پیمان دفاعی سعودی که در تاریخ ۷ اوت بین ریاض، ترکیه و پاکستان امضا شد، تحول استراتژیکی در تفکر امنیتی پادشاهی را نشان میدهد. این توافق به جای جایگزینی رابطه دیرینهاش با واشنگتن، شرکای جدیدی به پرتفوی دفاعی بهطور فزایندهای متنوع اضافه میکند. این پیمان مقرر میدارد که هر حمله مسلحانه به یکی از امضاکنندگان به عنوان حمله به همه آنها تلقی خواهد شد، اما از تضمین پاسخ نظامی خودکار خودداری میکند و ماهیت هماهنگی را به مشاوره واگذار میکند.
این تمایز رویکرد عملیگرایانه ریاض را نشان میدهد: این کشور به دنبال شراکتهای همپوشان است که قابلیتهای مکمل را به ارمغان میآورد بدون اینکه ائتلافهای موجود را رها کند. زمانبندی این توافق منعکسکننده بیثباتی فزاینده منطقهای است، از جمله حملات به زیرساختهای خلیج فارس، فعالیتهای حوثیها در دریای سرخ و رویارویی وسیعتر ایران و اسرائیل. با انتخاب مینیلاترالیسم به جای اجماع چندجانبه سنگین، عربستان سعودی انعطافپذیری و سرعت بیشتری در همکاریهای دفاعی به دست میآورد. ترکیه عضویت در ناتو و صنعتی دفاعی در حال رشد را ارائه میدهد؛ پاکستان وضعیت هستهای و ارتش بزرگی را به ارمغان میآورد. هر دو کشور روابط خود را با ایران حفظ میکنند و تأکید میکنند که این پیمان یک بلوک سخت علیه تهران نیست. در عوض، فضایی برای همکاری ایجاد میکند که منافع همپوشانی دارد. بنابراین، پیمان دفاعی سعودی نمایانگر یک پوشش محاسبهشده است، نه یک گسست.
پیمان دفاعی سعودی شرکای جدیدی اضافه میکند
امضای توافقنامه دفاع مشترک مکه توسط عربستان سعودی با ترکیه و پاکستان در تاریخ ۷ اوت، یک توسعه حیاتی در تحول استراتژی امنیتی پادشاهی را نشان میدهد. این توافق مقرر میدارد که هر حمله مسلحانه به هر یک از این سه کشور به عنوان حمله به همه آنها تلقی خواهد شد و چارچوبی برای همکاری عمیقتر دفاعی فراهم میکند.
مهم است که توافق به معنای تضمین یک پاسخ نظامی خودکار نیست؛ بلکه، چارچوبی برای مشاوره و هماهنگی در مسائل دفاعی فراهم میکند، با این حال نوع پاسخ به سه طرف واگذار شده است. به طور کلی، این توافق نشاندهنده تغییر در تفکر استراتژیک عربستان سعودی است: ریاض به دنبال فراتر رفتن از شراکتهای امنیتی سنتی به سمت ترتیبات چندجانبه است که تعداد کمی از شرکا را حول قابلیتهای خاص و منافع استراتژیک مشترک گرد هم میآورد.
امضای این توافق در زمانی صورت میگیرد که بیثباتی در خاورمیانه افزایش یافته و آینده معماری امنیتی منطقه نامشخص است. برای عربستان سعودی، جنگ جاری خطرات وابستگی بیش از حد به یک تأمینکننده امنیتی واحد را تقویت کرده است. واکنش پادشاهی این نبوده است که رابطه امنیتی دیرینه خود با واشنگتن را رها کند، بلکه به تسریع تنوعبخشی به شراکتهای منطقهای خود پرداخته است.
یک پرتفوی دفاعی متنوع
عربستان سعودی به مدت چند دهه به ایالات متحده برای تضمینهای امنیتی خارجی وابسته بوده است. استقرارهای نظامی ایالات متحده، قابلیتهای دفاع هوایی، همکاریهای اطلاعاتی، فروش تسلیحات و تضمینهای امنیتی گستردهتر در محاسبات استراتژیک پادشاهی مرکزی بودهاند. با این حال، محیط منطقهای در سالهای اخیر به طرز چشمگیری تغییر کرده است و نشان میدهد که امنیت خلیج فارس نمیتواند به این سوال تقلیل یابد که آیا واشنگتن در منطقه باقی خواهد ماند یا خیر. حملات گسترده به زیرساختهای انرژی خلیج فارس و حمل و نقل، تهدیدات موشکی و پهپادی، بازگشت فعالیتهای حوثیها در دریای سرخ و رویارویی وسیعتر بین ایران و اسرائیل دامنه تهدیدات در منطقه را برجسته کرده است.
