قیمتهای نفت خام در روزهای اخیر به همراه خبرهایی درباره احتمال حملات نظامی علیه ایران نوسان داشته است، زیرا دور دوم مذاکرات غیرمستقیم بین نمایندگان ایالات متحده و ایران در تاریخ 17 فوریه بدون حل و فصل اختلافات اساسی به پایان رسید. در حالی که قیمتهای نفت خام برنت به سمت 67 دلار در تاریخ 17 فوریه کاهش یافت، بازارها همچنان ریسک بیشتری را در برابر پیشبینی اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده مبنی بر میانگین 58 دلار برنت برای سال 2026 نشان میدهند.
رئیسجمهور دونالد ترامپ به احتمال حملات نظامی اشاره کرده است مگر اینکه ایران به طور کامل غنیسازی هستهای را کنار بگذارد، محدودیتهای سختی را بر قابلیتهای موشکی بپذیرد و حمایت از گروههای نیابتی منطقهای را متوقف کند. این تحلیل به ارزیابی ریسک اختلالات در عرضه نفت که ممکن است از یک درگیری جدید در منطقه خلیج فارس ناشی شود، میپردازد.
آیا این بار نفت در تیررس است؟
در جنگ دوازدهروزهای که در ژوئن گذشته بین ایران و اسرائیل، با مشارکت ایالات متحده در عملیات چکش نیمهشب، رخ داد، صادرات نفت خلیج فارس از اختلالات عمدهای در امان ماند. این امر قابل پیشبینی بود زیرا قطع جریانهای صادراتی خلیج فارس به طور حتم صادرات نفت خود ایران را متوقف میکرد. در طول جنگ دوازدهروزه، ایران احساس کرد که با یک بحران وجودی مواجه نیست، زیرا صادرات نفت آن بدون مانع ادامه داشت و تهران هیچ تلاشی برای هدف قرار دادن داراییهای نفتی یا حمل و نقل عرب خلیج فارس نکرد.
اکنون به امروز برگردیم—جمهوری اسلامی با آسیبپذیری بیسابقهای پس از ضربات وارده از سوی اسرائیل، از جمله کاهش توانمندیهای حزبالله، و به تازگی، بزرگترین موج نارضایتی ضد دولتی در تاریخ 47 سالهاش مواجه است. در همین حال، ترامپ به طور عمومی با جمعآوری داراییهای نظامی قابل توجه در منطقه، فشار بر تهران برای پذیرش خواستههای ایالات متحده را افزایش میدهد و به طور شخصی رهبر عالیقدر آیتالله علی خامنهای را تهدید میکند. بنابراین، اگر خصومتها با ایالات متحده یا اسرائیل از سر گرفته شود، ایران ممکن است واقعاً یک تهدید وجودی را احساس کند و تهدید متقابل خود را علیه عرضههای نفتی منطقه به کار گیرد.
شش کشور تولیدکننده نفت در خلیج فارس به دسترسی بدون مانع به حمل و نقل از طریق تنگه هرمز برای رسیدن به بازارهای جهانی وابسته هستند.
اختلالات ممکن است چگونه باشد
چهار سناریوی اختلال در عرضه نفت وجود دارد که ارزش بررسی را دارد و یک مشاهده درباره سناریوی اختلال در صادرات گاز طبیعی مایع خلیج فارس.
سناریو 1: ایالات متحده یا اسرائیل حملات نفت خام ایران را مختل میکند
این میتواند به شکل محاصره یا تصرف جزیره خارک، تأسیسات اصلی بارگیری نفت ایران بر روی کشتیها، و تصرف کشتیهای نفتکش حملکننده نفت خام ایران باشد.
این میتواند تا 1.6 میلیون بشکه در روز از صادرات نفت خام ایران را مختل کند که تمام آن به چین میرود. با این حال، از آنجا که نفت یک کالای جهانی و قابل تعویض است، اختلال در هر نقطهای بر قیمتها در همه جا تأثیر میگذارد. از دست رفتن بشکههای ایرانی باعث میشود چین برای تأمین جایگزینها پیشنهاد دهد که احتمالاً به افزایش قیمت جهانی نفت خام به میزان حداقل 10 تا 12 دلار منجر خواهد شد. این سناریو قابل بازگشت است، به این معنی که ایالات متحده یا اسرائیل میتوانند هر زمان که بخواهند کمپین خود را علیه صادرات نفت ایران متوقف کنند بدون اینکه آسیب دائمی وارد شده باشد و حجم صادرات پس از آن دوباره افزایش یابد، مانند آنچه که پس از قرنطینه ایالات متحده بر روی صادرات نفت ونزوئلا مشاهده شد. حق بیمههای بیمه و ریسک جنگ ممکن است قیمتها را برای مدت طولانیتری بالاتر از هر اختلال فیزیکی در عرضه نگه دارند.
