جمهوری اسلامی تلاشهای خود را برای گسترش نفوذش در میان شیعیان تایلند تشدید کرده است. این موضوع چگونه ابراز میشود و چه تأثیری بر اسرائیل دارد؟
روابط دیپلماتیک 70 ساله بین ایران و تایلند در سالهای اخیر نوساناتی را تجربه کرده است. با این حال، تمایل ایران برای گسترش نفوذش بر جمعیت شیعه تایلند و بهرهبرداری از آن برای منافع خود در طول زمان تغییر نکرده است. در سال گذشته، این تلاشها به طور قابل توجهی تشدید شده است. این مقاله به بررسی مکانیزمهایی میپردازد که ایران برای تحکیم کنترل خود بر نهادهای مذهبی و آموزشی شیعه در تایلند به کار میبرد، از جمله ارسال علمای دینی از ایران برای اطمینان از پیروی این نهادها از دستورات تهران.
زمینه دیپلماتیک تاریخی
ایران و تایلند 70 سال از تأسیس روابط دیپلماتیک خود را جشن میگیرند که ریشه در تاریخ عمیق بین دو کشور دارد. ریشههای روابط آنها به سفر بازرگان و روحانی ایرانی، احمد گومی، برمیگردد که حدود 420 سال پیش به سیام رسید و پیوند اولیهای بین جمعیت ایرانی و جمعیت سیام در آن زمان ایجاد کرد. در طول سالها، روابط بین این کشورها نوساناتی داشته و به نقطه پایینی در سال 2012 رسید، زمانی که ایران سلولهای تروریستی را برای حمله به اهداف اسرائیلی در بانکوک ارسال کرد. پس از توافق هستهای 2015 (برنامه جامع اقدام مشترک؛ JCPOA) و در چارچوب تعهد ایران به مقامات بانکوک مبنی بر عدم انجام حملات در خاک تایلند، روابط به طور قابل توجهی گرم شد، که در روابط اقتصادی عمیقتر منعکس شد. در فوریه 2025، این کشورها توافق اقتصادی جدیدی را به امضا رساندند که منجر به افزایش 25 درصدی تجارت بین آنها شد. نقش ایران به عنوان میانجی بین تایلند و حماس برای تأمین آزادی کارگران تایلندی که در حمله تروریستی 7 اکتبر 2023 به گروگان گرفته شده بودند، همچنین روابط بین این دو کشور را تقویت کرد.
هدف قرار دادن اقلیت شیعه
بخشی از تمایل تهران برای تعمیق روابط سیاسی با بانکوک ممکن است ناشی از آرزوی آن برای گسترش نفوذش بر جمعیت شیعه تایلند باشد. دوازده درصد از جمعیت تایلند مسلمان هستند و حدود 1 درصد شیعه، که اکثریت آنها در منطقه بانکوک متمرکز هستند. در سالهای اخیر و به ویژه در سال گذشته، ایران مکانیزمهای متنوعی را که در تایلند ایجاد کرده است، تقویت کرده تا کنترل خود را بر این اقلیت افزایش دهد و آن را به اهداف خود وابسته کند.
فرستادگان مذهبی در خارج
یکی از نشانههای این روند، سفر میثم مطیعی، استاد دانشگاه امام صادق در تهران، به تایلند بود که به عنوان یکی از مهمترین مبلغان ایران و نزدیک به رهبر معظم، خامنهای، شناخته میشود. مطیعی در سپتامبر 2024 به تایلند رسید و گزارش شده که بهطور خاص به منظور صدور ایدئولوژی رژیم اسلامی از سوی خامنهای فرستاده شده است. سفر مطیعی نه تنها به دلیل تبلیغاتی که دریافت کرد، بلکه به این دلیل که او به ترویج دانشگاه المصطفی، که شعبهای فعال در بانکوک دارد، پرداخته، استثنایی بود. این دانشگاه به عنوان پیشتاز رژیم ایران در پیشبرد و گسترش ایدئولوژی انقلاب اسلامی شناخته میشود. هر سال حدود 50,000 دانشجوی خارجی در پردیس اصلی دانشگاه در قم و در شعب جهانی (آنلاین) تحصیل میکنند، جایی که عمدتاً محتوای طرفدار رژیم و ضد غربی را جذب میکنند. خود دانشگاه تحت تحریمهای دولت ایالات متحده قرار دارد زیرا نیروی قدس در آنجا فعالانی را برای عملیاتهای خارجی جذب کرده است. تنها در سال گذشته، مقامات آلمانی شعبه دانشگاه در برلین را به دلیل اینکه به عنوان “مرکز جاسوسی” ایرانی در پایتخت آلمان محسوب میشد، تعطیل کردند.
