رقابت تاریخی نظامی ایران از تنشهای بوروکراتیک به رویاروییهای مستقیم و خشونتآمیز در چندین شهر تبدیل شده است. این رقابت داخلی نظامی ایران تهدیدی برای ثبات اصلی رژیم در دورهای بیسابقه از درگیریهای منطقهای به شمار میرود. با برخوردهای علنی گروهها، تشدید رقابت نظامی ایران شکافهای ساختاری عظیمی را نمایان میسازد که میتواند بهطور دائمی سلسلهمراتب دفاعی کشور را تغییر دهد و یک کشور آسیبپذیر را به رقابتی بیثبات برای کنترل مطلق دولت سوق دهد.
نبردهای هوایی و زمینی رقابت نظامی ایران را تشدید میکند
هرج و مرجی که ایران را در طول جنگهای مارس و آوریل فراگرفته بود، تنها در آسمانهای بالای کشور با حملات هوایی، شلیک موشک و پهپادهای منفجرشونده رخ نداد. به گفته افسران سابق نظامی ایرانی، فعالان و تحلیلگران، در پسزمینه، درگیری دیگری در حال تشدید بود: یک مبارزه فزاینده بین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش متعارف کشور.
تنش بین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، یا I.R.G.C و ارتش منظم به روزهای اولیه جمهوری اسلامی برمیگردد.
در مه ۱۹۷۹، بلافاصله پس از تثبیت قدرت، روحالله خمینی سپاه پاسداران را بهعنوان یک نیروی نظامی موازی تأسیس کرد تا رژیم جدید را از هرگونه کودتای احتمالی توسط ارتش ملی محافظت کند، که رهبران انقلابی به دلیل ارتباطاتش با شاه مخلوع با سوءظن به آن نگاه میکردند.
اگرچه رهبری جدید به سرعت بسیاری از فرماندهان ارشد نظامی را تصفیه کرد، اما بیاعتمادی به ارتش برای دههها ادامه داشت.
با گذشت زمان، سپاه پاسداران بهطور پیوسته قدرت خود را در سلسلهمراتب نظامی ایران، نهادهای سیاسی و اقتصاد گسترش داد و در نهایت به نیروی غالب در داخل دولت تبدیل شد. با این حال، در زیر این تجمیع قدرت، کینهتوزی در میان افسران و سربازان عادی ارتش ادامه داشت، بهویژه زمانی که سپاه نفوذ خود را بر دستگاه امنیت داخلی ایران و عملیاتهای منطقهای در خارج از کشور عمیقتر کرد.
تصفیههای نخبگان رقابت نظامی ایران را تشدید میکند
پس از هفتهها تلاش از طریق واسطههای اپوزیسیون ایرانی، الحُرّه اعلام کرد که با سه افسر سابق کرد از ارتش ایران — از جمله یک ژنرال بازنشسته — و همچنین فعالانی که تقسیمات داخلی درون نهاد حاکم ایران را زیر نظر دارند، تماس برقرار کرده است. همه آنها در حال حاضر در داخل ایران زندگی میکنند و با افسران در حال خدمت ارتباط دارند.
data-path-to-node=”14″>این منابع از تشدید شدید تنشها در طول درگیری ۴۰ روزهای که شامل ایران، ایالات متحده و اسرائیل بود، خبر دادند.
بر اساس گزارشها، درگیریهای مسلحانهای بین واحدهای سپاه پاسداران و پرسنل ارتش در تهران، تبریز، اصفهان، کرمانشاه، مریوان و اهواز رخ داد که منجر به تلفات در هر دو طرف شد.
به گفته منابع، این درگیریها پس از آن آغاز شد که فرماندهان سپاه پاسداران، افسران و سربازان ارتش را از تأسیسات نظامی مشترک اخراج کردند و آنها را به نشت اطلاعات درباره پایگاههای موشکی و تأسیسات پهپادی به اسرائیل و ایالات متحده متهم کردند.
این منابع افزودند که بعد از کنترل درگیریها، اطلاعات سپاه پاسداران دهها افسر و پرسنل ارتش را بازداشت کردند. بسیاری از آنها، به گفته منابع، همچنان در بازداشت هستند.
حاشیهنشینی نهادی رقابت نظامی ایران را تشدید میکند
چندین منبع همچنین از افزایش ناامیدی در داخل ارتش منظم خبر دادند، جایی که برخی از افسران به طور فزایندهای در برابر دستورات صادر شده از سوی سپاه پاسداران مقاومت کردهاند، به ویژه در مورد عملیات نظامی در داخل شهرهای ایران.
بر اساس این گزارشها، بسیاری از افسران ارتش برنامهریزی عملیاتی تحت رهبری سپاه را ناکارآمد و سیاسی میدانند، در حالی که پرسنل رده پایینتر از آنچه که به عنوان سالها حاشیهنشینی نهادی توسط سپاه و رهبری آن میبینند، ناراضی هستند.
آسو قدری، فعال سیاسی کرد ایرانی مستقر در اروپا، گفت که این درگیری کمتر از ایدئولوژی ناشی میشود و بیشتر ناشی از رقابت بر سر قدرت در یک ساختار قدرت به طور فزایندهای تکهتکه شده است.
آقای قدری در اظهاراتی به الحوره گفت: “به طور نظری، مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی شناخته میشود.” او به پسر رهبر پیشین ایران اشاره کرد. “اما در عمل، او همان قدرت قاطع را که پدرش داشت، اعمال نکرده است. این امر قدرت را به سمت شبکههای نظامی و امنیتی همپوشانی که با یکدیگر رقابت میکنند، در حالی که همکاری نیز دارند، منتقل کرده است.”
