یک تحول تاکتیکی حیاتی در حال تغییر درگیریهای دریایی مدرن است. جنگجویان ساحلی و بازیگران زیر دولتی دیگر نیازی به ناوگانهای سطحی بزرگ برای به چالش کشیدن نیروی دریایی ایالات متحده در کریدورهای استراتژیک حیاتی ندارند. آرایههای موشکی ارزان و مستقر در سواحل و شبکههای هوایی بدون سرنشین به نیروهای کوچکتر این امکان را میدهد که به طور مؤثر بر تسلط سنتی در دریاهای آزاد اختلال ایجاد کنند. این روند یک مزیت نامتقارن عمیق برای کشورهای کوچکتر ایجاد میکند و ثابت میکند که استراتژیهای انکار دسترسی میتوانند به طور مؤثر نیروی دریایی ایالات متحده را در مناطق ساحلی مورد منازعه در سراسر جهان کنترل کنند.
نیروی دریایی ایالات متحده با تهدیدات جدیدی مواجه است
ما در عصر عجیبی از جنگهای دریایی زندگی میکنیم. امروزه یک کشور ساحلی—یا حتی یک جنگجوی زیر دولتی—نیازی به نیروی دریایی برای انجام وظایف دریایی ندارد، گاهی اوقات با تأثیرات سنگین. چنین جنگجویی تنها نیاز دارد که خود را به اندازه کافی با موشکهای ضد کشتی و پهپادهای ارزان و مستقر در سواحل تجهیز کند تا نیروی دریایی بزرگ را متوقف یا حتی شکست دهد.
نمونه A: شکست نیروی دریایی روسیه در دریای سیاه توسط اوکراین. در آوریل 2022، کمتر از دو ماه پس از آغاز جنگ، مدافعان ساحلی اوکراین ترکیبی هنرمندانه از پهپادها و موشکها را برای غرق کردن ناو شکن روسی موسکوا، پرچمدار نیروی دریایی روسیه در دریای سیاه، به کار گرفتند. بقیه نیروی دریایی روسیه از سواحل اوکراین دور ماندند.
اما نبرد در دریاهای آزاد همه چیز نیست. یک رقیب مانند اوکراین میتواند همچنین به حمل و نقل تجاری در محدوده موشک و پهپاد حمله کند و نوعی محاصره غیر دریایی را برای فشار اقتصادی یا جمعیتی بر دشمن خود ایجاد کند. اوکراین دقیقاً همین کار را در آبهای دور جزیره کریمه که تحت اشغال روسیه است، به ویژه در دریای آزوف، انجام داده است.
چالش استراتژی نیروی دریایی ایالات متحده
دریای آزوف بدنه آبی است که در شرق فوری جزیره قرار دارد. این دریا کریمه را از طریق آب به روسیه متصل میکند. رویترز به طور گستردهای در حال پوشش داستانی است که چگونه نیروهای مسلح اوکراین از پهپادها برای حمله به دهها نفتکش “ناوگان سایه” روسی که سعی در انتقال نفت به کریمه تحت فشار دارند، استفاده کردهاند—تنها از ابتدای هفته 11 مورد.
شورای آتلانتیک یک ناوگان سایه، معروف به “ناوگان تاریک” یا “ناوگان شبح”، را به عنوان “یک گروه بزرگ و در حال رشد از کشتیها که خارج از سیستم حمل و نقل رسمی حرکت میکنند” برای فرار از تحریمهای بینالمللی تعریف میکند. این شورا اضافه میکند که کشتیهای ناوگان سایه بارهای غیرقانونی حمل میکنند، تحت مالکیت نامشخص عمل میکنند، معمولاً بدون بیمه حرکت میکنند و سعی میکنند حرکات خود را از طریق تدابیر فریبنده مانند غیرفعال کردن سیستمهای شناسایی خودکار یا ترانسپوندرهای رادیویی پنهان کنند.
در این مورد، ناوگان سایه روسیه در تلاش بود تا از یک رقیب نظامی در خلال یک جنگ داغ فرار کند. در واقع، اوکراین شبهجزیره کریمه را محاصره کرده و به زیرساختهای انرژی و همچنین خطوط لجستیکی مانند جادههایی که برای تأمین مجدد جمعیت روسی کریمه استفاده میشود، حمله کرده است.
