در حالی که واشنگتن و تهران در یک رویارویی فزاینده قفل شدهاند، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با آزمون تعیینکنندهای در استراتژی پس از جنگ خود نسبت به ایران مواجه هستند. حملات موشکی و پهپادی به تمامی شش کشور عضو، محاصره مجدد تنگه هرمز و فرسایش یادداشت تفاهم اسلامآباد، آسیبپذیری منطقه را در برابر یک درگیری که نمیتواند کنترل کند، آشکار کرده است.
دولتهای خلیج فارس به شیوههای به شدت متفاوتی پاسخ میدهند: امارات متحده عربی، بحرین و کویت به سمت بازدارندگی متمرکز بر امنیت گرایش پیدا کردهاند، در حالی که قطر و عمان به میانجیگری دیپلماتیک ادامه میدهند و عربستان سعودی بین هر دو رویکرد تعادل برقرار میکند. این انحراف در قلب معضل خلیج ایران قرار دارد و شورای همکاری خلیج فارس را بدون یک استراتژی عمومی متحد رها کرده است، حتی در حالی که تحلیلگران به هماهنگیهای خاموش در پشت صحنه اشاره میکنند. با توجه به اینکه ایران قرار است ویژگی دائمی چشمانداز منطقه باقی بماند، کشورهای خلیج فارس اکنون باید تصمیم بگیرند که آیا به دنبال پاسخهای ملی بروند یا امنیت جمعی واقعی را شکل دهند.

مواجهه با معضل خلیج ایران
در میان ایالات متحدهای که به طور فزایندهای رو به رویارویی میرود و ایران جسور که حاضر به تسلیم نیست، پادشاهیهای عرب خلیج فارس با چالشهای امنیتی فزایندهای مواجه هستند.
با قفل شدن واشنگتن و تهران در یک چرخه خطرناک از خصومتهای فزاینده، چارچوب امنیتی منطقهای که تحت یادداشت تفاهم اسلامآباد ایجاد شده بود، به طور مداوم فرسایش یافته است.
با رسیدن درگیریها در تنگه هرمز به بنبست، رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، تهدید به حمله به نیروگاههای ایرانی کرده است، پس از روزها حمله به اهدافی در اهواز، بندرعباس، بوشهر، چابهار و دیگر نقاط در مناطق جنوبی و غربی کشور.
این در حالی است که محاصره مجدد آمریکایی تنگه هرمز پس از بسته شدن این آبراه توسط تهران در پاسخ به حملات نظامی ایالات متحده در حال وقوع است.
حملات موشکی و پهپادی ایران و حوثیها به تمامی شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) در روزهای اخیر تنها آسیبپذیری عمیق منطقه را در برابر دینامیکهای درگیری که نمیتواند کنترل کند، بیشتر نمایان کرده است.
به جای شکلدهی به روند رویدادها، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به طور فزایندهای به نظر میرسد که عواقب تقابل آمریکا و ایران را جذب میکنند. سوال مرکزی که در برابر سلطنتهای عرب خلیج فارس قرار دارد این است که چگونه در یک محیط خطرناک که منافع امنیتی آنها به طور مستقیم توسط جنگی تهدید میشود که بر آنها تأثیر محدودی دارند، حرکت کنند.
افزایش عمق معضل خلیج ایران
به طور عمده به دلیل قرارگیری جغرافیایی و عدم قطعیت پیرامون تعهدات موجود در یادداشت تفاهم اسلامآباد، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس خود را در یک وضعیت استراتژیک به شدت محدود گرفتار میبینند.
با قرارگیری در نزدیکی ایران و در محدوده قابلیتهای موشکی و پهپادی ایران و حوثیها، سلطنتهای عرب خلیج فارس نمیتوانند از این خصومتها که به طور مستقیم بر امنیت ملی، اقتصاد و زیرساختهای حیاتی آنها تأثیر میگذارد، فاصله بگیرند.
