با وجود بیگانگی طولانیمدت از جهان، پاکستان به عنوان یک میانجی ضروری در تلاشهای مذاکره بین ایالات متحده و ایران ظاهر شده است و به طور ناگهانی به یک بازیگر بینالمللی عمده تبدیل شده است.
در حالی که ایالات متحده و ایران به سمت یک توافق صلح پیش میروند، پاکستان به عنوان یک میانجی غیرمنتظره اما ضروری در مذاکرات ظاهر شده است. این کشور میزبان مذاکرات سطح بالا در اسلامآباد بوده و پیشنهادات را بین دو طرف جابجا کرده است تا به آتشبس دائمی دست یابند.
این تغییر نقش برای پاکستان قابل توجه است. برای سالها، این کشور به عنوان یک دولت طرد شده دیده میشد. تنها ذکر نام آن یادآور بیثباتی سیاسی، حکومت نظامی و سرکوبهای شدید آزادیها، حمایت از گروههای تروریستی، شورشهای داخلی در استان بلوچستان و تهدید مداوم جنگ با هند همسایه بود. این کشور به جز چین، که تقریباً ۷۰ میلیارد دلار به آن بدهکار بود، شریک واقعی چندانی نداشت و فهرست عظیمی از نجاتهای مالی صندوق بینالمللی پول داشت که به دههها قبل برمیگردد.
در واقع، کارشناسان برای دههها پاکستان را یک دولت شکستخورده نامیدهاند. در حالی که این کشور سلاحهای هستهای دارد، کمبود امنیت هستهای آن مدتهاست که نگرانیهایی را ایجاد کرده است که گروههای تروریستی ممکن است کنترل حداقل برخی از سلاحهای آن را به دست آورند. نشاندهنده عدم رهبری واضح، رهبران این کشور آنقدر از احتمال حمله به سلاحهای هستهای خود توسط هند ترسیده بودند که در یک مقطع، گزارش شده بود که این سلاحها را در کامیونهای تحویل بدون محافظ در سراسر کشور جابجا میکردند. همچنین از بازگشت طالبان به رهبری افغانستان حمایت کرد، اما سپس با دولت اسلامی در کابل دچار اختلاف شد و اوایل امسال با همپیمان سابق خود به جنگ رفت.
با این حال، به نظر میرسد که اوضاع برای پاکستان در حال تغییر است. اسلامآباد شروع به اعمال نفوذ قابل توجهی در سطح منطقهای و جهانی کرده و از سوی کشورهای مختلف جهان مورد توجه قرار گرفته است. این کشور در نقش مذاکرهکننده اصلی بین ایالات متحده و ایران در درگیریهایشان موفقیتهایی کسب کرده است. پاکستان در واقع به چیزی دست یافت که بسیاری از دیپلماتهای کشورهای ثروتمند دموکراتیک و سازمانهای جهانی پیشرو برای نزدیک به پنج دهه در آن ناکام مانده بودند: تولید مذاکرات مستقیم بین واشنگتن و تهران. اسلامآباد همچنین در آتشبس اخیر لبنان نقشی ایفا کرده است.
در سطح منطقهای نیز، پاکستان خود را به عنوان یک شریک مهم معرفی کرده است. این کشور تلاش کرده است تا با کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی که میتوانند محصولات خود را از طریق بنادر دریایی پاکستان صادر کنند، در ارتباط باشد؛ کشورهای جنوب شرقی آسیا که شاهد افزایش تجارت دوطرفه بودهاند؛ و کشورهای خاورمیانه، با امضای یک پیمان دفاعی دوجانبه بزرگ با عربستان سعودی در سال ۲۰۲۵ و تعمیق روابط با ترکیه و مصر. حتی بحثهایی درباره نوعی همراستایی امنیتی چهارجانبه با مصر، پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه وجود داشته است.
حتی واشنگتن نیز به نظر میرسد که خواهان رابطه نزدیکتری با اسلامآباد است، با وجود تاریخ پیچیده دو دولت. روابط پاکستان با ایالات متحده که در پی حملات ۱۱ سپتامبر نسبتاً قوی بود، در دهه بعدی به سرعت تیره شد. نشریه آتلانتیک در سال ۲۰۱۱ به یاد ماندنی آن را “همپیمان جهنمی” ایالات متحده نامید و به پناه دادن این کشور به اسامه بن لادن، رهبر القاعده (خواه آگاهانه یا ناآگاهانه) و نقش ادعایی که سرویس اطلاعاتی پاکستان در حمایت از تروریستها ایفا کرده بود، اشاره کرد. خود رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، در دوره اول خود کمکهای نظامی به پاکستان را رد کرد و گفت که این کشور به طور مؤثر با تروریسم مبارزه نمیکند.
با این حال، کاخ سفید دوم ترامپ—برخلاف دولتهای قبلی از هر دو حزب—به نظر نمیرسد که به این موضوع اهمیت دهد که پاکستان یک دولت بسیار خودکامه است، همانطور که اجازه نمیدهد سرکوبگری السالوادور مانع از روابط دوجانبه شود. بدون هیچ علاقهای به حقوق بشر در پاکستان، برقراری روابط با اسلامآباد بسیار آسانتر میشود. کاخ سفید شروع به دیدن اسلامآباد به عنوان کشوری کرده است که میتواند کشورهای جنوب آسیا و خاورمیانه را به هم نزدیک کند، به همراه دموکراسیهای توسعهیافته. پاکستان همچنین حاوی عناصر نادر حیاتی است که شروع به ارسال آنها به ایالات متحده کرده است.