این تحولات ریاض را وادار کرده است تا خطرات ناشی از وابستگی بیش از حد به هر شریک خارجی واحد را مورد بازنگری قرار دهد. این بدان معنا نیست که عربستان سعودی واشنگتن را رها میکند. اگر یک شریک امنیتی نتواند به هر تهدیدی پاسخ دهد، عربستان سعودی میتواند روابط همپوشانی ایجاد کند که در آن شرکای مختلف قابلیتهای متفاوتی را ارائه دهند. در این راستا، توافق دفاعی سهجانبه باید به عنوان بخشی از سیاست وسیعتر عربستان سعودی در ساخت یک پرتفوی امنیتی متنوع درک شود. این تمایز مهم است. عربستان سعودی به جای ایالات متحده، ترکیه و پاکستان را انتخاب نمیکند، بلکه آنها را به شبکهای از روابط دفاعی که به طور فزایندهای متنوع است، اضافه میکند.
چرا انتخاب چندجانبهگرایی؟
مینیلترالیسم شامل تعداد کمتری از کشورهاست که حول منافع استراتژیک مشخص همکاری میکنند. این رویکرد مزایای متعددی برای ریاض ارائه میدهد. نهادهای چندجانبه مانند شورای همکاری خلیج فارس ارزشمند هستند، اما رسیدن به اجماع میان کشورهای متعدد میتواند دشوار باشد، بهویژه زمانی که اعضا برداشتهای متفاوتی از تهدیدات و ترجیحات سیاست خارجی دارند. در مقابل، یک توافق نسبتاً کوچکتر به کشورها اجازه میدهد که سریعتر حرکت کنند و همکاری را به نیازهای استراتژیک خاص خود تطبیق دهند. برای عربستان سعودی، که بهطور همزمان در حال توسعه قابلیتهای نظامی-صنعتی خود و حفظ روابط دفاعی گسترده با ایالات متحده و قدرتهای اروپایی است، توافقات مینیلترالیستی لایهای دیگر از انعطافپذیری را فراهم میآورد. توافق مکه به این صورت عمل میکند که ترکیه و پاکستان را به یک شبکه امنیتی سهجانبه رسمی وارد میکند.
شامل شدن هر دو کشور ترکیه و پاکستان برای پادشاهی عربستان بهویژه حائز اهمیت است زیرا هر یک از این کشورها قابلیتهایی را به ارمغان میآورند که میتواند به جنبههای مختلف نیازهای امنیتی عربستان پاسخ دهد. ترکیه یک عضو ناتو با صنعتی دفاعی در حال گسترش سریع است که بهطور بالقوه دسترسی ریاض به فناوریها و قابلیتهای نظامی پیشرفته را فراهم میآورد. در دهه گذشته، روابط ترکیه با خلیج فراتر از تجارت و دیپلماسی به همکاریهای دفاعی و استراتژیک گسترش یافته است، بهطوریکه شرکتهای دفاعی ترکیه به تأمینکنندگان حیاتی سیستمهای بدون سرنشین و سایر فناوریهای نظامی تبدیل شدهاند.
در همین حال، پاکستان یک کشور دارای سلاح هستهای با ارتشی بزرگ و روابط دفاعی دیرینه با هر دو ریاض و آنکاراست. شایان ذکر است که عربستان سعودی و پاکستان در سپتامبر ۲۰۲۵ توافق دفاع متقابل را بهطور رسمی به امضا رسانده بودند و توافق جدید بر اساس آن رابطه موجود بنا شده است.
ترکیه و پاکستان نقاط قوت متفاوتی را به ارمغان میآورند
این قابلیتهای مکمل نیاز ندارند که سه کشور اولویتهای استراتژیک یکسانی داشته باشند. پاکستان محاسبات خاص خود را در جنوب آسیا دارد، ترکیه روابط خاص خود را با ایران حفظ میکند و عربستان سعودی منافع خاص خود را در مورد قدرتهای منطقهای و جهانی دارد. برای ریاض، ارزش این توافق در ایجاد فضایی برای همکاری است که در آن این منافع همپوشانی دارند. این موضوع موجب میشود که توافق مکه کمتر به یک بلوک ایدئولوژیک سخت تبدیل شود و بیشتر به عنوان نمونهای از مینیلترالیسم عملگرایانه تلقی گردد.
