نخبگان سیاسی اسرائیل به طرز بیسابقهای به واشنگتن حمله کردند و نشانهای از یک شکاف ساختاری عمیق در اتحاد تاریخی را به نمایش گذاشتند. این جنگ رسانهای ناگهانی سوالات مهمی را در مورد اینکه آیا دونالد ترامپ پایاننامه رئیسجمهور سنتی صهیونیست در سیاست خارجی آمریکا خواهد بود، مطرح میکند. با تغییر سریع افکار عمومی داخلی در هر دو حزب سیاسی، دوران رئیسجمهور صهیونیست بدون انتقاد که از حمایت نظامی بیقید و شرط برخوردار است، با یک کاهش دائمی و سیستماتیک مواجه است.
رئیسجمهور صهیونیست با واکنش منفی مواجه است
جهنم هیچ خشم و غضبی ندارد مانند اسرائیل که مورد بیاحترامی قرار گرفته است. در عرض چند هفته – در چشم بر هم زدنی در زمانبندی این درگیری خاورمیانه – رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، از فردی که در اسرائیل به قدری محبوب بود که ادعا میکرد میتواند نخستوزیر بعدی آن باشد، به مردی تبدیل شده که به قدری مورد نفرت است که میتواند برای آملیک اسرائیل بعدی واجد شرایط باشد.
نظرات حامی دولت در این مورد بیرحمانه بود.
دفاع از انتخابهای رئیسجمهور صهیونیست
برای اینکه فقط طعمی از نفرتی که به طور شخصی به ترامپ نشانه رفته است به شما بدهم، یینون ماگال، مجری یک برنامه پرطرفدار در کانال ۱۴، رئیسجمهور آمریکا را “بازنده” نامید و دامادش جارد کوشنر و استیون ویتکوف را “یهودیان کوچک” خواند.
یاکوف باردوگو، تحلیلگر سیاسی اسرائیلی، گفت که ترامپ و معاونش، جی دی ونس، در حال تبدیل شدن به چمبرلین مدرن هستند، نخستوزیر بریتانیا که با تسلیم در برابر هیتلر در سال ۱۹۳۸ شناخته میشود.
آمیت سگال، تحلیلگر ارشد سیاسی کانال ۱۲ و اسرائیل هیوم – که متعلق به میلیاردر میریم آدلسون است – گفت که ترامپ با اجازه دادن به ایران برای غنیسازی اورانیوم کاملاً تسلیم شده است.
شیمون ریکلین، مجری کانال راستگرای ۱۴ اسرائیل، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که آمریکا از همیشه ضعیفتر است و هیچکس نخواهد خواست که متحد آن باشد.
این تحلیلگران به نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو نزدیک هستند. برخی از آنها به عنوان سخنگوی او شناخته میشوند. و آنها به طور جمعی یک چرخش ناگهانی را انجام دادهاند.
آنها به رئیسجمهور حمله میکنند، که در دوره اول خود، به اسرائیل به رسمیت شناختن الحاق بلندیهای جولان اشغالی و قدس به عنوان پایتخت اسرائیل را اعطا کرد، چیزی که یک خط طولانی از پیشینیان او در کاخ سفید از انجام آن خودداری کرده بودند.
این رئیسجمهور کسی است که دیوید فریدمن، حامی شهرکنشینان، را به عنوان سفیر آمریکا در اسرائیل منصوب کرد. فریدمن تمام ظاهرسازیهای بیطرفی در این درگیری را با باز کردن یک تونل زیر محله فلسطینی سیلوان در قدس شرقی اشغالی با چکش تخریب کنار گذاشت.
به عنوان یک نامزد ریاستجمهوری، ترامپ آدلسون را به عنوان سومین اهداکننده بزرگ کمپین انتخاب مجدد خود در سال 2024 پذیرفت.
برای ارتباط با کاخ سفید، نتانیاهو حتی نیازی به برداشتن تلفن نداشت. او قبلاً افرادی مانند کوشنر را داشت که در گوش رئیسجمهور نجوا میکردند.
ترامپ: از وفادار به خائن
ترامپ به طور کامل از نسلکشی اسرائیل در غزه حمایت کرد و تا به امروز نیز به این حمایت ادامه میدهد.
کوشنر طراح “هیئت صلح” و یک طرح غیرواقعی برای تبدیل غزه به یکی از بسیاری از تفریحگاههای ساحلی مدیترانهای خود بود.
شکی نیست که تصمیم ترامپ برای جنگ با ایران پس از یک جلسه توجیهی توسط نتانیاهو و دیوید بارنئا، مدیر وقت موساد، در اتاق وضعیت کاخ سفید اتخاذ شد.
