هماهنگی عمومی یک آشتی سعودی-اماراتی در اواخر ژوئیه، تفاوتهای عمیق ساختاری بین دو کشور قدرتمند خلیج فارس را پنهان کرد و رقابتی به دقت محدود شده را به جای یک تغییر استراتژیک کامل به تصویر کشید. بیانیههای هماهنگ و عکسهای برادرانه خطوط گسل را که توسط حمله هوایی سعودی در دسامبر 2025 به یک محموله مشکوک تسلیحاتی اماراتی در یمن نمایان شده بود، و همچنین خروج شگفتانگیز امارات از اوپک در آوریل 2026 در همان روزی که وزرای خلیج برای رسیدگی به جنگ ایالات متحده-اسرائیل با ایران گرد هم آمده بودند، از بین نبرد.
این حوادث رابطهای را crystallized کردند که در آن دکترینهای امنیتی موازی و اغلب متضاد—همراستایی عمیق ریاض با پاکستان، مصر و ترکیه برای حل و فصل دیپلماتیک در مقابل آغوش نظامی تنگ ابوظبی به اسرائیل— با رقابت اقتصادی شدید همزیستی میکنند. آشتی سعودی-اماراتی کمتر به عنوان یک راهحل عمل میکند و بیشتر به عنوان یک شناخت سطح بالا از این واقعیت است که قطع کامل روابط هزینههای غیرقابل تحملی برای هر دو پایتخت در میان یک نظم منطقهای رو به وخامت دارد.
لنگرهای نهادی، از جمله شورای هماهنگی سعودی-اماراتی و روابط شخصی بین مقامات دفاع و امنیت ملی، کانالهای پشتیبانی را فراهم میکنند که تنشها را در حالی که تمایلات رقابتی تشدید میشوند، محدود نگه میدارد. این پارادوکس جدایی استراتژیک بدون طلاق دیپلماتیک خود یک الگوی تاریخی است که به نقاط عطف قبلی بر سر خطوط لوله و اتحادیه پولی طنینانداز میشود و اکنون در نبردهای مربوط به هوانوردی، مقرهای شرکتی و تسلط اقتصادی پس از نفت تکرار میشود.
نمایش هماهنگ وحدت
در 21 ژوئیه، مقامات ارشد سعودی و اماراتی بیانیههای همزمانی منتشر کردند که رابطه نزدیک تاریخی و کنونی بین دو کشور را تأیید کرده و از “رسانههای مسئول” خواستند که “این واقعیت را به طور عینی منعکس کنند.”
لحن و زمانبندی پستهای رسانههای اجتماعی وزیر رسانه سعودی، سلمان بن یوسف الدوسری، و رئیس سازمان رسانه ملی امارات، عبدالله بن محمد ال حامد، نشاندهنده یک اقدام هماهنگ برای پایان دادن به ماهها گمانهزنی درباره شکست در روابط دوجانبه بود. همچنین، عکسی که در همان روز توسط ترکی آل الشیخ، مشاور دربار سلطنتی سعودی، از خالید بن سلمان و منصور بن زاید آل نهیان، برادران به ترتیب ولیعهد سعودی محمد بن سلمان و رئیسجمهور امارات محمد بن زاید آل نهیان و شخصیتهای بسیار ارشد به اشتراک گذاشته شد، این موضوع را تأیید کرد.
نمایش عمومی وحدت در پسزمینهای از تهدیدات جدید به امنیت منطقهای که از جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران، که اکنون به ششمین ماه خود رسیده، و پس از درگیری غیرمعمول شدید بین عربستان سعودی و امارات متحده عربی در یمن در دسامبر 2025، شکل گرفته است، به وقوع پیوست.
اعلام ناگهانی 28 آوریل خروج امارات از اوپک، که در روزی انجام شد که مقامات خلیج فارس در عربستان سعودی برای بحث در مورد جنگ ملاقات کرده بودند، به درک این موضوع افزود که دو کشور در مسائل کلیدی از هم فاصله گرفتهاند. همچنین، به نظر میرسد که روابط امنیتی و دفاعی امارات با اسرائیل در طول جنگ ایران در مقایسه با نزدیکی عربستان به پاکستان، مصر و ترکیه در تلاش برای پایان دادن به بحران از طریق دیپلماسی، تقویت شده است.

