کاهش کمکهای نظامی ایالات متحده که توسط رهبری منطقهای پیشنهاد شده، نیازمند ارزیابی عینی از اقتصاد دفاعی دوجانبه است، بهویژه در حالی که رهبری اسرائیل خواستار بازسازی بنیادی چارچوبهای تاریخی اتحاد است. در حالی که نیت استراتژیک پشت یک موضع خودکفا واضح است، واقعیتهای مالی containment منطقهای جاری نشان میدهد که هر گونه تغییر زودهنگام از کمکهای نظامی ایالات متحده ممکن است بهطور ناخواسته آمادگی دفاعی را به خطر بیندازد.
یک انتقال حسابشده به سمت مدلهای تأمین مالی همسطح باید بین بلاغت سیاسی و هزینههای ملموس بازدارندگی چندجبههای پیشرفته تعادل برقرار کند، و اطمینان حاصل کند که کاهش کمکهای نظامی ایالات متحده از ظرفیت مالی داخلی مورد نیاز برای حفظ برتری کیفی غیرقابل انکار پیشی نگیرد.
عواقب کاهش کمکهای نظامی ایالات متحده
در میان درگیریهای حلنشده با ایران و لبنان، نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، به ترویج طرحی برای دور کردن کشورش از کمکهای نظامی آمریکایی ادامه میدهد. او در مصاحبهای با 60 Minutes در تاریخ 10 مه، استدلال کرد که اسرائیل باید “کمک مالی آمریکایی” برای ارتش اسرائیل را به صفر برساند. او بهجای آن، خواستار “پروژههای مشترک” شد که در آن هر دو کشور همان مقدار تأمین مالی را ارائه دهند.
پیشنهاد نتانیاهو در حالی مطرح میشود که او به دنبال انتخاب مجدد است و نظرسنجیهای عمومی و رأیگیریهای کنگره در ایالات متحده نشان میدهد که دیدگاه برخی آمریکاییها نسبت به اسرائیل در حال تغییر است. در حالی که توافق گستردهای وجود دارد که رابطه بین ایالات متحده و اسرائیل باید به مرور زمان از تأکید بر کمک به چارچوب شراکت استراتژیک تکامل یابد، جایگزینی تأمین مالی نظامی خارجی ایالات متحده (FMF) در کوتاهمدت یا حتی میانمدت ممکن است چالشهایی را به همراه داشته باشد، با توجه به اینکه نیازهای نظامی اسرائیل در حال افزایش است و این کشور در حال حاضر سهم فوقالعادهای از تولید ناخالص داخلی خود را صرف دفاع میکند.

ارزیابی واقعیتهای کاهش کمکهای نظامی ایالات متحده
توافقنامه فعلی تفاهمنامه ایالات متحده و اسرائیل (MOU) در سال ۲۰۱۶ امضا شد و مشخص میکند که واشنگتن در هر سال مالی (FY) از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۸ چه مقدار کمک ارائه خواهد داد. این توافق به اسرائیل سالانه ۳.۳ میلیارد دلار در قالب FMF و ۵۰۰ میلیون دلار بهطور سالانه برای برنامههای دفاع موشکی مشترک ارائه میدهد که در مجموع به ۳.۸ میلیارد دلار در سال برای ۱۰ سال میرسد. بخش عمدهای از این FMF باید در ایالات متحده هزینه شود و اسرائیل باید تمام این وجوه را تا سال ۲۰۲۸ در ایالات متحده صرف کند طبق توافقنامه فعلی.
FMF نقش اساسی در کمک به اسرائیل برای تبدیل شدن به قدرت نظامی پیشرو در خاورمیانه ایفا کرده است، تأمین منافع مشترک و مقابله با دشمنان آمریکا در منطقه، از جمله ایران و نمایندگان تروریستی آن. ایالات متحده و اسرائیل در طول جنگ ۴۰ روزه با ایران توانایی فوقالعادهای در انجام عملیات نظامی مشترک نشان دادند و اسرائیل هزاران هدف ایرانی را مورد حمله قرار داد و بار را بر دوش ارتش ایالات متحده کاهش داد. این نتیجه بدون هواپیماهای F-35 و F-15 که FMF به اسرائیل در خرید آنها کمک کرد، غیرممکن بود.
