چشمانداز جهانی مبارزه با تروریسم نیازمند اتحادهای تیزبین و آیندهنگر است و ورود قریبالوقوع نخستوزیر علی الزیدی به واشنگتن نقطه عطفی حیاتی را ارائه میدهد. برای تأمین ثبات پایدار منطقهای، دولت ترامپ باید بهطور نزدیک با بغداد همکاری کند تا چارچوب هدفمندی را علیه دولت اسلامی رسمی کند. با آسیبپذیری امنیت مرزی و افزایش تنشهای منطقهای، ایجاد یک برنامه دفاعی دوجانبه نهادی تنها مسیر قابل قبول برای جلوگیری از بهرهبرداری دولت اسلامی از فضاهای بدون حاکمیت باقی میماند.
دولت اسلامی: استراتژی مورد نیاز
با وجود اولویتهای دیگر و پایان قریبالوقوع مأموریت ائتلاف، سفر الزیدی فرصتی حیاتی است تا اطمینان حاصل شود که بغداد کمکهای هدفمندی را دریافت میکند که برای جلوگیری از ظهور مجدد دولت اسلامی در زمانی که کشور با نوسانات داخلی و منطقهای روبرو است، نیاز دارد.
در آستانه سفر نخستوزیر علی الزیدی به واشنگتن در هفته آینده، نیروهای عراقی تحت حمایت ائتلاف به رهبری ایالات متحده مجموعهای از عملیاتها را علیه اهداف دولت اسلامی (IS) انجام دادند. از زمان شکست سرزمینی این گروه در عراق در یک دهه پیش، حضور محلی آن کاهش یافته و دیگر تهدیدی وجودی برای کشور محسوب نمیشود.
با این حال، بقایای آنها در هرج و مرج شکوفا میشوند و ممکن است بخواهند با بهرهبرداری از دینامیکهای جدید—از جمله انتقال اخیر ۵۷۰۰ بازداشتشده وابسته به IS به عراق، بیثباتی منطقهای ناشی از درگیریهای مرتبط با ایران و نیابتیهای آن، و زمان محدود عملیات عزم ذاتی (OIR)، مأموریت ضد IS به رهبری ایالات متحده که قرار است در سپتامبر پس از سالها مذاکره منقضی شود—رتبهها و قابلیتهای خود را بازسازی کنند.
بدون شک، مبارزه آینده علیه IS در جلسه آینده الزیدی با رئیسجمهور ترامپ موضوع اصلی بحث نخواهد بود، زیرا هر دو رهبر فهرست بلندی از اولویتهای دیگر دارند، از جمله جستجوی فرصتهای سرمایهگذاری جدید (بهویژه در بخش انرژی)، یافتن راهی برای پیشبرد نیابتیهای تحت حمایت ایران و نفوذ گستردهتر ایران در عراق، و تسهیل روابط داخلی بین بغداد و منطقه کردستان عراق. با این حال، با توجه به پیروزیهای سختکوشانه علیه IS و نیاز به جلوگیری از فرسایش این پیشرفت، مقامات باید از این سفر بهعنوان فرصتی برای پرداختن به این تهدید مداوم و شکلدهی به مرحله بعدی مبارزه با IS استفاده کنند.

نقشهبرداری از بقایای دولت اسلامی
تکامل تهدید IS در عراق
جنگ عراق در سال 2003 به طور غیرمستقیم باعث شد که گروههای جهادی—از جمله پیشینیان داعش، القاعده در عراق—از خلاءهای امنیتی بهرهبرداری کنند و نارضایتیهای مذهبی محلی را به یک علت فراملی تبدیل نمایند. ماشین تبلیغاتی این جنبش از این تقسیمات برای هدف قرار دادن سنیهای ناراضی استفاده کرد و حمایتی را ایجاد کرد که پس از آغاز جنگ در همسایگی در سوریه در سال 2011 به طور تصاعدی افزایش یافت. با تشدید درگیریها، دولت عراق شبکهای از زندانها را برای نگهداری جهادیهای بازداشتشده حفظ کرد که به نوبه خود این تأسیسات را هدف قرار دادند. در سالهای 2012-13، داعش کمپین «شکستن دیوارها» را آغاز کرد که چند صد جنگجو را آزاد کرد و در نهایت به گروه کمک کرد تا رهبری خود را بازسازی کند، دوباره ظهور کند و به سوریه گسترش یابد.