نقاط اصطکاک مکرر روابط دوجانبه را شکل میدهند
بدون شک، تفاوتهای قابل توجهی در رویکرد به مسائل منطقهای وجود دارد، نه تنها در یمن بلکه همچنین در سودان، اما همچنین این واقعیت وجود دارد که روابط عربستان و امارات در طول زمان به طور قابل توجهی نوسان داشته است، از اختلافات مرزی قبل و بعد از تشکیل امارات به عنوان یک فدراسیون از هفت امارت در 1971-72 تا مجموعهای از نقاط بحران در اواسط و اواخر دهه 2000.
این نقاط بحران شامل مخالفت عربستان با ساخت خط لوله گاز طبیعی دلفین از قطر به ابوظبی در سال 2006 و شکاف در سال 2009 بر سر محل شورای پولی شورای همکاری خلیج فارس به عنوان بخشی از یک ارز واحد برنامهریزی شده بود. مقامات امارات با ناامیدی به تصمیم برای قرار دادن شورا در ریاض به جای ابوظبی واکنش نشان دادند و در عرض چند هفته، امارات به دومین کشور شورای همکاری خلیج فارس تبدیل شد که از پروژه اتحادیه پولی خارج شد، پس از عمان در سال 2007، که ضربهای مهلک به راهاندازی (که بعداً لغو شد) آن در سال 2010 وارد کرد.
زمانی که آشتی عربستان و امارات به یک محور استراتژیک تبدیل شد
روابط در دهه پرتنش که شامل قیامهای عربی در سال ۲۰۱۱ و پاندمی جهانی در سال ۲۰۲۰ بود، به طور قابل توجهی بهبود یافت. با انحراف کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در مورد جهت و سرعت تغییرات پس از ۲۰۱۱ در مصر، لیبی، سوریه و یمن، ریاض و ابوظبی به یکدیگر نزدیکتر شدند و پیوندی میان محمد بن زاید و همتای سعودی او، محمد بن سلمان، شکل گرفت. در حالی که فاصله سنی ۲۴ ساله برخی را به این تصور رساند که یک دینامیک مربی-شاگردی در کار است، احتمال بیشتری وجود دارد که مجموعهای از ویژگیهای مشترک رهبری، از جمله تمایل به دیدن تصویر بزرگتر، تفکر خارج از چارچوب و آمادگی برای پذیرش ریسک به منظور دستیابی به نتایج، آنها را به هم نزدیک کرده باشد.
از اتحاد هماهنگ به مسیرهای متفاوت
عربستان سعودی و امارات متحده عربی در برابر قطر به طور نزدیک همکاری کردند، هم در ایستادگی دیپلماتیک در سال ۲۰۱۴ و هم در تحریم بعدی که از سال ۲۰۱۷ آغاز شد و همچنین در ائتلاف نظامی که در سال ۲۰۱۵ در یمن مداخله کرد. علاوه بر این، ایجاد شورای هماهنگی سعودی-اماراتی در سال ۲۰۱۶، نشانهای نهادی برای هماهنگی نزدیکتر در طیف وسیعی از حوزههای سیاسی، اقتصادی و نظامی فراهم کرد. در حالی که محور میان دو ولیعهد در ابوظبی و ریاض در اواخر دهه ۲۰۱۰ بر سیاستهای درون خلیج فارس تسلط داشت، مواضع متفاوت در مورد یمن (در سال ۲۰۱۹) و درون اوپک+ (در مورد سطح تولید و قیمت نفت) در سالهای ۲۰۲۰-۲۱ نشان داد که دوران عمل کردن به صورت هماهنگ به پایان رسیده است.

رقابت اقتصادی تنشهای مدیریت شده را تشدید میکند
دوره پس از پاندمی کرونا شاهد تشدید رقابت اقتصادی و تجاری بود، به ویژه زمانی که محمد بن سلمان مجموعهای از پروژههای کلان و دیگر ابتکارات مرتبط با چشمانداز سعودی ۲۰۳۰ را آغاز کرد. بسیاری از این ابتکارات در حوزههای سفر، گردشگری، مهماننوازی و سرگرمی متمرکز بودند که امارات در آنها از مزیت پیشگامانهای که به دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ برمیگردد، برخوردار بود.
