یک ایران قویتر و توانمندتر، چشمانداز بسیار بدتری برای منافع ایالات متحده نسبت به چند هفته افزایش قیمت گاز است.
لئو تولستوی در «جنگ و صلح» نوشت: «همه چیز به وقت خود به کسی که میداند چگونه صبر کند میرسد… هیچ چیز قویتر از این دو نیست: صبر و زمان.»
این ضربالمثل برای لحظه کنونی در جنگ با ایران مناسب است. محاصره دریایی ایالات متحده در نزدیکی تنگه هرمز، سناریوی استراتژیک ایران را علیه رژیم خود برمیگرداند. این محاصره، سختی اقتصادی که تهران قصد دارد بر جهان تحمیل کند را به منبع آن بازمیگرداند و نتیجه آن، مذاکره ایالات متحده و ایران برای حل و فصل درگیری کنونی خواهد بود.
برای اینکه ایالات متحده آنچه را که میخواهد و نیاز دارد در یک توافق به دست آورد، به صبر استراتژیک و زمان نیاز دارد—دو کالایی که در اینجا به طور غیرضروری کمبود دارند.
متأسفانه، این بدان معناست که قیمتهای جهانی گاز به افزایش خود ادامه خواهند داد و کود و سایر کالاهای اساسی برای آینده قابل پیشبینی در کمبود خواهند بود. ما باید آماده پذیرش این موضوع باشیم. صرف نظر از اینکه آیا کسی از این درگیری حمایت کرده است یا نه، زمان بازگشت به عقب گذشته است.
تمرکز اکنون باید بر این باشد که به ایالات متحده (و به میزان کمتری اسرائیل) اجازه دهیم آنچه را که آغاز کردهاند به پایان برسانند—چالشی تهاجمی به رژیمی که به مدت نزدیک به نیم قرن، شهروندان ایالات متحده را کشته، منطقهای که از قبل ناپایدار بوده را بیثبات کرده و به دنبال توانایی هستهای بوده است که به آن اجازه میدهد منطقه و فراتر از آن را تحت فشار قرار دهد. بیصبری ما برای کاهش قیمت گاز به زیر ۳ دلار در هر گالن نباید ما را به پذیرش هر توافقی که ایران ارائه میدهد وادار کند و ما—و جهان—را از فرصتی برای محدود کردن رفتار جمهوری اسلامی محروم کند.
اگر صبور باشیم و اجازه دهیم محاصره دریایی ایالات متحده به طور کامل اثر کند، احتمالاً یک ایران متواضعتر به میز مذاکره بازخواهد گشت. رژیم ایرانی مجبور خواهد شد با اقتصاد واقعاً ویرانشده و گزینههای بسیار محدود خود کنار بیاید. ممکن است سرانجام آماده شود تا به طور جدی به مسائلی مانند پرونده هستهای، موشکهای بالستیک و حمایت از نمایندگان خود مانند حزبالله در لبنان و حوثیها در یمن بپردازد.
این جنگ میتواند بدون شلیک یک گلوله دیگر به پایان برسد.
بستن تنگه هرمز توسط رژیم و دریافت عوارض به صورت ارز دیجیتال یا پترویوآن از تعداد معدودی که انتخاب میکند تا اجازه عبور دهند، نتیجه هیچ درخشش استراتژیکی نبود. بلکه، این یک فرصت بود که رژیم به طور منطقی به دلیل برنامهریزی ناکافی ایالات متحده یا نیروی بیش از حد کشیده شده ایالات متحده که نمیتوانست به درستی به عبور بدون مانع کشتیها از تنگه رسیدگی کند، بهرهبرداری کرد در حالی که همچنین یک کمپین نظامی بیرحمانه علیه رژیم را انجام میداد. اگر چیزی باشد، ایالات متحده باید این محاصره دریایی را هفتهها پیش، زمانی که ریچارد هاس اولین بار آن را پیشنهاد کرد، اجرا میکرد.
اگر محاصره جدید کشتیها که از بنادر ایران برای عبور از تنگه هرمز حرکت میکنند، موفقیتآمیز باشد، ورق برمیگردد و برتری ایران بر این تنگه از دست خواهد رفت. رژیم ایران از ارز سخت که به شدت به آن نیاز دارد، محروم خواهد شد و حامیان چینی آن نیز از خرید نفت با قیمتهای تخفیفدار محروم خواهند ماند. این میتواند منجر به فشار چین بر رژیم برای پذیرش امتیازات قابل توجه در مذاکرات با واشنگتن شود. به همین اندازه، پترو دلار موقعیت غالب خود را به عنوان ارز انتخابی در معاملات نفت و گاز حفظ خواهد کرد.
بر اساس استانداردهای درگیریهای نظامی مدرن، این یک کمپین نظامی طولانی نبوده و به نظر میرسد اقدامات ایالات متحده به طور انحصاری به عملیات هوایی محدود شده است. بدون شک، ایالات متحده ضربهای وحشتناک به رژیم ایران وارد کرده و بخش زیادی از برنامههای هستهای، موشکی و پهپادی آن را نابود کرده است، به همراه دفاع هوایی، نیروی هوایی و نیروی دریاییاش.
این کشور که از نظر اقتصادی در حال حاضر با مشکلاتی مواجه است، برای بازسازی نیروی نظامی خود و بازسازی زیرساختهای آسیبدیده یا ویرانشده در این درگیری به زمان و میلیاردها دلار نیاز دارد. این زمان و پولی است که رژیم به سختی در اختیار دارد در حالی که با نارضایتی فزاینده شهروندانش دست و پنجه نرم میکند. ما باید از وضعیت اقتصادی غمانگیز ایران به نفع خود در تمام مذاکرات آینده با ایران استفاده کنیم. کاهش تحریمها و بازسازی اقتصاد ایران تنها زمانی باید انجام شود که رژیم نشان دهد که به رها کردن آرزوهای هستهای، برنامههای موشکی بالستیک و حمایت از نمایندگان تروریستی خود متعهد است.
کمپین نظامی شدید به پایان طبیعی خود نزدیک است، با توجه به اینکه به نظر میرسد اکثر اهداف نظامی به طور موفقیتآمیز مورد هدف قرار گرفتهاند. اکنون، یک فشار اقتصادی نهایی بر آنچه از این رژیم باقی مانده، بهترین شانس برای دستیابی به یک توافق مذاکرهای است که جاهطلبیهای نظامی ایران را برای سالهای آینده کنترل و تنبیه کند.
اینها اهداف سیاسی هستند که در دو دهه گذشته از دست رفتهاند اما اکنون، با کمی صبر، در آستانه تحقق هستند. گزینه دیگر غیرقابل تصور است—رژیم ایرانی جسور و خشمگینی که همسایگان خود را بیشتر تهدید میکند و همچنان راهی برای دستیابی به آرزوهای هستهای خود حفظ میکند.
پس لطفاً صبور باشید.