در عین حال، ابهام در ضمانتهای امنیتی خارجی آنها را بدون چارچوب واضحی برای بازدارندگی حملات آینده یا مدیریت تشدید وضعیت باقی میگذارد. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس اکنون باید به دنبال اهداف متعدد و غالباً متضاد باشند: تقویت بازدارندگی در برابر ایران و شرکای آن، حفاظت از زیرساختهای حیاتی انرژی و دریایی، حفظ اعتماد اقتصادی و اجتناب از اقداماتی که میتواند منجر به درگیری منطقهای وسیعتر شود.
بنابراین، معضل آنها هم فوری و هم ساختاری است، به این معنا که هر تلاشی برای نشان دادن اراده، خطر تشدید بیشتر را به همراه دارد، در حالی که تلاشها برای خودداری ممکن است به عنوان ضعف تفسیر شود. در میان نیاز به امنیت بیشتر و ضرورت ثبات منطقهای، سلطنتهای عرب خلیج فارس با مجموعهای از گزینهها که به طور فزایندهای محدود میشود، مواجه هستند در زمانی که هزینههای اشتباه محاسباتی به ندرت اینقدر بالا بوده است.
دکتر جوزف آ. کچیکیان، پژوهشگر ارشد در مرکز ملک فیصل در ریاض، سه نگرانی عمده مشترک بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را تشریح کرد. اولین مسئله، موضوع ناوبری ایمن در خلیج و به ویژه از طریق تنگه هرمز است. “بستنها، و در روزها و هفتههای آینده بیشتر از آنها خواهیم داشت، تجارت جهانی را محدود میکند. این به نفع منافع شورای همکاری خلیج فارس نیست،” او به روزنامه العرب جدید گفت.
مسائل جدی پیرامون این سوال که آیا برای خدمات تمامی کشتیها در حال عبور از تنگه هرمز پرداختی صورت خواهد گرفت، وجود دارد. “اکنون روشن است که نوعی پرداخت برقرار خواهد شد که نشاندهنده یک ضرر عمده آمریکایی است، با توجه به اینکه واشنگتن تمایلی به دریافت هزینه ندارد”، دکتر کیچیچیان اظهار داشت.
سومین موضوع، موقعیتیابی بلندمدت ایران در منطقه به عنوان یک “همسایه هژمونیک که به هیچجا نمیرود و کشورهای عرب خلیج باید یاد بگیرند چگونه پس از جنگ اخیر با آن زندگی کنند”، او اشاره کرد.
به دلیل قرارگیری جغرافیایی و عدم قطعیت پیرامون تعهدات در توافق ایران، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس خود را در یک وضعیت استراتژیک به شدت محدود گرفتار میبینند. [Getty]
مسیرهای متفاوت در معضل خلیج ایران
کشورهای عرب خلیج به تشدید اخیر با ایران به شیوههای بهطور قابل توجهی متفاوتی پاسخ دادهاند که منعکسکننده عدم وجود یک استراتژی منطقهای یکپارچه در قبال تهران است.
در یک سوی این طیف، امارات متحده عربی، بحرین و کویت – سه عضو شورای همکاری خلیج فارس که در این درگیری بیشتر از سوی ایران هدف قرار گرفتهاند – رویکردهای عمدتاً امنیتی را برای مقابله با جمهوری اسلامی اتخاذ کردهاند.
در سوی دیگر، قطر و عمان به تعهد خود به تعامل دیپلماتیک ادامه داده و تلاشهای میانجیگری خود را ادامه میدهند، با وجود اینکه خود نیز تحت حمله ایران قرار گرفتهاند. در همین حال، عربستان سعودی به دنبال استراتژی تنوع استراتژیک است و سعی دارد بازدارندگی را با انعطاف دیپلماتیک متعادل کند.
“مراسم تشییع آیتالله خامنهای نمونهای از شیوههای متفاوتی است که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در قبال ایران پس از فروپاشی ظاهری آتشبس آمریکایی-ایرانی اتخاذ کردهاند. عربستان سعودی، عمان و قطر نمایندگانی به مراسم تشییع در اوایل این ماه فرستادند، در حالی که کویت، بحرین و امارات متحده عربی از آن دوری کردند”، گوردون گری، سفیر پیشین آمریکا در تونس، در یک مصاحبه با TNA توضیح داد.
