پوتین از موقعیت خود در منطقه برای کاهش انزواي روسیه در طول جنگ اوکراین استفاده کرده است و تغییر رژیم دیگری در خاورمیانه تأثیر زیادی بر این استراتژی نخواهد داشت.
اگر کسی نگران این بود که روسیه به نفع متحد خود، ایران، در درگیری جدید خاورمیانه مداخله کند، نیازی به نگرانی نیست. واکنش ولادیمیر پوتین به کمپین وسیع ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران—و حتی حمله اسرائیلی که آیتالله علی خامنهای، رهبر عالیرتبه ایران را به قتل رساند—در بهترین حالت بیتفاوت بود. او حملات ایالات متحده و اسرائیل را «ریاکارانه» و «خونریز» توصیف کرد اما نه تهدیدی صادر کرد، نه خطوط قرمز تعیین کرد و نه تعهدی برای کمک به ایران اعلام کرد.
برای درک احتیاط پوتین، باید به استراتژی بزرگتر او توجه کرد. رهبر روسیه هیچ نفعی در چالش بیفایده با ارتشهای ایالات متحده یا اسرائیل نمیبیند. و او اولویتهای دیگری دارد. این به این معنا نیست که مزایای واضحی برای صبر پوتین وجود ندارد. بحران جاری فرصتهایی را ارائه میدهد که میدانیم او سعی خواهد کرد از آنها بهرهبرداری کند.
پوتین میتواند خود را به عنوان بخشی حیاتی از هرگونه مذاکرات آینده معرفی کند. و سپس با کمک به تهران در سرکوب اعتراضات و احتمالاً افزایش هزینههای مداخله ایالات متحده، این تصور را تقویت کند.
حتی بدون حمایت نظامی مستقیم، روسیه در حال حاضر نقش حیاتی در کمک به ایران ایفا کرده است. این کشور مدتهاست که به تهران همکاری نظامی ارائه میدهد. ایران در سالهای اخیر به طور فزایندهای به روسیه برای پرتاب ماهوارهها به مدار وابسته شده است که به ایران کمک میکند تا اهداف نظامی را زیر نظر داشته باشد. همچنین، روسیه طبق گزارشهای اخیر، اطلاعات ماهوارهای و دادههای سیگنال را به صورت لحظهای با ایران به اشتراک میگذارد تا به ردیابی حرکات ناوهای جنگی ایالات متحده کمک کند. در گذشته، ایران با حملات سایبری به ایالات متحده پاسخ داده است. روسیه میتواند به ایران کمک کند تا این کار را دوباره انجام دهد.
روسیه همچنین به ایران در مسدود کردن ارتباطات با تأمین فناوریهای جنگ الکترونیک کمک کرده است. گزارشها همچنین نشان میدهند که ایران احتمالاً از سیستمهای جنگ الکترونیک روسی استفاده میکند.
ماه گذشته، روسیه تقریباً به طور قطع حداقل برخی از سیستمهای ضد ارتباطات ماهوارهای را به ایران تأمین کرده است، طبق گزارش فوربس. تهران به طور گزارش شده از خودروهای زرهی «اسپارتاک» روسی برای سرکوب اعتراضات در اوایل سال استفاده کرده است. مسکو ممکن است این خودروها یا خودروهای دیگر را دوباره تأمین کند.
مسکو و تهران در دسامبر گذشته توافقی را نهایی کردند که به روسیه اجازه میدهد ۵۰۰ واحد پرتابگر «وربا» و ۲۵۰۰ موشک سطح به هوای «۹M336» را به ایران تأمین کند، طبق گزارش فایننشال تایمز. این توافق گزارش شده میتواند قابلیتهای دفاعی ایران در ارتفاع پایین را تقویت کند اگر از کشتیها علیه هواپیماهای کمپرواز استفاده شود. این موشکها در دست نیابتیهای ایرانی مانند حماس، حزبالله و حوثیها در نزدیکی پایگاههای نظامی ایالات متحده در سرتاسر خاورمیانه میتوانند خطرناک باشند.