علاوه بر این، اشتباه است که توافق را به عنوان نشانهای از این که پادشاهی تصمیم به دور شدن از واشنگتن به عنوان شریک امنیتی گرفته است، تلقی کنیم. عربستان سعودی همچنان روابط عمیق نظامی، استراتژیک و اقتصادی با ایالات متحده دارد و این موضوع تغییر نخواهد کرد. تنوع به معنای رها کردن نیست و این تمایز بسیار مهم است. ریاض میتواند روابط خود را با واشنگتن حفظ کند در حالی که روابط دفاعی خود را با ترکیه و پاکستان تقویت کرده و به دنبال شراکتهای اضافی با قدرتهای دیگر باشد. این در نهایت بیانگر یک نوع پوشش استراتژیک است نه تناقض، که عربستان سعودی در تلاش است تا روابط امنیتی خود را متنوع کند بدون اینکه روابط موجود خود را ترک کند.
سوال ایران
زمانبندی این پیمان به ناچار سوالاتی درباره ایران مطرح میکند. امضاکنندگان بر جنبه دفاعی آن تأکید کرده و تصریح کردهاند که این توافق به سمت هیچ کشور خاصی هدایت نمیشود. هم ترکیه و هم پاکستان روابطی با ایران به موازات روابط خود با عربستان سعودی دارند و این موضوع نشان میدهد که توافق لزوماً نمایانگر یک همراستایی گستردهتر علیه تهران نیست. با این حال، زمانبندی این پیمان ارزش بازدارندگی آن را در میان وضعیت جغرافیایی-سیاسی کنونی به ویژه مهم میسازد.
برای عربستان سعودی، این موضوع اهمیت دارد حتی اگر پیمان به طور صریح به سمت ایران نباشد. این توافق پیام استراتژیکی ارسال میکند که ریاض شراکتهای امنیتی اضافی دارد که از طریق آن میتواند به تهدیدات علیه سرزمین و زیرساختهای حیاتی خود به طور جمعی پاسخ دهد. اینجا است که ارزش بازدارندگی پیمان ممکن است مهمتر از نتایج نظامی فوری آن باشد. هدف آن لزوماً تأثیرگذاری بر رفتار نیست، بلکه ایجاد عدم قطعیت درباره عواقب تهاجم است.
پیمان دفاعی عربستان سعودی با اولین آزمون خود مواجه است
در عین حال، پیمان مکه چالشهای بالقوه ناشی از اتکا به شرکای امنیتی اضافی را از بین نمیبرد. عبارت “حمله به یکی، حمله به همه است” از نظر سیاسی قدرتمند است، اما معنای عملی آن به این بستگی دارد که پس از یک حمله چه اتفاقی میافتد، از جمله اینکه آیا شرکا در زمان بحران نیروها را مستقر میکنند، اطلاعات و قابلیتهای دفاع هوایی را به اشتراک میگذارند، لجستیک یا تسلیحات ارائه میدهند، یا برنامهریزی نظامی را هماهنگ میکنند. به همان اندازه مهم است که این دولتها چگونه پاسخ خواهند داد اگر ادراکات تهدید و منافع استراتژیک آنها متفاوت باشد. این سوالات هنوز بیپاسخ ماندهاند.
برای پادشاهی، این موضوع هم ارزش و هم محدودیتهای بالقوه مینلیتریالیسم را برجسته میکند. تنوع میتواند به عربستان سعودی دسترسی به دامنه وسیعتری از قابلیتها بدهد و وابستگی آن به هر شریک امنیتی واحد را کاهش دهد، اما نمیتواند تضمین کند که شرکای مختلف به هر تهدید به یک شکل پاسخ خواهند داد. بنابراین، کارایی پیمان مکه به توسعه مکانیزمهای نهادی، قابلیت همکاری، اشتراکگذاری اطلاعات و رویههای بهوضوح تعریفشده برای پاسخ به بحرانها بستگی خواهد داشت.

نهادینهسازی توافق مکه
اولین گامها به سوی نهادینهسازی در حال حاضر در حال انجام است. در تاریخ 31 اوت، نخستین جلسه کمیته سیاسی و دفاعی استراتژیک که تحت توافق مکه تأسیس شده بود، در استانبول برگزار شد. در طول این جلسه، سه کشور توافق کردند که یک دبیرخانه دائمی در عربستان سعودی تأسیس کنند و انسجام نظامی و قابلیتهای دفاعی را از طریق توسعه و تولید فناوری مشترک و همچنین همکاری در صنعت دفاعی تقویت کنند. اهمیت این پیمان برای ریاض در نهایت با این سنجیده خواهد شد که آیا این نوع مینلیتریالیسم میتواند به یک شبکه امنیتی پایدارتر تبدیل شود که قادر به مقابله با تهدیدات امنیتی منطقهای در حال تحول باشد.

