رئیسجمهور دونالد ترامپ بار دیگر با تمدید آتشبس با ایران عقبنشینی کرد.
منتقدان او روز سهشنبه به این اقدام او که به آن TACO (“ترامپ همیشه عقبنشینی میکند”) میگویند، تمسخر میکنند، چرا که رئیسجمهور پس از هشدار به اینکه اگر جمهوری اسلامی تسلیم نشود، دیگر خبری از “آقای خوب” نخواهد بود، بر سر یک خط قرمز شخصی دیگر تسلیم شد.
اما این تمسخر زمانی بیشتر توجیهپذیر است که یک رئیسجمهور جانهای بیشتری از ایرانیان و آمریکاییها را به خطر بیندازد تا صرفاً برای حفظ چهرهی سختگیر خود بر روی آنچه به نظر میرسد جنگی ناپسند است، پافشاری کند.
سوالی haunting درباره جنگ ویتنام که سناتور آینده جان کری در سال ۱۹۷۱ به کمیته روابط خارجی سنا مطرح کرد، در اینجا مناسب به نظر میرسد: “چگونه از یک مرد میخواهید که آخرین مردی باشد که به خاطر یک اشتباه بمیرد؟”
با این حال، عقبنشینی ترامپ شک و تردیدهای جدیدی را درباره مهارتهای رهبری او در زمان جنگ به وجود آورد، در روزی که ایران از حضور در مذاکرات در اسلامآباد که هدف آن پایان دادن به جنگ بود، خودداری کرد و معاون رئیسجمهور جی دی ونس را در خانه معطل گذاشت.
ترامپ در شبکه اجتماعی Truth Social نوشت که به درخواست پاکستان حملات آمریکا را متوقف کرده تا ایران بتواند پیشنهادی ارسال کند و تا زمانی که مذاکرات به نتیجهای نرسد. او همچنین استدلال کرد که این روند پیچیده است زیرا رهبری ایران “به شدت دچار تفرقه” است.
سیانان گزارش داد که مقامات ارشد معتقدند سفر ونس به پاکستان برای مذاکرات چندان منطقی نیست. آنها بر این باورند که ایران به پیشنهادات آمریکا پاسخ نداده زیرا رهبران آن هنوز در مورد موضع خود یا اینکه تا چه حد باید مذاکرات را درباره ذخایر اورانیوم کشور تقویت کنند، به توافق نرسیدهاند. یکی از عوامل پیچیدهکننده ممکن است این باشد که رهبر جدید، مجتبی خامنهای، در مخفیگاه به سر میبرد و ممکن است نتواند دستورات واضحی را منتقل کند، به گفته منابع.
این ممکن است، اما همچنین میتواند راهی خودخواهانه برای پوشش عقبنشینی ترامپ باشد. تردیدها درباره اختیارات دیپلماتهای ایرانی برای مذاکره همیشه مذاکرات با جمهوری اسلامی را تحتالشعاع قرار میدهد. و همچنین ممکن است ناهماهنگی استراتژی آمریکا را برجسته کند، زیرا تفرقههای رهبری ایران به واسطه حملات تروریستی اسرائیل که مقامات ارشد با نفوذ سیاسی را از بین برد، تشدید شده است.
یک شکست بزرگ ترامپ فاش شد
چرخش رئیسجمهور نمیتواند مهمترین نتیجهگیری از روز سهشنبه را پنهان کند: استراتژی او در استفاده از تهدیدات نیروی نظامی فوقالعاده ایالات متحده برای وادار کردن ایران به تسلیم در مذاکرات اکنون چندین بار شکست خورده است. بنابراین، در داخل ایران، باید به نظر برسد که تهدیدات ترامپ در مورد تشدید نظامی فاقد اعتبار است.
ایران همچنین در مورد اینکه آیا به مذاکرات پیشنهادی در اسلامآباد خواهد آمد، رئیسجمهور ایالات متحده را منتظر گذاشت و این امر به آنها ظاهری قویتر بخشید. و دشمنی رئیسجمهور با جنگ بیشتر نشان میدهد که ایران ممکن است بهطور جزئی توانایی خود را برای ضربه زدن به کشورهای حاشیه خلیج فارس ترمیم کرده باشد و بنابراین بازدارندگی استراتژیک خود را تقویت کرده است.
“مهم نیست رئیسجمهور چه خواهد گفت یا معاون رئیسجمهور یا وزیر جنگ چه خواهند گفت. این هیچ تأثیری بر محاسبات ایرانی ندارد.” دنی سیترینوویچ، رئیس سابق شعبه ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، به جیم سیوتو در CNN International گفت.
“از دیدگاه ایرانیها، آنها در موضع برتر قرار دارند. و اگر ایالات متحده بخواهد تشدید کند، تشدید خواهد کرد. و اگر (ایالات متحده بخواهد) توافقی داشته باشد، باید ۱۰ نکتهای را که از طریق پاکستانیها برای آنها ارسال کردهاند، بپذیرد.” سیترینوویچ گفت و به یک پیشنهاد قبلی ایران اشاره کرد که شامل بسیاری از درخواستهایی بود که ایالات متحده آنها را رد کرده بود.