نقش قبلی روسیه در برنامه هستهای ایران وابستگی منحصر به فرد تهران به مسکو را نشان میدهد. شواهدی وجود دارد که روسیه به دانشمندان مرتبط با دفاع در سال ۲۰۲۴ کمک کرده است، زیرا فایننشال تایمز گزارش داد که آنها دو سفر مخفی به روسیه برای به دست آوردن فناوریهای دو منظوره با کاربردهای احتمالی تسلیحات هستهای انجام دادهاند. همکاری هستهای روسیه و ایران احتمالاً ادامه خواهد یافت، همانطور که از اواسط دهه ۱۹۹۰، زمانی که روسیه شروع به ارائه کمکهای فنی به ایران و ساخت نیروگاههای هستهای، از جمله بوشهر، اولین راکتور هستهای تجاری ایران کرد، ادامه داشته است.
تمایل روسیه برای تبدیل شدن به یک بازیگر جهانی به نقش آن به عنوان یک میانجی بستگی دارد. روسیه پیش از این تلاش کرده بود خود را به عنوان یک گفتوگوکننده بین ایالات متحده و ایران معرفی کند و در کاهش تنشهای نظامی با اسرائیل نقش ایفا کند. در فوریه 2025، در اولین تبادل مستقیم بین ترامپ و پوتین پس از حمله تمامعیار روسیه به اوکراین، این دو رهبر درباره برنامه هستهای ایران بحث کردند، به گفته بلومبرگ، و پوتین موافقت کرد که مذاکرات هستهای ایران را با دولت ترامپ تسهیل کند. روسیه همچنین به عنوان یک میانجی پشتپرده بین اسرائیل و ایران عمل کرده و تماسهایی را در اوایل امسال بین پوتین، نخستوزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو و رئیسجمهور ایران مسعود پزشکian تسهیل کرده است.
البته، روسیه به سختی یک بازیگر بیطرف است. کرملین معمولاً بیشتر به عنوان وکیل ایران عمل میکند.
هر چه توجه ایالات متحده بیشتر بر روی خلیج فارس متمرکز شود، توجه ایالات متحده به اوکراین کمتر خواهد شد، که همچنان اولویت پوتین است. اگر یک دولت طرفدار غرب در ایران به قدرت برسد، قطعاً منافع مسکو در منطقه را بیشتر آسیب خواهد زد. اما پوتین احتمالاً با هر رژیمی در ایران که جایگزین آن شود همکاری خواهد کرد (همانطور که مسکو به سرعت و بدون احساسات در سوریه پس از سقوط متحد دیرینهاش بشار اسد عمل کرده است). اگر سختگیران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) در تهران به قدرت برسند، این فقط به نفع پوتین خواهد بود.
روسیه از هرج و مرج در خاورمیانه بهرهبرداری میکند و از محکوم کردن یکجانبهگرایی perceived آمریکایی لذت میبرد. این به مسکو کمک میکند تا در میان کشورهای عموماً همدل با روایتهای روسیه در آنچه که به اصطلاح جنوب جهانی نامیده میشود، امتیازاتی کسب کند.
پوتین همچنان از موقعیت خود در خاورمیانه برای کاهش انزواهای روسیه به خاطر جنگ تهاجمیاش علیه اوکراین استفاده میکند. و اگر یک توقف معنادار در جنگ اوکراین زمان و منابع بیشتری را برای کرملین آزاد کند، روسیه میتواند کمکهای بیشتری و بهتری به تهران ارائه دهد.
ترامپ به درستی بر روی ایران و برنامه هستهای آن تمرکز کرده است. رژیم کنونی در تهران برای منافع و شرکای ایالات متحده در خاورمیانه خطرناک است. اما سیاستگذاران ایالات متحده نباید از شریک تهران غافل شوند—و باید به یاد داشته باشیم که روسیه به طور تاریخی از زیانها بازمیگردد.