این پاسخهای متفاوت شورای همکاری خلیج فارس را بدون یک استراتژی عمومی و منسجم در قبال ایران باقی گذاشته است، حتی اگر برخی تحلیلگران بر این باورند که هماهنگی ممکن است در پشت صحنه ادامه یابد. تهران مشتاق است از این عدم وحدت در میان کشورهای عرب خلیج بهرهبرداری کند.
تشدید معضل ایران و خلیج فارس
کشورهای عربی خلیج فارس به تشدید اخیر تنشها با ایران بهطرز قابل توجهی واکنش نشان دادهاند که نشاندهنده عدم وجود یک استراتژی منطقهای متحد است. [Getty]
عربستان سعودی، همانطور که گری اشاره کرد، به ادامه “رویکرد هجینگ استراتژیک” که پس از تجاوز نظامی اسرائیل به قطر در 9 سپتامبر 2025 شتاب گرفت، ادامه داده است و فضایی برای تعامل دیپلماتیک حفظ کرده در حالی که از همراستایی کامل با هر یک از طرفین اجتناب میکند.
“وحدت مورد انتظار در خلیج فارس هنوز به نتیجه نرسیده است و به جای آن، شایعاتی تایید نشده وجود دارد که چندین کشور خلیج فارس توافقات فردی و مخفیانهای با ایران انجام دادهاند. در این مرحله شواهدی برای این موضوع وجود ندارد، اما آنچه غیرقابل انکار است این است که اکثر کشورهای خلیج فارس به سطح تعامل با تهران در سطح دولتی بازگشتهاند، بدون استراتژی واضح یا منسجم از سوی شورای همکاری خلیج فارس، حداقل هیچیک که بهطور عمومی بیان شده باشد،” دکتر راب گیست پینفولد، که در کالج کینگ لندن امنیت بینالمللی تدریس میکند، به العرب جدید گفت.
“این یک پیشسابقه خطرناک است که میتواند بذرهای ناپایداری و درگیریهای بیشتر را بکارند. اینکه بسیاری از کشورها این کار را در حالی انجام میدهند که ایران به هدف قرار دادن بحرین و کویت ادامه میدهد، نشان میدهد که وحدت منطقهای در زمانی که کشورهای خلیج فارس بیشتر به آن نیاز دارند تا از حاکمیت جمعی خود دفاع کنند، وجود ندارد،” او افزود.
دکتر حقیریان، با این حال، نسبت به معادلسازی رویکردهای عمومی متفاوت با یک شکاف واقعی در شورای همکاری خلیج فارس هشدار میدهد. در حالی که به این نکته اذعان دارد که کشورهای عضو به شیوههای مختلف با ایران تعامل دارند، او استدلال میکند که این رویکردها ممکن است به جای آن، توزیع غیررسمی نقشهای دیپلماتیک را منعکس کند.
“برخی از کشورهای [شورای همکاری خلیج فارس] بهطور عمومی با ایران تعامل دارند، در حالی که دیگران از تعامل خودداری میکنند تا اهرم فشار را قبل از مذاکرات آینده حفظ کنند،” او به TNA گفت و افزود که این ممکن است به عنوان “تقسیم غیررسمی کار” عمل کند، به شرطی که هماهنگی در پشت صحنه وجود داشته باشد، که با توجه به فراوانی تماسهای دیپلماتیک و بازدیدهای سطح بالا بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس پس از هر جلسه یا حادثه، به نظر بسیار محتمل میرسد.”
بازدارندگی و معضل ایران در خلیج فارس
از نظر قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی، هیچ یک از اعضای شورای همکاری خلیج فارس به تنهایی آنچه را که برای بازدارندگی ایران لازم است، ندارد. توانایی تهران در هدف قرار دادن انتخابی کشورهای مختلف عربی خلیج فارس محدودیتهای پاسخهای یکجانبه را برجسته میکند.

حل معضل خلیج ایران
به نقل از بنجامین فرانکلین، به نظر میرسد که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس درک کردهاند که باید همه با هم متحد باشند تا به تنهایی به دار آویخته نشوند.

