ترکیه و اسرائیل از تنشهای گاه به گاه به رقابتی تبدیل شدهاند که تقریباً هر رکن سیاست قدرت در خاورمیانه را تحت تأثیر قرار میدهد — غزه، سوریه، کریدورهای انرژی و رقابت برای تسلط منطقهای پس از شکستهای اخیر ایران.
آنچه این مرحله از رقابت ترکیه و اسرائیل را از اختلافات قبلی متمایز میکند، ماهیت ساختاری آن است: این رقابت نه در شخصیتها یا یک بحران واحد، بلکه در دو دولتی ریشه دارد که تعاریف در حال گسترش امنیت ملی آنها اکنون در چندین جبهه همپوشانی و برخورد میکند. چرخش آنکارا به سمت درگیری عمیقتر در خاورمیانه پس از جنگ سرد و تلاشهای اسرائیل برای بازتعریف نظم منطقهای پس از حزبالله، این دو قدرت را در مسیری قرار داده است که هیچیک از طرفین نمیتواند به راحتی آن را معکوس کند. با این حال، همان وزن ساختاری که آشتی را غیرمحتمل میسازد، همچنین سقف رویارویی را محدود میکند — هر دو دولت از جنگ علنی بیشتر از ادامه رقابت تنظیمشده در سایر حوزهها ضرر خواهند کرد.
رقابت ترکیه و اسرائیل وارد مرحله جدیدی میشود
روابط بین ترکیه و اسرائیل وارد مرحلهای بهمراتب confrontationalتر شده است، که از اختلافات دیپلماتیک دورهای به یک رقابت استراتژیک عمیقتر که ناشی از منافع منطقهای متضاد و نگرانیهای امنیتی است، تکامل یافته است. اگرچه تنشها در دو دهه گذشته بهطور مکرر بروز کرده است، بهویژه پس از جنگ غزه که در اکتبر 2023 آغاز شد، وخامت کنونی منعکسکننده تحولات ژئوپولیتیکی وسیعتری است تا اختلافات سیاسی موقتی یا دشمنی شخصی بین رهبران.
تشدید اخیر با لحنهای خصمانه فزایندهای از مقامات ارشد هر دو کشور مشخص شده است. اسرائیل ترکیه را به دنبال جاهطلبیهای منطقهای تهاجمی متهم کرده و نسبت به هر گونه تقویت قابلیتهای نظامی ترکیه، از جمله خرید جنگندههای پیشرفته آمریکایی، ابراز نگرانی کرده است. در عین حال، ترکیه عملیات نظامی اسرائیل در غزه، سوریه و لبنان را محکوم کرده و هشدار داده است که سیاستهای اسرائیل نه تنها تهدیدی برای کشورهای همسایه، بلکه برای امنیت ملی خود ترکیه نیز محسوب میشود. تبادلهای دیپلماتیک بهطور فزایندهای confrontational شده است، در حالی که روابط اقتصادی و سیاسی به شدت رو به وخامت گذاشته است. تجارت بهطور عمده متوقف شده، گردشگری بهطور چشمگیری کاهش یافته، نمایندگی دیپلماتیک تنزل یافته و خصومت عمومی تشدید شده است.

سوال فلسطین رقابت ترکیه و اسرائیل را تشدید میکند
چهار حوزه اصلی اکنون تعارض بین دو کشور را تعریف میکند. اولین مورد فلسطین است که همچنان منبع پایدار اختلاف باقی مانده است. برخلاف تصوری که حمایت ترکیه از فلسطین را به حزب عدالت و توسعه (AKP) نسبت میدهد، تعهد ترکیه به مسئله فلسطین ریشههای تاریخی بسیار عمیقتری دارد.
این موضوع هم میراث عثمانی و هم تجربیات جمهوری ترکیه اولیه را منعکس میکند، که رهبران آن فلسطین را بخشی مهم از محیط تاریخی و استراتژیک خود میدانستند. اسرائیل به طور فزایندهای ترکیه را به عنوان حامی اصلی خارجی حماس میبیند و ادعا میکند که ترکیه مقامات ارشد حماس را میزبانی میکند، فعالیتهای مالی این گروه را تسهیل میکند و کمکهای انسانی را به گونهای هدایت میکند که نفوذ حماس را در غزه تقویت کند. در نتیجه، اسرائیل با هر گونه نقش قابل توجه ترکیه در ترتیبات امنیتی آینده برای نوار غزه مخالفت کرده است.
رقابت ترکیه و اسرائیل بر سر سوریه عمیقتر میشود
نقطه اصلی دوم اختلاف، سوریه پس از اسد است. اسرائیل نه تنها ظهور دولت جدید اسلامی سوریه را خوش آمد نمیگوید بلکه از گسترش نفوذ ترکیه در آنجا نیز استقبال نمیکند. در حالی که اسرائیل به انجام عملیات نظامی برای محدود کردن تهدیدات بالقوه در داخل سوریه ادامه میدهد، ترکیه به یکی از نزدیکترین متحدان دولت جدید سوریه تبدیل شده است و به بازسازی نیروهای مسلح آن کمک میکند و همکاری نظامی را گسترش میدهد. گزارشهایی از آموزش نظامی ترکیه، انتقال تجهیزات و احتمال ایجاد پایگاههای نظامی جدید نگرانیهای اسرائیل را افزایش داده است که آنکارا در تلاش است تا حضور استراتژیک بلندمدتی را برقرار کند که قادر به محدود کردن آزادی عمل نظامی اسرائیل باشد، به ویژه در عملیاتهای مربوط به ایران یا در داخل خاک سوریه.