حملات به تانکرهای روسی جنبه دریایی محاصره را نشان میدهد. بسیاری از جمعیت کریمه که از ابتداییترین نیازهای زندگی محروم شدهاند، به فرار روی آوردهاند. ساکنان در جستجوی پناهندگی به سمت روسیه از طریق پل کرچ که تنگهای است که دریای آزوف را به دریای سیاه متصل میکند، فرار کردهاند. تأثیر اقتصادی و جمعیتی محاصره اوکراین بسیار بزرگ بوده است. این یک چرخشIronی در سرنوشت برای روسیه است که تقریباً در هر شاخصی از قدرت ملی، اوکراین را شکست میدهد.
نظم دریایی بینالمللی در حال فروپاشی است در حالی که موفقیتهای اوکراین باعث خوشحالی است، حملات آن به تانکرهای روسی یادآور تازهای از روندهای کلان در حوزه دریایی است.
اول، نظم حقوقی دریایی بینالمللی تحت فشار شدید از سوی منابع غیرمنتظره است. ناوگانهای سایه تنها یکی از نشانهها هستند. تلاشهای اخیر ایران برای کنترل ترافیک از طریق یک کریدور بینالمللی، تنگه هرمز، به وضوح بر اساس حقوق دریا غیرقانونی است. با این حال، تهران حق نه تنها اعطای یا عدم اعطای مجوز برای عبور کشتیها از تنگه، بلکه همچنین حق دریافت عوارض یا “هزینهها” یا هر اصطلاح جدیدی که برای دریافت هزینه از کاپیتانهای کشتی برای استفاده از یک آبراه بینالمللی وجود دارد، را ادعا میکند.
در نقاط دیگر جهان، دزدی دریایی سومالی در اقیانوس هند غربی در حال بازگشت است. و البته، تخلفات چین در زمینه حقوق دریایی بینالمللی بیشمار و پیشساز است. چین به مدت سالها به طور مداوم به آزادی دریا حمله کرده است از طریق نقشه خط نهگانه خود در دریای چین جنوبی و حملات خاکستری خود. پکن اکنون در تلاش است تا نفوذ خود را به سمت اقیانوس آرام غربی و شرق تایوان گسترش دهد.
زمانی نه چندان دور، کارشناسان دریایی اعلام کردند که نظم خوب در دریا خود به خود اجرا میشود. نه، خیر. نظم خوب در دریا باید اجرا شود یا از دست برود.

سلاحهای نامتقارن در برابر نیروی دریایی ایالات متحده
دو، دسترسی و انکار منطقهای در حال حاضر موضوع روز است. ناظران چین معمولاً انکار دسترسی را به عنوان یک موضوع چینی میدانند، صرفاً به این دلیل که ما مدتها پیش آن را اینگونه نامگذاری کردیم. اما فناوریهای نوین و ارزان—خودمختاری و هوش مصنوعی، همراه با تسلیحات سنتیتر مانند موشکها—مبارزان ضعیفتری مانند اوکراین، ایران یا حتی شبهنظامیان حوثی در یمن را به شدت توانمند کرده است. مگر اینکه و تا زمانی که نیروی دریایی تدابیر مؤثری برای مقابله با پهپادهای انبوه و موشکها طراحی کند، مدافعان ساحلی بر ناوگانهایی که در سواحل در حال گشتزنی هستند، برتری خواهند داشت. محافظت در برابر مبارزان ساحلی ممکن است شامل استفاده از موشکهای رهگیر ارزان، پهپادهای ضد پهپاد، یا تسلیحات انرژی هدایتشده باشد که به تدریج به بلوغ میرسند.
چالشهای انکار دسترسی نیروی دریایی ایالات متحده
نتیجهگیری: دفاع در این دنیای جدید شجاعانه انکار دسترسی به نظر غالب میرسد. این از دیدگاه ایالات متحده هم خوب و هم بد است. این خوب است زیرا آمریکا به طور کلی در حالت دفاع استراتژیک قرار دارد. این کشور میخواهد آنچه را که هست—نظم جهانی که بر آن نظارت دارد—حفظ کند. این حقیقت حتی زمانی که کاخ سفید از متحدان، شرکا و دوستان میخواهد تا سهم بیشتری از بار دفاع را به دوش بکشند—و به عنوان نگهبانان همپیمان نظم موجود ایستادهاند، همچنان برقرار است. خوب است که قدرتهای ضعیفتری مانند اوکراین میتوانند در برابر قدرتهای قویتر و بدخواهی مانند روسیه ایستادگی کنند. همچنین خوب است که تایوان یا ژاپن میتوانند با چشمانداز معقولی از موفقیت در برابر چین سلطهجو ایستادگی کنند.
