبس پرداخته است. تأثیر اقتصادی مخرب جنگ، از دست رفتن اعتماد به ایالات متحده و عدم وجود موضع واحد در میان صفوف آنها، کشورهای عرب خلیج را عملاً بدون هیچ گزینه دیگری جز حمایت از توافق برای برآورده کردن نیازهای فوری اقتصادی و امنیتی خود، صرفنظر از هزینههای بلندمدت، باقی گذاشته است.
چگونه کشورهای عرب خلیج پاسخ میدهند
خطاهای حذف
از دیدگاه کشورهای حاشیه خلیج عربی، یادداشت تفاهم ایالات متحده و ایران نواقص برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) ۲۰۱۵ را تکرار میکند، زیرا به نگرانیهای امنیتی اصلی آنها پرداخته نمیشود. این توافق هیچ اشارهای به موشکهای بالستیک ایران یا برنامههای هواپیماهای بدون سرنشین (UAV) ندارد، با وجود اینکه ایران در طول جنگ هزاران موشک به سمت کشورهای حاشیه خلیج عربی شلیک کرده است.
اگرچه ترامپ در آغاز جنگ در فوریه ۲۰۲۶ وعده داده بود که «موشکهای [ایران] را نابود کرده و صنعت موشکی آنها را به خاک بسپارد»، اما از آن زمان موضع خود را تغییر داده و استدلال کرده است که «غیرمنصفانه» است که ایران در حالی که سایر کشورهای منطقه موشک دارند، موشک نداشته باشد. با عدم موفقیت در وادار کردن رژیم ایران به تسلیم از طریق فشارهای نظامی و اقتصادی، تغییر نظر ترامپ ممکن است نشاندهنده این باشد که ایالات متحده دیگر از اهرم یا حمایت بینالمللی که پیش از جنگ بر ایران داشت، برخوردار نیست.
این توافق همچنین از حمایت ایران از گروههای مسلح غیر دولتی (NSAGs) در منطقه، از جمله حزبالله در لبنان، انصارالله (حوثیها) در یمن یا واحدهای بسیج مردمی در عراق غفلت میکند. شبهنظامیان تحت حمایت ایران، عراق را به پایگاهی برای حملات علیه بحرین، کویت، عربستان سعودی و امارات متحده عربی تبدیل کردهاند که منجر به واکنشهای محدود از سوی عربستان سعودی و احتمالاً کویت شده است.
در واقع، به نظر میرسد این توافق به گروههای مسلح غیر دولتی تحت حمایت ایران، که به درخواست ایران در توافق آتشبس گنجانده شدهاند، از حملات بیشتر اسرائیل یا کشورهای حاشیه خلیج عربی محافظت میکند. اسرائیل به طور قابل توجهی قدرت حماس و حزبالله را کاهش داده و رهبران غیرنظامی و نظامی ارشد حوثیها را از زمان حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ که به رهبری حماس انجام شد، ترور کرده است، که آسیب قابل توجهی به شبکه منطقهای ایران وارد کرده است، هرچند با هزینه انسانی عظیمی برای جمعیتهای غزه و لبنان.
فشار بر کشورهای حاشیه خلیج عربی
یادداشت تفاهم ایالات متحده و ایران در مورد آینده حاکمیت تنگه هرمز مبهم است و این موضوع را به ایران، عمان و سایر کشورهای حاشیه خلیج عربی واگذار میکند تا ترتیبی را تعیین کنند. این توافق مشخص میکند که ایران باید عبور کشتیهای تجاری از طریق تنگه را «بدون هزینه» برای یک دوره ۶۰ روزه تسهیل کند و سوال جمعآوری عوارض یا هزینهها پس از پایان این دوره ۶۰ روزه را باز میگذارد. رئیس مجلس ایران و مذاکرهکننده ارشد، محمد باقر قالیباف، تلاش کرده است تا ابهام را به نفع ایران حل کند و بیان کرده است که تنگه «هرگز به شرایط پیش از جنگ خود بازنخواهد گشت و تحت مدیریت» ایران خواهد بود.
در یک بیانیه مشترک، ایران و عمان متعهد شدند که به توافقی در مورد «مدیریت آینده ناوبری در تنگه هرمز و خدماتی که در این زمینه ارائه خواهد شد و هزینههای مرتبط با آن» دست یابند و این موضوع را تأیید کردند که ایران قصد دارد تحت بهانهای ضعیف، مکانیزم عوارض غیررسمی را در تنگه اعمال کند.
در پاسخ، ترامپ در شبکه اجتماعی Truth Social اعلام کرده است که هیچ عوارضی در طول یا پس از دوره ۶۰ روزه دریافت نخواهد شد، مگر اینکه ممکن است ایالات متحده «برای خدمات ارائه شده» به کشورهای منطقه عوارضی دریافت کند. اطمینانهای اخیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، مبنی بر اینکه ایران اجازه جمعآوری عوارض نخواهد داشت، ممکن است به طور کامل اطمینانبخش نباشد، با توجه به پیامهای متناقض ایالات متحده و نقش حاشیهای او در دولت ترامپ در نظارت بر مذاکرات ایالات متحده با ایران.