اینکه به یک رهبر کشور خارجی اجازه ورود به اتاق وضعیت داده شد، به عنوان یک نخستین تلقی شد.
هرگز پیش از این یک رئیسجمهور آمریکایی تا این حد تحت تأثیر قرار نگرفته بود و هرگز نخستوزیر اسرائیل تا این حد به قلب تپنده یک دولت آمریکایی نزدیک نبوده است.
این مرد اکنون به عنوان خائن شناخته میشود.
سؤال واقعی این است که این شکاف چقدر عمیق است؟ و چقدر دائمی؟ ترامپ رئیسجمهوری بود که به اسرائیل تمام آنچه را که برای جنگهای همیشگیاش نیاز داشت، و بیشتر، داد.
آیا او به عنوان آخرین رئیسجمهور صهیونیست ایالات متحده مقدر شده است؟
شکافی از این نوع در تاریخ صهیونیسم منحصر به فرد نیست. نمونههای زیادی از صهیونیستها وجود دارد که علیه ابرقدرت زمان خود که به آن وابستهاند، شورش کردهاند.

چالش کشیدن رئیسجمهور صهیونیست
یک الگوی تاریخی
زمانی که 250,000 پناهنده یهودی پس از جنگ جهانی دوم در اردوگاههای آوارگان در اروپا سرگردان بودند و بریتانیا از برداشتن ممنوعیت مهاجرت برای پذیرش 100,000 یهودی به فلسطین خودداری کرد، زیرزمینیهای یهودی متحد شدند.
بین سالهای 1945 و 1948، بیش از 780 سرباز، افسر پلیس و غیرنظامی بریتانیایی در فلسطین کشته شدند که بسیاری از آنها هدف حملات ایرگون و باند استرن (لهی) قرار گرفتند.
این همه در حالی بود که بریتانیا، از طریق اعلامیه بالفور، در سال 1917 خواستار یک میهن یهودی شده بود و به وعده خود به رهبران عرب برای تأسیس یک دولت عربی خیانت کرد.
بدترین جنایت بمباران هتل کینگ دیوید در ۲۲ ژوئیه ۱۹۴۶، مقر اداری بریتانیا در اورشلیم بود که ۲۸ شهروند بریتانیایی از مجموع ۹۱ کشته را به قتل رساند.
تا به امروز، اسرائیل از احترام به قبرهای آنها خودداری کرده است، هرچند به بمبگذاران هتل احترام میگذارد.
در سال ۲۰۰۶، مرکز میراث مناخمBegin، به نام رهبر پیشین گروه تروریستی ایرگون که بمباران را تأیید کرد و بعداً نخستوزیر شد، مراسمی برای گرامیداشت این حمله برگزار کرد.
سرهنگ پیتر اسمیت-دوریان، ارشدترین مقام کشتهشده در بمباران، در قبر بینامی دفن شده است.
شجاعت برجسته در هولوکاست نیز مانع از فعالیتهای تروریستی یهودیان نشد.
گروه لِهی یا استرن همچنین یک دیپلمات سوئدی، کنت فولکه برنادوت، را که در ماههای پایانی جنگ برای آزادی بیش از ۴۰۰۰ یهودی از اردوگاههای کار اجباری نازیها مذاکره کرده بود، به قتل رساند.
پس از جنگ، او نخستین میانجی رسمی سازمان ملل در درگیری بین دولت جدید اسرائیل و فلسطینیها شد. گناه اصلی او، از دیدگاه گروه استرن، مذاکره برای آتشبس و فراهم کردن زمینه برای تلاشهای اولیه امدادی بود.
این الگو در طول تاریخ اسرائیل تکرار میشود.
هدیه خداحافظی باراک اوباما، رئیسجمهور پیشین ایالات متحده، به اسرائیل یک بسته نظامی به ارزش ۳۸ میلیارد پوند (۵۱ میلیارد دلار) در طول ده سال بود. این بزرگترین بسته کمک در تاریخ ایالات متحده بود.
آوی شلایم، تاریخنگار اسرائیلی، در آن زمان در گاردین نوشت: “نتانیاهو به طور مداوم سخاوت اوباما را با بیاحترامی و توهین جبران کرد. او هرگز فرصتی را برای حمله به اوباما از دست نداد؛ او به طور خام در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۲ مداخله کرد و از نامزد جمهوریخواه حمایت کرد؛ او از امتیاز سخنرانی در یک جلسه ویژه هر دو مجلس کنگره برای توهین به رئیسجمهور استفاده کرد؛ و او پر سر و صداترین کمپین عمومی را برای خراب کردن توافق هستهای با ایران رهبری کرد.
