دیپلماسی قایقهای جنگی به خلیج فارس بازگشته است و ایستهای دریایی دههها میانجیگری آرام منطقه را بر هم میزند. کانالهای باریک کشتیرانی به مناطق آتشزا تبدیل شدهاند و شرکای منطقهای را مجبور به انتخاب طرف میکنند. در این محیط پرخطر، ائتلاف ایران و عمان، که پیش از انقلاب 1979 شکل گرفته، با مهمترین آزمون ساختاری خود تا به امروز روبرو است. در حالی که قدرتهای جهانی خواستار همراستایی هستند، ایران و عمان باید بین بیطرفی تاریخی در همسایگی و بقا انتخاب کنند.
ائتلاف ایران و عمان با آزمون تاریخی مواجه است
ایران و عمان برای دههها متحد بودهاند و روابط آنها به پیش از جمهوری اسلامی برمیگردد. این تداوم اکنون تحت فشار است، زیرا جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران و فشار واشنگتن بر مسقط شروع به آزمایش شرایط این رابطه در آبهای باریک تنگه هرمز کرده است.
اکنون سوال در دریا، در بنادر و در تبادلات میان مقامات که سعی در مدیریت بحرانی دارند که فراتر از دیپلماسی رفته، مطرح میشود.
در تاریخ 12 ژوئیه، ایران اعلام کرد که تنگه هرمز تا اطلاع ثانوی بسته خواهد بود، در میان افزایش تنشها با ایالات متحده و آنچه تهران به عنوان نقضهای مکرر آتشبس به دست آمده در تاریخ 8 آوریل 2026 توصیف میکند، پس از 40 روز جنگ تحمیلی از سوی ایالات متحده و اسرائیل.
تصمیم به بستن این آبراه استراتژیک به عنوان پاسخی مستقیم به نقض واشنگتن از یادداشت تفاهم میانجیگری شده توسط پاکستان که پس از آتشبس به امضا رسید، ارائه شد، که رئیسجمهور ایران، مسعود پزشکپور و رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، به طور جداگانه در تاریخ 18 ژوئن امضا کردند.
شکایات تهران به تفصیل بیان شد. برخلاف ماده 1 از یادداشت تفاهم 10 مادهای، ایالات متحده نتوانست حملات اسرائیلی به لبنان را متوقف کند. در عین حال، واشنگتن مسیری را که مقامات ایرانی آن را “مسیر غیرقانونی” توصیف کردند، در نوار جنوبی تنگه هرمز، در آبهای عمان باز کرد – که با ماده 5 که به ایران اجازه میدهد “ترتیباتی برای عبور ایمن کشتیهای تجاری از طریق این آبراه” فراهم کند، مغایرت دارد.

کریدور رقیب روابط ائتلاف ایران و عمان را تقسیم میکند
شکایات ایران در مورد آنچه که آن را کریدور غیرقانونی مینامد، که بهگفته گزارشها تحت فشار ایالات متحده بر عمان عملیاتی شده است – فشاری که وزارت امور خارجه ایران میگوید مانع تلاشها برای ایجاد یک مکانیزم مشترک شده است – معضلی را بین تهران و مسقط ایجاد کرده است، که روابط آنها مدتهاست بر پایه اعتماد، احترام متقابل و همسایگی خوب تعریف شده است.
در ۱۱ ژوئیه، وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، به مسقط سفر کرد تا در مورد “ماده ۵ یادداشت تفاهم، هماهنگی بین دو کشور ساحلی خلیج فارس و تدابیر اداری مربوط به عبور کشتیها از تنگه هرمز” بحث کند.
این مذاکرات که با حضور قطر برگزار شد، نتیجهای را که تهران انتظار داشت به همراه نداشت، زیرا عمان پیشنهاد یک گذرگاه سوم از تنگه را بدون عوارض مطرح کرد که عراقچی آن را رد کرده و به تهران برای بررسی ارجاع داد.
این تردید به زودی به تشدید تنشها منجر شد، زیرا نیروهای ایالات متحده و ایران به حملات به مواضع یکدیگر ادامه دادند، بهطوریکه تهران به کشتیهای تحت اسکورت نیروی دریایی ایالات متحده در کریدور بهاصطلاح عمانی حمله کرد.
حملات فراتر از تنگه گسترش یافت، زیرا ایران به تأسیسات نظامی ایالات متحده در امارات متحده عربی، کویت، بحرین و اردن حمله کرد.