وضعیت موجود! یک شعار الهامبخش بهخصوصی نیست. اما به درستی اهداف آمریکایی و متحدان را منتقل میکند. فناوریهای شگفتانگیز کمک میکنند. کشورهای ضعیف اکنون میتوانند با کشورهای قویتر بجنگند—برای بهتر و بدتر. این که دفاع غالب است، یک چیز بد است زیرا به اهداف استراتژیک تهاجمیتر آمریکا که در دستورالعملهایی مانند استراتژی امنیت ملی و استراتژی دفاع ملی تعیین شدهاند، آسیب میزند.
این دو سند اولویتهای منطقهای ایالات متحده را تعیین میکنند—بر مدیریت رویدادها در نیمکره غربی تأکید میکنند، سپس مقابله با چین، سپس حمایت از دفاع اروپایی، و سپس مدیریت رویدادها در خاورمیانه. (بقیه جهان و غیره.) برای انجام همه این کارها، نیروهای مسلح ایالات متحده به دسترسی به آبهای فراساحلی در بسیاری از نقاط جهان نیاز دارند، از جمله نه تنها اوراسیا بلکه قارههای آمریکا. آنها دیگر نمیتوانند این دسترسی را بهطور مسلم فرض کنند.
data-path-to-node=”17″>بزرگان این مشکل را پیشبینی کردند. نیکلاس اسپایکمن، کارشناس ژئوپلیتیک در دهه ۱۹۴۰، نکتهای ساده اما غیرقابل انکار را مطرح کرد. اگر یک هژمون که اقیانوسها را در بر میگیرد بخواهد نفوذ خود را به “حاشیهها”ی اوراسیا، بهویژه اروپا غربی و شرق آسیا، گسترش دهد، نیروی دریایی آن باید بتواند از طریق آب به حاشیهها دسترسی پیدا کند. یک نیروی دریایی هژمون باید قادر باشد کنترل “دریاهای حاشیهای” که دور تا دور حاشیه اوراسیا را احاطه کردهاند، مانند دریای چین جنوبی یا دریای بالتیک، از رقبای محلی برباید. اگر در محاصره قرار گیرد، ناوگان آن از سواحل جنگی بسیار دور میماند و نمیتواند قدرت خود را بهطور مداوم به داخل سرزمین منتقل کند.
تهدیدات ساحلی نیروی دریایی ایالات متحده را به چالش میکشد
اما در عصر پهپادها و هوش مصنوعی چه بر سر استراتژی حاشیهها میآید اگر ایالات متحده، هژمون کنونی، نتواند بر دریاهای حاشیهای تسلط یابد؟ نفوذ آن کاهش مییابد. بدتر از آن، اگر قدرتهای نیمکره غربی علیه ایالات متحده قرار بگیرند چه؟ کشورهای ساحلی—یا حتی کارتلهای مواد مخدر یا گروههای تروریستی—میتوانند تسلیحاتی را به کار بگیرند که قادر به تهدید نیروی دریایی ایالات متحده و نیروهای مشترک باشند.
به این موضوع فکر کنید. آیا نیروهای ایالات متحده میتوانستند نیکولاس مادورو را از کاخ خود در کاراکاس در سال جاری ربوده و بهدست آورند اگر ونزوئلا دارای زرادخانهای ضد دسترسی مشابه با ایران بود؟ آیا نیروهای ایالات متحده میتوانستند قایقهای حامل مواد مخدر را در خلیج مکزیک و دریای کارائیب یا اقیانوس آرام شرقی ارسال کنند اگر کارتلها زرادخانهای مشابه با حوثیها داشتند؟ آیا واشنگتن میتوانست فشار غیرقابل تحملی بر کوبا وارد کند اگر رژیم کمونیستی چنین زرادخانهای را به کار میگرفت؟
شاید. اما میتوانید شرط ببندید که چنین جسارتی سختتر، پیچیدهتر و پرخطرتر خواهد بود. حمله اوکراین به ناوگان سایهای روسیه به ما چیزهای زیادی برای فکر کردن داده است—حتی در نیمکره خودمان.