“فکر کردن به مثال واضحتری از گاز گرفتن دستی که به تو غذا میدهد، دشوار است. رفتار نتانیاهو او را به عنوان همپیمان ویژهای از جهنم مشخص میکند.”
رئیسجمهور پیشین ایالات متحده، جو بایدن، که یک صهیونیست لیبرال غریزی است، همان برخورد را تجربه کرد. ژنرال آموش گیلعاد نوشت که “سرزنش بیسابقه” نتانیاهو از بایدن نمونهای افراطی از بیاحترامی و یک شکست استراتژیک درجه یک است.
“ایالات متحده تنها متحد واقعی اسرائیل است و جو بایدن دوستانهترین رئیسجمهور تاریخ برای اسرائیل است. هیچ منطق استراتژیکی در سرزنش او و رهبر اکثریت دموکراتهای سنا، چاک شومر، وجود ندارد و تنها میتوان حدس زد که سیاستهای کوچک داخلی به جای استراتژیای که برای امنیت و آینده اسرائیل حیاتی است، در حال ظهور است.”

رئیسجمهور صهیونیست رأیدهندگان را از دست میدهد
چهره واقعی صهیونیسم
برای برخی از تحلیلگران، آنچه که ما مشاهده میکنیم، نمایان شدن چهره واقعی برتریطلب صهیونیسم است. و این حتی شامل موشه یعلون، وزیر دفاع پیشین در دولت نتانیاهو بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ نیز میشود.
در یک مصاحبه با ینت، یعلون گفت که گروههایی درون جنبش صهیونیسم مذهبی، که به شدت با مهاجران اسرائیلی همراستا هستند، دارای “ایدئولوژی برتریطلبی یهودی” هستند.
“برتریطلبی یهودی چیست؟ هشتاد سال پس از هولوکاست، این مینی کامپف بهعکس است. نژاد برتر ما هستیم,” یعلون گفت.
برتریطلبی یهودی اکنون در گفتوگوی سیاسی اصلی اسرائیل مرکزی است. فقط به این گوش دهید که نفتالی بنت، رقیب اصلی نتانیاهو، چگونه درباره ایران و فلسطینیها صحبت میکند. یا به این موضوع توجه کنید که یهودیان اسرائیلی چگونه درباره فلسطینیها صحبت میکنند.
آنچه که باعث درگیری اسرائیل با ترامپ میشود، ممکن است به شوک جدیدی برگردد.
این شوک شامل یک رئیسجمهور آمریکایی است که به اسرائیل میگوید که جنگ را متوقف کند. این شوک یک مستعمره مهاجر است که وقتی متوجه میشود کنترل والدینش را از دست داده، تجربه میکند.
شوک مشابهی توسط پیید نویرها در الجزایر تجربه شد که به قدرت آوردن شارل دوگل در سال ۱۹۵۸ کمک کردند، تنها برای اینکه رئیسجمهور فرانسه به سمت حق تعیین سرنوشت و استقلال الجزایر تغییر موضع دهد.
یا خشم جامعه اتحادیهگرای ایرلند شمالی را در نظر بگیرید زمانی که بزرگترین اتحادیهگرای آنها، نخستوزیر بریتانیا مارگارت تاچر، توافقنامه انگلوسرایی را امضا کرد که به دوبلین اجازه میداد در روند صلح نقشی داشته باشد.
موضع رئیسجمهور صهیونیست
سونامی سمی
هر چه در درون اسرائیل در حال شکلگیری است، تأثیر واقعی سمی بر افکار عمومی در طرف دیگر اقیانوس اطلس دارد.
اینکه بگوییم نسلکشی در غزه، جنگ ناموفق علیه ایران و عدم خروج اسرائیل از سوریه، لبنان جنوبی و غزه، نسل حمایت در ایالات متحده را از بین برده است، اغراق نیست.
در هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات، اکثریت بزرگسالان زیر 50 سال نظر منفی نسبت به اسرائیل و نتانیاهو دارند، طبق گزارش پیو ریسرچ. امروز، 57 درصد از جمهوریخواهان بین 18 تا 49 سال نظر نامطلوبی نسبت به اسرائیل دارند که از 50 درصد سال گذشته افزایش یافته است.
به طور کلی، 60 درصد از بزرگسالان آمریکایی نظر نامطلوبی نسبت به اسرائیل دارند که از 53 درصد سال گذشته افزایش یافته است. پنجاه و نه درصد از آنها اعتماد کمی یا هیچگونه به نتانیاهو برای انجام کار درست در امور جهانی دارند – که از 52 درصد سال گذشته افزایش یافته است.