یک روز پس از بازگشت عراقچی از مسقط، ایران اعلام کرد که به پلتفرمهای پشتیبانی و سوختگیری ناو هواپیمابر ایالات متحده در بندر دوqm حمله کرده است، که باعث شد عمان سفیر ایران را احضار کرده و یادداشت رسمی اعتراضی را در مورد حملات پهپادی به سایتهای واقع در استانهای مسندم و الوسطی ارائه دهد.
شایان ذکر است که مسندم یک منطقه انحصاری عمان است که بر تنگه هرمز مشرف است و یک سرزمین استراتژیک حیاتی است که مورد توجه امارات متحده عربی و اسرائیل قرار گرفته است.
بیطرفی تهدیدی برای اتحاد ایران و عمان
در مراحل اولیه جنگ ۴۰ روزه و بسته شدن تنگه هرمز، عمان موضع بیطرفی را حفظ کرد و نه از برنامههای ایران برای اعمال عوارض عبور بر کشتیها حمایت کرد و نه به آنها اعتراض کرد.
این موضع تا اواخر مه تغییر کرد، زیرا فشار ایالات متحده افزایش یافت، از جمله تهدیدات ترامپ که واشنگتن اعلام کرد اگر عمان در اختلافات مربوط به عوارض عبور دخالت کند، “عمان را منفجر خواهد کرد.”
مسقط سعی کرد راه میانهای پیدا کند و اعلام کرد: “اگرچه به نفع عوارض عبور نیست، که تحت قوانین بینالمللی ممنوع است”، اما از “عوارض زیستمحیطی و خدمات ناوبری” حمایت میکند اگر ایران بر کشتیهای وارد یا خارجشونده از خلیج فارس اعمال کند.
در سفر او به مسقط در اوایل ژوئن، مذاکرهکننده ارشد ایرانی، محمد باقر قالیباف، اعلام کرد که “تهران با عمانیها به توافقی برای مدیریت ترافیک در تنگه هرمز دست یافته است.”
اجماع شکسته آزمایش اتحاد ایران و عمان
ایران انتظار نداشت که عمان به ایالات متحده اجازه دهد که یک کریدور رقیب در آبهای خود باز کند. سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اسماعیل باقری، گفت:
“در آخرین دور مذاکرات در مسقط، تلاش کردیم که به یک سازوکار برای تضمین عبور ایمن کشتیها از تنگه هرمز، با مشورت با عمان، دست یابیم. متأسفانه، به دلیل فشارهای پنهان و آشکار ایالات متحده بر عمان، به این هدف نرسیدیم.”
دیپلمات پیشین، محمدجواد لاریجانی، در یک مصاحبه تلویزیونی با شبکه دولتی، تیم مذاکرهکننده را به خاطر وارد کردن عمان به مذاکرات مورد انتقاد قرار داد. او اشاره کرد که، “عمان در این منطقه بازیگر قدرتمندی نیست و آمریکاییها هرگز اجازه نخواهند داد که این کشور در مورد آبراه حیاتی که یک پنجم مصرف انرژی نفت از آن عبور میکند، نظری داشته باشد.”
کارشناس امور غرب آسیا، سید رضا صدرالحسینی، به خبرگزاری فارس گفت:
“آمریکاییها فشار زیادی بر عمان وارد کردند و یکی از پایگاههای نظامی غیرفعال آن را در دقم فعال کردند. این تأسیسات نظامی قبلاً علیه ایران فعالیتی نداشت، اما اخیراً توسط ارتش آمریکا در حملات علیه ایران مورد استفاده قرار گرفت.”
صدرالحسینی اضافه کرد، “ایران برای ماهها عمان را از حملات معاف کرده بود، اما اکنون دیگر هیچ استثنایی قائل نخواهد شد و به هر پایگاه نظامی که به عنوان سکوی حمله استفاده شود، پاسخ خواهد داد و دقم یکی از آنها بود.”
این کارشناس ایرانی ادامه داد، “به عنوان یک کشور دوست و همسایه که رابطهاش با ایران همیشه بر اساس اعتماد بوده است، انتظار میرفت عمان در برابر فشارهای ایالات متحده یا برخی کشورهای منطقه مقاومت کند و اجازه ندهد که خاکش برای ایجاد ناامنی در منطقه استفاده شود.”

چالشهای نظامی بر ثبات اتحاد ایران و عمان تأثیر میگذارد
همه ارزیابیها در ایران با این دیدگاه همراستا نیستند. جواد میرجلی بیات، کارشناس متخصص در روابط ایران و عمان، استدلال میکند که مسقط تحت فشارهای ایالات متحده، کشورهای غربی و بازیگران منطقهای گزینههای محدودی داشت:
“هیچکس نمیتواند تصور کند که مسقط بتواند در برابر دونالد ترامپ که تهدید به انفجار عمان میکرد یا وزیر خزانهداری که عمان را با تحریمها تحت فشار قرار میداد، مقاومت کند. عمان نه ظرفیت نظامی دارد و نه اقتصادی شکوفا که بتواند در برابر تحریمها ایستادگی کند و نه شهروندانش میتوانند در برابر تحریمهای اقتصادی مقاومت کنند.”