کریدورهای انرژی رقابت ترکیه و اسرائیل را تیزتر میکند
پروژههای انرژی و زیرساختهای منطقهای سومین حوزه اصلی منازعه را تشکیل میدهند. ترکیه به شدت با ابتکارات حمایتشده از سوی اسرائیل برای انتقال گاز طبیعی و برق شرق مدیترانه از طریق یونان و قبرس یونانی در حالی که ادعاهای قبرس ترکی را نادیده میگیرد، مخالف است. اسرائیل نیز پروژه جاده توسعه ترکیه به عراق را به عنوان رقیبی برای کریدورهای حمل و نقل که خلیج فارس را به بنادر مدیترانهای اسرائیل متصل میکند، میبیند. تنشهای بیشتری در شاخ آفریقا بروز کرده است، جایی که ترکیه روابط رو به رشد اسرائیل با سومالیلند و گزارشهایی درباره امکانات نظامی احتمالی اسرائیل نزدیک به تنگه باب المندب را به عنوان چالشهای مستقیم برای تمامیت ارضی سومالی و منافع استراتژیک خود در منطقه تلقی میکند.
رقابت ترکیه و اسرائیل تعادل قدرت را بازتعریف میکند
مسئله چهارم و به طور فزایندهای مهم به تعادل کلی قدرت در خاورمیانه مربوط میشود. پس از موفقیتهای نظامی علیه حزبالله و افزایش فشار بر ایران، اسرائیل تلاش کرد تا چشمانداز استراتژیک منطقه را به نفع خود بازتعریف کند. ترکیه در پاسخ به این اقدام، همکاری خود را با پاکستان، عربستان سعودی و مصر تقویت کرده و ایده یک چارچوب امنیتی منطقهای را که عمدتاً بر اساس قدرتهای بزرگ مسلمان است، ترویج میکند. اگرچه آنکارا این ابتکار را به عنوان یک مکانیزم برای ثبات منطقهای معرفی میکند، اما سیاستمداران اسرائیلی به طور فزایندهای آن را به عنوان تشکیل یک ائتلاف منطقهای برای مقابله با نفوذ اسرائیل و جلوگیری از تسلط استراتژیک اسرائیل تفسیر میکنند.

ریشههای تاریخی رقابت ترکیه و اسرائیل
این اختلافات رو به رشد منعکسکننده تغییرات بلندمدت در سیاست خارجی ترکیه است تا تحولات سیاسی اخیر. در طول بخش عمدهای از جنگ سرد، ترکیه به دنبال همراستایی نزدیک با بلوک غرب بود و روابط همکاری با اسرائیل را حفظ کرد. با این حال، چندین توسعه—از جمله تنشها با متحدان غربی بر سر قبرس، ناامیدیها از ادغام اروپایی و واقعیتهای منطقهای در حال تغییر—به تدریج ترکیه را تشویق کرد تا اولویتهای استراتژیک خود را بازتعریف کند. دولتهای متوالی تعاملات سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی با خاورمیانه را گسترش دادند و به طور فزایندهای ثبات منطقهای را جداییناپذیر از امنیت ملی ترکیه میدیدند. حزب عدالت و توسعه این روندها را تسریع کرد اما به طور بنیادی آنها را ایجاد نکرد.
با عمیقتر شدن نقش ترکیه در امور منطقهای، منافع آن به طور فزایندهای با منافع اسرائیل در تضاد قرار گرفت. ترکیه امنیت ملی خود را در تعاریف وسیعتری تعریف کرد که نه تنها شامل دفاع سرزمینی بلکه همچنین مسیرهای تجاری منطقهای، امنیت انرژی، شبکههای حمل و نقل، تحرکات پناهندگان و ثبات کشورهای عربی و مسلمان همسایه میشود. از دیدگاه آنکارا، اقدامات نظامی اسرائیل در فلسطین، سوریه، عراق و ایران، و همچنین شراکتهای آن در مدیترانه شرقی، پیامدهای مستقیمی برای امنیت و منافع اقتصادی ترکیه دارد. در عین حال، اسرائیل نفوذ فزاینده منطقهای و شراکتهای نظامی ترکیه را به عنوان یک تهدید استراتژیک نوظهور درک میکند.
با وجود رقابت فزاینده، احتمال وقوع یک درگیری نظامی مستقیم بعید به نظر میرسد. ترکیه میداند که نه شرایط منطقهای و نه بینالمللی در حال حاضر به نفع جنگ نیست، در حالی که اسرائیل درک میکند که مواجهه با یک عضو قدرتمند ناتو شامل خطرات نظامی و سیاسی قابل توجهی خواهد بود. در عوض، انتظار میرود رقابت از طریق فشار دیپلماتیک، اقدامات اقتصادی، اتحادهای استراتژیک، شراکتهای نظامی و تلاشها برای شکلدهی به توازن قدرت منطقهای ادامه یابد. بنابراین، این رابطه از بحرانهای دیپلماتیک مکرر فراتر رفته و به یک رقابت استراتژیک بلندمدت تبدیل شده است که ریشه در دیدگاههای متضاد برای نظم سیاسی و امنیتی آینده خاورمیانه دارد.