با توجه به اینکه دو اقتصاد بزرگ شورای همکاری خلیج فارس رو در روی یکدیگر قرار گرفتند، اجتنابناپذیر بود که عناصری از تنش رقابتی به وجود آید، زیرا سعودیها به بازارها و حوزههایی که پیشتر تحت رهبری ابوظبی و دبی بودند، نفوذ کردند. یکی از نمونههای برجسته، برنامه مقر منطقهای عربستان سعودی بود که به دنبال اطمینان از این بود که شرکتهای چندملیتی بزرگ که با نهادهای دولتی تجارت میکنند، مقر منطقهای خود را در این پادشاهی تأسیس کنند.
این طرح در سال 2021 اعلام شد و از سال 2024 به اجرا درآمد. دیگری تشکیل شرکت ریاض ایر در سال 2023 بود، یک حامل پرچم جدید برای عربستان سعودی که در سال 2026 تحت رهبری تونی داگلاس، که پیشتر به عنوان مدیر عامل شرکت هواپیمایی الاتحاد در ابوظبی از سال 2018 تا 2022 خدمت کرده بود، عملیات تجاری خود را آغاز کرد.
چرا آشتی سعودی-اماراتی با وجود بحران ادامه دارد
قابل توجه است که هیچ گسست سیاسی بین عربستان سعودی و امارات متحده عربی رخ نداده است، مانند آنچه در ژوئن 2017 با قطر اتفاق افتاد. این خود نشان میدهد که تنشها قابل مدیریت و کنترل بودهاند، حتی پس از حمله هوایی عربستان در تاریخ 30 دسامبر به یمن بر روی یک محموله مشکوک سلاح از امارات: هر دو طرف از عبور از خطوط قرمز و تشدید بیشتر خودداری کردند. روابط نزدیک کاری بین وزیر دفاع عربستان، خالد بن سلمان و مشاور امنیت ملی امارات، طحنون بن زاید آل نهیان، به عنوان یک لنگر اضافی برای روابط دوجانبه و همچنین یادآوری این نکته بوده است که همه چیز حول سران دولت و حکومت نمیچرخد.

تنشهای آینده نظم شکسته را آزمایش خواهد کرد
ممکن است که درسهایی از شکاف سعودی-اماراتی با قطر در سال 2017 و چالشهای اتخاذ مواضع سیاستی غیرقابل انعطاف و تلاش برای وادار کردن رقبای خود به تسلیم آموخته شده باشد. اصطکاکهای قدیمی در درون شورای همکاری خلیج فارس بین مرکزیت سنگین عربستان و جاهطلبیهای به سرعت در حال افزایش کشورهای کوچکتر خلیج فارس، تا حدی به دیدگاههای متفاوتی در مورد نحوه تعامل با کشورهای ضعیف و نظم منطقهای ناپایدار منجر شده است.
عواقب جنگ ایران و اختلالات اقتصادی و انرژی مرتبط با آن، لایههای اضافی عدم قطعیت را به یک سیستم منطقهای که در حال تغییرات قابل توجهی است، افزوده است. زمانی که مقامات سعودی یک ائتلاف دریایی متشکل از 14 کشور برای حفاظت از حمل و نقل تجاری در دریای سرخ را در پاسخ به افزایش حملات حوثیها به کشتیها معرفی کردند، امارات به وضوح غایب بود (همچنین عمان).
و زمانی که محدودیتهای حمل و نقل در تنگه هرمز در نهایت حل شود، پیامدهای بلندمدت استراتژی نفتی امارات خارج از اوپک ممکن است تنشهای جدیدی ایجاد کند اگر ابوظبی به سرعت به افزایش تولید بپردازد در حالی که عربستان به دنبال حمایت از قیمتها باشد. با این حال، این مسائل ممکن است موضوعاتی باشند که مقامات سعودی و اماراتی بخواهند در حال حاضر آنها را کنار بگذارند.