بیات حتی از عمان به خاطر فراتر رفتن از محدودیتهای نظامی و سیاسیاش تمجید میکند و میگوید: “تا به حال مسقط از اجازه دادن به اسرائیلیها و آمریکاییها برای استفاده از فضای هوایی یا پایگاههای زمینیاش برای حمله به یمن یا ایران خودداری کرده است. نمیتواند بیشتر از این مقاومت کند.”
گامهای بعدی تهران
به نظر میرسد ایرانیها تصمیم گرفتهاند که از عمان انتظار زیادی نداشته باشند.
علی خدری، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران، گفت:
“جمهوری اسلامی ایران با یا بدون عمان، از این آبراه استراتژیک عقبنشینی نخواهد کرد. قدرت خود را اعمال خواهد کرد. سلطنت عمان میتواند در این زمینه با ایران همکاری کند، اما اگر تصمیم بگیرد که همکاری نکند یا (بدتر از آن) به دشمن پشت پرده کمک کند، از موشکهای ایرانی در امان نخواهد بود.”
بیات موافق است که عمان تا کنون توانسته از این جنگ (منطقهای) دور بماند:
“آنها میدانند هر چه درگیری بزرگتر شود، بیشتر به آن کشیده خواهند شد. بنابراین، آنها به دنبال حل این درگیری منطقهای از طریق رویکرد معمول خود، که دیپلماسی است، هستند. هرچند دیپلماسی در حال حاضر شکست خورده و غیرقابل قبول است.”
او پیشنهاد میکند: “ایران باید از قدرت نظامی نرم استفاده کند، از جمله حمله به پایگاه آمریکایی در مسندم یا قرار دادن مینهای دریایی در سمت عمانی تنگه. این در نهایت عمانیها را از فشارهای واشنگتن نجات خواهد داد.”
ایران قبلاً این استراتژی را اتخاذ کرده است. علاوه بر هدف قرار دادن بندر دوqm، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، رادارهای نظارت هوایی دوربرد و رادارهای شناسایی دریایی آمریکا در عمان را نابود کرده است.
فشار جنگ و روابط پایدار
با وجود تشدید تنشها، برخی ارزیابیهای ایرانی همچنان رابطه را مقاوم میدانند.
وزیر امور خارجه عمان، بدر البوسعیدی، در مقالهای در لو موند نوشت: “زمان آن رسیده است که از نسبت دادن تقصیر درگیری (به ایران) به ساختن سازوکارهایی برای جلوگیری از درگیریهای آینده منتقل شویم.”
بوسعیدی اشاره کرد: “معماری امنیتی خلیج فارس پس از ۱۹۷۹ که بر پایه مهار ایران بنا شده بود، شکست خورده و نیاز به ارزیابی مجدد دارد.” او افزود: “رویدادهای اخیر نشان داد که بسیاری از چالشهای امنیتی منطقه ناشی از تصمیمات اتخاذ شده در خارج از این منطقه است نه درون آن.”
برای بیات، “جمهوری اسلامی هرگز با عمان از نظر جغرافیایی، مذهبی یا گفتمانی چالشهای اساسی نداشته است.”
بنابراین، او معتقد است: “به دلایل متعدد، رابطه ایران و عمان قویتر از آن است که با چالشهای ناشی از این جنگ نابود شود. البته، اگر درگیری کنونی از کنترل خارج نشود، (در بلندمدت) فعالیتهای نظامی ایران در تنگه هرمز میتواند به نفع عمان نیز باشد.”
“عمان نگرانیهایی (موجه) در مورد همسایگانش مانند امارات متحده عربی و کشورهای دیگر دارد. اتحاد مسقط با تهران این نگرانیها را نیز کاهش میدهد.” او نتیجهگیری میکند.
با این حال، فضای میانجیگری در حال تنگ شدن است. کانالی که زمانی از طریق هماهنگی آرام بین تهران و مسقط مدیریت میشد، اکنون در معرض رویارویی مستقیم قرار دارد، با تصمیماتی که تحت تأثیر رویدادهای میدانی به جای تفاهمهای مذاکرهشده اتخاذ میشود.
تنگه هرمز از یک گذرگاه کنترلشده به یک نقطه فشار تبدیل شده است، جایی که هر تشدیدی خطر پیشبرد درگیری را بیشتر میکند.