دولت ترامپ همچنین به نظر میرسد که به پاکستان نزدیکتر شده است زیرا روابط ایالات متحده با هند—که برای بیش از دو دهه تنگتر شده بود—به طور مؤثری فروپاشیده است، بنابراین کاخ سفید به جای آن به اسلامآباد روی آورده است. روابط بین دهلی نو و واشنگتن به دلیل تعرفههای بالای دولت ترامپ بر هند، موانع جدید برای ویزاهای H1-B و خشم ناشی از خریدهای نفتی هند از روسیه به پایینترین حد خود رسیده است. علاوه بر این، روابط بدتر شده است زیرا ادعاهای ترامپ مبنی بر اینکه ایالات متحده به عنوان یک میانجی حیاتی در درگیری بین هند و پاکستان در سال گذشته عمل کرده است—ادعاهایی که مورد مناقشه قرار گرفتهاند—دهلی نو را خشمگین کرده است، که همواره از میانجیگری خارجی در منازعات خود با پاکستان امتناع کرده است. همانطور که کارشناس دفاعی، هپیمون جیکوب، در نشریه فارن افرز اشاره کرد، “مقامات آمریکایی با احتیاط از توهین به حساسیتهای هند در این زمینه [اشاره به ادعای واشنگتن برای میانجیگری بین دهلی و اسلامآباد] خودداری کردهاند—اما ترامپ بر این ادعاها تأکید کرد.”
کاخ سفید چندین اقدام برای نشان دادن تمایل خود به روابط گرمتر با پاکستان انجام داده است. ترامپ در ژوئن ۲۰۲۵ میزبان یک دیدار بسیار دوستانه با رئیس ستاد ارتش پاکستان، مارشال میدان آسمی منیر—حاکم واقعی دولت نظامیمحور—در کاخ سفید بود. این اولین بار بود که یک رئیسجمهور ایالات متحده رئیس ارتش پاکستان را بدون همراهی رهبری سیاسی کشور در کاخ سفید پذیرایی میکرد. ترامپ بعداً در حین مذاکرات جنگ ایران، در شبکههای اجتماعی بیشتر از مارشال میدان تمجید کرد و از “نخستوزیر بزرگ پاکستان و مارشال میدان، دو فرد فوقالعاده!!!” تشکر کرد.
پاکستان همچنین به طور مؤثری بر روی خودخواهی ترامپ بازی کرده است. این کشور بلافاصله پس از جلسه ناهار در ژوئن، ترامپ را برای دریافت جایزه صلح نوبل نامزد کرد، سپس به هیئت صلح ترامپ پیوست، با ایالات متحده توافقی برای کمک به توسعه ذخایر نفتی پاکستان امضا کرد، همکاری با World Liberty Financial—یک پلتفرم رمزارز که توسط ترامپ تأسیس شده است—را آغاز کرد و در هر فرصتی به طور علنی از رئیسجمهور ایالات متحده ستایش کرد. رهبران پاکستانی به وضوح موفقیت خود را درک میکنند. “ما او را به درستی خواندیم”، مشاهد حسین سید، رئیس سابق کمیته دفاع سنای پاکستان، به تازگی به واشنگتن پست گفت.
دیگر دموکراسیهای برجسته به ایالات متحده پیوستهاند تا بازگشت پاکستان به عادیسازی دیپلماتیک را خوشامد بگویند، با وجود حکومت نظامی سخت پاکستان. آنها به وضوح منافع روابط گرمتر با یکی از پرجمعیتترین کشورهای جهان را میبینند و متوجه هستند که با وجود تمام نقصهایش، پاکستان فرصتهای سرمایهگذاری بالقوه سودآوری را ارائه میدهد. فراتر از عناصر نادر خود، پاکستان تخمین میزند که خاک آن شامل حدود ۸ تریلیون دلار ارزش مواد معدنی دیگر از جمله لیتیوم و مس است.
دموکراسیهای پیشرو همچنین متوجه هستند که اسلامآباد دارای طیف وسیعی از ارتباطات در خاورمیانه است که میتواند آن را در درازمدت به یک میانجی مهم تبدیل کند. وزیر امور خارجه بریتانیا (UK) در سال ۲۰۲۵ برای اولین بار در چهار سال گذشته به پاکستان سفر کرد. پاکستان و بریتانیا در سال گذشته روابط سرمایهگذاری دوجانبه را تقویت کردند و به دنبال امضای یک توافقنامه تجارت آزاد دوجانبه در آینده هستند. فرانسه و پاکستان در سال ۲۰۲۳ یک نقشه راه دوجانبه امضا کردند که به منظور بهبود روابط در بسیاری از زمینهها طراحی شده است. کانادا و پاکستان همچنین به تازگی بر سر ارتقاء همکاریهای سرمایهگذاری و تجاری توافق کردند، در حالی که استرالیا و پاکستان در حال مذاکره برای انجام همین کار هستند.
یک دهه پیش، مذاکرات جنگ ایران و ائتلافهای امنیتی بالقوه، که همگی به اعتماد متقابل وابسته بودند، دقیقاً نوع گفتوگوها و توافقاتی بودند که پاکستان طرد شده هرگز اجازه ورود به آنها را نداشت. اما امروز، آن طرد شده سابق اکنون مورد توجه جهان قرار گرفته است.