پس از شکست سرزمینی داعش در عراق در سال 2017، این گروه به طور قابل توجهی تضعیف شد و همچنان نیز چنین است—این گروه تا کنون در سال 2026 تنها دو حمله در عراق انجام داده است، در حالی که در سال 2021 بیش از هزار حمله انجام داده بود. با این حال، با انتقال به مدل سلولهای خواب، داعش توانسته است به مدت سالها در آنجا فعالیت کند، علیرغم فشارهای فزاینده، و تصویری از نفوذ را به نمایش بگذارد که به آن کمک میکند تا جمعیتهای محلی را ترسانده، از خلاءهای امنیتی بهرهبرداری کند و فعالیتهای خود را در مرز سوریه حمایت کند.
چالش دیگری که بغداد با آن مواجه است، وظیفه دشوار بازگشت بیش از 23,000 شهروند عراقی است که از سال 2021 در مراکز بازداشت وابسته به داعش در شمال شرق سوریه نگهداری میشوند. عراق با مسائل مالی، حمایتی و امنیتی مرتبط با این چالش مواجه است، در حالی که داعش همچنان توجه گستردهای به این جمعیتها معطوف کرده است.
تهدیدات از سوی دولت اسلامی
عواملی که میتواند به نفع دولت اسلامی عمل کند
با وجود قابلیتهای باقیمانده و تمایل به ظهور دوباره، سلولهای داعش در همان زمینهای که قبل از ظهور این گروه در سال 2014 فعالیت میکردند، عمل نمیکنند. دولتهای عراقی متوالی در کنار شرکای بینالمللی با داعش مبارزه کردهاند؛ به نظر میرسد که دولت جدید سوریه نیز آماده است تا با این گروه مبارزه کند؛ و غیرنظامیانی که تحت حکومت داعش زندگی کردهاند، تمایلی به بازگشت به آن وضعیت ندارند. با این حال، سه دینامیک به موقع میتواند به نفع این گروه عمل کند:
بیثباتی منطقهای مرتبط با ایران و نمایندگان آن میتواند زمینه را برای ظهور دوباره داعش فراهم کند. در پاسخ به تصرف بخشهای وسیعی از کشور توسط داعش در یک دهه پیش، چندین میلیشیا عراقی برای مقابله با این حمله ایجاد شدند که بسیاری از آنها با حمایت ایران بودند. پس از آغاز جنگ غزه در سال 2023، برخی از این میلیشیاهای شیعه وابسته به ایران—که از آن زمان به عنوان گروههای تروریستی توسط ایالات متحده شناخته شدهاند—سری از حملات علیه اسرائیل و منافع ایالات متحده انجام دادند. برخی میلیشیاها نیز پس از حمله اسرائیل و ایالات متحده به ایران در فوریه گذشته همین کار را کردند.
واشنگتن به این حملات به طرق مختلفی پاسخ داده است، از جمله انجام حملات هوایی، تعلیق ارسال دلارهای آمریکایی به عراق و مسدود کردن برنامههای همکاری امنیتی. با این حال، برخی از این برنامهها به مبارزه با داعش اختصاص داشتند و تعلیق آنها به ظهور فضاهای بدون حاکمیت که این گروه به راحتی از آنها بهرهبرداری میکند، کمک کرده است. علاوه بر این، فعالیتهای کوتاهمدت و سرنوشت بلندمدت شبهنظامیان عراق تحت تأثیر تشکیل پرتنش یک دولت جدید به رهبری زیدی خواهد بود که از سوی واشنگتن و تهران تأیید شده است، زیرا هر کشور تلاش میکند بغداد را به سمت مورد نظر خود هدایت کند.
سابقه عراق در محاکمات سریع و نرخ بالای محکومیتها، سیستم زندانهای آن را تحت فشار قرار داده است که تاریخچهای از تبدیل شدن به کانونی برای داعش دارد. در سال 2025، وزیر دادگستری عراق اشاره کرد که زندانها با دو برابر ظرفیت خود فعالیت میکنند و دولت بهطور بعدی عفو بیش از 35,000 زندانی، از جمله برخی محکومین به جرایم تروریستی، را اعطا کرد.