سناریو 2: ایران حمل و نقل نفت عرب خلیج را مختل میکند
این کمپین احتمالاً به جریانهای صادراتی خلیج فارس که از تنگه هرمز عبور میکنند، هدف قرار خواهد داد، جایی که مسیرهای دریایی ورودی و خروجی تنها دو مایل عرض دارند. ایران ممکن است تلاش کند تا نفتکشها را منحرف کند یا کنترل آنها را به دست گیرد، یا بهطور مستقیم با استفاده از قایقهای تندرو، پهپادها، موشکهای ضد کشتی یا مینهای دریایی به آنها حمله کند. تا ۱۸ میلیون بشکه در روز (mb/d)—شاید بسیار کمتر—از نفت خام غیرایرانی و محصولات نفتی تصفیهشده ممکن است متوقف یا بهطور موقت محدود شوند.
این سناریو ممکن است چندین mb/d را به مدت چند هفته مختل کند تا نیروهای دریایی همپیمان بتوانند تهدیدات دریایی و ساحلی را برای جریانهای بار انرژی خنثی کنند. قیمت نفت در ابتدا با افزایش نرخهای حمل و نقل و بیمه، و با احتمال فرار برخی از اپراتورهای کشتی از منطقه، به شدت افزایش خواهد یافت و ظرفیت صادرات را بیشتر کاهش خواهد داد. در حالی که معاملهگران حجم و مدت زمان اختلال فیزیکی را ارزیابی میکنند، قیمتهای نفت خام ممکن است از ۹۰ دلار به ازای هر بشکه عبور کند و قیمتهای بنزین خردهفروشی در ایالات متحده را به طور متوسط ملی به بالای ۳ دلار به ازای هر گالن برساند (برخی مناطق بالاتر). مانند سناریو ۱، این زنجیره از رویدادها قابل بازگشت است؛ تهران میتواند هر زمان که بخواهد فعالیتهای مختلکننده خود را متوقف کند، یا نیروهای جهانی میتوانند تلاشهای آنها برای اختلال را سرکوب کنند و به حجمهای صادراتی خلیج فارس اجازه بازگشت دهند.
سناریو ۳: حمله مستقیم ایالات متحده یا اسرائیل به تأسیسات نفتی ایران
در این سناریو، نیروهای هوایی و دریایی به جزیره خارک و خطوط تأمین آن، سکوهای تولید فراساحلی و (کمتر محتمل) پالایشگاههای نفت ایران حمله خواهند کرد. ترمینال صادراتی ایران در جزیره خارک تقریباً تمام حجم صادرات متوسط ۱.۶ mb/d آن را تشکیل میدهد. خارک میتواند به چندین روش از مدار خارج شود، از جمله غیرفعال کردن یا تخریب تجهیزات بارگیری کشتی (شلنگها، پمپها و سختافزارهای متصلکننده)، آسیب به مخازن ذخیرهسازی نفت آن، یا قطع جریان نفتی که از طریق خطوط لوله زیرآبی به خارک میرسد. نقاط تنگنا برای تحویل نفت به خارک شامل ایستگاه تقویتکننده خشکی قهره، ایستگاه مانفولد در گناوه و خود خطوط لوله است.
نه تنها صادرات نفت خام ۱.۶ mb/d ایران (اگر محدود به خارک باشد) در خطر است، بلکه ۱.۵ mb/d تولید نفت داخلی آن (اگر سکوها/میدانها هدف قرار گیرند) و تأمین داخلی سوختهای حمل و نقل مانند بنزین (اگر پالایشگاهها آسیب ببینند) نیز در خطر است. تأثیرات قیمت نفت احتمالاً بیشتر از افزایش ۱۰ تا ۱۲ دلاری به ازای هر بشکهای خواهد بود که در سناریو ۱ پیشبینی شده است به دو دلیل: (۱) آسیب یا تخریب زیرساختهای ایرانی میتواند بشکهها را برای مدت طولانی از بازار خارج کند (که ممکن است با فعالسازی ظرفیت تولید اضافی اوپک جبران شود)، و (۲) انتظار تشدید بیشتر از سوی ایران با چیزی شبیه به سناریو ۴ (که در زیر توصیف شده است). بنابراین، این مسیر میتواند قیمت نفت را بالای ۱۰۰ دلار به ازای هر بشکه برساند.
