با طلوع آفتاب بر فراز تهران در روز گذشته، ۱۱ فوریه، پژواکهای آشنا از شعارهای انقلابی میدان آزادی را پر کرده و ۴۷مین سالگرد انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ را نه به عنوان فروپاشی آن، بلکه به عنوان یک رویداد مهم جشن میگیرد. برای دههها، ناظران از میان مه تحریمها و ناآرامیهای اجتماعی به این فکر کردهاند که آیا هر سالگرد ممکن است آخرین سالگرد جمهوری باشد. با این حال، با ورود به سال ۴۷، “تسلیت” مورد انتظار بار دیگر به نفع یک “جشنواره” پیچیده کنار گذاشته شده است.
امسال، ریسکها به طور منحصر به فردی بالا هستند. در حالی که فشارهای داخلی و یادآوری سرکوبهای اخیر در ذهن باقی مانده است، چشمانداز خارجی به یک صحنه تئاتری آشنا، هرچند ناپایدار، بازگشته است. با بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، جهان خود را برای “فشار حداکثری ۲.۰” آماده میکند. با این حال، سالگرد در میان یک سری سیگنالهای دیپلماتیک به وقوع میپیوندد: مذاکرات پشتپرده در عمان به آرامی آغاز شده است، در حالی که نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، به شدت در تلاش است تا ترامپ را به جنگی منطقهای دیگر بکشاند.
بقای تهران تا این نقطه ۴۷ نشاندهنده رژیمی است که هنر “زیستن در بحران” را به خوبی آموخته است. اما با محو شدن آتشبازیها، سوال اساسی باقی میماند: آیا این یک نمایش واقعی از تابآوری است یا صرفاً یک مهلت برای اعدام؟ با انتخاب میز مذاکره در عمان به جای “ناوگان” در خلیج فارس، ایالات متحده به جمهوری اسلامی اکسیژن لازم برای رسیدن به امروز را فراهم کرده است. با این حال، با سایه جنگ منطقهای در حال رشد و جمعیت جوانی که از حاشیه نظارهگر است، باید پرسید که آیا مسیر به سالگرد ۴۸ با دیپلماسی هموار خواهد شد یا با فصلهای پایانی یک دولت در حال شکست.
صحنه امروز در تهران کمتر به یک تسلیت شبیه است و بیشتر به یک گواهی بر توانایی باتجربه جمهوری اسلامی در مدیریت بحرانهای وجودی تبدیل شده است. در حالی که جشنهای سالگرد ۴۷ در سرتاسر کشور برگزار میشود، جو حاکم بر آن با حس بقا و مقاومت تعریف میشود. در حالی که منتقدان دههها پیش سقوط قریبالوقوع سیستم را تحت فشار “فشار حداکثری” و تنشهای اقتصادی داخلی پیشبینی کردهاند، دولت بار دیگر عمق نهادی خود را نشان داده است. سالگرد امسال به ویژه مهم است؛ این یک ادعای عمومی از حاکمیت در زمانی است که نقشه منطقه در حال بازنگری است. به جای رژیمی در آستانه فروپاشی، تصویری که امروز به نمایش گذاشته میشود، از یک قدرت منطقهای است که به طور موفقیتآمیزی دههها خصومت را جذب کرده و به طور مؤثری به شهروندان و دشمنان خود علامت میدهد که پروژه انقلابی همچنان داور اصلی سرنوشت ایران است، هرچند با رویکردی ملایمتر.
مسیر به این سالگرد ۴۷ نه با فروپاشی مورد انتظار، بلکه با بازگشت استراتژیک به میز مذاکره هموار شده است. با وجود سایه “ناوگان” آمریکایی در خلیج فارس و تهدید مداوم تشدید نظامی بیشتر، کانال دیپلماتیک در عمان به مهمترین شریان حیات جمهوری تبدیل شده است. در دینامیک کنونی، یک پارادوکس عمیق وجود دارد: در حالی که نتانیاهو دیروز به واشنگتن آمد تا ضربه نهایی و قاطع را علیه نفوذ منطقهای تهران وارد کند، به نظر میرسد که دولت ترامپ به طور فزایندهای به چشمانداز “معامله بزرگ” جذب شده است. با تسهیل این مذاکرات غیرمستقیم در مسقط، واشنگتن به طور مؤثری پذیرفته است که جمهوری اسلامی واقعیتی است که نمیتوان به سادگی آن را با تحریم از بین برد. این همچنین به این معناست که واشنگتن، سرانجام، پذیرفته است که برنامه هستهای ایران، که به عنوان بهانهای برای تشدیدهای اخیر استفاده شده، تنها از طریق مذاکرات میتواند محدود یا پایان یابد. همان نتیجهای که قدرتهای اتحادیه اروپا مدتها پیش به آن رسیدهاند.