جهت حرکت واضح است.
اما در مورد اینکه این تغییر در افکار عمومی به لحاظ سیاسی چه معنایی دارد و چه زمانی میتواند منجر به تغییر معنادار سیاست شود، توافق کمتری وجود دارد.
نیویورک، خانه بزرگترین جمعیت یهودی دیاسپورا در جهان، به تازگی شاهد برکناری سه نماینده دموکرات فعلی و تصاحب پنج کرسی محلی توسط نامزدهای مورد حمایت شهردار زهران ممدانی بوده است.
به زودی پس از آن، ملات کیروس، وکیل و دانشجوی دکترا، پیروزی شگفتانگیزی برای دموکراتهای مستقر رقم زد پس از اینکه او به عنوان برنده انتخابات مقدماتی دموکراتها در حوزه انتخابیه اول کنگره کلرادو که شامل پایتخت ایالت، دنور میشود، اعلام شد.
کیروس دیانا دیگتر، سیاستمداری که سه دهه در کنگره فعالیت کرده و بیش از 1.6 میلیون دلار از کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل (Aipac) دریافت کرده بود، را شکست داد.
صدای یهودی برای صلح – اقدام گفت که این رقابت ثابت کرد که Aipac یک “برند سمی” در حزب دموکرات است و رأیدهندگان دموکرات از قانونگذاران حامی یا مدافع نسلکشی خسته شدهاند.
این قطعاً یک شکست برای Aipac بود. سه نامزد منتقد جنگ نسلکشی اسرائیل، رقبای مورد حمایت Aipac را شکست دادند.
اما آیا نتایج نمایانگر یک تغییر معنادار به نفع فلسطینیها بود یا صرفاً بازگشت دموکراتها به لیبرالهای صهیونیست بدون تأیید Aipac؟
آیا حزب صرفاً برای دوران پس از نتانیاهو آماده میشود، زمانی که حمایت از اسرائیل دوباره به سیستم گنجانده خواهد شد؟
یکی از پیروزها برد لندر بود که در انتخابات مقدماتی حوزه دهم کنگره نیویورک پیروز شد.
لندر که پیش از حمایت از ممدانی برای شهرداری نامزد شده بود، قبلاً با تحریمها، سرمایهگذاریها و مجازاتها (BDS) مخالف بود و در زمان تصدیاش به عنوان حسابرس شهر، سرمایهگذاریهای صندوق بازنشستگی نیویورک را در شرکت ال بیت سیستمز، یک تولیدکننده سلاح اسرائیلی، افزایش داد. او خود را یک صهیونیست لیبرال توصیف میکند.
نظریه کازی، استاد دانشگاه استاکتون، به MEE گفت: “در زمانی که افرادی از جنبش همبستگی با فلسطین که عملیات ال بیت سیستمز را مختل کردند، با سختترین سرکوبهای دولتی مواجه هستند، دیدن عناصری از همان جنبش که لندر را جشن میگیرند، یک ضربه به احساسات است، با توجه به درگیری خود او با تولیدکننده سلاح ال بیت.”
پس از پیروزی کیروس، سناتور دموکرات برنی سندرز در X به او تبریک گفت. او نوشت: “جریان در حال تغییر است.” “آمریکاییها از سیاستهای وضعیت موجود خسته شدهاند.”
ممدانی خود گفت که این یک پیروزی برای طبقه کارگر است و یافتههای یک نظرسنجی در سال گذشته را تقویت میکند که نشان میدهد رأیدهندگان عمدتاً تحت تأثیر نگرانیهای اقتصادی داخلی، مسکن قابلتحمل و هزینههای زندگی قرار دارند.
با این حال، در سخنرانیهایشان، نامزدهای پیروز مسائل داخلی و خواستهها برای پایان دادن به نسلکشی در غزه را به عنوان یک بسته ارائه کردند. چالش آنها به وضعیت موجود در هر دو جبهه بود.

سفری طولانی
برای کارشناسان روابط بین اسرائیل و ایالات متحده مانند دانیل لِوی، رئیس پروژه ایالات متحده/خاورمیانه (USMEP)، آمریکا تنها در آغاز یک سفر طولانی برای تنظیم مجدد حمایت خود از اسرائیل است.
“هنوز مشخص نیست که آیا کافی از جنبش در سمت دموکرات میتواند بر جمعآوری قدرت تمرکز کند، حتی اگر مجبور باشند برای دستیابی به تغییر در سیاست، بینی خود را بگیرند و این تغییر کند کندتر از آن چیزی است که هر یک از ما آرزو داریم.