سناریو ۴: حمله مستقیم ایران به تأسیسات نفتی عرب خلیج فارس
این نتیجه میتواند شامل میادین تولید، گرههای جمعآوری و پردازش، یا ترمینالهای صادرات نفت باشد. در این سناریو، بخش قابل توجهی از ۱۸ mb/d صادرات نفت غیرایرانی از خلیج فارس، بسته به اینکه کدام داراییها ممکن است از مدار خارج شوند و به چه مدت، در خطر خواهد بود. بهطور بالقوه میلیونها بشکه دیگر در روز از خوراکهای خام داخلی کشورهای متاثر و تأمین محصولات تصفیهشده نیز در معرض خطر خواهد بود.
این سناریو میتواند منجر به افزایش تاریخی قیمت نفت شود، که احتمالاً بالاتر از ۱۳۰ دلار به ازای هر بشکهای است که در سال ۲۰۲۲ پس از حمله روسیه به اوکراین به آن رسید. عرضه نفت در معرض خطر در آن زمان تقریباً ۵ mb/d بود،
مانند سناریو ۳، این مورد میتواند منجر به آسیب شدید یا حتی تخریب تأسیسات نفتی شود و ظرفیت صادرات را برای مدت طولانی از بین ببرد. این موضوع نه تنها برای زیرساختهای خشکی، بلکه بهویژه برای سکوهای بارگیری فراساحلی که یک گلوگاه حیاتی در ظرفیت صادرات هستند، صدق میکند.
یک مثال از این آسیبپذیری این است که کل جریان صادرات خلیجفارس عراق به میزان ۳.۵ میلیون بشکه در روز به تأسیسات بارگیری دریایی بسیار نزدیک به آبهای سرزمینی ایران وابسته است. این نقاط بارگیری دریایی میتوانند زمان قابل توجهی برای تعمیر نیاز داشته باشند—یک حمله اوکراینی در تاریخ ۲۹ نوامبر به یک سکوی بارگیری دریایی مشابه در ترمینال کنسرسیوم خط لوله دریای سیاه، ۵۰۰ هزار بشکه در روز (کیلو بشکه در روز) را—یک سوم تولید این ترمینال—برای ماهها از مدار خارج کرد.
تأسیسات خشکی نیز آسیبپذیر هستند اما بسته به منابع تعمیر موجود میتوانند سریعتر تعمیر شوند. به عنوان مثال، حمله سپتامبر ۲۰۱۹ به تأسیسات فرآوری نفت خام ابقیق شرکت سعودی آرامکو در ابتدا حدود ۵ میلیون بشکه در روز را مختل کرد، اما بیشتر این حجم در کمتر از دو هفته پس از تلاشهای سریع تعمیر مجدداً به حالت عادی برگشت.
جریانهای گاز طبیعی مایع (LNG) از طریق تنگه هرمز به بازارهای جهانی نیز ممکن است در جریان یک درگیری جدید مختل شود.
محمولههای قطر به میزان بیش از ۱۰ میلیارد فوت مکعب در روز ممکن است به دلیل مینهای دریایی یا حمله مستقیم به کشتیهای حامل گاز، یا با غیرفعال کردن ترمینال صادراتی آن در بندر راس لافان کاهش یابد یا قطع شود. این میتواند قیمت برق را حتی در ایالات متحده افزایش دهد و تلاشهای سیاستگذاران را برای ترویج قابلیت دسترسی برای مصرفکنندگان آمریکایی پیچیده کند.
