این یک حمله سر بریدن بود. آیتالله علی خامنهای، رهبر عالیرتبه ایران، به همراه چندین معاون ارشد خود در یک حمله هوایی مشترک آمریکایی-اسرائیلی در روز شنبه کشته شد، به گفته رهبران آمریکایی و اسرائیلی. مرگ او، که پایاندهنده یک سلطنت سی و هفت ساله است، جمهوری اسلامی را در میانه یک عملیات نظامی بیسابقه که به منظور تغییر رژیم طراحی شده، در وضعیت ناپایداری قرار میدهد. در زیر، کارشناسان ما اهمیت این تحولی را که میتواند ایران و منطقه وسیعتری را دگرگون کند، ارزیابی میکنند.
معنای این لحظه
دانی به ما میگوید: «خامنهای نه تنها سیستم را رهبری کرده است، بلکه آن را تعریف کرده است.» او میافزاید: «سختگیری ایدئولوژیک، صبر استراتژیک و اتکا به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) ایران امروز را شکل داده است: در خارج از کشور چالشگر، در داخل به شدت کنترلشده و به شدت در محور نفوذ منطقهای خود سرمایهگذاری شده است.»
گیسو، که به عنوان مشاور یا مشاور حقوقی در پنج پرونده مختلف علیه خامنهای خدمت میکند، به ما میگوید که رهبر عالیرتبه «در بالای یک ساختار فرماندهی نشسته بود که مسئول جنایات علیه بشریت و جنایات جنگی در ایران و منطقه وسیعتر بود.» اما او «هدف تقریباً غیرممکنی برای حقوق بینالملل بود»، زیرا او به مدت دههها ایران را ترک نکرده بود.
خامنهای هرگز به خاطر این جنایات به دادگاه نخواهد رفت و نحوه کشته شدن او نگرانیهایی را در مورد حقوق بینالملل در مورد ترور ایجاد میکند، گیسو میگوید. اما او اضافه میکند: «حقیقت این است که قربانیان و بازماندگانی که ادعاها را مطرح کرده و در اتهامات نام برده شدهاند، در حال حاضر به همراه بخشهای بزرگی از جمعیت ایران شادمان هستند، اگر ویدیوهای اولیه از جشن گرفتن مردم نشانهای باشد.»
گیسو در روز شنبه با برخی از بازماندگان صحبت کرد که «احساس آرامش میکنند، اما برخی نیز افسوس میخورند که نتوانستند خامنهای را در دادگاه ببینند و به خاطر جنایاتش پاسخگو باشد، مانند حسنی مبارک در مصر و صدام حسین در عراق.»
انتظارات از تلافی
از آنجا که به نظر میرسد خامنهای در اولین موج حملات کشته شده است، این بدان معناست که حملات تلافیجویانه ایران در روز شنبه «یا توسط جانشین منصوب او یا توسط مقامات ارشد در زنجیره فرماندهی هدایت شده است»، الکس به ما میگوید.
پس از این رهبری پس از خامنهای چه چیزی یاد گرفتیم؟ «تا کنون، ضد حملات ایران منعکسکننده تصمیمگیری منطقی بوده است»، الکس میگوید، با «تلاشی برای تنظیم پاسخها به صورت متناسب به جای شعلهور کردن یک جنگ منطقهای وسیعتر.»
دانی میگوید که پروکسیهای منطقهای ایران، به ویژه حزبالله لبنان، «فشار خواهند داشت تا در نام بازدارندگی و انتقام پاسخ دهند. با این حال، تشدید خودکار نیست. فرهنگ استراتژیک ایران مدتهاست که به تلافی متناسب بر واکنش احساسی ترجیح میدهد.»
الکس منتظر ارزیابیهای بیشتری از خسارات جنگی است تا بفهمد آیا موشکهای بالستیک ایران عمدتاً نابود شدهاند یا اینکه بیشتر آنها برای یک درگیری طولانیمدت در ذخیره نگه داشته شدهاند: «روزهای آینده نشان خواهد داد که آیا سر بریدن منجر به تشدید، تکهتکه شدن یا تعادل مجدد بازدارندگی میشود.»
یک آیتالله جدید؟
نامهایی که بیشتر برای جایگزینی خامنهای مورد بحث قرار میگیرند، به گفته دانی، پسرش مجتبی خامنهای، نوه رهبر عالیرتبه اول حسن خمینی، یا اعضای خانواده لاریجانی هستند. «اما هیچکدام اجماع واضحی ندارند»، او اضافه میکند. «خود خلأ ناپایدار است.»
اما سوال بزرگتر، دنی اشاره میکند، این است که آیا ساختار قدرت مشابهی وجود خواهد داشت “یا آیا میتوانیم شاهد یک ترتیب رقیقتر و جمعیتر باشیم که برای جلوگیری از تمرکز قدرت در یک فرد طراحی شده باشد؟”
در همین حال، دنی اضافه میکند، “برخلاف سال ۱۹۷۹، هیچ اپوزیسیون متحد و سازمانیافتهای وجود ندارد که بتواند به سرعت از بینظمی نخبگان بهرهبرداری کند. نارضایتی عمومی واقعی و گسترده است، اما تکهتکه شدن و سرکوب، ترجمه سیاسی آن را محدود میکند.”
خامنهای رفته است، اما “پیشبینیهای سقوط رژیم احتمالاً زودهنگام خواهد بود”، دنی به ما میگوید، بهویژه با توجه به ماهیت ریشهدار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: “یک قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی با منافع عظیم در حفظ نظم کنونی.”