کشورهای عرب خلیج فارس، به جز عمان، در برابر تلاشهای ایران برای رسمی کردن کنترل خود بر تنگه هرمز یا دریافت عوارض برای عبور از آن مقاومت کردهاند. در ماه مه، کشورهای عرب خلیج فارس به کشتیها دستور دادند که با سازمان تنگه خلیج فارس که توسط ایران برای هماهنگی عبور ایجاد شده است، همکاری نکنند و از مسیر دریایی که ایران مشخص کرده است، که از آبهای سرزمینیاش عبور میکند، استفاده نکنند. در یک جلسه مشورتی شورای همکاری خلیج فارس (GCC) که در آوریل در جده برگزار شد، رهبران کشورهای GCC – به جز عمان که در این جلسه غیبت داشت – «رد قاطع خود را از […] تحمیل عوارض تحت هر شرایطی» اعلام کردند. با این حال، قطر از آن زمان موضع خود را نرمتر کرده و استدلال کرده است که دریافت عوارض موقت برای پاکسازی مین «قابل مذاکره» است.

کشورهای عرب خلیج فارس در حال مدیریت امتیازات
در ازای توقف خصومتها و از سرگیری حمل و نقل از طریق تنگه هرمز، ایالات متحده مجموعهای از امتیازات مالی و امنیتی به ایران ارائه میدهد که در طول دوره اولیه ۶۰ روزه پس از امضای یادداشت تفاهم ایالات متحده و ایران به اجرا در میآید.
در این دوره، ایران میتواند به حدود ۲۰ میلیارد دلار در ارز سخت دسترسی پیدا کند، که شامل ۱۲ میلیارد دلار از وجوه ایرانی که آزاد شده و ۸ میلیارد دلار از درآمدهای صادرات نفت و پتروشیمی است، به شرطی که به سطوح صادراتی پیش از جنگ بازگردد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که بخشهای بزرگی از اقتصاد ایران، از جمله صنعت نفت و پتروشیمی را کنترل میکند، در موقعیتی است که از این منابع بهرهبرداری کند. تهران احتمالاً حداقل بخشی از این منابع را به سمت بازسازی قابلیتهای نظامی خود و حمایت از شبکه منطقهای گروههای مسلح غیر دولتی به عنوان یک اولویت هدایت خواهد کرد.
ایالات متحده همچنین متعهد به خروج نیروهای خود از «نزدیکی» ایران شده است، که احتمالاً به نیروهای دریایی محاصرهکنندهاش اشاره دارد، اما همچنین ممکن است به پایگاهها و تأسیسات نظامی واقع در کشورهای حاشیه خلیج عربی اشاره کند. اخراج حضور نظامی ایالات متحده از منطقه خلیج مدتهاست که یک هدف استراتژیک ایران بوده است، هدفی که توسط رهبر جدید آن، آیتالله مجتبی خامنهای، در تعطیلاتی که اخراج نیروهای پرتغالی از هرمز در قرن هفدهم را گرامی میدارد، دوباره تأکید شده است. disengagement ایالات متحده از منطقه با سیاست چند دههای کشورهای حاشیه خلیج عربی که به میزبانی نیروهای خارجی به عنوان وسیلهای برای بازدارندگی تهدیدات پرداختهاند، در تضاد خواهد بود و حداقل در کوتاهمدت آنها را در برابر همسایه متجاوز خود، ایران، آسیبپذیر خواهد کرد.
در انتظار یک توافق نهایی که محدودیتهایی برای برنامه هستهای ایران تعیین کند، این توافق همچنین ایالات متحده را متعهد به اجرای برنامههای ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی و توسعه برای ایران میکند، برنامهای که معاون رئیسجمهور ایالات متحده، جی دی ونس، ادعا کرده است که کشورهای حاشیه خلیج عربی آن را تأمین مالی خواهند کرد. این تعهد یک انحراف قابل توجه از سیگنالهای دولت ترامپ در اوایل ژوئن است که در آن زمان در حال بررسی استفاده از وجوه مسدود شده ایران برای حمایت از تعمیر خسارات ناشی از هزاران حمله موشکی و پهپادی ایران به کشورهای حاشیه خلیج بود. سناتور لیندزی گراهام، یکی از نزدیکان حزب جمهوریخواه به ترامپ، در ابتدا ایده برنامه ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی و توسعه برای ایران را مقایسه کرده بود.
این تعهد نشاندهنده یک تغییر قابل توجه از سیگنالهای دولت ترامپ در اوایل ژوئن است که در آن به بررسی استفاده از وجوه مسدود شده ایران برای حمایت از تعمیر خسارات ناشی از هزاران حمله موشکی و پهپادی ایران به کشورهای عرب خلیج فارس پرداخته بود. سناتور ایالات متحده، لیندزی گراهام، که از نزدیکان حزب جمهوریخواه ترامپ است، در ابتدا ایده صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری را که نخستین بار توسط ایران فاش شد، به «یک طرح مارشال برای آلمان در حالی که نازیها هنوز در قدرت هستند» مقایسه کرده بود.