حمایت موتی از فعالیتهای دانشگاه المصطفی در تایلند جای تعجب ندارد، با توجه به نقش مرکزی که این دانشگاه در تبلیغ مذهبی ایران در داخل کشور ایفا کرده است. سفر او همچنین با فعالیت سید حبیبالله صدرالسادات، نماینده دانشگاه المصطفی در تایلند، همراستا است که به تازگی به پوکت سفر کرده است، ظاهراً به منظور گسترش عملیات خود در آنجا. به طور کلی، شعبه اصلی دانشگاه در تایلند عمدتاً بر آموزش فلسفه بنیانگذار انقلاب اسلامی، آیتالله خمینی، و رهبر کنونی ایران، علی خامنهای، به ویژه مخالفت آنها با غرب و سیاست ضد صهیونیستیشان تمرکز دارد. علاوه بر این، نمایندگان دانشگاه از مطالعات دینی در مراکز شیعه در سراسر تایلند حمایت میکنند و بر آموزش برای کودکان و دوران کودکی زودهنگام تمرکز دارند.
مؤسسات انقلابی
موتی تنها روحانی ایرانی نبود که به تازگی به تایلند سفر کرده است. جواد مروی—یک روحانی ایرانی که عضو هر دو شورای عالی حوزه علمیه قم و انجمن معلمان حوزه علمیه قم است و در حوزه علمیه قم فقه تدریس میکند—نیز در آگوست 2024 به تایلند سفر کرد. در طول سفرش، او شعبهای از “اهل بیت” را در بانکوک افتتاح کرد، مؤسسهای دیگر که توسط رژیم ایران برای صدور انقلاب اسلامی استفاده میشود. در مراسم افتتاحیه، مروی از تروریست حماس، یحیی سنوار، تمجید کرد و او را با امام حسین بن علی، یکی از قهرمانان دین شیعه، مقایسه کرد.
در این زمینه، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران (IRIB)، ابزاری کلیدی برای انتشار پیامهای رژیم به جوامع شیعه در سراسر جهان، نیز در سال گذشته فعالیت خود را در تایلند گسترش داده است. مقامات ارشد این سازمان حتی به بانکوک آمدهاند تا تولیدات مشترک را با همتایان تایلندی خود ترویج کنند.
ابزارهای فرهنگی و رسانهای
یکی دیگر از کانالهای مهم برای تلاشهای نفوذ ایرانی در تایلند، مرکز فرهنگی ایران در پایتخت است. این مرکز که تحت نظارت سفارت ایران و به رهبری دیپلمات مهدی زاربیب فعالیت میکند، عمدتاً به دنبال گسترش مطالعات زبان فارسی در کشور و افزایش روابط علمی بین دانشگاههای تایلند و ایران است. با این حال، این مراکز فرهنگی همچنین یک عملکرد سیاسی دارند. این موضوع، به عنوان مثال، در رم که مرکز فرهنگی ایران برای ترویج تصویر ایران و تشویق سیاست ضد امپریالیستی فعالیت میکند، فاش شد—که نشان میدهد هدف آن تنها فرهنگی یا اجتماعی نیست. در تایلند، به عنوان مثال، مرکز فرهنگی ایران کنفرانسی درباره “اشغال اسرائیل” در قدس و فلسطین برگزار کرد، به منظور افزایش تنفر نسبت به سیاستهای دولت اسرائیل.