با این حال، بسیاری از تأسیسات همچنان overcrowded باقی ماندهاند و انتقال حدود 5,700 بازداشتشده مرتبط با داعش از سوریه، سوالات امنیتی بیشتری را به وجود آورده است. این انتقالها پس از نقضهایی در تأسیسات سوریه در طول تصرف پرتنش شمالشرق توسط دولت جدید در دمشق انجام شد و نگرانیهای امنیتی واقعی در مورد این جمعیتها را منعکس میکند. این نگرانیها با وجود انتقال همچنان ادامه دارد، زیرا در صورت وخامت شرایط امنیتی، فرارها میتوانند در عراق نیز رخ دهند. در شماره آوریل نشریه النبأ، داعش به زندانی شدنهای جاری در عراق اعتراض کرد و آن را فرقهای خواند و شبهنظامیان مورد حمایت ایران را به تسهیل آن متهم کرد. علاوه بر این، موشکهایی که توسط این شبهنظامیان مورد حمایت ایران شلیک شدهاند، گاهی به نزدیکی برخی از این زندانها سقوط کرده و نگرانیهایی درباره فرارها ایجاد کرده است.
عملیات مشترک ضد داعش (OIR) قرار است در سپتامبر آینده به پایان برسد، به همراه حضور نظامی ایالات متحده در عراق فدرال. از زمانی که ایالات متحده در سال 2021 مأموریت جنگی یکجانبه خود را در عراق به پایان رساند، حضور نظامی آن بهطور قابل توجهی کاهش یافته است. تا آغاز سال 2025، تنها 2,500 سرباز آمریکایی برای “مشاوره، کمک و توانمندسازی” عراق باقی مانده بودند که از 5,000 نفر در سال 2017 کاهش یافته است. با این حال، عراق به هدف قرار دادن داعش با حمایت ایالات متحده ادامه داده است. تنها در همین سال، یک سلول داعش را منهدم کرده و یک فرمانده را در فوریه دستگیر کرده، نه عضو داعش را در سلیمانیه در ماه مه بازداشت کرده و در ژوئن حملات هوایی به مخفیگاههای داعش در انبار انجام داده است.

داعش: نیازهای منابع
البته، تهدید داعش محدود به عملیاتهای شورشی یا تروریستی نیست و انواع دیگر کمکهای حیاتی ایالات متحده این واقعیت را منعکس میکند. به عنوان مثال، در سال جاری، وزارت امور خارجه به سازمانهای بینالمللی که از تأسیسات بازداشت عراقی حمایت میکنند و همچنین مدیریت اردوگاه و ارائه خدمات در تأسیسات بازگشت به زندگی الامل (که قبلاً جده-۱ نامیده میشد) کمک مالی کرده است، که ابزاری کلیدی برای بازگشت مجدد خانوادههای سابقاً وابسته به داعش بوده است. این وزارتخانه همچنین کمکهای بالقوهای را برای کمک به بغداد در “بازداشت، تحقیق و محاکمه” بازداشتشدگان داعش شناسایی کرده است.
در جای دیگر، صندوق آموزش و تجهیز ضد داعش پنتاگون (CTEF) برای کمک به انتقال اخیر بازداشتشدگان از سوریه استفاده شده است، با وجود اینکه برای تأسیسات بازداشت عراقی برای مدتی استفاده نشده بود. در میان این ابتکارات، گزارش بازرس کل ارشد OIR اذعان کرد که به دلیل اختلالات نفتی ناشی از جنگ ایران، دولت عراق تحت فشار مالی شدیدی قرار دارد و ممکن است نتواند این پورتفوی را به تنهایی مدیریت کند.