پس، چه اتفاقی میافتد؟
یک خوشبین ممکن است امیدوار باشد که تمدید نامحدود آتشبس فضایی برای کار دیپلماسی فراهم کند. اگر ترامپ واقعاً منظورش این است که آتشبس تا پایان مذاکرات ادامه خواهد داشت، او ممکن است درباره هفتهها یا ماهها صحبت کند، زیرا مذاکرات با ایران همیشه دشوار است.
هر چه آتشبس طولانیتر شود، ترامپ ممکن است کمتر تمایل داشته باشد که بهای شکستن آن را بپردازد. بهطور غیرمستقیم، این میتواند به رئیسجمهور آنچه را که نیاز دارد بدهد — تعلیق جنگی که به شدت بر نرخ تأیید او و اقتصاد جهانی تأثیر گذاشته و تهدیدی برای ایجاد موج انتخاباتی دموکراتها در میانه دوره است.
با این حال، ترامپ بهطور مشهور غیرقابل پیشبینی است. ایران معتقد است که در حداقل دو مورد — قبل از حملات به تأسیسات هستهایاش در سال گذشته و قبل از جنگ امسال — ایالات متحده به نظر میرسد که یک فرآیند دیپلماتیک را با حملات مختصر کرده است.
اما آتشبس مشکلات بزرگ ترامپ را بهطور دائمی حل نخواهد کرد.
تنگه هرمز، یک مسیر حیاتی انتقال نفت، بهدلیل تهدیدات ایران همچنان بسته است. اگر چیزی باشد، رهبری باقیمانده ایران، که اکنون احتمالاً تحت سلطه نظامیهای سختگیر است، حتی از قبل از جنگ افراطیتر است. ایران هنوز اورانیوم غنیشدهای دارد که به آن کمک میکند تا یک برنامه هستهای را دوباره تشکیل دهد — حتی اگر این مواد زیر تأسیسات هستهایاش دفن شده باشند. و مردم آن هنوز تحت سرکوب هستند.
چالش برای دیپلماتها، از پاکستان و جاهای دیگر، این خواهد بود که راهی پیدا کنند تا ترامپ بتواند نوعی پیروزی ادعا کند.
یک کاتالیزور ممکن این باشد که ایالات متحده محاصره بنادر و کشتیهای ایرانی را برقرار کند.
برخی تحلیلگران معتقدند که این ایده بدی بود، ایدهای که بهطور حتم باعث میشود ایران برای حفظ آبرو و حضور در مذاکرات دشوارتر شود. دیگران آن را به ایجاد اهرم جدیدی نسبت میدهند.
یک راه پیش رو ممکن است این باشد که ایالات متحده سعی کند محاصره را در ازای توافق ایران برای باز کردن تنگه مبادله کند. سپس، یک فرآیند دیپلماتیک رسمیتر میتواند به مسائل پیچیدهای مانند برنامه هستهای ایران، تهدید موشکیاش و خواستههایش برای کاهش تحریمها بپردازد.
ریچارد هاست، رئیس پیشین شورای روابط خارجی، از دولت بهخاطر توقفی که ایجاد کرده است، تمجید کرد. هاست به کاسی هانت از CNN گفت: “دادن کمی زمان به آنها و قرار دادن توپ در زمین آنها، اجازه دادن به آنها برای پیشنهاد چیزی به جای اینکه آنها را با موضع آمریکایی تحت فشار قرار دهیم، فکر میکنم این خیلی بهتر است.” “ما در موقعیتی قرار نمیگیریم که چیزی را روی میز بگذاریم که بهنظر غیرواقعی یا از دیدگاه آنها توهینآمیز به کرامت یا افتخارشان باشد.”
هیچ تضمینی وجود ندارد که ایران بهطور مثبت پاسخ دهد، حتی اگر انگیزه زیادی برای کاهش فشار اقتصادی شدید که بازسازی نظامی را مختل کرده، داشته باشد. و زمان لازم برای اینکه محاصره ایالات متحده به شدت تأثیر بگذارد ممکن است بیشتر از مدت صبر سیاسی ترامپ یا ظرفیت اقتصاد جهانی برای تحمل بسته بودن تنگه باشد. رهبران بیرحم تهران ممکن است آماده باشند تا مردم خود را به مقادیر تقریباً بیپایانی از درد مبتلا کنند.
ایران همچنین ممکن است هرگز موافقت نکند که اهرم خود را بهطور دائمی در تنگه هرمز واگذار کند. زیرا این جنگ ثابت کرده است که بهای هر حمله آینده به جمهوری اسلامی منجر به بسته شدن این آبراه و ویرانی اقتصادی جهانی خواهد شد.
ممکن است برخی از ادعاهای دولت که بمبارانهای ایالات متحده و اسرائیل یک پیروزی عملیاتی بوده که تهدید منطقهای و هستهای ایران و شاید حتی ماشین سرکوب داخلیاش را تضعیف کرده، حقیقت داشته باشد.
اما تصمیم اولیه ترامپ برای ورود به جنگ — و تأثیر تجمعی هفتهها از مواضع متناقض او، استراتژی گیجکننده و اظهارات ناپایدار — خطر قرار دادن ایالات متحده در مسیری به سمت شکست استراتژیک را به همراه دارد.
یعنی، مگر اینکه رئیسجمهور — و تلاشی گستردهتر از سوی بازیگران کلیدی بینالمللی — بتوانند از تصمیم او برای جلوگیری از حملات بیشتر برای ایجاد راهحلی استفاده کنند.