“فرصتهای بیسابقهای در پیش است و من دوست دارم که این تغییر اتفاق بیفتد اما هنوز آنجا نیست. فشار متقابل یک لابی ریشهدار و ظرفیت طرف خودمان برای ارتکاب اشتباه، همچنین عدم وجود یک جنبش آزادیبخش فلسطینی که این تغییر را به جلو ببرد، همه به این معنی است که هنوز آنجا نیست.”
و با این حال، تغییر واقعی در افکار عمومی ایالات متحده رخ داده است.
یکی از مهمترین تغییرات در ایالات متحده، انتقال فلسطین از حاشیههای سیاسی به جریان اصلی بوده است.
این موضوع که قبلاً به عنوان یک نگرانی خاص چپها نادیده گرفته میشد – یا به سوالات اسلامگرایی یا تروریسم تقلیل مییافت – اکنون به موضوعی تبدیل شده است که در سراسر طیف سیاسی تأثیرگذار است.
حتی بخشهایی از راست آمریکایی نیز شروع به دیدن اسرائیل به عنوان یک بار به جای یک دارایی کردهاند. برای برخی از محافظهکاران، رفتار اسرائیل – کشتار جمعی غیرنظامیان، از جمله کودکان، و بیتوجهی آشکار به حقوق بینالملل – آشتی دادن حمایت بیقید و شرط از اسرائیل با تصویر خود از آمریکا را به طور فزایندهای دشوار کرده است.
برای برخی، فاصلهگیری از اسرائیل به یک راه برای تلاش برای نجات پروژه آمریکایی تبدیل شده است.
با این حال، جریان اصلی فلسطین همچنین با مرزهای جدیدی همراه بوده است. شرایط بحث گسترش یافته است، اما همچنان به شدت در دو دایره محافظهکار و ترقیخواه مدیریت میشود.
بحث درباره تأثیر ایپک به طور فزایندهای قابل قبول شده است، زیرا این کار به آمریکاییها اجازه میدهد تا مشکل را به عنوان تأثیر نامناسب یک لابی قدرتمند چارچوببندی کنند.
با این حال، حداقل در حال حاضر، محدودیتهای این بحث واضح است: مقاومت فلسطینی، حق تعیین سرنوشت، یا آرزوهای سیاسی که پشتوانه مبارزه فلسطینیها هستند، مسائلی هستند که عمدتاً خارج از مرزهای بحث محترم باقی ماندهاند.
آمریکا ممکن است در مسیری باشد که به تدریج پیش میرود: افزایش همدردی با رنج فلسطینیها و افزایش خصومت با اسرائیلی که دائماً در جنگ است.
این به نوبه خود به پایان دادن به استثنایی بودن اسرائیل در سیاستهای ایالات متحده و در نهایت به رسمیت شناختن کامل حقوق فلسطینیها منجر میشود. ممکن است چندین دوره انتخاباتی برای دستیابی به این هدف لازم باشد.
اما برای نتانیاهو، یا هر کسی که بعد از او بیاید، دوباره مرتبط کردن اسرائیل با راست در آمریکا کار سادهای نخواهد بود. نتانیاهو که در مورد ایران به بنبست رسیده است، اما اجازه دارد دستاوردهای سرزمینی خود را در لبنان و سوریه حفظ کند، واکنش او این خواهد بود که جنگ را برای تصرف تمام غزه از سر بگیرد.
او باید این کار را انجام دهد – اگر میخواهد راست افراطی را در کابینه خود و در کنار کمپین انتخاباتیاش حفظ کند. اما کشتار مجدد در غزه احساس انزجار را در ایالات متحده در هر دو طرف طیف سیاسی افزایش خواهد داد.
چارچوببندی جنگ به عنوان “11 سپتامبر” اسرائیل کارتی است که بازی شده است. حتی جمهوریخواهان مانند تاکر کارلسون در حال بازنگری در جنگ علیه تروریسم به عنوان تلاشی نادرست برای چارچوببندی کل اسلام به عنوان یک دشمن وجودی هستند.
در حال حاضر هیچ راهی برای خروج وجود ندارد. لابی به زودی تسلیم نخواهد شد و اقداماتی شدید در دفاع از خود در سیاستهای ایالات متحده انجام خواهد داد.
اما هرچه حمایت از اسرائیل بیشتر به یک عمل قهری تبدیل شود و کمتر به یک اصل اعتقادی، مشکلات صهیونیسم بزرگتر میشود.