گزینههای سیاستی برای شکست داعش
زمانی که نخستوزیر زیدی به واشنگتن میرسد، مقامات هر دو دولت باید زمانی را برای کنار گذاشتن حواسپرتیهای منطقهای و تمرکز بر اقدامات مشخص برای کمک به عراق در خودکفایی اختصاص دهند، به ویژه در مواجهه با چالشهای جدیدی که داعش ارائه میدهد:
دو کشور باید برنامهای برای حمایت از تأسیسات عراقی که بازداشتشدگان وابسته به داعش را نگهداری میکنند، از جمله غیرعراقیهایی که از سوریه منتقل شدهاند، توسعه دهند. بودجه CTEF برای این منظور در سال ۲۰۲۶ استفاده شده است، اما انقضای قریبالوقوع OIR به این معنی است که واشنگتن و بغداد باید به بررسی استفاده از بودجه وزارت امور خارجه به جای آن بپردازند، همانطور که در گزارش بازرس کل ارشد امسال شناسایی شده است. این کار مهم باید شامل کمک به عراق در تحقیق، محاکمه و بازگشت بازداشتشدگان باشد. کمک به پردازش این افراد به عراق کمک میکند تا نه تنها خودکفاتر شود، بلکه جمعیت زندانهای شلوغ خود را نیز کاهش دهد.
در حالی که عراق در تلاش است تا هزاران خانواده بازگشتی که از تأسیسات بازگشت به زندگی الامل خارج میشوند و هزاران بازداشتشده سابق که از زندانها عفو شدهاند را ادغام کند، واشنگتن و بغداد باید در مورد تأمین مالی و حمایت واقعی—با یک جدول زمانی مشخص—بحث کنند تا به نیازهای این جمعیت بزرگ رسیدگی کنند. در حالی که وزارت امور خارجه به تأمین مالی مدیریت اردوگاه در الامل ادامه داده است، سایر کمکها—از جمله صندوق مشارکت و تابآوری جامعه جهانی (GCERF) که به خانوادهها پس از خروج از اردوگاه حمایت بازگشت به زندگی ارائه میداد—در اوایل سال ۲۰۲۶ به پایان رسید.
بسیاری از این افراد به داعش وفاداری ندارند، اما دیگران احتمالاً به دنبال پیوستن دوباره به این گروه خواهند بود، بهویژه اگر دولت عراق حمایتی ارائه ندهد و آنها با هیچ گزینهای مواجه نشوند. در حالی که داعش دیگر بخشی از زندگی روزمره اکثر عراقیها نیست، واقعیت پس از درگیری چنین است. برای کاهش توانایی این گروه در بهرهبرداری از شکافهای امنیتی و حکومتی جاری، مقامات آمریکایی و عراقی باید بر برنامههای حیاتی که حمایت اجتماعی در مناطق بدون حکومت ارائه میدهند، تمرکز کنند.

هر دو دولت باید در نظر داشته باشند که حتی یک داعش ضعیف شده نیز هنوز خطرناک است، همانطور که از عملیاتهای ادامهدار علیه این گروه که با حمایت آمریکا انجام میشود، مشخص است. همانطور که درخواست بودجه پنتاگون برای سال ۲۰۲۷ روشن کرد، “عدم تأمین نیازهای [سرویس مبارزه با تروریسم عراق] یک شکاف امنیتی قابل توجهی به جا خواهد گذاشت که داعش به احتمال زیاد از آن بهرهبرداری خواهد کرد.”
واشنگتن و بغداد باید درباره ادامه تبادل اطلاعات دوجانبه برای مبارزه با سلولهای خوابیده بحث کنند و همچنان با هم کار کنند تا عملیاتهای مبارزه با تروریسم را در صورت نیاز طراحی کنند. نیروهای آمریکایی مورد نیاز برای همکاری مؤثر زیاد نیستند و میتوانند از طریق سفارت آمریکا در بغداد (از طریق وزارت امور خارجه) یا از طریق گروه محدود فرماندهی مرکزی آمریکا که هنوز در منطقه کردستان مستقر است، عمل کنند. در هر صورت، این رابطه باید بر اشتراکگذاری دانش و حمایت فنی تأکید کند.
زیدی و ترامپ باید همافزایی بین رابطه رو به رشد سوریه با واشنگتن و همکاریهای نوپای آن با بغداد را شناسایی کنند، که هر دو میتوانند و باید برای تسهیل مأموریتهای مشترک عراقی-سوری علیه داعش مورد استفاده قرار گیرند.