برای تهران، ۱۱ فوریه به عنوان پیروزی صبر بر فشار عمل میکند؛ این یک ادعاست که از طریق ترکیبی از نفوذ منطقهای و احتیاط هستهای، اکسیژن دیپلماتیک لازم برای دوام آوردن در برابر تهاجمیترین کمپینهای “فشار حداکثری” را تأمین کرده است.
>راه رسیدن به این سال ۴۷ با قربانیهای عظیم و بازتنظیم نفوذ منطقهای ایران هموار شده است. منتقدان به فرسایش اخیر “محور مقاومت” اشاره میکنند که با کاهش تدریجی متحدان سنتی در شام و تغییرات سیاسی در دمشق مشخص شده است و این را به عنوان نشانهای از قدرت رو به افول میدانند. در واقع، جمهوری اسلامی مجبور شده است تا از میان یک رشته حملات مستقیم اسرائیلی و نمایش نظامی آمریکایی عبور کند که میتوانست یک کشور کمتر منسجم را سرنگون کند. به طرق مختلف، تهران با “سناریوی ونزوئلا” روبرو بوده است: تلاشی سیستماتیک برای فلج کردن کشور از طریق تحریمهای خفهکننده، مسدود کردن داراییهای خارجی و تهدید مداوم یک حمله تمامعیار. با این حال، برخلاف کاراکاس، تهران توانسته است یک دستگاه امنیت داخلی منظم و یک “اقتصاد مقاومتی” را حفظ کند که هرچند تحت فشار است، اما همچنان کارآمد باقی مانده است. رژیم برای تثبیت داخلی، گسترش منطقهای را فدای کرده و ثابت کرده است که در حالی که “سپر” خارجی آن ممکن است آسیب دیده باشد، حاکمیت اصلی آن واقعیتی غیرقابل هضم برای دشمنانش باقی مانده است.nnموفقیت این اصلاحات، آنچه را که به تهران اجازه داده است تا از “سناریوی ونزوئلا” که بسیاری از منتقدانش پیشبینی کرده بودند، اجتناب کند، فراهم کرده است. در حالی که کاراکاس شاهد فروپاشی تقریباً کامل صنعت نفت و بافت اجتماعی خود تحت فشار “حداکثری” مشابه بود، تهران از عمق نهادهای خود و شبکههای تجاری متنوع منطقهای بهرهبرداری کرده است تا ایستادگی کند. جمهوری اسلامی نه تنها با مقاومت در برابر تهاجمهای آمریکایی و اسرائیلی زنده مانده است، بلکه با سازگاری با آن نیز ادامه حیات داده است—گسترش منطقهای سابق خود را برای یک دوره تثبیت داخلی کاهش داده است. این “تابآوری قلعهمانند” با ناآرامیهای اخیر ژانویه و جنگ ۱۲ روزه ۲۰۲۵ آزمایش شده است، اما دولت با دستگاه امنیتی خود دست نخورده بیرون آمده است. با وادار کردن جهان به پذیرش تابآوری خود، ایران “تسلیت” را به یک گفتوگو تبدیل کرده است، هرچند تهدید “مداخله هوشمند” یا “آرمادای” نظامی تجدید شده تضمین میکند که این ثبات همچنان شکننده باقی بماند.nnدر نهایت، سالگرد ۴۷ نه تسلیتی است که بسیاری در واشنگتن و تل آویو نوشته بودند، بلکه یک توقف استراتژیک در یک درام طولانیمدت است. در حالی که بنیامین نتانیاهو امروز از تریبون خود در ایالات متحده برای هشدار درباره “محور مقاومت” تهران و قابلیتهای موشکی آن استفاده میکند، سالنهای آرام مسقط داستان متفاوتی را روایت میکنند—داستانی از بقا عملی که حتی از تهاجمهای شدید برای تغییر رژیم نیز فراتر رفته است. با موفقیت در بازگرداندن تمرکز به پرونده هستهای و تأمین مذاکرات دوجانبه با دولت ترامپ، تهران نشان داده است که پروژه انقلابی آن دارای دوام منحصر به فرد، هرچند در حال نبرد، است. با این حال، با آغاز سال ۴۷، بقای سال ۴۸ به همین مذاکرات وابسته است. اگر “معامله بزرگ” در عمان نتواند به تسکین اقتصادی ملموس برای یک جامعه ایرانی خسته تبدیل شود، یا اگر “آرمادا” در خلیج سرانجام آزاد شود، جشنهای امروز ممکن است واقعاً به عنوان یک نقطه اوج نهایی به یاد آورده شوند. سوال دیگر این نیست که آیا جمهوری میتواند به سال ۴۷ خود برسد، بلکه آیا دیپلماسی که امروز در عمان متولد شده است، کافی است تا اطمینان حاصل شود که سال ۴۸ نیز برای جشن گرفتن وجود دارد.