در حالی که وزیر امور خارجه عربستان سعودی، شاهزاده فیصل بن فرحان آل سعود، ایده تأمین مالی بازسازی ایران را به دلیل عدم اعتماد و برنامههای توسعهای خود پادشاهی رد کرده است، قطر نسبت به امکان استفاده از سرمایهگذاریها برای تشویق رفتارهای صلحآمیزتر از سوی ایران ابراز آمادگی بیشتری کرده است.
آنچه کشورهای عرب خلیج فارس به ارث میبرند
کاهش محاصره آمریکا
اگر تهران و واشنگتن مذاکرات هستهای را به سرانجام برسانند، ایران شانس این را دارد که بهطور کامل از تحریمهای آمریکا و بینالمللی رها شود. بر خلاف برجام، یادداشت تفاهم ایالات متحده و ایران، ایالات متحده را ملزم به لغو نه تنها تحریمهای مرتبط با هستهای بلکه «همه انواع تحریمها» که قبلاً بر ایران تحمیل شده است، میکند که به احتمال زیاد شامل تحریمهای مرتبط با حمایت از تروریسم، نقض حقوق بشر و برنامه موشکی بالستیک است. با این حال، مشخص نیست که آیا ایالات متحده قادر خواهد بود اروپا را متقاعد یا مجبور به لغو تحریمهای اتحادیه اروپا یا سازمان ملل کند.
فرانسه اعلام کرده است که قبل از تأیید لغو تحریمهای سازمان ملل، به دنبال «امتیازات عمده» و «تغییر رادیکال در موضع» از سوی ایران خواهد بود و برنامه موشکی ایران و حمایت از گروههای مسلح غیر دولتی منطقهای را بیثباتکننده توصیف کرده است. با این حال، اگر اروپاییها همکاری کنند، لغو جامع تحریمها به معنای پایان سیاست محاصره آمریکا نسبت به ایران خواهد بود که از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ برقرار بوده و به ایران اجازه میدهد تا به اقتصاد جهانی بازگردد و در نهایت به عنوان یک قدرت منطقهای قویتر ظاهر شود.
پایان مهار ایران توسط ایالات متحده، تغییر بنیادی در معادله امنیت منطقهای به همراه خواهد داشت که پیامدهای گستردهای برای کشورهای عرب خلیج فارس خواهد داشت. با وجود اطمینانهای روبیو در این زمینه، کشورهای عرب خلیج فارس نفوذی بر نتیجه نهایی توافق ایران و ایالات متحده ندارند. ایران که از حمله ترکیبی آمریکا و اسرائیل جان سالم به در برده، خروج نیروهای آمریکایی از اطراف خود را به دنبال داشته و مجموعهای از امتیازات را به دست آورده است، با پیروزی استراتژیک خود بر ایالات متحده تقویت خواهد شد. ادغام مجدد اقتصاد ایران در سیستم جهانی در نهایت منجر به جریان منابع اقتصادی عظیم به رژیمی خواهد شد که به وضوح نسبت به همسایگان خود در خلیج فارس خصمانه است.
با این حال، دوام آتشبس ایران و ایالات متحده و نتیجه موفقیتآمیز یک توافق نهایی هستهای در هالهای از تردید قرار دارد. موفقیت این توافق به رفتار چندین بازیگر، از جمله اسرائیل، حزبالله و کشورهای عرب خلیج فارس که در این توافق طرف نیستند، بستگی دارد.
اجرای تعهدات ایالات متحده، به ویژه حذف تحریمها و تصویب یک قطعنامه الزامآور شورای امنیت سازمان ملل (UNSC)، همچنین به تأیید کنگره و دیگر اعضای دارای حق وتو در شورای امنیت بستگی خواهد داشت. رفتار غیرقابل پیشبینی دولت ترامپ و تاکتیکهای تأخیر ایران همچنان مانع ایجاد اعتماد بین دو طرف خواهد بود. علاوه بر این، دولت بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل که در حال تلاش برای انتخاب مجدد در اکتبر است، ممکن است جنگ با حزبالله را دوباره شعلهور کند، با توجه به محبوبیت فراوان آن در میان جمعیت یهودی اسرائیل، و ایران را وادار به واکنش کند.
نتیجهگیری
در شرایطی که بین یک نتیجه بد و بدتر گیر کردهاند، کشورهای عرب خلیج فارس تصمیم به حمایت از یادداشت تفاهم ایالات متحده و ایران گرفتهاند به امید اینکه از گرفتار شدن در تیررس یک درگیری منطقهای دیگر جلوگیری کنند. با این حال، با وجود منافع عمیق کشورهای عرب خلیج فارس در مذاکرات ایران و ایالات متحده، عدم اعتمادپذیری ایالات متحده، تقسیمات درونسازمانی، آسیبپذیریهای اقتصادی و امنیتی و تنفر از جنگ، آنها را در موقعیت نامساعدی قرار داده است و نفوذ کافی برای شکلدهی به نتیجه نهایی این مذاکرات و نظم امنیتی منطقهای که از آن ناشی میشود، ندارند.