بهطور مشابه، مراکز دینی شیعه، عمدتاً در بانکوک، نقش مهمی در گسترش نفوذ ایران ایفا میکنند. همانطور که در سایر کشورهایی که ایران در آنها فعالیت میکند، ایران به دنبال کنترل مراکز دینی شیعه با انتصاب روحانیونی است که در مؤسسات آن، بهویژه دانشگاه المصطفی، تحصیل کردهاند. این روحانیون سپس زندگی روزمره جمعیت شیعه در کشور را مطابق با “روح فرمانده” که از تهران نشأت میگیرد، هدایت میکنند. مراکز دینی تحت رهبری روحانیون منصوب تهران، که برخی از آنها قبلاً در ردههای بالای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران خدمت کردهاند، همچنین مسئول حداقل برخی از تظاهرات علیه سفارت اسرائیل در تایلند از ۷ اکتبر به بعد بودهاند (مشابه مراکز دینی شیعه در استرالیا که تظاهرات ضد اسرائیلی را در آنجا رهبری کردند). این تظاهرات شامل حمل پرچمهای حزبالله و تصاویری از قاسم سلیمانی، فرمانده سابق نیروی قدس، و حتی سوزاندن پرچمهای اسرائیل بوده است. هدف آنها آسیب رساندن به همکاری بین تایلند و اسرائیل است و به نفع ایران در ایجاد شکاف در روابط بین اورشلیم و بانکوک عمل میکند. این مراکز همچنین روز قدس ایران را که در آخرین جمعه ماه رمضان برگزار میشود، گرامی میدارند، که در آن تظاهراتی در ایران و سایر نقاط علیه صهیونیسم و بهطور خاص علیه حکومت اسرائیل در اورشلیم و به نفع جمهوری اسلامی ایران برگزار میشود.
پیامدها برای اسرائیل
این تلاشهای ایرانی با “سفرهای زیارتی” تایلندیها به مکانهای مقدس شیعه مانند کربلا همراه است که ممکن است به افزایش قابل توجه تعداد مسلمانان در تایلند بهطور کلی کمک کرده باشد. از جمله بازدیدهای روحانیون شیعه با ریشه تایلندی از خود ایران، میتوان به سفر حجتالاسلام شیخ غلامعلی ابازر اشاره کرد. بهطور کلی و بهنظر میرسد که بهعنوان ادامه مستقیم این فعالیتهای ایرانی، باید به این نکته اشاره کرد که تمامی کارکنان مسلمان در سفارت ایران در بانکوک به مذهب شیعه گرویدهاند.
پیامدهای ممکن برای اسرائیل
جذب جمعیت محلی در تایلند برای فعالیت علیه منافع اسرائیلی یا غربی. در سال ۲۰۲۴، افشای یک حمله ناکام که هدف آن منافع اسرائیلی در برزیل بود و توسط عوامل جذبشده توسط ایران یا حزبالله انجام شد، نشان داد که روابط دیپلماتیک مناسب با تهران تضمینکننده مصونیت از تروریسم تحت حمایت ایران نیست. اگر ایران معتقد باشد که شرایط عملیاتی برای انجام یک حمله مناسب است، این کار را بدون توجه به هزینه انجام خواهد داد.
فشار از طریق بازیگران شیعه بر دولت تایلند برای آسیب رساندن به روابط بین تایلند و اسرائیل. این کار در حالی انجام میشود که دشمنی نسبت به اسرائیل در خیابانهای تایلند تشدید شده و تظاهراتی علیه سفارت اسرائیل تشویق میشود.
تشویق شهروندان تایلندی به اولویت دادن به منافع ایرانی. این موضوع بهوضوح در این واقعیت مشهود است که شعبه دانشگاه المصطفی تصاویری از خمینی و خامنهای را به نمایش میگذارد، اما تصویری از پادشاه تایلند ندارد.
گسترش چارچوب تهدید ایرانی برای کشورهای آسیایی فراتر از مسئله هستهای با برجسته کردن تلاشهای نفوذ “قدرت نرم” ایران. اسرائیل تمایل دارد بر تهدید هستهای ایران تمرکز کند، اما رهبری تایلند لزوماً این را بهعنوان تهدیدی مستقیم برای منافع امنیتی خود نمیبیند. با این حال، فعالیتهای رو به رشد ایران در تایلند و همچنین سوابق جهانی آن در فعالیتهای “قدرت نرم” که به کشورهای میزبان آسیب میزند، ممکن است تأثیر بیشتری داشته باشد. آنچه امروز در تایلند در حال وقوع است، همچنین در هند و سایر نقاط آسیا، بهویژه هر جا که جوامع شیعه، بزرگ یا کوچک، وجود دارد، مشهود است. بنابراین، هنگام ارائه تهدید ایرانی به کشورهای آسیایی، اسرائیل نباید تنها بر جاهطلبیهای هستهای ایران تأکید کند، بلکه باید به تلاشهای آن برای نفوذ بر جمعیتهای محلی از طریق روشهای دینی و فرهنگی “نرم” نیز اشاره کند.