پتانسیل دور زدن هرمز محدود است
همانطور که در مقاله CSIS در تاریخ ۲۳ ژوئن ۲۰۲۵ با عنوان “چگونه جنگ با ایران میتواند صادرات انرژی در تنگه هرمز را مختل کند” توصیف شده است، مسیرهای صادراتی که تنگه را دور میزنند تنها میتوانند بخشی از صادرات روزانه خلیجفارس را مدیریت کنند. خط لوله شرق-غرب سعودی آرامکو، مراکز تولید نفت این پادشاهی در استان شرقی را به بندر تجاری یانبو در دریای سرخ متصل میکند. این خط لوله میتواند برخی بشکهها را از خلیج به دریای سرخ تغییر مسیر دهد، اما تنها در حجمهای کاهش یافته. ظرفیت این خط لوله حدود ۵ میلیون بشکه در روز تخمین زده میشود. اما در حال حاضر نزدیک به ۸۰۰ هزار بشکه در روز برای محمولههای صادراتی به یانبو تأمین میکند و احتمالاً حدود ۱.۸ میلیون بشکه در روز به شش پالایشگاه سعودی آرامکو در مرکز و غرب عربستان سعودی تأمین میکند. این به معنای باقی ماندن تنها حدود ۲.۴ میلیون بشکه در روز ظرفیت اضافی در این خط لوله است، در مقایسه با ۶ میلیون بشکه در روز معمولی عربستان سعودی از ترمینالهای خلیجفارس—که امکان تغییر مسیر کمتر از نیمی از صادرات خلیج را فراهم میکند.
امارات متحده عربی (UAE) میتواند حدود نیمی از ۲ میلیون بشکه در روز صادرات خلیج خود را از طریق خط لوله به بندر الفجیره در خلیج عمان تغییر مسیر دهد و تنگه هرمز را دور بزند. الفجیره در حال حاضر حدود یکسوم از کل حجم صادرات ۳.۲ میلیون بشکه در روز امارات را تشکیل میدهد، که به این معنی است که یکسوم باقیمانده (۱ میلیون بشکه در روز) در صورت بسته شدن هرمز به دام خواهد افتاد.
دیگر کشورهای صادرکننده نفت خلیج—عراق، کویت، بحرین، قطر (با حجم کل ۵.۷ میلیون بشکه در روز)—هیچ ظرفیت دور زدن هرمز ندارند؛ همچنین هیچ خروجی دیگری برای صادرات ۱۰ میلیارد فوت مکعب در روز LNG قطر وجود ندارد.
چگونه سناریوها ممکن است پیش بروند
رئیسجمهور ترامپ با معضلی مواجه است که چگونه با ایران مقابله کند بدون اینکه دچار اختلال در تأمین نفت و افزایش قیمت بنزین شود. در عملیات چکش نیمهشب و در عملیات دستگیری نیکلاس مادورو، ترامپ گزینههای نظامی با ریسک پایین عواقب منفی (مانند تلفات آمریکاییها، افزایش قیمت انرژی) را انتخاب کرد. اما سناریوهای ۲ و ۴ به تهران اهرمی میدهند که میتواند ترامپ را از انجام یک عملیات نظامی بزرگ علیه ایران بازدارد. در همین حال، اسرائیل که تابستان گذشته جنگ دوازده روزه را علیه ایران آغاز کرد، همچنان یک عامل غیرقابل پیشبینی است.
واشنگتن قطعاً فهرست بلندی از اهداف ایرانی برای اقدامهای کینتیک دارد که بسیاری از آنها ممکن است شامل انرژی نباشند. بهگونهای که از اهرم نفت بهعنوان بخشی از یک کمپین فشار علیه تهران استفاده شود، احتمالاً با سناریوی ۱ (آمریکا/اسرائیل حملات نفتی ایران را مختل میکند) آغاز خواهد شد و ایران با معضلی درباره نحوه پاسخگویی مواجه خواهد شد. اگر ایران سناریوی ۲ (ایران حملات نفتی عرب خلیج را مختل میکند) را دنبال کند، ایالات متحده تلاش خواهد کرد تا قابلیتهای دریایی و ساحلی ضدکشتی ایران را خنثی کند و تنها سناریوی ۴ (ایران بهطور مستقیم به تأسیسات نفتی عرب خلیج حمله میکند) برای تهران باقی خواهد ماند—سناریویی که میتواند باعث شود ایالات متحده سناریوی ۳ (آمریکا/اسرائیل بهطور مستقیم به تأسیسات نفتی ایران حمله میکند) را اجرا کند—و به دنبال شکست یا نابودی کامل رژیم باشد. معضل “استفاده کن یا از دست بده” ایران میتواند باعث ایجاد یک محاسبه نادرست در تهران شود و به سناریوی ۴—حملات مستقیم به تأسیسات نفتی عرب خلیج—بهعنوان آخرین کارت برای جلوگیری از شکست روی آورد.