او افزود: “در آن محیط، سپاه پاسداران در تلاش است تا کنترل خود را بر هر نهاد دولتی محکمتر کند.”
تحلیلگران و متخصصان ایران که توسط الحوره مصاحبه شدند، گفتند که رقابتهای داخلی در نظام ایرانی — به ویژه بین سپاه پاسداران و ارتش منظم، و همچنین بین نهادهای اطلاعاتی دولتی و اطلاعات سپاه — از زمان مرگ علی خامنهای در حمله مشترک آمریکایی-اسرائیلی به اقامتگاه او در تهران در ۲۸ فوریه تشدید شده است.
خلأ قدرت پس از خامنهای رقابت نظامی ایران را تشدید میکند
فؤاد ابوریساله، دبیرکل جبهه عربی برای آزادی اهواز، گفت که ریشههای این درگیری به تأسیس جمهوری اسلامی برمیگردد.
آقای ابوریساله گفت: “فاصله بین سپاه پاسداران و ارتش ایران در غیاب رهبر معظم عمیقتر شده است.” او افزود: “ارتش به دنبال فرصتی است تا خود را از سپاه آزاد کند — یا شاید برای پایان دادن به دههها حاشیهنشینی.”
او پیشبینی کرد که فعالیتهای ضد سپاه در ماههای آینده افزایش یابد، از جمله عملیاتهای نظامی مخفی که توسط افسرانی انجام میشود که به دنبال بهرهبرداری از آنچه او به عنوان بینظمی فزاینده و تضعیف کنترل سپاه توصیف کرد، هستند.
آقای ابوریساله همچنین استدلال کرد که بسیاری از ایرانیان — بهویژه در میان جوامع غیر فارسی — به طور فزایندهای سپاه پاسداران و شبکههای نیابتی منطقهای آن را به عنوان ابزارهای سرکوب میبینند، در حالی که ارتش منظم از درجه بالاتری از پذیرش عمومی برخوردار است.
ایران آمار رسمی در مورد اندازه نیروهای مسلح خود منتشر نمیکند. اما برآوردهایی که توسط الحوره از منابع اپوزیسیون ایرانی به دست آمده، نشان میدهد که ارتش منظم هنوز از نظر نیروی انسانی از سپاه پاسداران پیشی میگیرد، هرچند نه از نظر نفوذ یا منابع.
بر اساس این برآوردها، ارتش منظم شامل حدود یک میلیون نفر پرسنل است، از جمله حدود ۷۰۰,۰۰۰ نیروی فعال و ۳۰۰,۰۰۰ نیروی ذخیره در نیروهای زمینی، دریایی و هوایی.
در مقایسه، برآورد میشود که سپاه پاسداران حدود ۵۰۰,۰۰۰ عضو دارد که در بخشهای زمینی، دریایی و فضایی، همچنین نیروی قدس و شعبههای اطلاعاتی پراکنده شدهاند.
میلیشیا بسیج، که تحت نظارت سپاه فعالیت میکند و نقش عمدهای در اجرای امنیت داخلی دارد، برآورد میشود که شامل حدود ۳۰۰,۰۰۰ پرسنل فعال و بیش از دو میلیون داوطلب ذخیره باشد.
اختلافات منابع شکلدهنده رقابت نظامی ایران
با وجود برتری عددی ارتش، تحلیلگران میگویند که سپاه پاسداران دارای منابع و تسلیحات به مراتب برتر است.
سپاه پاسداران بر برنامههای موشکی بالستیک و پهپادی ایران نظارت دارد، همراه با بخشهای بزرگی از زیرساخت تسلیحات غیرمتعارف و برنامه هستهای کشور. ارتش منظم، در مقابل، عمدتاً به تجهیزات قدیمی وابسته است که از زمان جنگ ایران و عراق بهطور محدود بهروز شده است.
سپاه همچنین قدرت اقتصادی عظیمی از طریق خاتمالانبیا، یک کنسرسیوم مهندسی و تجاری بزرگ که بر بخشهای عمدهای از اقتصاد ایران تسلط دارد و نقش مرکزی در شبکههای دور زدن تحریمها و تجارت خارجی ایفا میکند، دارد.
این دسترسی مالی به سپاه پاسداران این امکان را داده است که عملیات نظامی و برنامههای توسعه تسلیحاتی را به مقیاسی فراتر از تواناییهای ارتش متعارف ادامه دهد.
لامار آرکاندی، پژوهشگری که در زمینه جنبشهای افراطی تخصص دارد، این شکاف رو به گسترش را به عنوان یک نقطه عطف بالقوه خطرناک برای ساختار امنیت داخلی ایران توصیف کرد.
او گفت: “این یک توسعه بسیار جدی است.” خانم آرکاندی افزود: “این ممکن است به یک مبارزه برای کنترل بین رهبری سپاه پاسداران و ارتش تبدیل شود.”
او گفت که سپاه احتمالاً تدابیر امنیتی بیشتری را در شهرهای ایران اعمال خواهد کرد تا تنشها را قبل از اینکه به ناآرامیهای گستردهتر یا درگیریهای بین نهادهای امنیتی رقیب سرایت کند، کنترل کند.
او اضافه کرد: “زمانی که شکافها در درون خود دستگاه امنیتی ظاهر شوند، ایران از یک حالت تنش به یک حالت بیثباتی ساختاری منتقل میشود. این برای رژیم بسیار خطرناکتر از نارضایتی سیاسی عادی است.”