تغییرات دینامیک کاهش کمکهای نظامی ایالات متحده
بیست سال پیش، FMF حدود ۳۰ درصد از بودجه دفاعی اسرائیل را تشکیل میداد. این نسبت سپس کاهش یافت و در دهه گذشته در حدود ۱۵-۲۰ درصد باقی ماند و قبل از اینکه به دلیل تأمین مالی اضافی ایالات متحده پس از حمله تروریستی حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به حدود ۳۵ درصد در سال ۲۰۲۴ افزایش یابد. در غیاب تأمین مالی اضافی دیگر، درصد اکنون در مسیر کاهش به زیر ۱۰ درصد قرار دارد پس از اینکه بودجه دفاعی اسرائیل در سال ۲۰۲۶ افزایش یافت.
پس از جنگ چند جبههای که از ۷ اکتبر آغاز شد، اسرائیل باید دهها میلیارد دلار برای تجدید و گسترش زرادخانه مهمات هوایی و زمینی و سامانههای دفاع هوایی هزینه کند. اسرائیل همچنین باید دهها هواپیمای گرانقیمت اما ضروری، از جمله هلیکوپترهای تهاجمی آپاچی بیشتر، هواپیماهای سوخترسان KC-46 و اسکادرانهای اضافی از هواپیماهای F-15 و F-35 را تأمین کند و همچنین به نواقص نیروهای زمینی که در ۷ اکتبر نمایان شد، رسیدگی کند.
موانع مالی کاهش کمکهای نظامی ایالات متحده
از یک سو، به نظر میرسد منطقی باشد که اسرائیل بودجه دفاعی خود را برای جبران کاهش FMF افزایش دهد. اقتصاد اسرائیل همچنان در حال رشد است و بودجه ۲۰۲۶ این کشور شامل حدود ۴۹ میلیارد دلار برای دفاع است که نشاندهنده افزایش تقریبی ۶ درصدی نسبت به سال ۲۰۲۵ است. با این حال، دو چالش وجود دارد که این محاسبات در نظر نمیگیرد.
data-path-to-node=”9″>نخست، اسرائیل در حال حاضر حدود ۷ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به دفاع اختصاص میدهد — که بسیار بیشتر از هر یک از اعضای ناتو است و بیش از دو برابر درصدی است که آمریکاییها در حال حاضر به دفاع اختصاص میدهند. از منظر سیاسی، این مقادیر برای یک دموکراسی که به دفاع اختصاص مییابد، فوقالعاده است — و مشخص نیست که آیا اسرائیل میتواند حتی بیشتر برای جبران احتمال کاهش کمکهای نظامی خارجی (FMF) هزینه کند. دوم، برنامههای تأمین اسرائیل ظاهراً بیش از ۲۰ میلیارد دلار در FMF برای دوره ۱۰ سالهای که از سال مالی ۲۰۲۹ آغاز میشود، تأمین کرده است، زمانی که تأمین F-15 و F-35 اضافی در مجموع گنجانده میشود.

ارزیابی تأثیر کاهش کمکهای نظامی ایالات متحده
اگر FMF کاهش یابد، اسرائیل باید بودجه دفاعی خود را به سطوحی افزایش دهد که ممکن است سیاستها و مالیاتهای آن حمایت نکنند یا قادر به حفظ آن نباشند. اگر اسرائیل نتواند تأمین مالی FMF از دست رفته را جبران کند و حتی بیشتر، ممکن است اسرائیل را کمتر امن کند و آمریکا را با شریک کمتری در خاورمیانه مواجه سازد. به ویژه با توجه به اینکه ایالات متحده سیستمهای پیشرفتهای را به کشورهای دیگر در خاورمیانه میفروشد، کاهش زودهنگام FMF ممکن است همچنین حفظ برتری کیفی نظامی اسرائیل را که طبق قانون ایالات متحده الزامی است، دشوار کند.
نتانیاهو ممکن است بر این باور باشد که درخواست برای پایان دادن به FMF به او محبوبیت بیشتری در میان عناصر ائتلاف راستگرای خود میدهد، اما موضع نخستوزیر به افرادی در واشنگتن که خواستار پایان دادن به این تأمین مالی بودهاند، شتاب و مشروعیت ظاهری داده است. در نتیجه، احتمالاً FMF زودتر از آنچه که باید پایان یابد، که چالشهای اضافی برای امنیت اسرائیل و آمریکا ایجاد میکند.

